محکوم به زندگی;
غمِ ویرانی خود را به چه تشبیه کنم؟
فرض کن کوه شنی طعنهی طوفان خورده...
محکوم به زندگی;
من نگاه از مردم این شهر میدزدم ولی،
آنکه را سیری ندارم از تماشایش تویی
محکوم به زندگی;
در نبودنت ، به کسی باج ندادم هرگز
کاروان نیست ك دل ؛ هر ك به جایت آید
شعر