محکوم به زندگی;
گَر در طَلَبَت رَنجی،مارا بِرَسَد شایَد
چون عِشق حَرَم باشَد،سَحل اَست بیابان ها
محکوم به زندگی;
‹ خیال ترک آغوشت مرا دیوانه می سازد . .
تو شاهی را تصور کن ك تاج و تخت میبازد! ›
محکوم به زندگی;
چه به سرم خواهد آمد؟ سرنوشتم چیست؟
بدتر از همه اين است كه هیچ یقینی ندارم، آيندهاى ندارم، و حتی نمیتوانم حدس بزنم چه بر سرم خواهد آمد.
به گذشته هم میترسم نگاه كنم.
گذشته چنان پر از بدبختی است كه
فقط يادش كافى است تا دلم را پارهپاره كند.
- بیچارگان|داستایفسکی❤️🩹🪴
محکوم به زندگی;
کمی که می گذرد درد ِ غم هایم کم می شود . گویی پوست کلفت شده ام . دگر هرچه تیغ زنی بر قلب من اثر ندارد ، غم دکتر شده و بی حسی برایم تجویز کرده .
حتی دیگر شب که می شود اشک نمی ریزم .
آن قدر بی حس و سبکم که زل می زنم به گوشه ای و ساعت ها همانطور می مانم .
نمی دانم چه اتفاقی برایم افتاده اما می دانم اصلا باب ِ میلم نیست .
محکوم به زندگی;
...
شاعر میگه؛
چنان روزي رسان، روزی رساند
که صد عاقل از آن حیران بماند
سعدی