محکوم به زندگی;
دقیقاً اونجاییم که ابتهاج میگه...
بنگر، چه جانهای گرامی رفتهاند از دست،
دردی ست چون خنجر
یا خنجری چون درد...
در من کسی آهسته میگرید...
ابتهــاج|شعــر
محکوم به زندگی;
- نمیدانم چرا اما به قدری دوستت دارم ..
که از بیچارگی گاهی به حالِ خویش میگریم..(:
فاضل_نظری
محکوم به زندگی;
گَر در طَلَبَت رَنجی،مارا بِرَسَد شایَد
چون عِشق حَرَم باشَد،سَحل اَست بیابان ها
محکوم به زندگی;
‹ خیال ترک آغوشت مرا دیوانه می سازد . .
تو شاهی را تصور کن ك تاج و تخت میبازد! ›