eitaa logo
کتابخونه‌ی‌زیرشیروونی.
304 دنبال‌کننده
260 عکس
10 ویدیو
4 فایل
- دلم می‌خواد بنویسم؛ ولی انگار کلمه‌ها از دستم فرار می‌کنن. امیدوارم لای کتابای خاک‌خورده‌ی اینجا پیداشون کنم. تو هم بگو: https://daigo.ir/secret/31644679988
مشاهده در ایتا
دانلود
کتابخونه‌ی‌زیرشیروونی.
📪 پیام جدید https://eitaa.com/atticlibrary/3751 نه اون زو فهمیدم آخرش _گیج #دایگو
این‌جوریه که به جای این که سعی کنیم یه مسیر ذهنی رو برای داستان تو سر همه شکل بدیم و ایده‌هامون رو از قضیه یکی کنیم، میایم از این زاویه دید‌ها و قلم‌های متفاوتمون به عنوان نقطه قوت ماجرا استفاده می‌کنیم. یعنی صرفا از روی یه موضوع چند خطی شروع می‌کنیم نوبتی نوشتن، بدون اینکه بدونیم تصور بقیه از ماجرا چیه.😂 مثلا من پارت اول رو با هدف این می‌نویسم که داستان ترسناک باشه، ولی کسی که پارت دومو می‌نویسه دلش فانتزی می‌خواد پس داستان رو می‌چرخونه. این‌جوری هی همگی سورپرایز می‌شیم.😂
هدایت شده از نامه‌ها.
📪 پیام جدید اهم این همه پیام خوندم تا ببینم ایده‌م تکراری هست یا نه خب من اون اول که prompt رو خوندم به نظرم اومد که این اتفاق به دست اومدن بینایی فقط رو یه نفر نباشه درواقع چند نفر از مناطق مختلف بفهمن که عه من میتونم ببینم و بعد همه چی براشون شک برانگیز بشه. کم کم سر یه اتفاقاتی باهم ملاقات میکنن و میفهمن که عه وا تنها نیستن و.. البته که اگه اینجور بخوایم بنویسیم یه داستان خیلی طولانی میشه که به نظر مناسب نمیاد....
درمورد این یکی داستان گروهی که ایده اش پیش کشیده شد، میتونیم ایده دولت رو بذاریم کنار، به جاش یچیزی تو مایه های آدم فضایی یا نوع خاصی از ادما که قدرتای خاصی دارن و آموزش های خاصی دیدن رو بیاریم توی داستان.
مثلا اون آدمای خاص کاری کنن که همه به طور ناگهانی بیناییشونو به مدت دو سال از دست بدن و بعد همه بینایی رو به دست بیارن اما به خاطر نوشته های دیوار همچنان تظاهر به کوری کنن.
بعدش شخصیت اصلی بگه که کور نیست یا سعی کنه به بقیه بفهمونه
مثلا با نوشتن یسری چیزا روی همون دیوارا
تا بفهمه بقیه هم میبینن یا فقط خودشه
ایده‌ی نیمه ارشد:
هدایت شده از نامه‌ها.
📪 پیام جدید بچه‌ها ولی این ایده یکم زیادی ایراد داره (من خودم چون به شخصه قضیه دولت و سیاسی بودنش رو دوست داشتم بر همون محور پیش میرم) چرا دولت باید این کارو بکنه اصلا؟ جوابش باید ساده ولی منطقی باشه، نه یه چیزی در حد "چون رهبرشون عقده داشت". دقت کنین هرکی چشماش باز باشه میمیره، هرکی بدونه ساکت میشه. این یعنی چی؟ یعنی کنترل. دولت شهروند باهوش نمیخواد، شهروند مطیع میخواد. حتما باید بگیم مردم چرا و چیجوری قبول کردن این حرفو. باید یه وابستگی زیادی بین مردم و دولت باشه. مثلا دولت مردمو از جنگ یا قحطی نجات داده باشه. بعد از اینکه وابستگی به وجود اومد، مردم به مدرک نیاز دارن برای باور این حرفا. در نتیجه دولت توی یه منطقه کنترل شده‌ای، یه همچین ویروسی رو پخش میکنه. توی پیام بعدی بقیشو میگم
هدایت شده از نامه‌ها.
📪 پیام جدید یکم از اون ویروس هم پخش میکنه توی چندتا از کشورای همسایه تا باور پذیر تر بشه. اون کشورا ممکنه بعد از چند سال ویروس رو ریشه کن کنن ول این کشور نه
هدایت شده از نامه‌ها.
📪 پیام جدید اما سوال بعدی که پیش میاد اینه، آیا اصلا دنیایی با جامعه کور قابل دیدن هست؟ آره. بینایی حسیه که به مردم کمک میکنه تا الگوها رو تشخیص بدن، در نتیجه از بین بردنش یعنی جامعه احمق. همه چی توی اون کشور باید لمس محور یا بو محور باشه. همه خونه‌ها باید شبیه هم ساخته بشن تا کسی توی خونه بقیه گم نشه. برای جدا کردن اتاقا از هم باید جنس کف هر اتاق با یه اتاق دیگه فرق کنه. آموزش باید بر اساس خط بریل باشه. خیابون‌ها، دیوارها، اشیا، همه چی باید همین طوری باشه. استفاده از اتوموبیل ممنوعه(برای عامه مردم)، مگر اتوموبیل‌های هوشمند که خودشون راه رو بلدن. همه اینا یعنی دولت داره تظاهر میکنه که به رفاه مردم اهمیت میده