eitaa logo
کتابخونه‌ی‌زیرشیروونی.
78 دنبال‌کننده
68 عکس
0 ویدیو
0 فایل
من یه نویسنده‌م، همون‌طور که سیب‌زمینی یه باتریه. -تو هم بگو: https://daigo.ir/secret/p-2ed89867 برای سکوت‌های بی‌انتها، حرف‌های نامفهوم، قهوه‌های مسموم و حمله‌ی قواتل سینمایی آماده باشید.
مشاهده در ایتا
دانلود
کتابخونه‌ی‌زیرشیروونی.
وای یه موضوعی هست که شاید هزار ساله می‌خوام باهاتون در میون بذارم و هی یادم می‌ره. (در واقع یادم نمی
خب بذارید تعریف کنم. ببینید من از وقتی یادم می‌آد، همیشه یکی از بزرگترین مشکلاتم برای نوشتن داستان‌های طولانی یا مثلا رمان، این بوده که تقریبا همیشه مجبور می‌شدم یه مکان واقعی رو برای روی دادن ماجراها انتخاب کنم (منظورم یه کشوره) یا حتی اگه داستانم تم تخیلی یا آخرالزمانی و این‌جور چیزا داشت و نیازی به اشاره به خود کشور و اینا نبود، آخرش مجبور می‌شدم برای کرکترام اسم انتخاب کنم دیگه. (یعنی در نهایت یه اشاره‌ای به ملیتشون می‌شد.) و من واقعا با این مورد درگیرم. چون به شخصه واقعا نمی‌تونم تصور کنم یه داستان با ژانرهایی که من معمولا می‌نویسم، توی ایران اتفاق بیوفته. یعنی می‌دونید؟ ایران زیادی واقعیه توی ذهنم که بخواد درگیر حمله‌ی زامبی‌ها یا همچین چیزی بشه.😂 نمی‌دونم با عقل جور در می‌آد یا نه. مثلا یه فیلم کره‌ای رو می‌بینم که توش آدم فضاییا به زمین حمله کردن و این‌جوریم که وای چقدر منطقی و ممکن! ولی به محض این‌که بخوام تصور کنم این ماجرا بخواد تو شهر خودم اتفاق بیوفته همه چیز مضحک می‌شه برام.😂😭
نمی‌دونم مثلا خارجیا هم نسبت به فیلم‌ها یا کتاب‌های خودشون همچین حسی رو دارن یا نه.
البته مثلا ایده‌هایی به ذهنم رسیده جدیدا (برای ژانر ترسناک یا تخیلی) که توش حتی نیازی به اسم کرکترها هم نباشه. ولی می‌دونید؟ همین‌ها باعث می‌شه ایده‌هام خیلی محدود بشن برای نوشتن.
اگه کلا بیخیال این دوتا ژانر بشیم، نوشتن ژانر جنایی هم خیلی محدود کننده‌ست. چون به محض این‌که واقعا پای قانون به داستان باز بشه، این موضوع که داستان داره کجا اتفاق می‌اوفته باید کاملا روشن باشه. مگه این‌که جنایی-تخیلی باشه داستان و بتونم قوانین خودمو تعریف کنم کلا. یا مگه این‌که مثل agggtm کلا یه آدم رندومی خودش بیوفته دنبال قاتل و اصلا پای قانون به ماجرا باز نشه.
یعنی می‌دونید؟ نمی‌گم اصلا نمی‌شه نوشت. می‌گم محدودیت‌های زیادی وجود داره تو ذهنم درباره‌ی این مسائل.
و از طرفی هم نمی‌تونم خیلی راحت یه مکان خارجی (که تو ذهنم اون‌قدر واقعی نیست) رو انتخاب کنم تا داستانم اون‌جا اتفاق بیوفته. چون متاسفانه نمی‌تونم از تفاوت‌های فرهنگی و تاثیراتی که توی رفتار آدم‌ها می‌ذارن همین‌طوری بگذرم. یعنی احتمالا اول باید برم کلی روی نحوه‌ی تفکر متاثر از فرهنگ و شرایط اجتماعی یه کشور تحقیق کنم تا بعدش بتونم داستانو اون‌جا بنویسم.
و خلاصه همه‌ی این‌ها دست و پام رو واسه نوشتن می‌بندن و بله. کمک.
واسه همینه که اکثرا کوتاه می‌نویسم و تقریبا همیشه داستان‌هام یه کرکتر بیشتر نداره. چون می‌خوام تا جای ممکن از اسم‌ها خودداری کنم.✨ (این نکته که توی شخصیت پردازی افتضاحم هم بی‌تاثیر نیست، ولی به هرحال.)
هدایت شده از نامه‌ها.
📩 پیام ناشناس جدید https://eitaa.com/atticlibrary/894 وای دقیقاً منم خیلی با این قضیه درگیرم، انتخاب اسم خیلی سخته. فکر کن مثلاً شخصیت اصلی داستانت در حال فرار باشه چرا؟ چون همکلاسیش آزیتا تبدیل به زامبی شده یا اسم قاتل مخوف داستانت اکبر باشه (انگار قصابه) ولی از اون طرف اسمای خارجی هم یه حس چیزی بهم می‌دن، کلاً هر اسمی می‌خوام رو شخصیت بذارم به دلم نمی‌شینه. تخیلی نوشتن هم مصیبتیه
دقیقا. خودشه. وای.