هدایت شده از نامهها.
📩 پیام ناشناس جدید
https://eitaa.com/atticlibrary/876
جملهی آخر مال منه بیا برش داریم😃
جمله قبلیه مال کیه، نظرش چیه به جای تاریکی چیز دیگهای ببینیم
کتابخونهیزیرشیروونی.
📩 پیام ناشناس جدید https://eitaa.com/atticlibrary/876 جملهی آخر مال منه بیا برش داریم😃 جمله قبلیه
😂😭
نفر قبلی، لطفا بگو نظرت چیه به جای تاریکی یه چیز دیگه ببینیم.✨
وای یه موضوعی هست که شاید هزار ساله میخوام باهاتون در میون بذارم و هی یادم میره.
(در واقع یادم نمیره، فقط هی تو ذهنم مسئله رو براتون تعریف میکنم و بعد از تصور تعریف کردنش دیگه لزومی نمیبینم که واقعا بیانش کنم تا وقتی که دوباره حس میکنم واقعا به جوابش احتیاج دارم و صحبت با شما تو سرم کفایت نمیکنه و دوباره حرفایی که میخوام بزنم رو تجسم میکنم و این چرخه ادامه پیدا میکنه.)
ولی خب الانم قرار نیست بگمش چون میخوام از مسئلهی تاریکی و اینها منحرف نشیم.✨
هدایت شده از نامهها.
📩 پیام ناشناس جدید
https://eitaa.com/atticlibrary/882
نفر قبلی منم🖐
هرجور صلاح میدونید!🤗
کتابخونهیزیرشیروونی.
وای یه موضوعی هست که شاید هزار ساله میخوام باهاتون در میون بذارم و هی یادم میره. (در واقع یادم نمی
خب بذارید تعریف کنم.
ببینید من از وقتی یادم میآد، همیشه یکی از بزرگترین مشکلاتم برای نوشتن داستانهای طولانی یا مثلا رمان، این بوده که تقریبا همیشه مجبور میشدم یه مکان واقعی رو برای روی دادن ماجراها انتخاب کنم (منظورم یه کشوره) یا حتی اگه داستانم تم تخیلی یا آخرالزمانی و اینجور چیزا داشت و نیازی به اشاره به خود کشور و اینا نبود، آخرش مجبور میشدم برای کرکترام اسم انتخاب کنم دیگه. (یعنی در نهایت یه اشارهای به ملیتشون میشد.)
و من واقعا با این مورد درگیرم. چون به شخصه واقعا نمیتونم تصور کنم یه داستان با ژانرهایی که من معمولا مینویسم، توی ایران اتفاق بیوفته. یعنی میدونید؟ ایران زیادی واقعیه توی ذهنم که بخواد درگیر حملهی زامبیها یا همچین چیزی بشه.😂
نمیدونم با عقل جور در میآد یا نه.
مثلا یه فیلم کرهای رو میبینم که توش آدم فضاییا به زمین حمله کردن و اینجوریم که وای چقدر منطقی و ممکن! ولی به محض اینکه بخوام تصور کنم این ماجرا بخواد تو شهر خودم اتفاق بیوفته همه چیز مضحک میشه برام.😂😭
نمیدونم مثلا خارجیا هم نسبت به فیلمها یا کتابهای خودشون همچین حسی رو دارن یا نه.
البته مثلا ایدههایی به ذهنم رسیده جدیدا (برای ژانر ترسناک یا تخیلی) که توش حتی نیازی به اسم کرکترها هم نباشه.
ولی میدونید؟ همینها باعث میشه ایدههام خیلی محدود بشن برای نوشتن.
اگه کلا بیخیال این دوتا ژانر بشیم، نوشتن ژانر جنایی هم خیلی محدود کنندهست. چون به محض اینکه واقعا پای قانون به داستان باز بشه، این موضوع که داستان داره کجا اتفاق میاوفته باید کاملا روشن باشه. مگه اینکه جنایی-تخیلی باشه داستان و بتونم قوانین خودمو تعریف کنم کلا.
یا مگه اینکه مثل agggtm کلا یه آدم رندومی خودش بیوفته دنبال قاتل و اصلا پای قانون به ماجرا باز نشه.
یعنی میدونید؟ نمیگم اصلا نمیشه نوشت. میگم محدودیتهای زیادی وجود داره تو ذهنم دربارهی این مسائل.
و از طرفی هم نمیتونم خیلی راحت یه مکان خارجی (که تو ذهنم اونقدر واقعی نیست) رو انتخاب کنم تا داستانم اونجا اتفاق بیوفته.
چون متاسفانه نمیتونم از تفاوتهای فرهنگی و تاثیراتی که توی رفتار آدمها میذارن همینطوری بگذرم. یعنی احتمالا اول باید برم کلی روی نحوهی تفکر متاثر از فرهنگ و شرایط اجتماعی یه کشور تحقیق کنم تا بعدش بتونم داستانو اونجا بنویسم.