کتابخونهیزیرشیروونی.
📫 پیام ناشناس جدید وای وای وای وای حقققق! منم هيچوقت نمیتونم با ایرانی بودن رمان کنار بیام! یعنی می
وای دقیقا.
خیلی جالبه برام که چطوری خود خارجیا باهاش کنار میآن. اونا همچین حسی ندارن یعنی؟
وای.😂😂
کتابخونهیزیرشیروونی.
📫 پیام ناشناس جدید ولی درباره انتخاب مکان...نمیدونم. بیشتر رمانای کن تو ژاپن اتفاق میوفتن و این قضی
وای چه جالب.
ببین این مسلمه که یه جاهایی توی مدل فکر کردن و تصمیم گیریهای افراد، اون جایی که توش بزرگ شدن (از حلقهی کوچیک خانواده گرفته تا شهر و کشورشون) و فرهنگی که در معرضش قرار داشتن خودش رو حتی شده در کمرنگترین حالت ممکن نشون میده. خب؟
و متاسفانه من فکر میکنم اگه تمام این جزئیات رو توی شخصیتپردازیهام رعایت نکنم زمین به مریخ میرسه یا یه همچین چیزی.
کتابخونهیزیرشیروونی.
📫 پیام ناشناس جدید مثلا یه جا دیدم یه نفر اسم کاراکترش رو گذاشته بود کیلیان. از کجا؟ کیل به انگلیسی
وای این دیگه زیادهروی-
من دلم میخواد داستانهام تو جاهای جالب اتفاق بیوفتن و جای جالب محسوس و نزدیکی نمیشناسم (شاید چون جاهای جالب نزدیک و قابل لمس دیگه بعد از یه مدتی جالب نیستن) و از طرفی نمیخوام از جاهای جالب دور استفاده کنم چون میترسم تنها دلیل جالب بودنشون دور بودنشون باشه و همینطور میترسم جاهای جالب نزدیک رو از دست بدم صرفا چون بهشون عادت کردم.
هدایت شده از نامهها.
📫 پیام ناشناس جدید
https://eitaa.com/atticlibrary/905
آره من تازه پیامتو دیدم(چند روزی اصلا وقت نکردم به چنلا سر بزنم) و اینطوری بودم که نکنه اون پیامه تو بود- خلاصه اگه همون موقع میدونستم مفصل تر توضیح میدادم😭
هدایت شده از نامهها.
📫 پیام ناشناس جدید
https://eitaa.com/atticlibrary/906
وای وای حالا که اینطوری میگی یکم یه جوری میشم-
هدایت شده از نامهها.
📫 پیام ناشناس جدید
https://eitaa.com/atticlibrary/907
درک میکنم درک میکنم! من خودمم هم همینم. منظورم اینه که چون داستانم تو یه کشوریه که خودم توش نیستم هی میترسم یه چیزی بنویسم، یا شخصیت یه رفتاری بکنه یا یه چیزی بگه که تو فرهنگ اونا عجیب غریبه. به خاطر همین خیلی میرم تو جزئیات! درباره چیزایی تحقیق میکنم که اصلا ممکنه تو رمان استفاده نشن!! (حس میکنم به حرفات ربطی نداشت😂)
هدایت شده از نامهها.
📫 پیام ناشناس جدید
https://eitaa.com/atticlibrary/901
خب شاید چون از بچگی در معرض اسامی و فرهنگ خودمون بودیم خیلی خیلی باهاش آشناییم و اینکه بخوایم داستان تخیلیمون رو با اسما و موقعیتای خودی بنویسیم برامون مثل اینه که بگن عسل بریز تو قورمهسبزی بخور، خب برای کسی که تا دیروز نهایتاً آبلیمو میریخته تو قورمهسبزی حالا عسل ریختن توش همونقدری عجیبه که ممکنه این ترکیب دلشو بزنه مگه اینکه کلاً بزنیم تو کار تخیل یه غذای جدیدی ابداع کنیم که عسل ریختن توش خوشمزهترش کنه
خب کلاً هم کم پیش میاد یه دختر و پسر جفتی با هم دوست باشن و فقط هم در حد دوستی باشه و بمونه
بعد از اون طرفم ساعت سه نصف شب قبرستون رفتن با دوست همه جای دنیا خیلی زیادی خواسته غیر منطقیایه، در کل عقل سلیم میگه آدم ساعت سه نصف شب قبرستون نباشه چه برسه به اینکه تنها همراهشم یه دوست (اصلاً دختر پسرشم به کنار) رندوم نامطمئن و همسن خود طرف باشه که نهایت بتونه خودشو نجات بده
هدایت شده از نامهها.
📫 پیام ناشناس جدید
https://eitaa.com/atticlibrary/908
نمیدونم حس میکنم این بیشتر یه جور...چجوری بگم...شاید یه جورایی زیادی نسبت به این موضوع حساسی. اگه واقعا میخوای جالب باشه و نمیتونی بیخیالش بشی پس خودت باید یه جهان بسازی! (ولی دراون صورت اسما چی میشن؟ خدایا منم دارم گیج میشم!) ولی معتقدم نباید خیلی بهش گیر بدی. مهم ترین چیز توی داستان شخصیتا و اتفاقاتیه که براشون میوفته. معمولا خواننده ها به اسامی شهرها و محله ها اهمیتی نمیدن. ممکنه اسم خود شخصیت براشون مهم باشه، مثلا کسی که فقط رمان ایرانی خونده بت اسمای خارجی کنار نمیاد و بالعکس ولی کسی نمیاد فکر کنه اوه! داستان داره تو هوکایدو ژاپن اتفاق میوفته یا تو اوساکا! منظورمو میفهمی؟ برای بیشتر افرادی که رمانو میخونن مکان مهم نیست! فقط یه جارو که دوست داری و دربارش بیشترین اطلاعات رو داری انتخاب کن و خیلی بهش فکر نکن. البته این مهمه که درباره مکان و فرهنگشون اطلاعات داشته باشی و یه جورایی زندگی تو اون مکان رو لمس کرده باشی تا بتونی بهتر بنویسی. (وی دیگه چیزی به ذهنش نمی رسه...)