eitaa logo
آوای دღل
418 دنبال‌کننده
3.5هزار عکس
2.1هزار ویدیو
50 فایل
📚 آوای دل جایی برای اندیشه، احساس و نگاه تازه به زندگی. از الهام و دانستنی تا تجربه و هنر — همه در یک جا. با ما همراه باشید؛ جایی که هر محتوا، صدایی از دل دارد. 🌿 https://eitaa.com/avayedel0
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🥀 🔅السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلاىَ سَلامَ مُخْلِصٍ لَكَ فِى الْوَِلايَةِ... 🌱سلام بر تو ای مولایم، سلام بر تو از سوی قلبی، که جز تو در آن راه ندارد! 🌱بپذیر سلام کسی را که قلبش،خانه محبت توست و چشمهایش دیدار تو..... 🥀┄┅═✧❁✧═┅┄🥀 🥀تو تمام هستی مایی امید و پناه و مامن و آقای مایی تو یادمان داده‌ای که با یادت از هیچ چیز نهراسیم و در پناهت هرگز ناامید نشویم تو یادمان داده ای در اوج اضطراب و اضطرار، به پشتوانه‌ی نام زیبایت آرام شویم أللَّھُـمَ عَجِّلْ لِوَلیِڪْ ألْـفَـرَج وَ فَرَجَنا بِهِ 🕊🍃🕊🍃🕊🍃🕊🍃🕊🍃🕊
گران باش ؛ گاهی برای خودت هم خط و نشان بکش رژیمِ ارزشمندی و غرور بگیر به دلت اجازه نده هر کار که دلش خواست بکند و با منتِ هرکس را کشیدن ، تمامِ هویت و ارزشت را لگدمال کند. خودت را تحمیل نکن، بگذار انتخابت کنند یاد بگیر اگر کسی تو را نادیده گرفت؛ بی هیچ حرف و سوالی، مسیرت را جدا کنی. خودت را از دوست داشتن و احترام هایِ یک طرفه تحریم کن. آدم هایِ این زمانه ظرفیتِ بیش از حد دوست داشته شدن را ندارند، آدم هایِ این زمانه، عجیبند، هر چقدر متواضع تر باشی، بیشتر تو را لِه می‌کنند با ارزش باش ، بگذار شبیهِ یک گنجینه، دنبالت بگردند، خودت را پشت هیچ ویترینی عرضه نکن، اگر هم کردی، لااقل؛ گران باش |نرگس صرافیان طوفان| @poshtekhakrizhayeeshgh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
احکام🔻🔻🔻
⁉️ اگه توی نماز شک کنی یه چیزی رو خوندی یا نه، باید چیکار کنی؟ 👌 اگه در نماز شک کنی که یکی از کارهای واجب نماز رو انجام دادی یا نه، ولی هنوز شروع به جزء بعدی نکردی، باید دوباره همون چیزی رو که شک داری، بخونی. ولی اگه شروع کردی به جزء بعدی نماز، دیگه لازم نیست به شک خودت توجه کنی و باید نمازت رو ادامه بدی. مثلاً: 🔷 اگه در حال رکوع یا قنوت شک کنی سوره رو خوندی یا نه، نباید به شکت اعتنا کنی. 🔶 اگه بعد از ركوع و سجده شک كردی كه كارهای واجب اون، مثل ذكر و آرام‌بودن بدن رو انجام دادی يا نه، نباید به شک خودت اعتنا كنی. 🔷 قبل از برخاستن در رکعت اول و سوم یا قبل از شروع تشهد در رکعت دوم و چهارم، اگه شک کنی که یه سجده به‌جا آوردی یا دو تا، چون هنوز وارد جزء بعدی نشدی، باید یه سجده دیگه انجام بدی؛ ولی بعد شروع تشهد یا بعد بلندشدن، دیگه به شکت اعتنا نکن و نماز رو ادامه بده. ⭕️ نکته: درباره شک در صحت یا انجام تکبیرةالاحرام بین مراجع تفاوت نظرهایی هست که بعداً می‌گیم. 🍃🕊🍃🕊🍃🕊🍃🕊🍃🕊
ده مورد از بهترین دکترها در جهان: 1-قرآن کریم 2-آب نوشیدن زیاد 3-خواب کافی در شب 4-هوای آزاد و پاک 5-روزی نیم ساعت پیاده روی 6-خوردن غذای سالم و به مقدار 7-نور آفتاب 8-عسل 9-سیاه دانه 10-راضی بودن به قضا و قدر (چه خیرش و چه شرش) 1-نفس بکش با لا اله الا الله 2-نفست را سرزنش کن با استغفر الله 3-هنگام درد کشیدن بگو الحمد لله 4-هنگام تعجب بگو سبحان الله 5-هنگام خوشحالی صلوات بر رسول الله 6-هنگام ناراحتی انا لله و انا الیه راجعون 7-سم چشمانت را بشکن به گفتن ما شاء الله، تبارک الله 8-شروع کن با بسم الله 9-خاتمه بده با الحمد لله
💢 مراقبت از سیستم ایمنی در پاییز ◀️ در فصل پاییز، هوای سرد میتواند سیستم ایمنی را تضعیف کند. مصرف ویتامین C از منابع طبیعی مانند پرتقال و کلم بروکلی میتواند به تقویت سیستم ایمنی بدن کمک کند. منبع: CDC
♨️ ما به فکر امام زمان نیستیم... 💠آیت الله بهجت قدس سره: با اینکه می‌دانیم او ( علیه السلام) واسطه بین ما و خداست مع ذلک به فکر او نیستیم ای کاش می دانستیم که احتیاج او به ما و دعای ما برای او به نفع خود ماست و گرنه قرب و منزلت او در نزد خدا معلوم است. 📚 در محضر بهجت، ج ۳، ص ۲۷۷
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آوای دღل
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 💗نگاه خدا💗 قسمت38 سلما: پاشو ،پاشو سارا،چقدر میخوابی تو دختر - مممممممممممم بزار یه کم
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 💗نگاه خدا💗 قسمت39 - اه چه حیف شد ،خوب خاله جون بیدارم میکردین میاومدم بیرون ،علی آقا میاومد کنار عشقش سلما: کوفت نخند ،پاشو پاشو سلما رفت دست صورتشو شست ،یه بلوز و شلوار اسپرت پوشید موهاشو هم بالا دم اسبی بست ،رفت بیرون منم دست و صورتمو شستم و لباسامو عوض کردم ،تعریفایی که سلما از علی کرده بود،یه پیراهن بلند پوشیدم با شال گذاشتمو موهامو زیر شال بردم رفتم بیرون دیدم اقا سید دستش یه دسته گله با گلای رنگارنگ سلما هم صورتش سرخ شده نشسته بود کنارش -سلام ( علی آقا سرش و پایین کرده بود): سلام ،ببخشید که بیدارتون کردم - نه بابا من که بیدار بودم،این سلما خانم بودن که هفت پادشاه خواب بودن... سلما: عع سارا ،بدجنس - آها ببخشید ،اینم بگم، دیشب سلما جان به خاطر این دیدار امروز تا صبح نخوابید،دم صبح خوابید ،اینو من شاهدم... سلما: واییی سارا تو که مثل خرگوش خوابیده بودی که (علی اقا همونطور که به سلما نگاه میکرد میخندید) خاله ساعده : حالا اینقدر به هم نپرین ،بیاین صبحانه بخورین (صبحانه رو که خوردیم ) سلما: سارا بریم آماده شیم - چرا؟ سلما: بریم بیرون دیگه - واییی تو چقدر ماهی، نامزدت بعد مدتی اومده باید باهم تنها باشین، مزاحم میخواین چیکار علی آقا: این چه حرفیه ،شما هم مثل خواهر من ،درست نیست خونه تنها باشین سلما: واا سارا ،این حرفا چیه ،پاشو بریم - اصلا میدونین چیه ،خوابم نصفه موند ،میخوام برم بخوابم... سلما: من که میدونم بهونه اس ، باشه ، ولی فردا حتمن باید بیای همراهمون بیرون - باشه چشم سلما و علی آقا رفتن ،من تو کارای خونه به خاله ساعده کمک کردم از اونجایی که علی اقا جایی رو نداشت باید شب خوابیدن میاومد اینجا،منم وسیله هامو جمع کردم بردم یه اتاق دیگه گذاشتم ، چون میدونستم این دوتا عاشق بعد مدتها حرف زیادی دارن باهم ، موقع ظهر همه اومدن خونه منم میزو اماده کرده بودم که ناهار بخوریم سلما: ساراجون خسته شدی امروز شرمنده - واییی این حرفا چیه من کاری نکردم کارای مهم و خاله ساعده انجام داد سلما: من میرم لباسمو عوض میکنم میام - برو عزیزم موقع ناهار من رفتم کنار بابا رضا نشستم ،سلما و علی آقا کنار هم واقعن خیلی به هم می اومدن ،یاد عاطفه و آقا سید افتادم چقدر خوشحال بودم که هر دوتا دوستم با کسی که دوستش داشتن ازدواج کردن بعد ناهار ظرفا رو من و سلما جمع کردیم و شستیم بعد رفتم تو اتاقم یه دفعه سلما اومد تو اتاق سلما: سارا چرا وسایلت و اوردی اینجا - خوب میخواستم تو و علی اقا با هم باشین... 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸