eitaa logo
آوای دღل
438 دنبال‌کننده
3.5هزار عکس
2.1هزار ویدیو
49 فایل
📚 آوای دل جایی برای اندیشه، احساس و نگاه تازه به زندگی. از الهام و دانستنی تا تجربه و هنر — همه در یک جا. با ما همراه باشید؛ جایی که هر محتوا، صدایی از دل دارد. 🌿 https://eitaa.com/avayedel0
مشاهده در ایتا
دانلود
. اگر کسی را دیدید که درک و فهمی فراتر از حد متعارف داشت، حتما از او بپرسید که چه کتاب‌هایی می‌خواند . . .!
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹نماز اول وقت... -حجت الاسلام رمضانی اَللّٰهُمَّ‌صَلِّ‌عَلَی‌مُحَمَّدٍوَآلِ‌مُحَمَّدٍوَعَجِّلْ‌فَرَجَهم
🌸 چالش ویژه ولادت حضرت فاطمه الزهرا (س) 🌸 سلام به همه دوستان عزیز! 🎉 به مناسبت ولادت با سعادت حضرت فاطمه الزهرا (س)، ما یک چالش جذاب و هیجان‌انگیز در کانال‌مون برگزار می‌کنیم! 🤩 ✨ چالش ما اینه: هرکسی که بتونه ۵ نفر رو به کانال دعوت کنه و اونا هم عضو کانال بمونن، در روز میلاد حضرت فاطمه (س) شانس برنده شدن یک جایزه ویژه رو خواهد داشت! 🎁 📅 زمان چالش: از حالا تا روز ولادت حضرت فاطمه (س) پس بیاید با هم این چالش رو شروع کنیم و دوستان‌مون رو به جمع خودمون دعوت کنیم! هر چه بیشتر، بهتر! 💖 منتظر شما هستیم و امیدواریم با هم این روز رو جشن بگیریم! 🌼 از دعوت دوستانتون اسکرین بگیرین و برای ادمین بفرستین 👇 @Asadi139399 من اینجام 👋 ✍تا اسمتون تو لیست قرعه کشی ثبت بشه 😊 ببینم چیکار میکنید 😍 اینم لینک کانال لطفا این بنر را برای دوستان خود بفرستین🙏 https://eitaa.com/poshtekhakrizhayeeshgh
⭕️ ۹ چیزی که امروز باید ترک کنی: 1- زیاد فکر کردن 2- ترس از تغییر 3- زندگی کردن در گذشته 4- دست کم گرفتن خودت 5- ترسیدن 6- تلاش برای راضی نگه داشتن همه 7- جلب نظرات مردم 8- قربانی کردن خوشحالیت 9-غیبت،بدگویی و دروغ
🌟 دوستان عزیز! 🌟 زندگی پر از چالش‌ها و زیبایی‌هاست. هر روز یک فرصت جدیده برای شروعی تازه! 🌈 به یاد داشته باشید که امید به خدا همیشه در کنار ماست. با ایمان و تلاش، می‌توانیم به هر هدفی برسیم. 💪 بیاید با همدیگه به زندگی لبخند بزنیم و از هر لحظه‌اش لذت ببریم. امید، نیرویی است که ما را به جلو می‌برد! ❤️ https://eitaa.com/poshtekhakrizhayeeshgh
احکام🔻🔻🔻
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❓متن پیام: سلام با موی بافته شده میشه غسل کرد ؟ یا باید باز کنیم؟ ✨✨✨✨✨✨✨✨
📚 نکاتی پیرامون تعبیر خواب مرحوم استاد فاطمی نیا (ره)‌: اگر خوابی ديديد، اولا در ملأ عام نقل نكنيد بعضي ها وقتی خواب ميبينند ، آن رادر جمع بيان ميكنند! اصلا اين كار را نكنيد. خواب را فقط بايد برای داننده ي تعبير خواب نقل کرد. این هم توجه کنید که علم تعبير خواب موهبتي است و هركسي آن را نميداند اگر همچون كسي هم پيدا نكردين ، خواب را براي كسی نقل نكنيد و فقط پيش خود بگوييد : "خير است ان شاءالله" نکته ی دیگر اینکه تاكنون كتاب صحيحي در تعبير خواب چاپ نشده است به ابن سيرين علم تعبير خواب موهبت شده بود اما اين كتاب تعبيري كه الان در دست هست و به او نسبت داده ميشود ، دروغ است ، كتاب ايشان اصلا به دست ما نرسيده است ✨✨✨✨✨✨✨✨✨
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
پاییز ڪم ڪم دارہ رنگ میبازه🍁 امیدوارم این لحظات پایانے پاییز ڪہ جوجہ ها رو میشمارین 🐣 اگر جوجہ اے ڪم میاد غم هاتون باشہ  ڪہ ڪم شدہ 🐥 و با دلے شاد بہ پیشواز یلدا برین ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
آوای دღل
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 💗نگاه خدا💗 قسمت76 نصفه های شب یه دفعه شکمم درد گرفت،امیر خواب بود ،بلند شدمو یه کم راه
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 💗 نگاه خدا💗 قسمت77 نشستیم با هم غذا خوردیم بعد از خوردن شام من رفتم روی تخت دراز کشیدم امیرم سفره رو جمع کرد اومد روی فرش نشست و به دیوار تکیه داد - امیر ! امیر : بله - چرا خواستی با من ازدواج کنی؟ امیر : نمیتونم بهت بگم - باشه، هر جور که راحتی امیر : شاید بعد جداییمون گفتم بهت ( تا گفت جدایی ،دلم یه جوری شد، پس دوستم نداره) - میشه زیارت عاشورا بخونی امیر : چشم ( با خوندن زیارت عاشورا ،بهونه ای شد برای باریدن اشکام ، صورتمو برگردوندم ،پتو رو کشیدم روی سرم ،شروع کردم به گریه کردن،نفهمیدم کی خوابم برد نصف شب بیدار شدم ،دیدم امیر کنارم خوابیده ،یه روزنه امیدی توی دلم ایجاد شد اگه دوستم نداشت که نمیاومد کنارم بخوابه خوشحال شدم امروز روز اخر بود همه رفتیم حرم برای وداع من چشم دوخته بودم به گنبد ، توی دلم گفتم ،میشه این آقایی که کنارمه ،عاشقم بشه ،همونجور که من عاشقش شدم حرکت کردیم به سمت تهران ،این سفر بهترین سفر عمرم بود ای کاش دفعه بعد هم با امیر بیام پابوس آقا رسیدیم تهران ،امیر به بابا گفت اگه میشه برسونتش خونشون ،وقتی از امیر میخواستم خدا حافظی کنم یه بغضی داشت خفم میکرد رسیدیم خونه و چمدونمو برداشتم رفتم توی اتاقم کلافه بودم نمیدونستم چیکار کنم، چه جوری به امیر بگم عاشقش شدم گوشیمو برداشتم که پیام بدم بهش ، دستم به نوشتن نمیرفت تصمیم گرفتم فردا بعد دانشگاه بریم گلزار بهش بگم ،بهش پیام دادم که صبح میام دنبالت با هم بریم دانشگاه امیر: چشم ( وااااییی که تو چقدر آقایی) اینقدر خسته بودم که خوابم برد صبح با ساعت زنگ گوشیم بیدار شدم رفتم حمام دوش گرفتم اومدم موهامو سشوار کشیدم ،یه مانتوی مشکی بلند زیر زانو پوشیدم مقنعه گذاشتم سرم موهامو زیرش مقنعه بردم ،یه کم حجاب کردم ،کیفمو برداشتم رفتم پایین مریم جون: سارا جان صبحانه نمیخوری؟ - نه مریم جون ،میرم دانشگاه یه چیزی میخورم مریم جون: پس بیا این یه لقمه رو تو راه بخور ضعف نکنی - قربون دستتون رسیدم دم در خونه امیر ،وااییی این پسره زود میاد دم در یا من دیر میکنم رفتم کنارش سوار شد امیر : سلام - سلام توی راه امیر از داخل کیفش یه جعبه کوچیک کادو شده اورد بیرون امیر : ببخشید این چیز ناقابله ،مشهد که بودیم وقت نشد که برم بازار یه چیز مناسب بگیرم براتون - خیلی ممنونم رسیدیم دانشگاه ،ماشین و پارک کردم رفتیم داخل محوطه - امیر آقا من کلاسم یه ساعد دیگه شروع میشه ،میرم تو کافه میشینم امیر: باشه ،مواظب خودت باش... 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸