9.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بسیار شنیدنی...
#رهبر_شهید
┈┄┅═✾✧ااا❁ااا✧✾═┅┄┈
لینککانالِآوایرویش↓
「➛@AvayeRoyesh 」
703.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من نمیگویم کسی« بی درد » نیست
هر کسی دردی ندارد، « مرد » نیست...
لیک می گویم که فصل سوختن،
آب را هم می توان آموختن...
« خنده ها » را می توان تقسیم کرد
گریه ها را می توان « ترمیم » کرد...
گر خطر می بارد از این فصل سرد
دوستی را باید اول « بیمه » کرد...
« عشق » با لبخند مردم، زنده است
زندگی هم با « تبسم » زنده است..
✨✨✨✨
┈┄┅═✾✧ااا❁ااا✧✾═┅┄┈
لینککانالِآوایرویش↓
「➛@AvayeRoyesh 」
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🛑🏴 فرا رسیدن ۲۲ ربیع الثانی سالروز رحلت حضرت موسی مبرقع♡، فرزند بلافصل امام جواد علیهالسلام و برادر امام هادی علیه السلام تسلیت...
┈┄┅═✾✧ااا❁ااا✧✾═┅┄┈
لینککانالِآوایرویش↓
「➛@AvayeRoyesh 」
🍃آوای رویش🍃
🛑🏴 فرا رسیدن ۲۲ ربیع الثانی سالروز رحلت حضرت موسی مبرقع♡، فرزند بلافصل امام جواد علیهالسلام و برادر
✨✨
در مورد حضرت موسی مبرقع و خاطرات بسیاری که بجا گذاشته اند، صحبت بسیار هست...
ان شاءالله قم تشریف بردید، این زیارت ناب را فراموش نکنید...
✨✨
#معرفی_کتاب
#زیبای_رانده_شده
#رمان_نوجوان
یک کتاب بسیار بسیار زیبا،
که همون چندصفحه اول با وجود اینکه رمان نوجوان بود،جذبم کرد
همونطور که پشت جلدش نوشته شده داستان سفر یکی از فرزندان امام جواد علیه السلام و برادر تنی امام هادی(ع) به ایران است...
🍃آوای رویش🍃
#معرفی_کتاب #زیبای_رانده_شده #رمان_نوجوان یک کتاب بسیار بسیار زیبا، که همون چندصفحه اول با وجود ای
✨
بسیار سپاسگزارم از مخاطب عزیزمون که این کتاب زیبا در مورد حضرت موسی مبرقع علیه السلام را برامون معرفی کردند..🌹
✨
🔴رتبه ۷ کنکور:
در لحظات خستگی با سخنان رهبر شهید انرژی میگرفتم!
زهرا گلیزاده، رتبه ۷ کنکور سراسری:
🔹بزرگترین هدف من خدمت به کشور و ادامه دادن راه شهداست. تلاش علمی ما در واقع نوعی مجاهدت برای استقلال و اعتلای ایران اسلامی محسوب میشود.
🔹شنیدن خبر شهادت ایشان برایم بسیار سخت و جانکاه بود، اما همین واقعه عزم مرا برای پیمودن مسیر علمی جدیتر کرد.
🔹در لحظات خستگی، با گوش دادن به سخنان ایشان انرژی میگرفتم و همواره سعی میکردم بدانم برای آینده کشور، ایشان چه مسیری را ترسیم کردهاند.
🌹
🍃آوای رویش🍃
#قسمت_صد_و_شصت_و_دو #ناحله محمد: از پنجشنبه که برای خرید رفته بودیم،رفتار فاطمه با من تغییر کرده بو
#قسمت_صدو_هفتادو_سه
#ناحله🚶🏻♀
تو بخاطر یه لباس اینطور دلخور شدی؟
بیا بریم اصلا هرچی که دلت خواست و برات میخرم ،دیگه هیچی نمیگم!
من غلط کنم دیگه نظر بدم!ببخش من و باشه ؟ اصلا دیگه جایی نمیرم، یک دقیقه هم تنهات نمیزارم. بزار ببینمت...!
(نزدیک بود گریم بگیره، باورم نمیشد این حرف هارو فاطمه میزنه نمیدونستم چی میگم فقط میخواستم ببینمش و نزارم که از کنارم تکون بخوره. حتی فکر کردن به نبودش آزار دهنده بود)
با صدایی بغض دار گفت:
+ فردا میام وسایلم رو جمع میکنم
_یعنی چی وسایلت رو جمع میکنی؟ خانومم این حرف ها حتی شوخیشم زشته. مگه قرار نبود هرجایی هر کدوممون از اون یکی به هر دلیلی دلخور شد بهش بگه تا کدورتی نمونه ؟تو انقدر دلت ازم پر بود و چیزی نگفتی؟ خواهش میکنم بگو کجایی تا بیام جواب همه ی حرفات رو بدم
+خداحافظ
بهت زده به تماسی که قطع شده بود نگاه کردم . چند بار زنگ زدم. موبایلش و خاموش کرده بود.
حس میکردم فضای خونه کوچیک تر شده و نمیتونم نفس بکشم.
رفتم و لباس سپاه رو با پیراهن سرمه ای و شلوار مشکی عوض کردم.
نمیدونستم باید کجا برم ،تنها چیزی که میدونستم این بود که نیاز داشتم به رفتن!
____