🍀و نکته مهمتر توقع نداشته باشید مثل قدیما بشینید پای روضه و کسی هم کاریتون نداشته باشه. من میدونم پسرم برقا که خاموش میشه تو حسینه اذیت میشه. پس میریم بیرون ایلیا بازی میکنه و در نهایت میگم،آقاجان وسع من همین بود تو بپذیر ارباب.🥺
@aznobato_ir
🍀 و بدون مامان گل،تویی که داری سرباز امام زمان پرورش میدی،اگه نمیتونی بری هیئت،اگه بچه گریه میکنه، ثوابت کمتر از نشستن پای روضه نیست. غم نخور که کامل نتونستی بری هیئت.دلت با آقاجان باشه، خودش برات جبران میکنه!! 🥺
@aznobato_ir
از نو با تو | آمنه حبیبی🇮🇷
🍀مثل یه لکه ننگ باعث خجالت میشه. هر بار عهد میکنیم که دیگه خشمگین نشیم اما بازم سر بزنگاه گند میزن
سلام به دوستان عزیزم. اطلاعات چالش مدیریت خشم از 👈اینجا 👉شروع میشه.😊
سلام به همگی نحوه ثبت نام چالش مدیریت خشم رو یکبار دیگه براتون فرستادم واسه دوستان جدیدی که میخوان ثبت نام کنن.😊تا فردا امکان ثبت نام هست.
نیت امروزم:
#زندگی_نیتمند
با خودم مهربون باشم. این چند روز انقد مسئولیتهام سنگین بوده که دلم میخواد امروز رو با خودم مهربون باشم. خودم رو در آغوش بگیرم و بگم آمنه تو کافی هستی. نیاز به استراحتم داری. و میخوام یه مقدار تفریح برای خودم در نظر بگیرم.شاید شروع خوندن یه کتاب داستانی، شاید هم فیلم دیدن .😊
@aznobato_ir
از امروز میخوایم یه چالش همسرداری جدید رو استارت بزنیم😎.آماده اید؟!!
#چالش۳۰روز_۳۰پیام_عشقولانه
🌺روز اول
امروز به همسرتون یه پیام بدید و بگید چقد دوسش دارید.
گاهی وقتا اونقد رو منفیهای رابطه متمرکز میشیم که یادمون میره چقد همدیگه رو دوس داریم. تو این چالش میخوایم دوست داشتنمون رو هر دو به یاد بیاریم. نتایج فوق العاده ای که میگیرید رو برامون بفرستید و اگه ذره ای احساس نشاط کردید دعامون کنید.🤪
#چالش_باتو
#همسرداری
@aznobato_ir
اینکه کمرنگم چون تایم های خالیم رو داریم میریم هیئت و فرصت نوشتنم کمرنگه. دوس دارم دهه اول رو فقط روضه باشم.😢
#آمنه_نوشت
#برنامه_ریزی
خب بیاید یه کم از برنامه ریزی بگیم. اینکه چجوری با بچه کوچیک من کار میکنم. اول بهتون بگم که اینجانب هم تمام مشکلات شما رو دارم. همین که برنامه ریزی میکنم انگاری کائنات دست به دست هم میدن که برنامه های من بهم بریزه😂.
بچه نوپا هم که کلی انرژی از مامانش میگیره. اولین قدمی که من برای خودم برداشتم پذیرش شرایطم بود. وقتی ایلیا به دنیا اومد قصد داشتم مقاله پایان نامه ام رو بنویسم و سال بعدشم دکتری شرکت کنم. 🤔
اما دیدم واقعا نمیشه!! مقاله رو تا همین چند وقت پیش عقب انداختم. و کنکور دکتری هم رفت تا وقتی مقاله ام چاپ بشه و ایلیا بزرگتر بشه و بهش فشار نیاد.😊
سخت نبود این تصمیم؟؟ سخت بود، برای منی که عاشق روانشناسی ام و خدمت به آدما، دکترییعنی محقق شدن یه عالمه از ایده های پژوهشیم. اما من مسئول ایلیام،من مادرشم و برام از همه دنیا مهمتره. پس پذیرفتم، واسه آرزوهام اشک ریختم و گذاشتمشون تو صندوق تا به موقع اش برم سمتشون.☺️
@aznobato_ir