eitaa logo
از نو با تو | آمنه حبیبی🇮🇷
22.2هزار دنبال‌کننده
3.7هزار عکس
419 ویدیو
42 فایل
ازنوباتو: همسرداری/فرزندپروری از نو با ما زندگی خانوادگیت رو بساز.😍 آمنه حبیبی (روانشناس ،زوج درمانگر) شماره پروانه تخصصی 10972 و تسهیلگر خانواده با مدرک QCB ایتالیا ارتباط با من @ameneh_habibi مشاوره حضوری و تلفنی
مشاهده در ایتا
دانلود
‌ 🌿🌿🌿 عاشق نارنگی پوست کندنه!! اما از مزه نارنگی خوشش نمیاد‌😐😂 ایشون پوست می‌کنه مامان میل میکنه!!! الان میفهمم چرا مامانا دچار اضافه وزن میشن😂‌. البته پوست کندن میوه، تخم مرغ و... باعث دست ورزی و تقویت عضلات دست میشه. و معمولا یه بازی جذاب برای کودکه.😁 @aznobato_ir
‌ 🌹روز بیست و هفتم امروز من سعی میکنم یه قدم از خودم بهتر باشم. چیزی که باعث آرامش و پیشرفته مقایسه خودمون با خودمونه! پس امروز یه قدم برای رشد خودت بردار .🥰 @aznobato_ir
‌‌ 🌿🌿🌿 ‌دارم فکر می‌کنم که امروز خیلی روز مفیدی بود، هم به خونه کلی رسیدم، هم کلی با ایلیا بازی کردم هم اینکه مهمون‌ داشتم و خوش گذشت. از طرفی حدود یکساعتم روی محتوای فرزندپروری کار کردم. 🥰 اما دو تا چالش داشتم .یکی اینکه ایلیا ظهر بد خوابید و الانم همچنان بیداره!!! انگار هیجان بازی با پسر عمه‌اش هنوز از تنش نرفته و میخواد بیدار باشه.😕 خلاصه که دیدم نمیتونم بخوابونمش، و کم کم داشت دکمه ام زده میشد سپردمش به پدر گرامیش. 😐😡 یه وقتا لازمه به محض دیدن علائم خشم، یه اقدام انجام بدیم! برای من فاصله گرفتن و ترک موقعیت بود. در غیر اینصورت باید منتظر انفجار خشم و عذاب وجدان بعدش بود!🤦‍♀🙆‍♀ @aznobato_ir
‌ 🌺نیت امروزم: مورچه ای قدم بردار اما متوقف نشو.‌🐜 یه وقتا جایگاه تماشاچی داریم تو زندگی خودمون. انگار از بیرون داریم تماشا میکنیم و هی میگیم گل بزن دیگه!! تلاش کن دیگه! اه چرا نمیتونی یه روز به همه کارهات برسی!! تو که همیشه دنبال بهونه ای و و و .😕😕 غافل از اینکه من بازیکن زندگی خودمم!!! من همونم که داره شرایط رو میبینه و داخل زمینه زندگیه!😊😁 پس به جای غر زدن به خودم میخوام حتی اگه شده مورچه‌ای قدم بردارم! ممکنه نتونم صد صفحه کتاب بخونم به جاش وسط کارهام هر بار یک صفحه میخونم.آخر شب حداقل ده صفحه شده و...😍 با نیتم همراهی؟!😉 @aznobato_ir
زمان: حجم: 945.6K
‌ 🍀🏡وقتی بچه های خونه سبز بهت لطف دارن. 🥺 یاد خودم افتادم، اون زمان که بلد نبودم چطور مسائلم رو حل کنم. الان که یادم میفته خندم میگیره 😅اما اون زمان درد داشت.😢
‌ 🌿🌿🌿 میخوام بدونید حضورتون تو زندگیم جشنه، اینکه میتونم نتیجه سالها مطالعه و کلاس رفتنم رو بهتون منتقل کنم و بعد این مدلی بازخورد میدید برام سراسر شوق و قدردانیه.😍
‌ 🌿🌿🌿 دیشب ایلیا هم مهمون داشت. پسر عمه اش که یازده روز از خودش کوچیکتره مهمونش بود. میام میگم این دو تا فندوق چجوری بازی میکردن!!!🤣🥴
🌿🌿🌿 یادمه اوایل محمد حسن و ایلیا که به هم میرسیدن اصلا همدیگه رو نمیدیدن انگار😂😂😂 مثلا ایلیا دوس داشت با عمه اش بازی کنه به جای پسر عمه‌اش.یا محمد حسن برای من میخندید به ایلیا جدی نگاه می‌کرد. تازه محمد حسن که گریه می‌کرد ایلیا میدویید بغل من بغض می‌کرد.😂 @aznobato_ir
🌿🌿🌿 و این کاملا طبیعی بود. انگار بیشتر از ما بزرگسال‌ها یه آدم کوچولو مثل خودشون براشون عجیب بود. کم کم بزرگ‌تر شدن بیش‌تر با هم دعوا کردن😂.🙊 @aznobato_ir
🌿🌿🌿 سر اسباب بازی، توپ، یه قاشق ،در یه ظرف ‌پلاستیکی و... انگار هر چی رو یکی بر میداشت، اون یکی هم دقیقا همون رو میخواست. اما جالبه در کنار هم لذت میبردن. 😍 @aznobato_ir
🌿🌿🌿 فقط مامانا باید مثل شیر بالا سرشون میبودن که بهم آسیب نزنن. اما دیشب خیلی رابطشون جالب بود. بازم اسباب بازی بر می‌داشتن که بهم ندن! اما یه صحنه خیلی رویایی هم اتفاق افتاد.😍🤩 @aznobato_ir
🌿🌿🌿 محمدحسن و ایلیا همدیگه رو بغل کردن و با هم رفتن تو اتاق ایلیا😂😂.هر چند باز پنج دقیقه بعد رقابت شروع شد اما برام نوید وارد شدن به مرحله بعدی رو میداد. سن دوست یابی. و من میدونم همسال‌ها تا ابد با هم چالش‌ هم دارن. اما بهترین دوستا هم میشن.🥰😍 @aznobato_ir