eitaa logo
از نو با تو | آمنه حبیبی🇮🇷
22.2هزار دنبال‌کننده
3.7هزار عکس
418 ویدیو
42 فایل
ازنوباتو: همسرداری/فرزندپروری از نو با ما زندگی خانوادگیت رو بساز.😍 آمنه حبیبی (روانشناس ،زوج درمانگر) شماره پروانه تخصصی 10972 و تسهیلگر خانواده با مدرک QCB ایتالیا ارتباط با من @ameneh_habibi مشاوره حضوری و تلفنی
مشاهده در ایتا
دانلود
بگید ببینم شما تو دعوا دنبال چی هستید؟؟؟ اینجا بنویس👇👇👇 @ameneh_habibi
نیت امروزم: رها و گشوده باش.اگه اسباب بازی ها رو ریخته زمین چون بچه است دلش میخواد بازی کنه. اگه دائم بهت آویزون میشه چون دوستت داره میخواد باهاش بازی کنی باهاش حرف بزنی. پس یه جور دیگه ببین همه چی رو.
روز نهم امروز یه لیست از نقاط مثبت اعضای خانواده تهیه کن.اگه همسرت با وجود خستگی گاهی برات چای میریزه یه نقطه مثبته. اگه بچه هات زیاد اهل گریه و جیغ جیغ نیستن یه نقطه مثبته. یه لیست بلند از این مثبت ها تهیه کن. به جزئیات توجه کن. @aznobato_ir
پیام ها خیلی زیاده ولی هیچ پیامی بی جواب نخواهد ماند. پس صبوری کنید. وقتی به سوالاتم جواب میدید منم با تمام جان پاسخ میدم بهتون😍
دوس دارید پاسخ این سوال رو بذارم داخل کانال؟؟؟🤔😊 اگه دوس دارید برام یه قلب بفرستید❤️. اینجا👇👇👇 @ameneh_habibi
نیت امروزم: بلند حرف نزن آمنه. بلند حرف زدن به معنی شنیده شدن نیست.بلند حرف زدن باعث نمیشه درک بشی. فقط یه دیوار میسازه بین تو و اطرافیانت‌ . صبحت بخیر رفیقم🤗.
روز دهم امروز مشقامون زیاده. 😎 هر کسی سه تا خصوصیت مثبت از بقیه اعضای خانواده بنویسه. و بعد تو یه دورهمی شبانه نوبتی بخونید. ولی و اما و اگه نیاریدا‌ .طرف به همسرش میگه مهربونیا ولیییی وقتی میرسی به مامانت واسه من از شمر بدتری.😡 اگه میگفت خیلی مهربونی چی میشد؟ برفرض فقط با مامانش مهربون بود سعی نمیکرد مهربونتر بشه با همسرش؟؟ پس جملات بدون ولی و اما و ...، فقط سه تا خصوصیت مثبت بنویس،تامااااام😁😅 مثلا بابا مهربون، پر انرژی، هم بازی @aznobato_ir
نظم و پرورش کودک.aac
حجم: 6.3M
🌻اینم در پاسخ به سوال دوستمون. اینکه چطوری حالمون خوب باشه با بچه داری و ایجاد نظم.🤔 ✍آمنه حبیبی @aznobato_ir
نیت امروزم: مهربونی و صبوری . این نیت رو با توجه به روز سختی که دیروز داشتم برداشتم. اونقد سخت گذشت که امروز میخوام مهربونی و صبوری رو زندگی کنم. براتون مینویسم چیشد دیروز‌.🥺 @aznobato_ir
جریان دیروز ما: دیروز ایلیا چکاپ دکتر داشت رفتیم تهران ( ما کرج هستیم) ، خواهرم هم تهران بیمارستان بستری شد واسه عمل آپاندیس.دو ساعت تو نوبت دکتر بودیم ،بعد رفتیم آیدا رو ببینیم.‌کلی منتظر موندیم از اتاق عمل بیاد ببینمش و بعد برگشتیم. داستان از ترافیک برگشت تازه شروع شد. انواع اعمال دلقکی رو پیاده سازی کردیم تا ایلیا بشینه تو ماشین.😂 یه بارم زدیم کنار از ماشین پیاده شدیم تا استراحت کنه. و ده شب رسیدیم خونه😐😅. و من همچنان خسته ام. معمولا وقتی قراره طولانی تو ماشین باشیم.براش اسباب بازی بر می دارم و سعی می کنم درکش کنم که نو پاست و سخته براش تو ماشین نشستن. بازی کردن و کتاب خوندن سختی رو برای بچه راحت تر و قابل تحمل تر میکنه. این بود داستان دیروز ما😄 @aznobato_ir