طلاق!!!
اگه موقعی که بحثتون میشه یه شروع کوبنده داری و با کلماتت جنگ جهانی علیه همسر راه میندازی.
اگه تو دعوا یه جوری انتقاد و تحقیرش میکنی که نتونه خودشو جمع کنه، اکه آنچنان گاردی مقابلش میگیری که انگار دشمن بهت حمله کرده !
اگه رابطه عاطفی بینتون محو شده و یه دلخوری عمیق مونده.
و اگه یکیتون هرچی تلاش کرده تا اصلاح کنه، ترمیم کنه ،اون یکی تمام راه ها رو بسته.
و
اگه فقط خاطرات تلخ گذشته شده مرور شبانه روزتون.
باید بگم زندگیتون نهایت به طلاق ختم میشه. یا طلاق عاطفی یا جدایی برای ابد..
رفیقم یه نگاه به زندگیت کن. حیف نیست نابود بشه؟؟ اگه الان نه پس کِی؟ اگه تو مستحق خوشبختی نیستی پس کی هست؟؟یه قدم بردار ،برای خودت.
#همسرداری
#ازنوباتو
@aznobato_ir
#خاطرات_یک_نو_مامان
چند شبی رو بخاطر درد لثه ایلیا خوب نخوابیدیم. از طرفی باز بی اشتها شده و غذا نمیخوره.
امروز کلاسم داشتم
عصر خواستم یکساعتی بخوابم تا انرژی بگیرم، بازم ایلیا نذاشت.
انواع حس های منفی رو داشتم تجربه میکردم. خشم، غم،خستگی.دلم تنهایی میخواست. کلی هم غُر درونی داشتم. مثلا اینکه خدایا این دندون رو چی میشد باهاش متولد بشیم. خوشت میاد ما مامانا زجر بکشیم و خلاصه در حال انفجار بودم.😕😡
دیدم هر چی هم سعی کنم حالم خوب نیست و حق دارم و ازطرفی نمیخواستم با حالت صورتم، با رفتارم این حال بد به ایلیا منتقل بشه.
مهدی رو صدا کردم و ازش خواستم چند دقیقه ای با ایلیا باشه تا من تنها باشم و این خستگی رو به ایلیا منتقل نکنم.
بعد آرومتر شدم و برگشتم به جریان زندگی و با هم یه سیب خوردیم.
میخوام بگم رفیقم، حق داریم گاهی داغون باشیم. غم داشته باشیم، خسته باشیم. معلومه که گاهی حالمون خوب نیست علتش اینه که انسانیم.😐
اینجور مواقع باید از اطرافیان حمایت بگیریم تا انرژی بگیریم و با حال خوب مسئولیت مادری رو به عهده بگیریم.😊
#آمنه_نوشت
#فرزندپروری
#ازنوباتو
@aznobato_ir
خبر خبر‼️‼️‼️‼️
سلام ازنوباتویی ها
یه خبر خفن دارم.
از فردا میخوام یه چالش بزارم و راجع بهش حرف بزنیم
اگه دنبال یه تغییر اساسی تو ارتباط با همسرت هستی حتما هر روز به ما سر بزن .این چالش سی روزه است و هر روز با هم پیش میریم.
بله رسیدیم.
ما صبحونه رو رفتیم برغان کرج تا برف بازی کنیم و یه املت بزنیم.
کله سحر بابام و آیدا خواهرمم بیدار کردیم و با خودمون همراه نمودیم.😁
ایشونم که از دور پیدا هستن پدر بنده هستن که نوه گرامیشون رو بردن برف ببینه.😁
@aznobato_ir
اینا گوجه های املت عزیزمون هستن. انقد بیرون سرد بود که ماهیتابه گرم نمیشد.مجبور شدیم بیاریمش داخل ماشین تا گرم بشه .اما قضیه به همینجا ختم نشدم.😐
@aznobato_ir
کپسول گازِ مسافرتی تمام شد و ما نتونستیم صبحانه بخوریم😂.
بنابراین رفتیم برف بازی و از ایلیا عکس گرفتیم و نهایت اومدیم خونه صبحانه خوردیم.😍
این چنین صبح جمعه خویش را سپری کردیم.😁
نکته مثبتش این بود وقتی دوازده ظهر صبحانه میخوری طبیعتا ناهار نمیخواد بپزی . و این خیلی کیف میده.😂
@aznobato_ir