eitaa logo
از نو با تو | آمنه حبیبی🇮🇷
21.9هزار دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
419 ویدیو
42 فایل
ازنوباتو: همسرداری/فرزندپروری از نو با ما زندگی خانوادگیت رو بساز.😍 آمنه حبیبی (روانشناس ،زوج درمانگر) شماره پروانه تخصصی 10972 و تسهیلگر خانواده با مدرک QCB ایتالیا ارتباط با من @ameneh_habibi مشاوره حضوری و تلفنی
مشاهده در ایتا
دانلود
🌺نیت امروزم: با خودت مهربون باش آمنه.اگه خطایی میکنی لایق بخشیدن هستی. اگه خسته ای استراحت کن. 😊 به خودت یه فنجون چای هدیه بده. اگه غمگینی خودت رو در آغوش بگیر و نوازش کن. 😍 به خودت مهر بده مثل مهری که به یه کودک شیرین زبون نثار میکنی.😊 @aznobato_ir
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌿🌿🌿حسین عاقبت بخیرا... خوش باشی آقا با زائرات😭😭 این روزا دلم یه جا وسط طریق گم شده! این روزا دلم تو طریق جامونده! خودم اینجا جاموندم، دلم تو طریق جامونده! با تو چه انسان تکه تکه‌ای شدم ابا عبدلله، میخری مرا؟! دوستم داری؟!😭 @aznobato_ir
🌿🌿🌿 اومدیم خونه مادر بزرگ بابا مهدی. کیف ایلیا رو بردم تو اتاق، جورابش جا مونده بود وسط پذیرایی دیدم خودش آورد گذاشت تو کیفش. خیلی کیف کردم از مسئولیت پذیریش تو این سن.😁 آخر شب میام راجع به مسئولیت پذیری بچه ها حرف میزنم، چیزی که دغدغه هممون هست.☺️😉 @aznobato_ir
زمان: حجم: 1.2M
🌿🌿🌿 مسئولیت پذیری بچه ها😍 @aznobato_ir
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دستای بچم پیر شده.😂 با این ویس به شما شب بخیر میگم. @aznobato_ir
🌺نیت امروزم: بیداری؟! اگه داری این پیام رو میخونی یعنی زنده ای و نفس می‌کشی!☺️ میتونستی نفس نکشی! میتونستی تمام شده باشی! اما هستی! مگه کم اتفاقیه؟؟🤔 این یعنی رسالتت تو این دنیا تموم نشده! 😊 بیا فکر کن امروز آخرین روز زندگیته. و یه کار داری که با تمام وجود قبل پایان میخوای انجامش بدی. اون کار چیه؟! ازت میخوام اون کار رو انجام بدی یا حداقل براش برنامه بریزی.😉 هستی با من ؟!😊 @aznobato_ir
جواب این سوال رو تو ویس پایین گفتم😉👇 @aznobato_ir
زمان: حجم: 930.1K
مسئولیت دادن به بچه های بالای هفت سال وقتی تو سن کم مسئولیت نداشتن!🙆‍♀ @aznobato_ir
🌿🌿🌿 داشتم اسپری چند منظوره میزدم روی سرامیکا و تمییز می‌کردم، اما خوب اسپری نمیشد. کم ازش میومد. 🙆‍♀ تو ذهنم کلی غر میردم که پول از مردم می‌گیرن اما جنس خوب نمیدن، سری بطریش خرابه. یعنی اینا تست نمیکنن ببینن جنس سالم میدن به مردم یا نه و و و ...😕😕 بیست دقیقه بیشتر با این وضعیت اسپری کردم و سرامیک تمیز کردم. خشمم هم خب طبیعتا با این قضاوتا بیشتر میشد. چون تازه خریده بودمش و خب حالا حالا ها باید ازش استفاده کنم.😐 که یه لحظه نگام افتاد دیدم در اسپری کامل نچرخیده و بین حالت بسته و اسپری مونده. و این بود که خوب اسپری نمیکرد!😅 بعد خجالت کشیدم از مدل فکرام. از قضاوتام. یه وقتا جواب جلوی روی ماست، تو دستای خودمونه! اما نمیبینیمش! چون نگاهمون مقصریابیه!🤦‍♀🙆‍♀ حالا فک کن، این مدل نگاه کردن ما به مسائل، تو فرزندپروری ، همسرداری و و و جریان داره!😕😢 میگیم شوهرم تو خونه حرف نمیزنه! و هزار مدل قضاوت میکنیم اما بعد که دقیقه نگاه میکنی میبینی خب وقتی حرف میزنه صدتا ایراد ازش می‌گیری، بلد نیستی دو کلام حرف عادی و بدون غر بزنی، اونم ترجیح میده سکوت کنه.🙆‍♀ بچه ما میره ،چه مردم رو میزنه، میگیم اول بچه مردم کرم ریخته که بچه من زدش! اما شاید لازمه یه کم قوانین سفت و سخت ‌تر برای بچه ام بذارم، شاید لازمه بازداری رفتاری داشته باشم نسبت به رفتار بچه‌ام. اما نگاهمون چیه؟! بچه مردمم یه کرم ریخته!😐😐 نگاه کنیم ببینیم کجاها داریم به جای تمرکز روی خودمون روی بقیه و رفتارشون تمرکز می‌کنیم؟🤔 @aznobato_ir
🌿🌿🌿 برای حسینم....🖤 امشب ایلیا بابا مهدی رو میخواست، همین الان!😔 میگفت بابا مهدی همین الان بیاد. یک هفته است بابا مهدی کربلاست. اوایل تلفنی هم باهاش حرف نمیزد بغضش میگرفت.😢 پسرک بابا رو با خوشحالی بدرقه کرد، ازش خبر داره، ان شالله سلامت برگرده بابامهدی.🍀 وقتی ایلیا گریه میکنه و بهونه میگیره بغضم می‌گیره. آخه طفلی درک دوری راه رو نداره، فقط باباش رو میخواد.😔 اما... دختری رو میشناسم که دردانه بابا حسین بود. یه روز سر پدر رو زدن، دید که بابا سر نداره. وقتی هم بهونه گرفت سر بابا رو بهش دادن. 😔 دخترک موهاش سفید شد از غم بابایی، دق کرد، حق داشت، دختر است دیگر، بابا جان حسین رو دوست داشت! 😭 چه کنم با تو و اهل بیت تو حسین جان، که گریه پسرم هم منو یاد داغ تو میندازه، نطلبیدی جان دل، اما دل من برای شما میتپه! 😔 آقا سخت گذشت این یک هفته، میخواستم غر بزنم مهدی نرو ، اما وقتی یادم افتاد زنان کوفی مانع از این شدن که همسرشون در سپاه شما باشه، مانع نشدم! وقتی تنهایی همسر شهدا یادم اومد مانع نشدم. خواستم سخت بگذره و قطره ای درک کنم.😔 این روزها دلم پرت توست، کاش همیشه پرت شما باشه! آه از تو حسین من... راستی راستی من جاموندما. جاموندن درد داره، خیلی...😭 پ.ن: عکس رو از تماس تصویری با بابا مهدی گرفتم. حرم حضرت عباس هست. @aznobato_ir
🌺نیت امروزم: سلام از طرف کسی که منتظر بابا مهدی بود برسه و خیلی وقت نیست که مسافرش برگشته‌ .شام خوردیم، کل این یه هفته رو تعریف کردیم برای هم ، نماز صبح خوندیم و میخوایم بخوابیم.😁 نیت امروزم اینه،بگو دوستت دارم، دریغ نکن عشقت رو‌، به همه کسایی که حضورشون برات جشنه بگو دوستت دارم. این موهبت رو از خودت دریغ نکن.😍☺️ @aznobato_ir