#زندگی_مهرو_و_علی
#پارت_پنجم
سه روز بعد وقتی تو خونه روی صندلی راک لهستانی قشنگم، کنار کتابخونه نقلیم نشسته بودم و دمنوش بهارنارنج و گل گاوزبون نسبتا بد بو و گرم رو مزه مزه میکردم، گفتگوی من و دکترم شروع شد.☺️
من با کنترل بیرونی مدام سعی دارم که همه چیزو تو روابطم با علی اصلاح کنم حتی خودشو!😢
ولی یادم نبود که ریشه این نارضایتیها، این غصهها یه جایی تو درونم محکم شده.🤦♀
دکتر میگفت هر کس فقط میتونه رفتارهای خودشو کنترل کنه، هیچکس نمیتونه و نباید سعی کنه کس دیگه ای رو کنترل کنه!😐
میگفت ببین اگر رابطهات ناموفق هست، چه کاری ازت برمیاد تا برای بهتر شدنش انجام بدی؟ 🤦♀
تو نمیتونی علی رو تغییر بدی یا مجبورش کنی بشه همون عاشق دلخستهی 10 سال پیش…🤦♀
کم کم میبینی که همسرت هم تغییر رو شروع میکنه…😊
اینجوری شد که من و علی جلسات رو دو نفری شروع کردیم و هنوزم ادامه میدیم.😍
پارت قبلی:
https://eitaa.com/aznobato_ir/4820
#روایتی_از_یک_زندگی
#تجربه_نوشت
#زندگی_مهرو_و_علی
#پارت_ششم
مهمترین توصیه دکتر به من این بود که سعی کنم در رابطه با علی منعطف باشم، احترام به علی و پذیرش شخصیت علی رو در رأس کارهایی که باید انجام بدم، بذارم.😎
طبق تجربه بزرگترین و بهترین روانشناسها این راه یعنی کنار اومدن با شریک زندگی و درک کردنش، یگانه راه حفظ زندگی مشترکه.😊
و کلی بهم توصیه کرد حتما حتما از اون 7 تا رفتار سمی فاصله بگیرم.🥴
به من اطمینان داد که میتونم و گفت میدونه که اولش برام سخته با مهرورزی رفتار کنم ولی اگه بدونم چه آسیبی به رابطه ام با علی میزنم، راحت تر از رفتارهای سمی گونه ام دست برمیدارم.😐
نمیدونم علی چی به دکتر گفت و چه گفتگویی بینشون گذشت ولی بعد ازدواج چندماه با کلی چالش و آموزش و تمرین یاد گرفتیم چطوری نیازهای همو پوشش بدیم که به هیچ کدوم از زوایای زندگی شخصی و مشترکمون ضربه نخوره.😊
یاد گرفتیم جانب انصاف رو رعایت کنیم و تعارضات رو با پیشنهادات دو سر برد و با چاشنی انصاف حل کنیم. 😍
مثلاً من و علی هفتهای یه روز کمکی داریم تا تو کارهای خونه بهمون کمک کنه!😊
اینجوری من کمتر خسته میشم و علی بهم این اطمینان رو داد که برای سرحالتر بودنم این کارو میکنه و از نظرش من تو امور خونه داری که از قضا عاشقش هم هستم، فوقالعاده مدیر و مدبر هستم. 😊
و در نهایت باید بگم این روزا گره های دار قالی مغزم، رج به رج دارن باز میشن و در کنار سختی که میچشم، یه شیرینی دلچسب هم چسبیده به جونم و حسابی مغزمو نوچ کرده!😋
#روایتی_از_یک_زندگی
#تجربه_نوشت
پرسیدن با لجبازی بچه چه کنیم ؟!!😕🙆♀
یه کار کوچولو دارم انجام بدم میام میگم😉
@aznobato_ir
زمان:
حجم:
2.1M
🌿🌿🌿
⁉️با لجبازی و بدقلقی بچه ها چه کنیم؟!😱🥴
با پس زمینه صدای ایلیای جان😂
آمنه حبیبی
@aznobato_ir
#چالش_۳۰روزه_زندگی_عشقولانه
#روز_۳۰ام
امروز یه بازی فکری روی گوشی نصب کنید و با هم نیم ساعت بازی کنید.😍
(پیشنهاد: آمیرزا)🤠
گاهی وقتا فقط باید کنار هم کیف کرد. بی دغدغه بدون اینکه به ناراحتی های دیشب فکر کرد. بدون اینکه بدهی و قبضهای پرداخت نشده فکرتو مشغول کنه.🌈🍩☃️
و این کیفهاست که حال ما رو کوک میکنه و تحمل ما رو میبره بالا ، میشه انرژی برای روزای سخت، میشه حال خوب کن. میشه نفس توی بی نفسی.☺️
پس تا میتونید با هم کیف کنید. با بازی، با دویدن، با خندیدن با ازنوباتو و چالشهاش.🤪
این چالشم تمام شد. امیدوارم قند و نبات زندگیتون شده باشه.🍫🍯
بگو ببینم این چالش برای شما چی بود. تو گروه تعامل راجع بهش حرف بزنید.🥰
https://eitaa.com/joinchat/501809876Cea20b34244
@aznobato_ir
سلام علیکم🙋♀
صبحتون بخیر🐔
اگه میخواید راحت تر به مطالب کانال دسترسی داشته باشید بزنید رو لینک زیر👇
https://eitaa.com/aznobato_ir/141
🌺نیت امروزم چیه؟!
#زندگی_نیتمند
میخوام بیشتر حواس بدم به بکن نکن هایی که به بچه دارم! 😊
و میدونی چیه؟! خیلی بکن نکن کردن به بچه ها باعث میشه بیشتر لجباز بشن و کارای سمی انجام بدن.😁
هستی با من؟!😍
@aznobato_ir
🌿🌿🌿
#تجربه_اتاق_درمان
#خیانت
#آمنه_نوشت
سخت بود، چند سالی میشد ازدواج کردن. خانوم شاغل، تحصیل کرده، زیبا. 🌞🌜
و آقا تحصیلکرده، مرتب، جایگاه اجتماعی خوب. 🤵
دو سالی میشد زندگیشون تبدیل به جهنم شده بود.🔥☄💥
درست از اون زمانی که آقا خیانت کرده بود. بله خیانت.😳🥺
خیانت برای همسر آسیب دیده مثل سوگ و از دست دادن یه عزیزه. اونقد ضربه سنگینیه که انگار دچار زلزله هشت ریشتری میشه ساختمان بدنش.😫😱
شنیدی یه شبه پیر شدن!!! کسی که خیانت دیده یه شبه پیر میشه. 😟
آقا پشیمون بود، به هزار روش مختلف میگفت غلط کردم. اما حل نمیشد موضوع.🥺
@aznobato_ir
🌿🌿🌿
میدونی چرا؟! چون آقا نمیخواست راجع به اشتباهش حرف بزنه، تا خانوم میومد بپرسه چرا!؟ آقا فرار میکرد.🤦♀🤦♀
میگفت ولش کن دیگه یه غلطی کردم تا ابد میخوای بکوبی تو سرم. 😐
اما این حال خانوم رو خوب نمیکرد. شبیه یه بغض تو گلو بود براش.😔
از آقا خواستم اجازه بده خانوم حرف بزنه، یک و نیم ساعت حرف زدن و حرف زدن و من فقط یه راهبر بودم که کمک میکردم دو نفر از درون خودشون بگن، از احساساتشون.😔
سخت بود از اون خشم که ظاهر ماجراست، برسیم به درون خانوم. و در نهایت خانوم از چیزی که تجربه کرده بود گفت. 😔
اینکه چقدر احساس ناامنی کرده، چقدر ترسیده که کافی نباشه، چقد احساس شکست کرده. و و و😭🥺
@aznobato_ir
🌿🌿🌿
آقا اولش نمیفهمید چرا خانوم ول نمیکنه قضیه رو! 😐
اما بعد که خانوم حرفاشو زد🤦♀
آقا با خانوم گریه کرد و گفت نمیدونستم اینطوری بهت آسیب زدم. بعدم رفت دست خانوم رو بوسید. بهش اطمینان داد که کنارشه. 😔
بعد آقا از احساساتش گفت، اینکه چقد خجالت میکشه از حرف زدن راجع به این موضوع، چقد احساس حقارت میکنه، چقد میترسه خانوم رهاش کنه و و و😔
آخر جلسه خانوم گفت: انگار سبک شدم. انگار دیگه میتونم ببخشم. انگار برام حل شد. 😊
و راه درمان خیانت همینه. اینکه در حضور یه روانشناس بشینی قسمتای مختلف قضیه رو بشکافی و حل و فصل کنی.😊
اینکه حرف بزنید تا حل بشه. باور کنید با زیر فرش دادن قضیه فقط یه خشم باقی میمونه. 🤦♀🤦♀
@aznobato_ir
7.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#معرفی_کتاب
📚مرغ سرخ پا کوتاه🐔🐣
@aznobato_ir