eitaa logo
از نو با تو | آمنه حبیبی🇮🇷
21.9هزار دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
419 ویدیو
42 فایل
ازنوباتو: همسرداری/فرزندپروری از نو با ما زندگی خانوادگیت رو بساز.😍 آمنه حبیبی (روانشناس ،زوج درمانگر) شماره پروانه تخصصی 10972 و تسهیلگر خانواده با مدرک QCB ایتالیا ارتباط با من @ameneh_habibi مشاوره حضوری و تلفنی
مشاهده در ایتا
دانلود
🌿🌿🌿 8. درگیر شکرگذاری بیمارگونه هستید. یعنی چی؟ یعنی آدمای کمال گرای افراطی مدام فکر میکنند: اگه شکرگذاری نکنم همین هم ازم گرفته میشه.🤦‍♀ @aznobato_ir
🌿🌿🌿 9. ممکنه مشکلات سلامت روانی جانبی داشته باشید که سه تاشون خیلی رایج هست؛ اختلال وسواس، اختلال پرخوری و کم خوری که علت شون بخاطر همون اضطراب مبهم هست.🤦‍♀ @aznobato_ir
🌿🌿🌿 10. در کار موفق هستید و در رابطه عاطفی نه! اگه ازین ده مورد، هفت تاشو دارید، ممکنه که دچار کمال گرایی و افسردگی نهفته باشید؛ ولی یادتون باشه تنهایی نمی‌شه تشخیص داد و درمان کرد.😊 ❌ کتاب و پادکست‌ خوبه، ولی داشتن یه تراپیست یا مشاور حرفه‌ای اصل کاره، پس حتماً کمک بگیرید.😊 @aznobato_ir
🌿🌿🌿 یه سری کارهایی که کمک میکنه هم میگم براتون. اما یادتون باشه مهمه از یک روانشناس حرفه‌ای مشاوره بگیرید. 😊 @aznobato_ir
زمان: حجم: 1.5M
🌿🌿🌿 راهبردهای کمکی برای بهبود افسردگی نهفته😊 آمنه حبیبی @aznobato_ir
از نو با تو | آمنه حبیبی🇮🇷
🌿🌿🌿 راهبردهای کمکی برای بهبود افسردگی نهفته😊 آمنه حبیبی @aznobato_ir
بچه ها این مطلب خییییلی تخصصی بود . من همیشه سعی میکنم موضوعاتی رو بگم تو کانال که ملموس باشه. اما خب دیدم خیلیا درگیرن با افسردگی نهفته.😅 خلاصه اگه براتون ملموس نبود بدونید راه حل نهایی پیش تراپیست رفتنه.😊 آخر شب میام یه تجربه سمی فرزندپروری میگم براتون🥺 @aznobato_ir
🌿🌿🌿 میخواستیم بریم خانه بازی. همیشه عاشق خانه بازی بود. اما اون روز گیر داد که نمیام. 😐 منم حاضر بودم و میخواستم زودتر بریم. گفتم ایلیا پاسو بریم مامان. اونم جیغ که نخوام بیام. 🤦‍♀ تو ذهنم بود که این هفته اصلا با بچه ها بازی نکرده باید بره خانه بازی. غرم در اومد. گفتم پس من میرم تو بمون خونه. اونم جیغ که نمیام. 😡 رفتم تو آشپزخونه یه لیوان آب خوردم. ایلیا اومد گفت مامان فمیدی(فهمیدی): دارم بازی میتُنم(میکنم).🥺 نگاش کردم یه لحظه شوکه شدم، حالم با خودم بد شد.🥺 به خودم گفتم داری چیکار میکنی آمنه!😳 میخوای ببریش خانه بازی، تا بهش خوش بگذره. امروز به هر دلیلی ایلیا دوس نداره از خونه بیاد بیرون و داره بهش خوش میگذره! وحی منزله مگه خانه بازی رفتن؟!😕 بهش گفتم بله مامان جان فهمیدم، بیا بغلت کنم. همو بغل کردیم و اون آروم شد، مثل من! 😢 گرفتی چی شد؟! اونقد غرق در چی خوبه براش شده بودم که نمیدیدم، چی میخواد! وقتی بهش نگاه کردم و بغلش کردم و بهش نشون دادم که فهمیدمش اونم آروم گرفت‌.😉 و بچه مگه چی میخواد جز فهمیده شدن؟!!!!!😊 @aznobato_ir
به نظرتون این مچکرم یه فحش آبدار توش نبود؟!😂😂 فک کنم بابت بازیهای چالش فرزندپروری از طرف بچه ها مورد دعا قرار بگیزم و از طرف مامانا مورد عنایت فحش‌دار😂 @aznobato_ir
🍁🍁نیت امروزم: امروز میخوام به این حدیث توجه کنم: امام علی جانمون میفرمایند:💐 با سه صفت محبّت و دوستى بدست مى آورى: ۱– انصاف در معاشرت ۲– همدردى با ديگران در خوشى و ناخوشى ۳– برخورد با قلب پاك و سالم. 👀نگاه کن ببین این سه تا ویژگی رو داری آمنه؟! چجوری میتونی این سه تا ویژگی رو داشته باشی تو برخورد با آدما؟! 😊 هستی با من رفیق؟!😍
قصه بارون ایلیا.aac
حجم: 2.3M
💧💧💧 🌨⛈وقتی بابای بچه قصه تشکیل بارون رو خیلی علمی برا بچه توضیح میده.😂 آخه ابر کومولوس و استاتوس؟! 😂😂 چند روز پیش مهدی انقد این قصه رو برای ایلیا گفته بود که ایلیا حفظ شده. @aznobato_ir
🌿🌿🌿 هستما، فقط سر کلاسم. 😅 میام کلی حرف دارم باهاتون.😍 @aznobato_ir
🌿🌿🌿 تا اینکه روز موعود رسید. واسه خانوم دکترشون خواستگار اومد. از همکلاسی‌هاش بود. پسر خوب و خانواده‌دار. اما اون شب مرد خونه کم مونده بود گریه کنه. نمیخواست شرمنده دخترش بشه اما چجوری جهیزیه میداد؟!😥 اینجا بود که فاطمه خانوم با خوشحالی رفت و یه دبه ماست رو آورد. به شوهرش گفت مگه نگفتم جهازی میدی به دخترت که همه انگشت به دهن بمونن. اینم پولش.😊 مرد که شوکه بود گفت این چیه؟! با دبه ماست جهاز بدم؟!😅 فاطمه گفت آقابازش کن.☹️ احمد آقا وقتی بازش کرد شوکه شد. توی دبه پر بود از طلاهای ریز ریز‌. یا دقیق‌تر بخوام بگم پشتِ گوشواره میخی.😅 زن خندید و گفت: وقت بچه ها کوچیک بودن و پول نداشتیم واسه حتی خرید نون. به خودم گفتم این بچه ها آیندشون چی میشه؟! 🥺 چشمم به طلا فروشی افتاد. اون موقع با خودم گفتم باید ریز ریز واسه آیندشون طلا بخرم. حتی شده پشت گوشواره .😥 و از اون زمان هر وقت یه کم پول دستم میومد میرفتم و یه پشتِ گوشواره میخریدم. خنده دار بود. اما الان که دخترمون بیست و پنج سالش شده این دو تا دبه ماست پر شده از طلا.😊 فردای اون روز رفتن و طلاها رو فروختن. هم خرید عقد انجام شد و هم یه جهاز خوب.😊 این یه داستان غیرواقعی نبود. قصه یه زن بود که آرایشگر محلمون واسم تعریف کرد (زن صادقیه). یه زن که داره تو همین کشور نفس میکشه. یه زن که دو ساله دخترش ازدواج کرده. 😊 قهرمان به نظرتون کیه؟! زن با سیاست که میگن یعنی چی؟! یه زن مگه چطور میتونه به شوهرش اقتدار بده. این زن نهایت امنیت و زکاوته. 😊 @aznobato_ir