زمان:
حجم:
125.9K
🌿🌿🌿
🌺این سه تا ویس رو گوش بدید تا یه نکته رو براتون بگم.
دوستمون میگه تو کارگاه خونه سبز خودش تغییر کرده و کلی از مسائلش حل شده...😳
#کارگاه_خونه_سبز
@aznobato_ir
هدایت شده از از نو با تو | آمنه حبیبی🇮🇷
🌿🌿🌿
ما همه یه ارث با خودمون از خونه پدری میاریم تو زندگی مشترک! 🤦♀
یه ارث که ما بهش میگیم پیام گذشته، خیلی وقتا از این ارث خبرم نداریم! اما تمام ابعاد زندگی ما رو تحت تاثیر قرار میده.😕
مادری، همسری و حتی ارتباطات شغلی و دوستیمون رو...😢
اگه که تو ارتباط با خانواده همسر مشکل داریم! تند تند با همسر قهر میکنیم یا بقیه میگن زودرنجی...😔
اگه بلد نیستیم ابراز علاقه کنیم یا چطور خواستمون رو به همسر بگیم اگه زیاد تیکه میندازیم و ...🙊
اینا همه میتونه یه ارث باشه! یه ارث از تجربه ای که تو خونه پدری به دست آوردیم!!!🙆♀🙆♀
مثلا اگه مامان خیلی قهر میکرده و حل مساله بلد نبوده ممکنه این رو یاد گرفته باشیم و آورده باشیم تو ارتباط با همسر!!🤦♀
یا والد کنترلگر ممکنه ما رو وابسته بزرگ کرده باشن و الان انتظار داشته باشیم همسر فقط برای من باشه.🤦♀
و میدونی این پیامها و ارثیه های از گذشته ممکنه علت اصلی تمام مشکلات ما باشه و طرز تفکر ما رو شکل بده! 🤦♀
تو کارگاه خونه سبز ما اول میایم روی خودمون کار میکنیم، سهم خودمون رو برمیداریم از رابطه و میایم این تفکرات رو درست میکنیم.☺️
و همین برداشتن سهم خودمون، کار کردن روی خودمون باعث میشه یه عالمه از مشکلات حل بشه.😉
@aznobato_ir
🌿🌿🌿
فردا باید برم کلینیک هنوز بیدارم.😐
قبل خواب دو تا ویژگی مثبت که امروز داشتی رو برای خودت بنویس.😊
من بخوام بگم، صبوری، هم بازی بودن، لبخند زدن و گشاده رویی وقتی همسرم رو دیدم با اینکه خیلی خسته بودم بعد کلاس. بخشش داشتن.😊
@aznobato_ir
نیت امروزم:
#زندگی_نیتمند
رها کن دیدی گفتمهات رو.😊
دیدی گفتم میتونی، دیدی گفتم بلدی، دیدی گفتم فلانی نیت شوم داره!
دیدی گفتم یعنی عاجزم از درک کردن احساسات دیگران.😊
هستی با نیتم؟!
@aznobato_ir
🌿🌿🌿
دارم میرم کلینیک، این سری آقای اسنپ شبیه میگ میگ رانندگی میکنه.
و من شبیه کوالا چسبیدم به در🦥
@aznobato_ir
🌿🌿🌿
#تجربه_اتاق_درمان
#روایت_مهتا_و_علیرضا
مهتا: شش ماهه عقدیم.😔
علیرضا: شش ماهی که پنج ماهش من داشتم منت میکشیدم خانوم آشتی کنه. 😒
مهتا: چون بهم دروغ گفت ، چون دوستم نداره.😭
من: چی باعث شده این فکر رو داشته باشی؟!🤔
علیرضا: من دیوانه تو آشنایی خیر سرم میخواستم صداقت داشته باشم گفتم یکی رو دوست داشتم خانواده ام نذاشتن. مهتا خانوم ول نمیکنه گذشته رو.😔
مهتا: تو گفتی قبلا دوست داشتی ، اما خودکاری که اون خریده بود رو میز کارت هست هنوز. تو منو جایگزین اون کردی تا فراموشش کنی! 😡😭
میام ادامهاش رو میگم😎
@aznobato_ir
🌿🌿🌿
#تجربه_اتاق_درمان
#روایت_مهتا_و_علیرضا
علیرضا: من اصلا یادم نبود اون خودکار رو. کی گفته تو جایگزین اونی. اون خانوم ازدواج کرده. 😐
من: شاید اون خودکار برات مهم نباشه علیرضا، برای تو فقط یه خودکار باشه، اما برای مهتا یه نشونه است. 😊
علیرضا: آخه نشونه چی؟!
مهتا: نشونه اینکه هنوز دوستش داری، من جایگزین اون شدم.😭
من: علیرضا همسرت نیاز داره به دوست داشتنت اعتماد کنه، برای خانوما این مهمه.
علیرضا: باور کن نمیخاوستم برنجونمش. من اصلا نمیدونستم انقد اذیت میشه. مهتا تو جایگزین هیچکس نیستی، من جز تو کسی رو نمیبینم اصلا.🤦♀
مهتا: پس خودکار رو بنداز آشغالی.
علیرضا یهو رنگش میپره، خودکار تو کیفش بود، اونو با لرزش دست در آورد و روی میز گذاشت. من میفهمم رد پای یه شکست عشقی حل نشده وجود داره.🤦♀🤦♀
میام ادامه رو شب میگم😎😎
قبلش بیاید این موضوع رو حل کنیم.
ببینید رفقا خانه سبز یه دوره دو ماهه است. تمام مهارتهای زوجی در اون آموزش داده میشه.😊
کسایی که تو این دوره بودن میدونن که چقد جامع است.
ارزش واقعی دوره رو وقتی با اساتید مشورت میکردم میگفتن بالای دو تومن مطرح کن. اما من نمیخوام این دوره اونقد گرون باشه. دوس دارم بیشتریا بتونن شرکت کنن.
پس
هزینه دوره ۷۲۰ هزار تومان هست.
فک کن برای دو ماه آموزش ۷۲۰ هزار تومان. سه ترم کلاس زبان الان بالای یه تومنه!
این کلاس مهارت زندگیه. سرمایه گذاری روی رابطه و آینده زندگی مشترک نگاش کن.😊
@aznobato_ir
خیلی فرق وجود داره بین اینکه با علم و مهارت زندگی مشترک رو جلو ببریم، همسرداری کنیم یا اینکه بریم تو دل زندگی و با کلی به در و دیوار خوردن کشف کنیم. 🤦♀
#کارگاه_خونه_سبز
@aznobato_ir
از نو با تو | آمنه حبیبی🇮🇷
🌿🌿🌿 #تجربه_اتاق_درمان #روایت_مهتا_و_علیرضا علیرضا: من اصلا یادم نبود اون خودکار رو. کی گفته ت
🌿🌿🌿
#تجربه_اتاق_درمان
#روایت_مهتا_و_علیرضا
مهتا رفت بیرون و من و آقای علیرضا کلی حرف زدیم.
مشکل این بود که علیرضا با خواست خانوادش دختری که دوست داشت رو کنار گذاشته بود و بدون اینکه مدت زیادی بگذره نشسته بود سر سفره عقد با مهتا.
علیرضا هنوز از اون شکست عشقی بیرون نیومده بود. شبیه آدمی بود که یکماه نشده همسرش فوت شده ازدواج کرده تا اونو فراموش کنه.
و خب قابل انجام نیست! علیرضا هنوز عزادار بود و چون حال روحیش خوب نبود نمیتونست به مهتا فکر کنه. نمیتونست کنارش شاد باشه! بهش احساس کافی بودن بده.😐
قرار شد جلسات ادامه پیدا کنه تا غم و سوگ علیرضا تسکین پیدا کنه و بعد بتونه با مهتا ادامه بده زندگی رو.🤦♀
ـــــــــــــــــ
اما یه گندی که علیرضا زده بود و تا قیامت قراره یقه اش رو ول نکنه اینه که به دختری که باهاش ازدواج کرده گفته بود کسی دیگه رو دوست داشته و خانوادش نذاشتن.😐
آخه به نظرتون مهتا این جمله رو فراموش میکنه؟! به نظرتون تا قیامت میتونه نکوبه وسط فرق سرش؟!🤔
من نظری ندارم! تاماااام
( البته که من فضا رو لطیف کردم و مهتا با حال خوش رفت! قرار شد گذشته رها بشه. اما خب به قول خودش این جمله مثل یه فلش بک تو ذهنش تکرار میشه.)
@aznobato_ir