🌿🌿🌿
آیه ۱۲۸ سوره نساء خیلی قشنگه برید تفسیرش رو بخونید.
انقد حفظ خانواده مهمه که خانواده و رابطه مهمتر از زن یا مرد هست. برای حفظ رابطه یه جاهایی از حقوقتون کوتاه بیاید.( جالبه گاتمن زوج درمانگر معروفم همین رو میگه)
خدا تو این آیه میگه انسان یه موجود خودخواه و بخیلی هست نسبت به حق خودش، اما اگه سازش میخواید یه جاهایی کوتاه بیاید. 🙃
بعدم میگه چه از حق خودتون بگذرید و سازش کنید، چه لجبازی کنید یا نیکی به همسر، همه در محضر خداوند هست.
میبینی دستور خدا رو؟ خودخواهی ممنوع! برای رسیدن به مصلحت کوتاه بیا، دیگری هم درنظر بگیر. همین یه آیه رو تو زندگی مشترک رعایت کنیم خوشبخت عالم میشیم.
@aznobato
سلام علیکم😎
حالتون چطوره؟☺️
من یک عدد مامان خوابالو هستم، چون که شب سحری درست کردم.
صبحم اومدیم باشگاه.😁
اما میشه اینطوری خوابآلودگی روی اخلاق تاثیر نذاره، شاید خواب ظهرم امتحان کنیم.
میخوام بگم وقتی میدونی تو شرایطی هستی که ممکنه دکمه خشمت زده میشه خودت تدابیر بی اندیش.
بچه ها و نزدیکان مسئول کم خوابی ما نیستن.🥴
@aznobato
@aznobato
🌻🌻🌻🌻
#چالش_خونه_و_رابطه_تکونی
#روز_یازدهم
🪠🪣بخش اول
#خونه_تکونی
امروز آشپزخونه رو دستمال کشی کنید و پردهها رو بشورید. در نهایتم یه چای خوشمزه خودتون رو مهمون کنید.☺️
بیاید بگید ببینم ریز ریز تمیز کردن خونه چه حس و حاای داشته برای شما؟!
💕❤️بخش دوم:
#رابطه_تکونی
تشکر کن.😍🥰
متشکرم یه کلمه قدرتمنده که کمک میکنه چیزای مثبتی که توی رابطه شما هست ببینید.💝🤗
ممنونم که آشغالها رو بیرون گذاشتی.☺️
ممنون که امشب با هم حرف زدیم و...🤩
حتی اگه فکر میکنید نیاز نیست از آدما بابت کارایی که باید انجامش بدن تشکر کنیم امروز امتحانش کنید.😍
وظیفه امروز شما اینه که به دنبال چیزای کوچیکی باشید تا بابتش تشکر کنید.😍
🌺من از همسرم سپاسگزارم. یکی از چیزای کوچکی که بابتش از همسرم قدردانی میکنم اینه که...( جمله رو کامل کن)
@aznobato
🌿🌿🌿
تو گروه تعامل گفتگوها راجع به چالش ادامه داره ها😎
@aznobato
🌿🌿🌿
این روزا زندگی همه انگار گره خورده به شرایط جنگی کشور.
میبینم که ملت چندتا چندتا کانالهای خبری رو چک میکنن.
بیاید بگید ببینم این شرایط رو زندگی شما چه تاثیری داشته؟
جنگ، اغتشاش و و و
اینجا بگو👇
@ameneh_habibi
هدایت شده از شراب و ابریشم...
.
ما نه مفتخر به آن شدیم که روزگاری با خدیجهی بیبدیلِ شما آمد و شد داشته باشیم و نه آنقدر اقبالمان بلند بود که رفیقِ خدیجهی شما حساب شویم و یا که با ایشان پیوندِ خویشی داشته باشیم.
ما فقط خدیجهی شما را دوست داریم...
همین!
ما کمتر از آن پیرزنِ از کارافتاده و حسانه و هالهایم...
اما خدا شاهد است که عاشقِ بانو خدیجهایم...
میشود ما را هم قاطیِ دوست و رفیقهای خدیجه جانتان به حساب آورید و برای خاطرِ خدیجه هم شده، دستی به سر و روی ما هم بکشید؟!
یا رسول الله...
ما فقط همین اندازه میدانیم که خدیجهی بیبدیلِ شما را دوست داریم، برای بیشترش از ما نپرسید
که ما حتی رسم دوست داشتن را هم بلد نیستیم!
ما بیچارهتر از آنیم که قرار باشد در خِیلِ گرفتارانِ خدیجه راهمان ندهید...
.
✍ملیحه سادات مهدوی
روی آبیهای متن بزنید تا هر کدوم شما رو به ذکری از بانوی حجاز برسونه...
https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a
هدایت شده از شراب و ابریشم...
.
من اگر روضهخوان بودم، روضهی شب دهمِ رمضانم را اختصاص میدادم به شرحِ اشتیاق پیغمبر به خدیجهی کبری!
همینکه مردم بدانند پیغمبر چه بیاندازه بر خدیجه مشتاق بود، برای روضهی شب دهم کافیست.
آدمها اگر بدانند پیغمبر تا زنده بود هر بار و هر جا که اسم خدیجه آمد، اشک در چشمهای هاشمیاش دویده بود و آه از دلش بلند شده بود،
یا اگر بدانند پیغمبر دامن یک گدا را طوری پُر کرده بود که حتی اهل خانه که آشنا به سخاوت پیغمبر بودند، از آنهمه بذل شگفتزده شده بودند، تنها به این دلیل که آن زن، گدای درِ خانهی خدیجه بوده
یا اگر بشنوند سالها بعد از رحلت خدیجه، خواهرش هاله به خانهی پیغمبر آمده و رنگ از رخسار پیغمبر پریده و در لحظه چنان به هم ریخته که اهل خانه فهمیدهاند بواسطهی حضور هاله دوباره خاطرهای از خدیجه در دل پیغمبر تکان خورده و آنطور او را فروریخته
یا مثلا اگر بشنوند پیغمبر از هدیههایی که برایش میآوردند برای حسانه، سهمی کنار میگذاشته، تنها برای اینکه حسانه با خدیجه رفت و آمد داشته
یا اگر بدانند پیغمبر از دل آه برمیآورده و تکرار میکرده: دیگر کجا مثل خدیجهای پیدا میشود؟
آدمهایی که این چیزها را بدانند دیگر برای شب رحلت خدیجه روضه نمیخواهند.
من اگر روضهخوان بودم، قصهی عشق ابدیِ پیغمبر به خدیجه را تعریف میکردم و بعد یک سؤال از مستمعهایم میپرسیدم و میگذاشتم خودشان روضهخوان محفل شوند.
خوب که از محبت پیغمبر به خدیجه میگفتم، رو به آدمها میپرسیدم خب حالا خودتان حساب کنید داغ این بانو با پیغمبر چه کرد؟
پیغمبر اول ابوطالب و بعد خدیجه را از دست داد و آن سالِ محنتبار را عامالحزن نامید.
از همین اسمی که پیغمبر روی سالِ دهمِ بعثت گذاشته؛ میشود فهمید داغ خدیجه چه اندوه بیپایانی برای پیغمبر به بارآورده...
من اگر روضهخوان بودم، شب دهم رمضان مستمعهایم را برای دلتنگیهای بیپایانِ پیغمبر در فراقِ خدیجه میگریاندم...
آدمها باید از گذرِ محبت به رسولالله به خدیجه برسند، این را خود خدیجه خواسته است، خدیجه همه چیز را برای احمدش خواسته است، حتی عشقِ به خودش را، حتی گریهی بر داغش را...
✍ملیحه سادات مهدوی
@sharaboabrisham
جهت مشارکت در افطار دهم رمضان هدایای خودتون رو به محضر رسولالله تقدیم بفرمایید:
6037991223189063📍با احترام نشر دستنوشتهها فقط با نام نویسنده و لینک کانال
هدایت شده از از نو با تو | آمنه حبیبی🇮🇷
🌻🌻🌻🌻
#چالش_خونه_و_رابطه_تکونی
#روز_دوازدهم
🪠🪣بخش اول
#خونه_تکونی
امروز خورده کارهای شخصی آشپزخونه رو انجام بده، هر تغییری که دوس داری تو آشپزخونهات اتفاق بیفته رو تموم کن. در نهایت فضا رو با عود، خوشبو کننده هوا و... معطر کن و یه آخیش از ته دل بگو که اصل کاری ها تموم شد😍.
💕❤️بخش دوم:
#رابطه_تکونی
💟قصهاش رو بگو.
امروز میخوام چندتا کلمه بگم،شما سه تا از اونا رو که همسرت رو توصیف میکنه انتخاب کن و براش یه خاطره از اون ویژگی بگو.🤪
مثلا همسر من خیلی انسان قابل اعتمادی هست چون که.....
✅کلمات ایناست:
🔹قابل اعتماد، قوی، با محبت، مستقل، پر جنب و جوش، شجاع، حامی، معنوی، عاقل، با درک ، باهوش ، سخاوتمند ، صبور، باگذشت
@aznobato
🌿🌿🌿
سلام از شنبهای که قراره صبحش با مراجعین شروع بشه.
راستی منم آشپزخونهام خورده کارهاش مونده. مثلا ادویهها رو مرتب بریزم تو جاادویهای کابینتش مرتب بشه.
یخچال یه کم کار داره.
ریا نباشه این هفته دو تا مهمونی هم دارم 😎.
@aznobato
از نو با تو | آمنه حبیبی🇮🇷
🌿🌿🌿 این روزا زندگی همه انگار گره خورده به شرایط جنگی کشور. میبینم که ملت چندتا چندتا کانالهای خب
یه سوال پرسیده بودم؟!😌
امروز راجع بهش حرف میزنیم.
@aznobato
🌿🌿🌿
خب جنگ شده از بلاتکلیفی در اومدیم
انقد که خبر ندیدم مراجع عزیزم بهم خبر داد😅
اضطراب دارم، اما دلم روشنه. خدا هست، خدای ما همون خدای طبس هست، همون خدایی که نوح رو از قوم نافرمانی نجات داد.
همون خدایی که محمد(ص) رو که یتیمی تنها بود بر بت پرستان پیروز کرد.
تا دنیا دنیاست حق بر باطل پیروز هست.
حتی اگر حق، خون بر شمشیر باشه.
بیاید دعا کنیم این روزها شبیه زنان کوفی نباشیم.
#جنگ
#تجاوز
@aznobato
🌿🌿🌿
#خاطرات_یک_نو_مامان
با ترس و بغض بدو بدو حاضر شدم، ایلیا مهد بود، انگاری تکهای از وجودم کم بود، ماشین نبود، اسنپ گیرم نمیومد.
رفتم سر خیابون دربست گرفتم .
رسیدم مهدی بچهها همه تو زیرزمین بودن. ایلیا ترسیده بود، یه صدایی توی مهد میومده مربی میگفت.
بغلش کردم گفتم مامان نزدیک چهارشنبه سوری هست، آدما ترقه میزنن، میدونی چهارشنبه سوری چیه؟
تا خونه حرف زدیم، تو بغلم بود محکم. رسیدیم خونه آروم شد.
مادری یعنی تو دل جنگ و آشوب خودتو از دست ندی، آرامش بچه رو حفظ کنی.
@aznobato