🪴
#قرار_پنجشنبهها ی این هفته، تقدیم به آقای دعاهای شاعرانه. به آقای «من و خدا شما همه».
تقدیم به آقای تشکیلات و کادرسازی. به علی پسر حسین پسر علی؛ سجـّاد (ع).
۲۸/تیر/۱۴۰۳
🔰 @baahaarnaranj
🪴
کتاب صوتیای که با سرعت 1x گوش میکنی و هر از چند دقیقه روی گزینه «۱٠ ثانیه به عقب» میزنی، دقیقا همان کتابیست که نسخه چاپیاش باید توی کتابخانهات باشد :)
🔰@baahaarnaranj
🪴
یه شات قهوه سهم من نباشه بعد از آخرین جلسهی عکاسیِ بچههای مسجد، برای ادامه خوشآمدگویی به ورودیهای جدید باشگاه، درست شب امتحانِ ادبیات کودک و نوجوان۱؟
پن:
حواسم هست کتاب روی کتاب جمع شده و هنوز فرصت نکردم معرفی بنویسم برای #چند_از_چند
۳/مرداد/۱۴۰۳
کی مرداد شد؟
🔰@baahaarnaranj
🪴
🍃#گذار
این طبیعیه که با غزلیات #فاضل_نظری اشک میریزم؟
#فاضل_میفرماد
۵/مرداد/۱۴۰۳
🔰@baahaarnaranj
12.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🪴
🍃#گذار
ناگهان باز دلم یاد تو افتاد #شِ #کَ #سْ #تْ...
🎙#محمد_معتمدی
۷/مرداد/۱۴۰۳
🔰@baahaarnaranj
🪴
#فاضل_میفرماد
من ضدی دارم
آنقدر فریبکار که آنرا «خود» پنداشتهام.
حالا من از خود برای تو شکایت آوردهام.
پن:
يَا مَنْ إِلَيْهِ شَكَوْتُ أَحْوالِى
۹/مرداد/۱۴۰۳
🔰@baahaarnaranj
جنگه آقا! جنگه...
فاز ناامیدی نگیریم.
خون شهید، ضمانته.
والعصر. قسم به دوران عصاره و فشردگی اتفاقات.
اوضاع هر روز پیچیدهتر میشه.
انشاءالله ما هم روی خط درست بمونیم و منحرف نشیم.
خدا آخر و عاقبت همهمونو به خیر کنه.
@hornou هُرنو | روزنِ نورگیرِ سقف
🪴
#قرار_پنجشنبهها ی این هفته، تقدیم به آقای مبارزهی بدون تعارف، بدون تکلف. آقای نه شرقی نه غربی. به آقای سرِ دار رفتن و زیرِ بار نرفتن؛ شهید شیخ فضلاالله نوری.
۱۱/مرداد/۱۴۰۳
🔰 @baahaarnaranj
🪴
زِلِ آفتاب بدوبدو داشتیم از صحن خارج میشیدم که زنداداش کوچیکه گفت:
-اینجا هم مقبره شهید نوریه.
توی ذهنم داشتم حساب میکردم شهید بابک نوری که تهرانی بود، اینجا گوشه صحن حرم حضرت معصومه (س) چه میکند؟
-شیخ فضلالله نوری
ایستادم. هنوز بغض #آخرین_آواز_قو ته گلویم بود. راه کج کردیم به سمتش. چند زائر جلوی مقبره کفشهایشان را میپوشیدند که ما وارد شدیم. خادم داشت با وسواس، شیشهشور را اسپری میکرد روی شیشهی مزار. فاتحه خواندیم و به سمت در خروجی رفتیم.
-این شهید رو دست کم نگیرید. سوره فجر بخونید به نیتش. حاجت میده. من خودم چند ساله اینجام. به چشم دیدم مردم حاجت گرفتن.
«به چشم دیدم مردم حاجت گرفتن» را جور خاصی گفت. بغض کرد و گفت.
پایمان شل شد. دست کردیم توی ردیف قرآنهای روی طاقچه. یکی را برداشتیم:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
وَالْفَجْرِ
وَلَيَالٍ عَشْرٍ
خادم رفت یک گوشه دو زانو نشست.
فَادْخُلِي فِي عِبَادِي، وَادْخُلِي جَنَّتِي را که گفتیم و زدیم روی شیشه، رزقِ روزِمان را گرفته بودیم. بلند شدیم. کفشم را که پوشیدم سر برگرداندم برای خداحدافظی. خادم داشت با وسواس، شیشهشور را اسپری میکرد روی شیشهی مزار. عاشق بود به گمانم.
پن:
امروز، صد و پانزدهمین سالگرد شهادت شیخ شهید است. فاتحهای بخوانیم و سورهی فجری.
۱۱/مرداد/۱۴۰۳
🔰 @baahaarnaranj
🪴
اینکه میگویند فرانسه زبان عشق است را باور نکنید. تا وقتی زبان عربی هست، باور نکنید. توی عربی با دو کلمه میشود کلی حرف عاشقانه زد. مثلا وقتی #شهید_هنیة چند وقت پیش رفت سر مزار #حاج_قاسم و نوشت:
حـــان اللقاء
منظورش این بود که:
دلم خیلی برایت تنگ شده. بعد از تو دنیا خیر ندید. دیگر تاب ندارم. وقت دیدار رسیده.
#همین
۱۲/مرداد/۱۴۰۳
🔰 @baahaarnaranj
🪴
«بهترین نتیجهای که از نوشتن میگیری، خودِ نوشتنه.»
این را امروز مجید قیصری گفت. دقیقا بعد از جملهی «نوشتن، قربانی دادن میخواد. قربانی یعنی عمرت، کمرت، گردنت، سوی چشمت...»
۱۵/مرداد/۱۴۰۳
#حوزه_هنری_فارس
#دفتر_هنر_و_روایت_پیشرفت
🔰 @baahaarnaranj
🪴
📝درد شریف
♻️بازنشر به مناسبت ۱۷ مرداد؛ سالروز حمله تروریستی به کنسولگری ایران در مزارشریف
#ماهنامه_فکه
🔖فرقی نمیکند اول پای کشتیهای پرتغالی به غرب و مرکز آسیا باز شده است یا اسپانیا. استعمار که وارد منطقهای میشود، راه خودش را برای غارت منابع طبیعی و انسانی باز میکند تا چند روز بیشتر بتواند نفس بکشد و منافع خودش را تامین کند. بهترین راه غارت هم همان «تفرقه بیانداز و حکومت کن» است که چندصد سال است خوب دارد جواب میدهد. خوب جواب میدهد تا جایی که حکیمی مثل آقا سید علی نباشد و بوی آبهای گندیده و گلآلود را تشخیص ندهد و ماهیها را بفرستد توی تور استعمارگر.
حکایت تفرقه و تور و ماهی، حکایت ۱۷مرداد ۱۳۷۷ است که هشت دیپلمات و یک خبرنگارمان را در مزارشریف از دست دادیم و داشتیم میرفتیم به سمت جنگی که برایمان برنامهریزیاش کرده بودند.
ادامه را در فایل پیوست بخوانید :)
🔰@baahaarnaranj