eitaa logo
˙ 𝑯𝑨𝑵 ˙
89 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
159 ویدیو
4 فایل
•˙بـه نام خـدا˙• در میان هیاهو و پریشان حالیم،چشمانم با دیدنت نرم شد،دلم لرزید و عشقت مرا آشفته تر ساخت.. اما حال نمی‌دانیم که سرنوشت پایان مارا چگونه رقم خواهد زد."🤍🌚 𝑺𝒕𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟒𝟎𝟑/𝟏𝟐/𝟐𝟏ᥫ᭡ 𝑺𝒆𝒄𝒓𝒆𝒕:https://daigo.ir/secret/11372200212
مشاهده در ایتا
دانلود
حامد از دور ماشینشون رو دیدم و از فکر و خیال در اومدم و نقاب حفظ ظاهرم رو گذاشتم رو صورتم و لبخند دندون نمایی زدم، وارد تالار شدن و و همه براشون دست زدن و آهنگ و سوت و جیغ اونا هم با همه سلام کردن و رفتن سر جاشون نشستن، آخ بابا قربونت بره چقد ناز شدی تو لباس عروس رفتم پیششون. حامد؛ "چطورین؟" ایمان؛ "عالی دایی عالی" حامد؛ "آقا داماد دخترم رو به تو سپردمااا خط و خش روش بیوفته میدونی چی میشه دیگه!" ایمان؛ "بله دایی میدونم همه چی رو میدونم" مجید هم اومد پیشمون. مجید؛ "به به میبینیم آقا ایمان با پدر زنش داره خوش و بش میکنه پدرش رو تحویل نمیگیره" نازی؛ "شما عشق منی پدر شوهر" خندیدیم و مجید خواست لپ نازی رو بکشه که عقب رفت. نازی؛ "نه نه دایی، آرایشم خراب میشه" مجید؛ "پدرسوخته" حامد؛ "عه! چیکار باباش داری؟" مجید؛ "شما؟!" یکم حالت مردای لات و دعوایی گرفتم. حامد؛ "باباش" پشت بندش مجید خندید که هممون خندیدیم. حامد؛ "خیله خب دیگه ما بریم مزاحم خلوتتون نشیم، خوش بگذره" با مجید ازشون دور شدیم و رفتیم پیش خانما. مجید؛ "راضی هستین؟" مونا؛ "آره همه چی خوبه" حانیه؛ "داداش چرا حمید نیومد؟" حامد؛ "ولش کن قهر کرده" مونا؛ "واسه چی؟" مجید؛ "مهتابم نیومده" حامد؛ "مهتاب رو نمیدونم ولی حمید شب خواستگاری بچه ها بحثمون شد گفت نمیاد" مجید؛ "سر چی آخه؟" حامد؛ "سر اینکه چرا با مهتاب حرف نزدیم و همش فکر ازدواج نازی و ایمان بودیم" حانیه؛ "نکنه با مهتاب حرف زده که اونم نیاد؟" مونا؛ "نه اونکه بابا نزاشت بیاد" حامد؛ "هوففففف، ولش کنید فکر نکنید به این چیزا امشب برا بچه ها مهمه باید خوب بگذره" مجید؛ "اره حامد راست میگه" حامد؛ "حالا که راست میگم بیا بریم برقصیم" مجید؛ "نباید این درخواست رو از زنت میکردی؟" حامد؛ "من میخوام با تو برقصم مجیدم" مجید؛ "هیننن حامد!" حامد؛ "جانم؟" مجید؛ "خیانت به خواهرم؟ جلو چشمام؟" خندیدم. حامد؛ "دیوونه،بیا بریم برقصیم یکم اذیت نکن" مجید؛ "من بلد نیستم حامد خودت برو" حامد؛ "اهه چقدر اذیت میکنی مجید، اصلا خودم رفتم خدافظ" یکم ازش دور شدم ولی صداش رو شنیدم. مجید؛ "هنوزم همون بچه قهر قهرو ای" حامد؛ "شنیدم چی گفتییییی" مجید؛ "گفتم بشنویییی" رفتم وسط و از دی جی خواستم یه آهنگ شاد و باحال بزاره و شروع کردم رقصیدن...
توجه توجه : داریم به پارت های آخر فصل اول میرسیم🌚🤍
هدایت شده از ₘₒₒₙ fₒₒₜₚᵣᵢₙₜ|🌚🦋
حمایت شما=پارت بعدی گفته باشم😔🦖😂 اگر ناشناس پر بود و ۳۵ تایی شدیم پارت بعدی میفرستم بیاد منتظرتونم👌☺️🤣
ولی من از این نظر همه جوره پشت آقا احمدم. آقا احمد بیا عروسیشونو به آتیش بکش 😂🙏
https://eitaa.com/hamjid_story/18185 بهار ورشکست نشه بچه 😔😂
29.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خوشتیپ ترین...🌚 ادیت خودم✨ 𝓨𝓸𝓾 𝓪𝓻𝓮 𝓶𝔂 𝓶𝓸𝓼𝓽 𝓫𝓮𝓪𝓾𝓽𝓲𝓯𝓾𝓵 𝓹𝓸𝓼𝓼𝓮𝓼𝓼𝓲𝓸𝓷...:) 𝓗𝓪𝓶𝓳𝓲𝓭 ᥫ᭡♫♪♬ 𝓗𝓪𝓶𝓮𝓭 𝓪𝓷𝓭 𝓜𝓪𝓳𝓲𝓭🤍🌑 •𝓗𝓪𝓶𝓳𝓲𝓭'𝓼 𝓯𝓻𝓲𝓮𝓷𝓭𝓼𝓱𝓲𝓹 𝓲𝓼 𝓪𝓷 𝓮𝓽𝓮𝓻𝓷𝓪𝓵 𝓯𝓻𝓲𝓮𝓷𝓭𝓼𝓱𝓲𝓹•🫂🫀 @back_home
اولین لایک از مهربون ترین مرد 🤌🏻 بماند به یادگار از ۴ شهریور ١۴٠۴ 😃 𝕰𝖛𝖊𝖓 𝖎𝖋 𝖊𝖛𝖊𝖗𝖞𝖔𝖓𝖊 𝖎𝖘 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊 𝖓𝖔 𝖔𝖓𝖊 𝖜𝖎𝖑𝖑 𝖇𝖊 𝖞𝖔𝖚(: •𝕳𝖆𝖒𝖏𝖎𝖉'𝖘... 𝖋𝖗𝖎𝖊𝖓𝖉𝖘𝖍𝖎𝖕 𝖎𝖘 𝖆𝖓 𝖊𝖙𝖊𝖗𝖓𝖆𝖑 𝖋𝖗𝖎𝖊𝖓𝖉𝖘𝖍𝖎𝖕•💙🧡 @back_home
نت ضعیفه به زور هم چیزی نمیاد 🤦‍♀
من برم خونه آقا احمد باهم درد دل کنیم
خداحافظ دوستان