پرتره فرمانده شهید.jpg
حجم:
2.6M
شابلون پرتره امام شهید + عبارت «فرمانده شهید»پسزمینه سفید
بسته کامل کلیشه و شابلون برای امام شهید حضرت حضرت آیتالله خامنهای (قدّس سره) را از اینجا دریافت کنید.
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
پرتره فرمانده شهید (2).jpg
حجم:
3.2M
شابلون پرتره امام شهید + عبارت «فرمانده شهید»پسزمینه نارنجی
بسته کامل کلیشه و شابلون برای امام شهید حضرت حضرت آیتالله خامنهای (قدّس سره) را از اینجا دریافت کنید.
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
نهراسیم ازین جنگ شابلون.jpg
حجم:
1.4M
شابلون عبارت «نهراسیم ازین جنگ»
بسته کامل کلیشه و شابلون برای امام شهید حضرت حضرت آیتالله خامنهای (قدّس سره) را از اینجا دریافت کنید.
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
خدا در میدان است.jpg
حجم:
1.1M
شابلون عبارت «خدا در میدان است»
بسته کامل کلیشه و شابلون برای امام شهید حضرت حضرت آیتالله خامنهای (قدّس سره) را از اینجا دریافت کنید.
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
شابلون و کلیشه.rar
حجم:
13.6M
🔻مجموعه شابلون و کلیشه برای فعالان میدانی به صورت فایل فشرده
🔹این بسته شامل تصاویری از امام شهید حضرت آیتالله خامنهای (قدّس سره) و عباراتی در وصف ایشان است که بهصورت شابلون و کلیشه در دسترس شما قرار میگیرد.
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
🔻غربزدگان؛ بیگانه با مجاهدت ایران
منتخبی از جملات بُرّندهٔ نادر ابراهیمی دربارهٔ تقابلِ «ایمانِ مردم» و «بُزدلی غربزدهها و شبهروشنفکران»
بخش اول
(بخش دوم این منتخب را از اینجا بخوانید)
🔸در این روزها که در هر کوچه و خیابانی، جوشوخروشی از خونخواهی مردم، بیشاز هر زمان دیگری در جریان است و فریاد استکبارستیزیشان بلند و رسا؛ مُشتی بُزدل غربزده، عزم آن دارند تا ارادهشان را بر ارادهٔ مردم تحمیل کنند و دم از آتشبس بزنند. رفتار این ترسوها، همواره در ادبیات انقلاب اسلامی مورد عتاب و خطاب بوده است. یکیاز بهترین نمونهها، نوشتههای نادر ابراهیمی است. نویسندهای که عمرش را صرف رسوا کردن غربزدهها و شبهروشنفکران کرد. در این مجموعه، منتخب جملات قصاری از او را میبینید. این جملات میتوانند در پارچهنوشتهها، پوسترها، سخنرانیها و ... به کار بیایند.
🔹یا به این میدان نیا، یا تمام بیا! جنگ کاهلانه، همیشه به سود دشمن است. «کجدار و مریز»، حرف مُفتِِمُفت است. [...] هیچ موجودی در جهان، نفرتانگیزتر از عاشقِ نیمبَند نیست.
(«آتش بدون دود»| جلد هفتم از مجموعهٔ هفتجلدی)
🔹ما آرام نشستهایم و نگاه میکنیم و صدای نرم و کشیدهٔ سوت گلولهها که از فراز سرمان یا از جایی شنیدنی میگذرد، سرهایمان را ناخواسته فرو میکشیم و باز برمیآوریم. زیرلب، بیاختیار، میپرسم: «یعنی این جنگ کِی تمام خواهد شد؟» و شنیدم که کسی گفت: «وقتی یاد بگیریم که سرهایمان را از نفیر گلولههای عابر، به غریزه ندزدیم؛ بلکه در این حال نیز به اراده، امکان انتخاب بدهیم».
(«با سرودخوان جنگ در خطهٔ ناموننگ»| بخش ۸، صص ۵۳ و ۵۴)
🔹فقط عمل است که میدانِ حرف را تنگ میکند، و روستاییِ مردِ عمل، این را بهتر از هرکسی میداند بهخلافِ روشنفکرِ اهلِ حرف.
(«ابوالمشاغل (داستان یک زندگی، جلد دوم)» | فصل پنجم)
🔹کسی نمانده میان ما، که زهرْ نداند و زَخم نشناسد.
کسی نمانده در میان ما که خنجرِ روحش را برای روزهای انتقام تیز نکرده باشد.
(«بر جادههای آبیِ سرخ»| کتاب اول: فصلِ سرسبزِ آشناییها، ص ۹۴)
🔹جنگِ ما همانندِ پرچمی نیست که پیشگامی، با غرور، آن را بر دوش کشد، و چون آن پیشگامِ بیباک، تیر خورد و افتاد، دیگر هیچکس آن پرچم را از خاک برندارد و به اهتزاز درنیاورد، بلکه جنگِ ما پرچمیست که در هیچ لحظهای، بوسه بر خاک نخواهد زد.
(«بر جادههای آبیِ سرخ»| کتاب اول، فصل ۴: مَردانِ آواره در تیرْرس|ص ۱۴۴)
🔹شکست خوردنِ ما به معنای پیروز شدنِ دشمنانِ ماست و پیروز شدنِ دشمن به معنای آنکه ما به چشمپوشیدن از تقدّس و شکوه و شیرینی و شادیِ این جنگ رضا دادهایم. شکست خوردنِ ما به معنای حذفِ ماست، و حذفِ ما به معنای آنکه هیچ اعتقادی به حقانیتِ خود و درستیِ راهمان نداشتهایم.
(«بر جادههای آبیِ سرخ»| کتاب اول، فصل ۴: مَردانِ آواره در تیرْرس|ص ۱۴۴)
🔹حال به میدان بیایید و بجنگید! به میدان بیایید و شاهنامه خوانیهایتان را به مرحلهٔ عمل برسانید!
(«با سرودخوان جنگ در خطهٔ ناموننگ»| بخش ۱۷، ص ۱۱۸)
🔹«در آزادی مُردن» خوبتر است یا «در اسارتْ زندهماندن»؟
(«با سرودخوان جنگ در خطهٔ ناموننگ»| بخش ۱۶، صص ۹۹ و ۱۰۰)
🔹میگویید: اگر به خاطر میهن بود میجنگیدیم؛ اما به خاطر آرمان شما، نه.
میگوییم: شما بجنگید؛ به خاطر هرچیز که دوست دارید بجنگید!
(«با سرودخوان جنگ در خطهٔ ناموننگ»| بخش ۱۸، ص ۱۱۹)
🔹شما روشنفکران -نه! شبهروشنفکران- حتّی اگر بجنگید هم چیز قابلی نیستید. اصلاً چیزی نیستید. ما، هم از ایمانمان دفاع میکنیم هم از ایرانمان؛ امّا شما فقط میتوانید به خاطر کسب آبرو بجنگید؛ اما همین کار هم شهامت میخواهد.
(«با سرودخوان جنگ در خطهٔ ناموننگ»| بخش ۱۸، صص ۱۱۹)
🔹بُزدلی، روشنفکرانِ اخته را به روز سیاه انداخته است، نه وجدانهای چُرتی ایشان. («با سرودخوان جنگ در خطهٔ ناموننگ»| بخش ۱۷، ص ۱۰۹)
🔹این روزها، خیانت کردن آسانتر از حرف زدن از خیانت است.
(«آتش بدون دود»| جلد سوم از مجموعهٔ هفتجلدی)
🔻کانال شعروشعار بافتار
🆔 @baftar_shoar
🔻کانال اصلی رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
🔴 «نه سازش، نه تسلیم، نبرد با آمریکا»
🔸امشب عاشورایی میآییم.
🔹در هفتمین روز شهادت سیدالشهدای انقلاب امام خامنهای (ره)؛ گردهمایی تجمعات مردمی برای حمایت از نیروهای مسلح و اعلام پیام تسلیمناپذیری ملت ایران به ترامپ جنایتکار
📍از میدان آزادی تا میدان امام حسین (ع)
📆شنبه ۱۶ اسفند، از ساعت ۲۱
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
🔻غربزدگان؛ بیگانه با مجاهدت ایران
منتخبی از جملات بُرّندهٔ نادر ابراهیمی دربارهٔ تقابلِ «ایمانِ مردم» و «بُزدلی غربزدهها و شبهروشنفکران»
بخش دوم
(بخش اول این منتخب را از اینجا بخوانید)
🔸در این روزها که در هر کوچه و خیابانی، جوشوخروشی از خونخواهی مردم، بیشاز هر زمان دیگری در جریان است و فریاد استکبارستیزیشان بلند و رسا؛ مُشتی بُزدل غربزده، عزم آن دارند تا ارادهشان را بر ارادهٔ مردم تحمیل کنند و دم از آتشبس بزنند. رفتار این ترسوها، همواره در ادبیات انقلاب اسلامی مورد عتاب و خطاب بوده است. یکیاز بهترین نمونهها، نوشتههای نادر ابراهیمی است. نویسندهای که عمرش را صرف رسوا کردن غربزدهها و شبهروشنفکران کرد. در این مجموعه، منتخب جملات قصاری از او را میبینید. این جملات میتوانند در پارچهنوشتهها، پوسترها، سخنرانیها و ... به کار بیایند.
🔹به اعتقاد من، کاری کثیفتر از فریاد آزادیخواهی کشیدن زیر سایهٔ نظامهایی که آزادی ما را نابود کردهاند، وجود ندارد.
(«آتش بدون دود»|جلد هفتم از مجموعهٔ هفتجلدی)
🔹میدانید آقا؟ فرقِ مبارزِ مؤمن با ظالمِ بیایمان در این است که زندگی و مرگ، هردو، موهبتیست برای مبارزِ مؤمن؛ امّا زندگی و مرگ، هردو، عذابیست برای ظالمِ بیایمان... من روی خاک آسودهام، زیر خاک نیز آسوده خواهم بود. شما چطور آقا؟ («آتش بدون دود»| جلد ششم از مجموعهٔ هفتجلدی)
🔹اصولاً خستگی، یک خصلت روشنفکریست. ما مردم، هرگز خسته نمیشویم - نه از کار، نه از مبارزه، نه از امید، نه از داشتن ایمان و اعتقاد؛ امّا روشنفکران، بهمجردِ اینکه یک گیلاس بیشتر از ظرفیتشان میزنند، احساس خستگی، زدگی، پوچی و بیهودگی میکنند.
(«آتش بدون دود»| جلد هفتم از مجموعهٔ هفتجلدی)
🔹ما هم از ایمانمان دفاع میکنیم هم از ایرانمان.
(«با سرودخوان جنگ در خطهٔ نام و ننگ»|بخش ۱۸، ص ۱۱۹)
🔹ما فقط آمدهایم تا که بجنگیم. نیامدهایم تا قطعاً پیروز شویم. ما آمدهایم بجنگیم، بهخاطرِ تقدّسِ این جنگ، شکوهِ این جنگ، شیرینیِ این جنگ، شادیِ این جنگ، و لزومِ این جنگ؛ اما در عین حال، ما، حتی اگر بخواهیم هم، نمیتوانیم شکست بخوریم. («بر جادههای آبیِ سرخ»| کتاب اول، فصل ۴: مَردانِ آواره در تیرْرس|ص ۱۴۳)
🔹شکست خوردنِ ما به معنای پیروز شدنِ دشمنانِ ماست و پیروز شدنِ دشمن به معنای آنکه ما به چشمپوشیدن از تقدّس و شکوه و شیرینی و شادیِ این جنگ رضا دادهایم. شکست خوردنِ ما به معنای حذفِ ماست، و حذفِ ما به معنای آنکه هیچ اعتقادی به حقانیتِ خود و درستیِ راهمان نداشتهایم.
(«بر جادههای آبیِ سرخ»| کتاب اول، فصل ۴: مَردانِ آواره در تیرْرس| ص ۱۴۳)
🔹هر روز، شقاوتی از جانب دشمنان، شهادتی از ما.
(«بر جادههای آبیِ سرخ»| کتاب اول، فصل ۴: مَردانِ آواره در تیرْرس|ص ۱۴۳)
🔻کانال شعروشعار بافتار
🆔 @baftar_shoar
🔻کانال اصلی رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
محمدصادق آهنگرانهمراه سپاهیان حیدر.mp3
زمان:
حجم:
4.3M
🎤 نوحۀ «همراه سپاهیان حیدر» (حوالی ۱۳۶۶)
نوحهخوان: محمدصادق آهنگران
نوحهسرا: ناشناس
🔹 بالگردها و ناوگان آمریکایی طی سالهای ۱۳۶۶ تا ۱۳۶۷ در خلیج فارسْ کشتیها، قایقها، سکوهای نفتی و یک هواپیمای مسافربری ایرانی را هدفْ قرار دادند. اینگونه آمریکا برای اولین بار به حریم میهنمان حمله کرد. گویا «همراه سپاهیان حیدر» نیز در همان زمان، خوانده شده و ازاینرو به زیادهخواهیهای آمریکا در خلیج فارس، اشاره دارد.
|بخشی از متن شعر|
همراه سپاهیان حیدر / مردانه بهسوی جبهه رو کن
امروزه حضور ناوگانها / در حاشیهی خلیج، بار است
در ساحت قدس، مرز ایمان / شیطان بزرگ را چه کار است؟
کینگونه تجاوز نظامی / بر منطقه جرمِ آشکار است
بِشْتاب و برون ز مرز ایران / آن اهرمن درندهخو کن
همراه سپاهیان حیدر / مردانه بهسوی جبهه رو کن
ما منطقه را ز لوث شیطان / با آتش خشم میرهانیم
با هر که علیه دین به پا خاست / آمادهی رزم بیامانیم
ما شعلهی انتقامجویی / با زوزه فرو نمینشانیم
برخیز صدای دشمنت را / با هلهله خَفِّه در گلو کن
همراه سپاهیان حیدر / مردانه بهسوی جبهه رو کن
(متن کامل را ازطریق این لینک، مشاهده کنید.)
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
منتخب شعارها به مناسبت انتخاب سومین رهبر انقلاب اسلامی ایران، آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای
🔹دست خدا عیان شد
خامنهای جوان شد
🔹پرچم خونخواهی ما به پا شد
«ولیّ دم» ولی امر ما شد
🔹به لطف صاحبزمان
بصیرت خبرگان
🔹علم به دست با کفایت افتاد
دشمن بیصفت به ذلّت افتاد
🔹به انتخاب خبرگان ملت
علم رسید به دست با کفایت
🔹نقش بر آب مکر ظالمین شد
«ولیّ دم» ولی مسلمین شد
🔹همچنان دست خدا بر سر ماست
همچنان «خامنهای» رهبر ماست
🔹ما همه خونخواه پدر
گوش به فرمان پسر
🔹نیمهٔ ماه رمضان عشق ماست
بعد علی رهبر ما مجتباست
🔹بعد علی مجتباست
وارث روح خداست
🔹خامنهای رهبر مستضعفان
ولی امر مسلمین جهان
🔹پرچم مرتضای ما
به دست مجتبای ما
🔹دست خدا بر سر ایران ما
رهبر ما سیدناالمجتبی
🔹خامنهای جوان
رهبر مستضعفان
🔹خامنهای کوثر است
دشمن او ابتر است
🔹دست خدا بر سر ماست
خامنهای رهبر ماست
🔹امام گام دوم
خامنهایِ دوم
🔻کانال شعروشعار بافتار
🆔 @baftar_shoar
🔻کانال اصلی رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
🔻غربزدگان؛ بیگانه با مجاهدت ایران
منتخبی از جملات بُرّندهٔ نادر ابراهیمی دربارهٔ تقابلِ «ایمانِ مردم» و «بُزدلی غربزدهها و شبهروشنفکران»
بخش سوم
(پیوند بخش اول و بخش دوم)
🔸این روزها که در هر خیابانی، جوشوخروشی از خونخواهی مردم، بیشاز هر زمان دیگری در جریان است و فریاد استکبارستیزیشان بلندا؛ مُشتی بُزدل غربزده، عزم آن دارند تا ارادهشان را بر ارادهٔ مردم تحمیل کنند و دم از آتشبس بزنند. رفتار این ترسوها، همواره در ادبیات انقلاب اسلامی مورد عتاب و خطاب بوده است. یکیاز بهترین نمونهها، نوشتههای نادر ابراهیمی است. در این مجموعه، منتخب جملات قصاری از او را میبینید. این جملات میتوانند در پارچهنوشتهها، پوسترها، سخنرانیها و ... به کار بیایند.
🔹مسلَّم بدانید که حتّی اگر تا نفر آخر هم بمیریم، مُردگانِ فاتح خواهیم بود. («برجادههای آبیِ سرخ»| کتاب پنجم، فصل ۳: صدای سم ستوران)
🔹دشمنی در نهادِ هر بیگانه نهفته است. («بر جادههای آبیِ سرخ»| کتاب سوم: کریمخانِ زند یک پنجرهٔ روشن، فصل ۳: زمان مُلاقات رسیده است)
🔹افراد، تن به مصالحه میدهند؛ امَا ملّتها، نع! («آتش بدون دود»| جلد هفتم از مجموعهٔ هفتجلدی)
🔹افراد، تن به فحشا و تباهی روح و خودفروشی و وطنفروشی میدهند؛ امّا ملّتها، نع! («آتش بدون دود»| جلد هفتم از مجموعهٔ هفتجلدی)
🔹در میانِ ما چه کسی هست که نداند آنچه ما میکِشیم، نه مستقیما از جانبِ اجانب، که از جانبِ سر سپردگان ایشان است؟ («بر جادههای آبیِ سرخ»| کتاب پنجم، فصل ۵: چراغی در اعماقِ درّهها| ص ۱۴۷)
🔹ما آمدهایم که با دشمنان آزادی، دشمنی کنیم و برنجانیمشان و همدوش مردان با ایمانْ تفنگ برداریم و سنگر بسازیم، و همپای آدمهای عاشق، به خاطر اصالت و صداقت عشق بجنگیم؛ («ابوالمشاغل؛ داستان یک زندگی، جلد دوم»| فصل هفتم)
🔹ما آمدهایم که با حضورمان، جهان را دگرگون کنیم، («ابوالمشاغل؛ داستان یک زندگی، جلد دوم»| فصل هفتم)
🔹نیامدهایم تا پس ازمرگمان بگویند از کرم خاکی هم بیآزارتر بود و از گاو مظلومتر. («ابوالمشاغل؛ داستان یک زندگی، جلد دوم»| فصل هفتم)
🔹ما باید وجودمان و نفَس کشیدنمان، و راه رفتنمان و نگاه کردنمان و لبخند زدنمان هم مانند تیغ به چشم و گلوی بدکاران و ستمگران برود... («ابوالمشاغل؛ داستان یک زندگی، جلد دوم»| فصل هفتم)
🔹ما نیامدهایم فقط بهخاطر آنکه همچون گوسفندی زندگی کرده باشیم که پس از مرگمان، گرگ و چوپان و سگ گله، هر سه ستایشمان کنند. («ابوالمشاغل؛ داستان یک زندگی، جلد دوم»| فصل هفتم)
🔹ترسوها هم حق حیات دارند؛ حق نفس کشیدن و وراجی کردن و خوردن و خوابیدن - فقط به شرط آنکه شهامت آن را داشته باشند که به ترس بیحصر خویش زیر لب اقرار کنند و به شرط آنکه نخواهند که سرِخودشان، خویشانشان، پدران و مادران راحتطلب ثروت اندوختهشان، دوستان و رفقایشان تاریخ و سرزمینشان شیره بمالند و بگویند ما فقط به این دلیل اسلحه برنمیداریم و دلاورانه به میدان نمیرویم که این جنگ جنگ ما نیست، و این وطن ما نیست و این حکومت ما نیست، آرمان ما نیست، فرهنگ ما نیست، تاریخ ما نیست، انقلاب ما نیست و اینها که میجنگند، خیل خوبترین برادران ما نیستند... ؟ («با سرودخوان جنگ در خطهٔ ناموننگ»| بخش ۷، ص ۵۶)
🔹من و پدرت آلنی، هرگز، حتی برای یک لحظه هم، حتی در سختترین لحظههای حیاتِ انسان به ناامیدی، رخصت ظهور ندادهایم و تسلیم یأس حاکم بر دنیای فقیر و ذلیلِ روشنفکران نشدهایم. ما از خیل چوپانهای مبارزیم، نه از خیل روشنفکرانِ بزدلِ طرفدار چوپانها. من برای تحمّلِ توهینها و دشنامها، صبرم را از ایّوب گرفتهام، آبدادهییام را از پولادِ صدبار آبداده. («آتش بدون دود»| جلد ششم از مجموعهٔ هفتجلدی)
🔹چرا ناامیدان، دوست دارند که نامیدیشان را لجوجانه تبلیغ کنند؟
چرا سرخوردگان مایلند که سَرخوردگی را یک اصل جهانی ازلی-ابدی قلمداد کنند
چرا پوچگرایان، خود را، برای اثبات پوچبودن جهانی که ما عاشقانه و شادمانه در آن میجنگیم، پارهپاره میکنند؟
آیا همین که روشنفکران بخواهند بیماریشان به تن و روح دیگران سرایت کند، دلیل بر رذالتِ بیحسابِ ایشان نیست؟
من هرگز نمیگویم در هیچ لحظهای از این سفرِ دشوار، گرفتار ناامیدی نباید شد. من میگویم: به امیدْ بازگردیم – قبل از آنکه ناامیدی، نابودمان کند. («یک عاشقانهٔ آرام»| فصل اول: پیش از آن واقعهٔ بزرگ»)
🔹لانه، باز ساخته خواهد شد.
درخت، باز کاشته خواهد شد.
شرف؛ اما اگر برود، در تاریخها مینویسند
و وقتی نوشتند، با مرکّبی مینویسند که خیلی سخت پاک میشود:
با مرکبِ تجزیه، [...] با مرکبی از خون سرداران و سربهداران...
(«با سرودخوان جنگ در خطهٔ ناموننگ» | بخش ۷، ص ۲۸)
🔻کانال شعروشعار بافتار
🆔 @baftar_shoar
🔻کانال اصلی رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane