فریاد مردم یکرنگ
منتخب شابلونهای جنگ تحمیلی سوم
بخش دوم منتخب آثار
🔹اکنون پس از چهلواندی سال، جنگ جمهوری اسلامی ایران با جهان کفر و شیطان اکبر به مرحلۀ مستقیم خود رسیده است، گویی همان شعارها دوباره جان گرفتهاند. هر گوشۀ شهر را که بنگری، دیواری نیست که شابلونی بر خود نبیند؛ خودرویی نیست که بر شیشهاش فریادی نقش نبسته باشد. گوشهکنار مردم عادی یا بسیجیان هنرمند را میبینی که با شابلون و اسپریِ رنگ، بر دیوارها و پشت ماشینها طرح میزنند. شعارهایی با همان حالوهوای سال ۵۷ که نشان میدهد آرمانهای انقلاب نزد مردم هنوز کهنه نشدهاند.
🔹شابلونها معمولاً سودای حرف تازه زدن ندارند بلکه بیشتر میخواهند زبان باشند برای آن فریاد مردم که در دل دارند و برای همین، اغلبشان شعارها یا شعرهایی صریح و سادهاند؛ مثل «بزن که خوب میزنی»، «مردم علاج در وطن است» و حتی «لبیک یا خامنهای»، «مرگ بر آمریکا» و شعارهایی از این دست.
🔹اما چرا در میان این همه فرمهای گرافیکی و حرفهای، باز این هنر سادۀ شابلوننویسی است که در لحظۀ جنگ حرف دل مردم را نمایندگی میکند؟ جدای از آنکه این هنر از بطن انقلاب جوشیده و مردمیترین فرم اعتراض و ابرازِ ایمان است، دلیل اقبال به آن را در سادگی و صراحتش باید جست.
متن کامل یادداشت
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
بافتار
فریاد مردم یکرنگ
دربارهٔ ظرافتها و ظرفیتهای هنر شابلون
🔹هنوز هم بر تن دیوارهای پیر شهر، ردپایی از آن روزهای خوش انقلاب پا برجاست؛ ردپایی از شعارها و فریادهایی که بر جان کوچهها و پسکوچهها نقش بسته: «الله اکبر، خمینی رهبر»، «مرگ بر شاه»، «جنگ، جنگ تا پیروزی»، «از خون جوانان وطن لاله دمیده».
🔹اکنون پس از چهلواندی سال، جنگ جمهوری اسلامی ایران با جهان کفر و شیطان اکبر به مرحلۀ مستقیم خود رسیده است، گویی همان شعارها دوباره جان گرفتهاند. هر گوشۀ شهر را که بنگری، دیواری نیست که شابلونی بر خود نبیند؛ خودرویی نیست که بر شیشهاش فریادی نقش نبسته باشد. گوشهکنار مردم عادی یا بسیجیان هنرمند را میبینی که با شابلون و اسپریِ رنگ، بر دیوارها و پشت ماشینها طرح میزنند. شعارهایی با همان حالوهوای سال ۵۷ که نشان میدهد آرمانهای انقلاب نزد مردم هنوز کهنه نشدهاند.
🔹شابلونها معمولاً سودای حرف تازه زدن ندارند بلکه بیشتر میخواهند زبان باشند برای آن فریاد مردم که در دل دارند و برای همین، اغلبشان شعارها یا شعرهایی صریح و سادهاند؛ مثل «بزن که خوب میزنی»، «مردم علاج در وطن است» و حتی «لبیک یا خامنهای»، «مرگ بر آمریکا» و شعارهایی از این دست.
🔹اما چرا در میان این همه فرمهای گرافیکی و حرفهای، باز این هنر سادۀ شابلوننویسی است که در لحظۀ جنگ حرف دل مردم را نمایندگی میکند؟ جدای از آنکه این هنر از بطن انقلاب جوشیده و مردمیترین فرم اعتراض و ابرازِ ایمان است، دلیل اقبال به آن را در سادگی و صراحتش باید جست.
🔹شابلون، بر دیواری که محل آمدوشد مردم است، شعری صریح و همهفهم میطلبد یا تصویری گویا از چهرهای آشنا که در یک نگاه با مخاطب ارتباط بگیرد. پیچیدگی نمیخواهد، ابزارش یک اسپری تکرنگ است و دیواری که شعارها را در دل خود جا دهد. از سوی دیگر، این هنر در حافظۀ تاریخی مردم ریشه دارد و اصلا فرمش به گونهایست که مختص روزهای جنگ و بزنگاههای مهم است.
🔹از این رو در جنگ تحمیلی سوم دیدیم که چگونه مردم و حتی اساتید برجستۀ انقلابی چون استاد نجابتی، سیدمحمدرضا میری و دیگران، با طراحی شابلون به میدان آمدند و دست مردم مبعوث در صحنه را پر کرند. شاعرانی چون سیار نیز تکبیتی چون «خدای خامنهای زنده است» را برای همین لحظهها سرودند. گویی شابلون هنوز هم صریحترین زبان این مردم است؛ بیپیرایه و بیتکلف، شبیه خود انقلاب.
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
نه به ذلّت
منتخب آثار پویش هنری «لا» با محوریت نفی طاغوت
بخش اول آثار منتخب
🔹«لا والله! لا أعطیکم بیدي إعطاء کل الذلیل» (به خدا قسم نه! دست ذلت به آنها نمیدهم): این کلام حماسی و نورانی امام حسین (ع) است که هنرمندان لبنانی در اندوه از دست دادن امام شهید به روی دست گرفتند. «لا» -بخوانید تسلیمنشدن در برابر دشمن- مرام ائمۀ (ع) ما بوده است. همین است که امام خامنهای (ره)، در یکی از سخنرانیهای آخرش، به تأسی از امام حسین (ع) فرمود: «مثل منی با مثل یزید بیعت نمیکند». «لا» گفتن در سیاسیترین و الهیترین کلمات و عبارات دینی ما جای دارد. «لا إله إلا الله» که نماد توحید است، با نفی عبودیت از غیر خدا آغاز میشود. و چه بسیارند از این «نه» گفتنها و نهراسیدنها در مکتب اسلام ناب محمدی.
متن کامل یادداشت
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane