eitaa logo
خانۀ نویسندگان بهانش✒️
677 دنبال‌کننده
272 عکس
149 ویدیو
25 فایل
🎒اینجا یک «کوله‌پشتی» برای سفر نویسندگی‌ست!🏕️ 🤝شبکه‌سازی خلاق میان نویسندگان متعهد 📰توزیع آثار برتر در سکوهای نشر 🖊️آموزش نویسندگی و تجربه‌های ادبی 📚معرفی کتاب‌ها و مجلات الهام‌بخش @admin_bahanesh 🧑‍💻 📮ارتباط با دبیر @m_shekaste
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📚 شما اگر این کتابهایی را که در دوره جوانی ما درباره امریکای لاتین و آفریقا نوشته شده است، خوانده باشید - مثل کتابهای «فرانتس فانون» و کسانی دیگر که آن زمانها کتاب مینوشتند و امروز هم کتابهایشان به اعتبار خودشان باقی است - درمییابید که وضع ما هم همین‌طور بود. 🇮🇷 در مورد ایران کسی جرأت نمیکرد بنویسد؛ اما در مورد مثلاً آفریقا یا شیلی یا مکزیک راحت مینوشتند. من با خواندن این کتابها میدیدم که عیناً وضع ما همین گونه است. یعنی آن جوان کارگر هم بعد از آن که کار سخت میکرد و یکشاهی، صَنّار گیر میآورد، نصف این پول صرف عیّاشی و ولگردی و هرزه‌گری و این‌طور چیزها میشد. ‼️ اینها همان چیزی بود که ما در آن کتابها میخواندیم و میدیدیم که در واقعیّت جامعه خودمان هم همین‌طور است. انصافاً خیلی بد بود. محیط جوانی، محیط خوبی نبود. البته در داخل دل جوانان و محیط جوان، طور دیگری بود؛ چون جوان اساساً اهل نشاط و امید و هیجان و اینهاست.   ✊🏻 من خودم شخصاً جوانىِ بسیار پُرهیجانی داشتم. هم قبل از شروع انقلاب، به خاطر فعّالیتهای ادبی و هنری و امثال اینها، هیجانی در زندگی من بود و هم بعد که مبارزات در سال ۱۳۴۱ شروع شد، که من در آن سال، بیست و سه سالم بود. طبعاً دیگر ما در قلب هیجانهای اساسی کشور قرار گرفتیم و من در سال چهل و دو، دو مرتبه به زندان افتادم؛ بازداشت، زندان، بازجویی. ☝🏻 میدانید که اینها به انسان هیجان میدهد. بعد که انسان بیرون میآمد و خیل عظیم مردمی را که به این ارزشها علاقه‌مند بودند، و رهبری مثل امام رضوان‌الله علیه را که به هدایت مردم میپرداخت و کارها و فکرها و راهها را تصحیح میکرد، مشاهده مینمود، هیجانش بیشتر میشد. این بود که زندگی برای امثال من که در این مقوله‌ها زندگی و فکر میکردند، خیلی پرُهیجان بود؛ اما همه این‌طور نبودند. 🗓️ ۱۳۷۷/۰۲/۰۷ 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🧑🏻‍🎨 بهرام دبیری نقاش و هنرمند تجسمی ایرانی است. 🖼️ آثار دبیری در نمایشگاه‌های بسیاری در ایران، ایالات متحده، اسپانیا، آلمان و امارات متحده عربی به نمایش گذاشته شده است. 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🧑🏻‍🏫 اهمیت تدریسآیا تدریس چیزی را در شما تغییر داده است؟ منظورم نسبت به زمانی ا­ست که این کار را انجام نمی­‌دادید و تجربه‌­هایی که طی این سال‌­ها کسب کرده‌­اید. 🌱 تدریس بزرگترین لطفی که به من کرد کم کردن از بی‌قراری‌ام بود. من عاشق نوشتن در همه‌ی زمینه‌ها هستم. از کارهایی بسیار تجربی تا نوشتن تقریبا در همه ژانرها. و چون من رابطه‌ی شدید عاطفی با نوشته‌ی بچه‌ها پیدا می‌کنم احساس می‌کنم هر رمانی که می‌نویسند من دارم می‌نویسم. 📝 برای همین میل مفرط نوشتن داستان‌های مختلف در من با شروع کلاس‌ها فروکش کرد و توانستم در حوزه‌هایی بنویسم که گمان می‌کردم توانایی بیشتری در آن دارم. و یک چیز دیگر هم این که، تدریس باعث شد وجدان کاری‌ام افزایش یابد. از زمان تدریس به این سو همواره سعی می‌کنم صادق باشم و توصیه‌هایی که به بچه‌ها می‌کنم، خودم مجری‌شان باشم. ☝🏻 مثلا همیشه به بچه‌ها می‌گویم مقهور خستگی نشوید. مقهور جلوه‌گری نشوید. نخواهید زودتر سر و ته اثر را هم بیاورید تا زودتر وارد بازارش کنید. تا زودتر تحسین بخرید. هیچ تحسینی به اندازه‌ی راحتی وجدان خودتان در زمان تنهایی، موثر نیست. وجدان راحتی که به شما می‌گوید در زمان نوشتن این اثر مردی و زنده شدی. حالا اگر خوب نشده در بعدی جبران می‌کنی. 🎙 ✿📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
🌐 وقتی جهان اینترنت با چشمانم احوالپرسی می‌کند و میخ قیمت‌ها را با میخکوب بر چشمانم می‌کوبد؛ تازه ذهنم قفل می‌شود. اینجاست که به دنبال کلید دار اصلی می‌افتم. 🥀 همان کلید داری که این روز‌ها جای خالیش بیشتر احساس می‌شود. 🗝️ مردم ما چندی پیش کلید قفل‌ها را به دست عده‌ای سپردند که ذهنشان قفل و غافل بود. آنقدر این قفل‌ها بسته ماند تا زنگید. اما روزی مردی از تبار شهدا کلیددار قفل‌های بسته شد. با دستان پر مهر و تلاش بی‌وقفه، زنگار را زدود و قفل‌ها باز شد. ناگهان چه غمبار شد وقتی او دل به آسمان سپرد. 📖 قصه دوباره آغاز شد. انگار هم‌نوعان ما ذهن‌شان هنوز از زنگار قفل‌ها پاک نشده بود که کلید را دوباره به جماعتی سپردند که این‌ها هم خیال باز کردن هیچ قفلی را ندارند. و کی می‌رسد آن روز؟! ... ✍🏻 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💔 رفــت دیــگــه... میخواست بره... 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
📢از عموم مردم شریف ایران به ویژه جوانان غیرتمند می‌خواهم باج به شغال ندهند 🔰و به همبستگی و حمایت از بازاریان، فارغ از اعتراض منطقی، همدلی‌های ایرانی را به رخ فرصت طلبان بیرون از گود بکشند. ✍🏻 زینب رحیمی 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
☝🏻 در مطالعات اقناع، غربی‌ها از ما جلوترند؛ کاری باید کرد 📊 امروز، هم سخت‌افزارهای مخالف، معارض و معاند تطوّر پیدا کرده، پیشرفت پیدا کرده که اشاره کردم، هم نرم‌افزارها؛ شیوه‌های باورپذیر کردن پیام را ــ‌ چیز‌هایی که در گذشته، هیچ کس بلد نبود‌ ــ  با پشتیبانی علمی روانشناسی و امثال اینها رایج کردند؛ اینها ابزارهای نرم‌افزاری است، اینها خیلی مهم است. 🎭 جوری حرف می‌زند، جوری فیلم درست می‌کند، جوری صحنه‌سازی می‌کند، جوری در روزنامه تیتر می‌زند که کسی که ملاحظه می‌کند، تردید نمی‌کند که این درست است؛ در حالی ‌که صد درصد غلط است! ما امروز با اینها مواجهیم. ⚠️ ...شیوه‌های تبلیغی ما محدود است. ای ‌بسا شیوه‌های اثرگذار بهتری، بیشتری وجود داشته باشد ... در این قضیّه غربی‌ها از ما جلویند؛ شیوه‌های نوبه‌نو، شیوه‌های اثربخش برای پیام‌ها دارند؛ ما در این زمینه‌ها عقبیم. شیوه‌هایی را بایستی حتماً تنظیم کنیم، تولید کنیم. 🗓️ ۱۴۰۲/۴/۲۱ 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
💠 نوازش یا حمله؟! ☝🏻 در دنیای پرمشغله‌ی امروز، یک نکته بسیار مهم است: هر چیزی که می‌نویسیم و از خود به جای می‌گذاریم، ریشه در کدام نگاه و نیت دارد؟ مخاطب، ضد ماست یا خود ما؟ به دنبال برتری‌جویی و دیده شدنِ تک‌روانه هستیم، یا باور داریم که می‌شود دست در دست هم، بالاتر رفت؟ 👥 در حرکت‌های مؤمنانه، نیاز است نگاه ما به خود، اجتماع و حقیقت‌های دینی‌مان محسوس و ملموس باشد. چند روز پیش، در یک فضای آموزشی شاهد بودم که یک نفر، از یک نقد کاملاً سازنده و درست به اثرش، چقدر برآشفته شد؛ فقط به این دلیل که فکر می‌کرد به اندازه‌ی کافی کلاس رفته و کسی حق نقدش را ندارد. 😍 درست در همان روز، وقتی ویدیوی بررسیِ دلسوزانه و محترمانه‌ی خانم واحدی و پیام ایشان را برای هنرجوهای دوره دیدم، حقیقتاً شگفت‌زده شدم. گویی پاسخی عملی به همان دغدغه بود. ✅ وقتی در نگاهم برتری‌طلبی نباشد و مخاطبم را مثابه‌ی «خودم» بدانم، نه دانشم را انحصاری می‌بینم و نه از یادگیری دست می‌کشم. در این حالت، «تجربه» را تقسیم می‌کنم و «رشد جمعی» رقم می‌زنم. هم کارم را با تعهد انجام می‌دهم؛ هم - به قول خانم واحدی - تک‌تک تلاش‌هایی که اطرافیانم برای اثرشان کشیدند را ارزشمند می‌دانم. 🔻 بیاییم انتخاب کنیم؛ از آن دسته‌ای باشیم که می‌دانند: نقد، نوازشی برای بهتر شدن قلم است؛ نه حمله‌ای به شخصیت! فرصتِ داشتن هدایت‌گرِ دلسوز و دقیقی چون خانم واحدی، گنجی است برای بهانش و بهانه‌ای است برای نوشتن. 🔺 ✍🏻 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh