چهرهی نورانی آقا در آرامش خواب، معصوم و در عین حال استوار مینماید؛ گویی خستگی در قاموس او راهی نداشته است. آن مشتِ گرهکرده، حتی در سکوت پس از شهادت، چون درفشی برافراشته، یادگار مبارزه با ظلم و پاسداری از اسلام و ایران در ذهن نسلها خواهد ماند.
✍🏻 جواد جعفری
#عکسنویس
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
اینجا متن یکی از اعضای محترم باشگاه نویسندگان رو میبینیم و در ادامه نقد و بررسی دبیر بهانش رو میخونیم:
👇🏻👇🏻👇🏻
#تمرین_نویسندگی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
سلام
بگذارید اول خیالتان را راحت کنم؛ شما بسیار دقیق دیدهاید. مردم ابدا جوگیر نشدهاند و حقیقتی که کفِ خیابان لمس کردهاید، مو لای درزش نمیرود. اتفاقا مشکلِ متنِ شما این نیست که دروغ میگوید یا واقعیت را تحریف میکند؛ مشکل دقیقاً این است که حقیقت را عریان، بیواسطه و شبیه به بلندگویِ وانتِ ستادِ برگزاری راهپیمایی فریاد میزند!
وقتی میگویم متن «شعاری» شده، منظورم نفیِ آرمانِ قدس یا نادیده گرفتنِ حضور مردم نیست. منظورم تفاوت کارِ «ادبیات» با کارِ «اخبار» است.
تیترِ اخبار و بیانیهها میگویند: “امروز با مشتهای گره کرده آمدیم…” اما داستان و روایت چه میگوید؟ روایت میرود سراغِ یک مشتِ مشخص. سراغِ پینههای دستِ آن پیرمردی که پلاکارد را نگه داشته، یا سراغِ بندِ کفشِ آن نوجوانی که دارد در شلوغیِ جمعیت قدم برمیدارد.
شما در همین جوابی که به من دادید، ناخودآگاه شاهبیتِ ماجرا را گفتید! نوشتید: “حتی اونایی که دنبال ترامپ بودن الان یه جور دیگه حرف میزنن.” الله اکبر! داستانِ ما دقیقاً همین است.
ادبیات یعنی به جای اینکه بنویسیم «اینجا خیمهی خمینی است»، دوربینِ کلماتمان را ببریم روی صورتِ همان آدمی که تا دیروز نگاهش به بیرون بود و امروز، بغضِ غزه گلویش را گرفته و آمده زیرِ همین خیمه نشسته است.
شعار یعنی لقمهی جویدهشده را در دهانِ مخاطب گذاشتن و با صدای بلند نتیجهگیری کردن. اما روایت یعنی شما آن آدمِ متفاوت، آن نگاهِ تغییر کرده و آن جزئیاتِ کفِ خیابان را برای منِ مخاطب تصویر کنی، تا منِ مخاطب در دلم بگویم: “عجب… پس حقا که اینجا خیمهی خمینی است.”
شما حرفِ حقی را در سینه دارید، اما آن را در قالبِ بیانیه ریختهاید. بیانیه تاریخ مصرف دارد و فردا فراموش میشود، اما اگر قصه و روایتِ آن آدمی که تغییر کرده را بنویسید، در تاریخِ ادبیات میماند.
لطفا بلندگویتان را از روی کلیات برداشته و از وانتِ راهپیمایی پیاده شوید؛ قلم به دست گرفته و روی جزئیات زوم کنید. منتظر روایتهای شما هستم... ارادت.
✍🏻 #نقد_دبیر
#کارگاه_نویسندگی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
دارد هدایت میکند از آسمان ایرانِ جان را...
📷 سارا زینلی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🔰 «بسماللهِ» امام و امت
مثنوی محمدمهدی سیار برای شروع رهبری آیتالله سیدمجتبی خامنهای که با خلاقیت و پختگی محمود کریمی، به نوحهای متفاوت بدل شد
🔹درست یکروز پساز اعلام خبر رهبری حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای، محمود کریمی، یک مثنوی از محمدمهدی سیار را در حرم امام رضا (ع) خواند. شعری که در شب گذشتهاش، در اولین شب قدر و در همان اولین ساعات اعلام خبر رهبری ایشان، بهسرعت در پیامرسانها، کانالبهکانال میچرخید و مورد استقبال واقع شده بود. اما این مداحی صرفا به شعر متکی نبود. محمود کریمی با انتخاب کلمهای از بیت سوم شعر بهعنوان گوشوارهٔ مداحی، آن را به یک نوحهٔ متفاوت، تبدیل کرد و در اجرا، فرمی را از آنِ خود ساخت. عبارت تکرارشونده این بود: «بسمالله».
انتخاب این کلمه از دو جهت معنادار بود: هم بسماللهی بود برای ما که بیعت کنیم با رهبرمان و هم بسماللهی بود برای شروع رهبری آقامجتبی.
🔹با توجه به اینکه زمان زیادی از اعلام رسمی خبر برگزیدن سومین رهبر انقلاب اسلامی نگذشته بود، این ذکر بهگونهای در مراسم تکرار میشد که بیعت مردم با امام خود برای آغاز دورانی تازه از زعامت امت را تداعی میکرد. در این نوحه نیز پساز یک یا چند بیت که مضمونهایشان بیعت پایدارانه با آیتالله مجتبی خامنهایست، بند «بسمالله»، هم شبیه دعای خیری برای سومین رهبر انقلاب اسلامی بود و هم مردم را شور قیام، میبخشید و آنان را به مقاومت تا تحقق پیروزی و خونخواهی وامیداشت. علاوهبر آن، وزن رجزگونۀ شعر نیز ازطریق همخوانی و سینهزنی مردم، با مضمون حماسهوار آن هماهنگ شده بود. به همین خاطر مثنوی «بیعت سرخ»، فقط پیمان ملت ایران با آیتالله مجتبی خامنهای نبوده و نیست؛ بلکه رجز سپاه میلیونی امّتیست که با فرماندۀ خود برای آغاز نبرد، همصدا میشوند. البته این درونمایه، رنگی از رازونیاز را نیز با نوحه همراه میکند؛ یعنی یک نیایش سلحشورانه با ولی فقیه و نایب عام اماممهدی (عج).
🔹نسخهٔ تصویری (سازآراییشده با دونوازی سنج و دمام) این مداحی در کانال «بافتار»، قابلدسترسیست.
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
حاج محمود کریمیبسم الله.mp3
زمان:
حجم:
5.1M
🎼 مداحی «بسمالله»
🎙️ #محمود_کریمی
✍🏻 #محمدمهدی_سیار
#ترانه_نویسی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🔰 «بسماللهِ» امام و امت
مثنوی محمدمهدی سیار برای شروع رهبری آیتالله سیدمجتبی خامنهای که با خلاقیت و پختگی محمود کریمی، به نوحهای متفاوت بدل شد
🔹درست یکروز پساز اعلام خبر رهبری حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای، محمود کریمی، یک مثنوی از محمدمهدی سیار را در حرم امام رضا (ع) خواند. شعری که در شب گذشتهاش، در اولین شب قدر و در همان اولین ساعات اعلام خبر رهبری ایشان، بهسرعت در پیامرسانها، کانالبهکانال میچرخید و مورد استقبال واقع شده بود. اما این مداحی صرفا به شعر متکی نبود. محمود کریمی با انتخاب کلمهای از بیت سوم شعر بهعنوان گوشوارهٔ مداحی، آن را به یک نوحهٔ متفاوت، تبدیل کرد و در اجرا، فرمی را از آنِ خود ساخت. عبارت تکرارشونده این بود: «بسمالله».
انتخاب این کلمه از دو جهت معنادار بود: هم بسماللهی بود برای ما که بیعت کنیم با رهبرمان و هم بسماللهی بود برای شروع رهبری آقامجتبی.
🔹با توجه به اینکه زمان زیادی از اعلام رسمی خبر برگزیدن سومین رهبر انقلاب اسلامی نگذشته بود، این ذکر بهگونهای در مراسم تکرار میشد که بیعت مردم با امام خود برای آغاز دورانی تازه از زعامت امت را تداعی میکرد. در این نوحه نیز پساز یک یا چند بیت که مضمونهایشان بیعت پایدارانه با آیتالله مجتبی خامنهایست، بند «بسمالله»، هم شبیه دعای خیری برای سومین رهبر انقلاب اسلامی بود و هم مردم را شور قیام، میبخشید و آنان را به مقاومت تا تحقق پیروزی و خونخواهی وامیداشت. علاوهبر آن، وزن رجزگونۀ شعر نیز ازطریق همخوانی و سینهزنی مردم، با مضمون حماسهوار آن هماهنگ شده بود. به همین خاطر مثنوی «بیعت سرخ»، فقط پیمان ملت ایران با آیتالله مجتبی خامنهای نبوده و نیست؛ بلکه رجز سپاه میلیونی امّتیست که با فرماندۀ خود برای آغاز نبرد، همصدا میشوند. البته این درونمایه، رنگی از رازونیاز را نیز با نوحه همراه میکند؛ یعنی یک نیایش سلحشورانه با ولی فقیه و نایب عام اماممهدی (عج).
🔹نسخهٔ تصویری (سازآراییشده با دونوازی سنج و دمام) این مداحی در کانال «بافتار»، قابلدسترسیست.
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
حاج محمود کریمیبسم الله.mp3
زمان:
حجم:
5.1M
🎼 مداحی «بسمالله»
🎙️ #محمود_کریمی
✍🏻 #محمدمهدی_سیار
#ترانه_نویسی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🔰 روایتی ناب و کمتر شنیده شده از امام
سیدمجتبی خامنهای
▪️راست راست جلوی چشم همه داشت عکس آقا سید مجتبی خامنهای را از دیوار میکند. عکس رهبر مملکت را. آن هم جلوی ورودی مسجد امام صادق، آن هم توی بلوار ۱۵ خرداد قم!
▪️رفتم جلو تشر بزنم سرش که مرد حسابی، مگر من میگذارم همچین جسارتی بکنی؟ دیدم از نماز خوانهای همین مسجد است. جوش آوردم. گفتم از شما که توقع نمیره عکس رهبری رو بکنید!
▫️منتظر بودم به اعتراضم تندی کند تا جوابش را بدهم. صورتش ولی این را نمیگفت. گفت معذرت میخوام. میخواستم ببرم برای روستامون اونجا عکس رهبر را نداریم.
▫️انگار آب سردی ریختند رویم. دوباره خواست با همان چسبها عکس را بچسباند گفتم لازم نیست. بیا چند تا عکس دیگر هم بدهم داشته باشی. چشمش پر اشک شد.
▪️گفت: «من اهل روستای جعفریه نزدیک دولت آباد زندگی میکنم. سال ۷۵ از یک روحانی خواستم برای روستایمان روحانی مُبَلِغ بفرستند. چند روز بعد زنگ زد و گفت یک روحانی با اخلاق و فاضل به نام سید مجتبی حسینی میآید روستایتان.
▪️همان مدت کوتاه، مردم روستا باهاش انس گرفته بودند. وقتی خواست برود هر چه مردم اصرار کردند عذرخواهی کرد و گفت باید برود.
▫️دلم گرفت. زنگ زدم به همان روحانی که واسطه شده بود. گفتم دستمریزاد چه مبلغ خوبی بود، یک ریشی گرو بگذار باز هم بیاید اینجا. گفت نشناختید کی بود؟ فرزند رهبری بود. سید مجتبی حسینی خامنهای. مشغله زیادی داره و دیگه نمیتونه بیاد.»
▫️مرد هنوز چشمهاش خیس بود. گفت ۲۹ سال از آن روز میگذرد و حالا دوباره چشم ما به جمال آن سیدی که ساده و بینشان کنار مان زندگی میکرد روشن شده.
▪️حق داشت. یعنی بهش حق دادم که بدون هیچ ملاحظهای عکس را از دیوار بردارد و با خودش ببرد جعفریه تا به هم ولایتیها نشان بدهد و بگوید حالا میشناسیدش؟ نشناخته بودیم.
✍🏻 فروغ زال به نقل از مصطفی فاضلی
#روایت
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
38.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 #ببینید
مقابل پرستش غیرخدا ایستادن، یعنی توحید
🎙️ استاد محسن قنبریان
📍سردر دانشگاه تهران
#نویسنده_متعهد
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh