eitaa logo
خانۀ نویسندگان بهانش✒️
1.2هزار دنبال‌کننده
749 عکس
281 ویدیو
62 فایل
🎒اینجا یک «کوله‌پشتی» برای سفر نویسندگی‌ست!🏕️ ❃ زنگ نویسندگی و انتقال تجربه‌های ادبی ❃ رسالت اهل قلم و خوانش بیانات رهبری ❃ معرفی مجلات و پاره‌کتاب‌های خواندنی ❃ شبکه‌سازی خلاق میان نویسندگان متعهد @admin_bahanesh 🧑‍💻 📮ارتباط با دبیر: @m_shekaste
مشاهده در ایتا
دانلود
💞ما زنده‌ایم؛ مِثل اُمید… عشق و گل زیر بمباران دشمن 📝بهانش | بهاے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
🔰قصه‌های هزار و یک شب ایرانی؛ هر شب یک داستان، هر ساعت یک حادثه. سرزمین ما گویی دفتر قطوری از روایت‌هاست؛ در هر کوچه‌اش قصه‌ای خوابیده، در هر شهرش حادثه‌ای بیدار است. گاه قهرمانی از دل خاک برمی‌خیزد، گاه در دل طوفان‌ها مردمی می‌ایستند که تاریخ را دوباره معنا می‌کنند. ایران همیشه سرزمین روایت‌ها بوده است؛ از اسطوره‌های باستانی تا حماسه‌های فردوسی، از دلاوری‌های آرش و رستم تا داستان مردمانی که در هر دوره با امید و پایداری، صفحه‌ای تازه به این کتاب کهن افزوده‌اند. امروز نیز اگر گوش بسپاری، می‌توانی صدای قصه‌های تازه را بشنوی؛ قصه‌هایی که نه در قصرهای افسانه‌ای، بلکه در خیابان‌ها، خانه‌ها و دل‌های مردم نوشته می‌شوند. هر روز روایتی تازه، هر شب فصلی دیگر از حکایتی بزرگ. و گاه با خود می‌اندیشی: اگر فردوسی امروز زنده بود، شاید دوباره قلم برمی‌داشت، شاهنامه‌ای دیگر می‌سرود؛ شاهنامه‌ای از روزگار ما، از مردمانی که هنوز در میان سختی‌ها ایستاده‌اند و از سرزمینی که هنوز قصه‌هایش تمام نشده است. ✍🏻 جواد جعفری 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
‌💠 «الله اکبر» نویدبخش نظم آینده است شمارهٔ نوزدهم «سورهٔ فتح» منتشر شد. در این شماره می‌خوانید: 🔸 «الله اکبر» نویدبخش نظم آینده است ✒️ دکتر محمدرضا قائمی‌نیک 🔸 استقامت همگانی 📝 🔸 ما سربلندیم ✒️ فردین آریش 🔸 جنگ برای ما جهاد با لشکر جبت و طاغوت است ✒️ رضا صدیق 🔸 مثل ما هیچ‌وقت با مثل آمریکا صلح نمی‌کند 📝 🔸 وعدهٔ صادق 📝 سرودهٔ افشین علاء 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
روزنامه سوره فتح-۱۹.pdf
حجم: 2.3M
◾️ «الله اکبر» نویدبخش نظم آینده است • نسخهٔ الکترونیکی شمارهٔ نوزدهم ویژه‌نامهٔ «سورهٔ فتح» 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
8.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🤲🏻 الهی! تو کلمه‌ای و ما کاتب؛ تو نوری و ما سایه. در انتهای این اسفندِ سرد، شکرت که اجازه دادی کلمات، گرمابخشِ خلوتِ نویسنده‌های جوانِ ما باشند. پروردگارا! این آخرین امضای ما پای ورق‌های امسال و تقارنِ غنیمتِ پایانِ رمضان است. به حرمتِ «کلمه»، ما را از کلامِ قرآنت جدا مکن؛ که بی‌نورِ وحی، لکنتِ زبان‌مان را درمانی نیست. این دفترِ کاهی را با تمامِ غلط‌خوانی‌ها و خط‌خوردگی‌هایش، پیشِ پایِ تو می‌بندیم. این بضاعتِ مزجاةِ ماست؛ به بویِ بهار و به فضلِ خویش، قبولش کن… که تو خود، انتهای هر قصه‌ی راستی. 🗓 ۲۹اسفند _ ۳۰رمضان ✍🏻 دبیر بهانش 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بگیـر فـطـره‌ام امّـا مــخـــور بـرادر جـان که من در این رمضان قوت غالبم «غم» بود ✍🏻 📷 آخرین خطبه نماز عیدسعیدفطر امام‌شهید ۱۴۰۴/۰۱/۱۱ 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
☑️ امضای شخصی و هنر تصویر 🔻چرا پیام‌های آقاسیدمجتبی به دل می‌نشیند؟ ✅دومین پیام آقا سید مجتبی به مناسبت فرارسیدن عید نوروز و عید فطر منتشر شد. هر دو پیام در همان سطرهای اول به شدت گیرا بود و به دلم نشست. وقتی با دیگران صحبت کردم، دیدم که به دل نشستن، حسی مشترک بوده است. دل نشینی می تواند عوامل زیادی داشته باشد؛ از محتوای متن تا شرایط بیرونی صدور پیام و فرم و سبک نگارش. به عنوان معلم ساده ادبیات بر خود لازم می دانم، کمی درباره فرم و سبک نگارش ایشان و نقشی که در گیرایی متن دارد، صحبت کنم. 🔍در همان نظر اول دو ویژگی بارز در سبک نوشتاری هر دو پیام، توجهم را به خودش جلب کرد: اول حضور قوی شخصیت نویسنده در متن و دوم نشان دادن به جای گفتن! اما این دو چیستند و چگونه در دو پیام حضور داشتند؟ 1️⃣ حضور نویسنده: در متنهای اداری و علمی، به عنوان یک استاندارد و ارزش، شخصیت نویسنده تا حد امکان از متن حذف می شود. این نوع متنها به گونه ای است که انگار هر کسی می تواند آن را نوشته باشد. به بیان دیگر، امضای شخصی هیچ کسی پای آن ها نیست. این متنها چیزی که نشان دهد یک انسان به خصوص پشت آن است، ندارند. عواطف و لحن شخصی، پشتشان حس نمی شود. حتی گویی از لا مکان و لازمان صادر شده اند. کلمات در این گونه بیانیه ها، تابوت هایی هستند که جسد معنا را با خود حمل می کنند و جمله ها روح ندارند. معنایی که از این پیامها بر می آید به راحتی از طریق واژگان دیگر و به دهها شکل دیگر قابل بازسازی است. ‼️اما پیامهای آقا سید مجتبی، دقیقاً واجد امضای شخصی است. حضور شخص نویسنده در متن کاملا هویداست. از خاطراتش می گوید، از همسر و خواهر شهیدش سخن به میان می آورد و از این که حتی علاقه خود به همسرش را ابراز کند، خجالت نمی کشد. در پیام اول برایمان می نویسد از افرادی بوده است که پیکر پدر را پس از شهادت زیارت کرده و کوهی از صلابت «دیده است». همچنین «شنیده است» که مشت دست سالمش را گره کرده بود. پیام متنی نیست که از ناکجا پرتاب شده باشد. نویسنده ای دارد که «می بیند» و «می شنود» و دیده ها و شنیده هایش را برای ما تعریف می کند. نویسنده ای که به صورت ناشناس در تاکسی می نشیند و حرفهای ما مردم را می شنود. مثل یک معلم، توضیح می دهد آیه ای که در ابتدای پیام آمده چه معنایی دارد و چه معنایی ندارد. حتی وقتی با پاکستان صحبت می کند، علاقه ویژه خود و پدرش را به این کشور پنهان نمی کند و خاطره بغض پدر را در خطبه های نماز عید فطر به خاطر سیل پاکستان تعریف می کند. (یادش به خیر! در کنار رفیق خوبمان شهید امیر اشرفی، توفیق حضور در آن نماز را داشتیم و همراه با رهبر شهید بغض کردیم و اشک ریختیم). لحن صمیمی و امضای شخصی نویسنده ما را مطمئن می کند که آقا سید محتبی در حال سخن گفتن با ماست نه فلان دبیرخانه یا هوش مصنوعی. 2️⃣نشان دادن به جای گفتن: یکی از مهمترین اصول داستان نویسی این است: «نگو! نشان بده!» بر اساس این آموزه، نویسنده به جای این که سخنرانی کند باید تصویر بسازد. مثلا به جای این که بگوید، فلان رویداد غمناک بود، غم را به تصویر بکشد و به جای این که بگوید ترسناک بود، برای ترس رویداد و تصویر خلق کند. پیامهای آقا سید مجتبی، داستان نبود، اما سرشار بود از تصویر سازی. به جای این که بگوید، پدر شهید، تا آخرین لحظه استوار بود، می نویسد: «شنیدم که مشت دست سالمش را گره کرده بود»! به جای این که بگوید: با مردم ارتباط داشته ام و حرفهای آنها را شنیده ام، به صورت ناشناس سوار تاکسی شده، با مردم هم کلام شده و از آنان می آموزد. به جای آن که صرفا بگوید رهبر شهید، به پاکستان علاقه داشت، تصویر بغض گریه آلود او را هنگام سخن گفتن از سیل پاکستان ترسیم می کند و هنگامی که از لزوم پرداخت غرامت سخن می گوید، مرد قدرتمندی را تصویر می کند که یا غرامت را به زبان خوش می گیرد یا به زور می ستاند و اگر هیچ کدام نشد، به هر اندازه که شد، از اموال مجرم به آتش می کشد. ❇️اگر بخواهم، سبک بیان رهبر جوان را با رهبر شهید، مقایسه کنم، می توانم بگویم رهبر شهید به سان یک سخنور بزرگ کهن در انتخاب واژگان، نظم و چینش کلمات، ایجاز سخن و ایجاد شبکه های معنایی مستتر، توانا و استاد‌‌‌ بود و لحن رهبر جوان، مدرن تر و صمیمی تر است. رهبر شهید، از قواعد و حکمت های کلی سخن می گفت و به رسم تبیین برای آنها مثال و حکایت بیان می کرد، اما رهبر جدید، از همین پایین و با حکایت از دل رویداد سخن را آغاز می کند و سپس به سمت قاعده و حکمت کلی حرکت می کند. حکمتی که چه بسا در کلام پوشیده بماند و کشف آن به ذوق و هوش خواننده واگذار شود. ✍🏻 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
🔻«ما نمی‌خواستیم، اما هست...» پاره‌دلی تقدیم به رزمندگان دلیر وطنم ما نمی‌خواستیم، اما هست جنگ، این دوزخ شررزا هست گفته بودم که هان مبادا جنگ دیدم اکنون که آن مبادا هست خصم چون ساز کج‌مداری کرد کی دگر فرصت مدارا هست؟ این وطن جان ماست، با دشمن مسپارید، جان ما تا هست آتش‌افزارتان بنامیزد آتش‌افروز و آتش‌افزا هست خود گرفتم نبود، گو که مباد چنگ و دندان و سنگ خارا هست دست یازید! تا توان باقی‌ست پای دارید، تا که یارا هست ای عقابان آهنین‌پروبال خود ز پروازتان چه پروا هست؟ (سرودۀ ۸ مهر ۱۳۵۹) ✍🏻 📕 از دفتر خطی ز سرعت و آتش 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽 دعوت از مردم آمریکا به شرکت در تظاهرات ضد سیاست‌های ترامپ در ۲۸ مارس 🔹از شما میخواهم به خاطر تمام چیزهایی که به خاطر آن رای ندادیم، ۳ رای دهید: ▫️اول با پای خود، و با شرکت در تظاهرات " نه به سلطنت"، دوم با حضور خود برای ایستادن مقابل سیاست‌های بعدی ترامپ و سوم در انتخابات نوامبر. 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
Khamenei.irهیچ چیز جای کتاب را نمی گیرد..mp3
زمان: حجم: 2.3M
📚 جای کتاب را هیچ چیز نمی‌گیرد! 🎙️ صدایی به یاد ماندنی از رهبر شهیدی که گوی سبقت را در مطالعه و کتابخوانی از همه ربوده بود... 📝بهانش | بهاے نوشتن✿ ✏️@bahanesh