واقعا توقع نداشتم اینقدر زود به واکنش برسه... میتونید اولین واکنش رو بخونید :)
هر سخن، سرآغازِ یک گفتگوست...
نظر شما چیه؟
ارتباط با دبیر:
👉🏻 @m_shekaste
خانۀ نویسندگان بهانش✒️
واقعا توقع نداشتم اینقدر زود به واکنش برسه... میتونید اولین واکنش رو بخونید :) هر سخن، سرآغازِ یک
این نظر برای خودم خیلی ارزشمند بود. حتی یه پرونده جدید توی ذهنم باز کردند:
«چرا هر قشنگیای رو دوست نداریم؟»
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#ریل
شعرخوانی #طنز اندر احوالات تِر.امپ:
هم ترور هم ترامپ تِر دارد
هر دو خاصیتی مضر دارد 🧨
شعر ما را به ابتذال کشید
کاش از این شعر ...🤦♂
🎙 مهدی امینی طامه
✍🏻 محمدحسین مهدویان
–مهمانانِ تحریریه بهانش
#شعر #هجو_نویسی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🏴 ۴۰ روز احساس
۴۰ روز حماسه🏴
پنجرهی هجدهم؛
بکشید ما را، ملت ما بیدارتر میشود.
تجربه مادر علوم است. جنگ و اتفاقاتش، ویرانیهایش، مصیبتها و داغهایش؛ تا وقتی تنها میان صفحات تاریخ تورقشان میکنی علم است. فراتر بروی میتواند در احساساتت شریک شود، پرندهی خیالت را پرواز دهی و با مادر جوان از دستداده گریه کنی، با دختری عقدبسته پای حجلهی دامادش اشک بریزی و به پای پارههای پیکر نوزادی مویه کنی.
اما وقتی جنگ پا فراتر میگذارد و وارد زندگیات میشود طعم دردهایش را بهتر میچشی و جراحتهایش را بهتر لمس میکنی. پروانهای میشوی که میان شعلههای آتش به سوختن مینگرد، به پیلههایی که پیش از پروانهشدن از هم میشکافد. دیگر نه با خیال که با ذرهذرهی وجود درد را حس میکنی.
این را بعد از گذشتن حدود ۳۰ روز از آغازین اخبار جنگ فهمیدم؛ لحظهای که دخترم در فقدان دوست صمیمیاش میگریست و نمیتوانستم جز آغوشی گشوده مرهمی برای دلتنگیهایش داشتهباشم. لحظاتی که او خاطرات رفاقتهایش را مرور میکرد و اشک میریخت و من برای دلواپسیها، دلتنگیها و تجربههایی که به اجبار به قلب نوجوانم تحمیل شدهبود در دل زار میزدم.
دیگر جنگ وارد زندگیهامان شده؛ شخم میزند زمین حبهایمان را و ما به حکم «قالوا ربنا الله ثم استقاموا» چون بذری نو از دل خاک سربر میآوریم و دنیا را به تماشای نهالهای قد کشیدهیمان فرا میخوانیم.
✍🏻 سعیده اجتهادی
–هیئت تحریریه بهانش
#روایت
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
از وقتی که شیپور جنگ را با زنگ مدرسه نواختید، منتظر ورود زمینی شما هستیم.
✍🏻 علیرضا مرادی
📷 #سارا_زینلی
#کوتاه_نوشت
#میناب
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
📌چرا ورود یمن در این برهه از جنگ، خوب و اثرگذار است؟
پس از عملیاتِ تاریخساز طوفان الأقصیِ حماس و حمایت گروههای مقاومت از جمله یمن مقاوم از این عملیات، بخش قابل توجهی از شلیکهای یمن توسط ناوگروهِ آمریکاییِ مستقر در سواحل رژیم کودککش و پدافندهای متعدد خود رژیم، رهگیری و دفع میشد و تعداد محدودی به هدف اصابت میکرد.
حال که در جنگ رمضان، جمهوریاسلامی پدافند رژیم را کمر شکسته و نرخ اصابتهای خود و حزبالله عزیز را به حداکثر خود رسانده، زمان خوبی برای ورود یمن مقاوم است؛ چراکه نرخ اصابتهای یمن به اهداف اسرائیلی، بیش از پیش خواهد بود.
از طرفی ایجاد نرخ آتش جدید از طرف جنوب به سمت رژیم، به خالی کردن خشابهای پدافند رژیم و سعودی و آمریکا در حدفاصل یمن تا رژیم، کمک شایانی خواهد نمود.
از زاویهای دیگر حفظ نرخ آتش از طرف جنوب (یمن) و شمال (حزبالله) و پرتابههای پراکنده مقاومت سوریه به سمت رژیم، موجب آن میشود که ایران با تمرکز بهتری مرحله جدید جنگ رمضان را که به احتمال زیاد، زمینی (هرچند محدود) خواهد بود، با موفقیت پشت سر بگذارد.
ضمن اینکه این مرحلهی جدید بیشک مورد حمایت مالی، لجستیکی و حتی شاید انسانی کشورکهای عربی خواهد بود و خود توجه و تشدید حملات بیشتری به این کشورکهایِ همراه با متجاوز را همراه با دفع حملات آمریکایی-اسرائیلی اقتضاء دارد.
✍🏻 مهدی ایزدی
–هیئت تحریریه بهانش
#یادداشت_تحلیلی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🔰تراشِ کلمات؛ در بابِ فضیلتِ پاککن!
حکایتِ ما و کلمات، حکایتِ پُرغصهای است. ما تازهقلم به دستها عموماً گمان میبریم نویسنده کسی است که هنرِ «اضافه کردن» دارد؛ کسی که میتواند از هیچ، کوهی از کلمه بسازد. خیال میکنیم هرچه انبانِ واژگانمان پروارتر، سایهمان در ادبیات سنگینتر. اما مخلصِ کلام جای دیگری است. نویسندگی، هنرِ «افزودن» نیست؛ علیالتحقیق هنرِ «کاستن» است.
پختگیِ قلمِ همهی ما –چه آنوقت که یادداشتی صدکلمهای مینویسیم، چه آن هنگام که درگیرِ معماریِ تودرتوی یک رمان میشویم– دقیقاً از همان جایی آغاز میشود که یاد بگیریم روی متنِ خودمان تیغ بکشیم. باید تمرین کنیم آن جملهی عزیزی را که بسیار دوستش میداریم، آن تعبیرِ نابی را که بابتِ کشفِ ناگهانیاش توی دلمان قند آب شده، اگر وصلهی ناجورِ متن است، بیمضایقه سقط کنیم.
فرنگیها در ادبیاتشان تعبیرِ دقیقی دارند؛ میگویند: «عزیزکردههایت را بکش!» (Kill your darlings). فاکنر و باقیِ بزرگان هم اشاراتی داشتهاند؛ اما راستش را بخواهید، این همینگویِ پیر بود که این معنا را به کمال رساند. پیرمردِ دریا معتقد بود متن باید شبیهِ «کوهِ یخ» باشد؛ همانقدر صلب، همانقدر باشکوه، اما با یک تفاوتِ جدی در مهندسیِ سازه. او میگفت هفت-هشتمِ این کوه باید زیرِ آب باشد و فقط یک-هشتمِ آن روی سطح. آن بخشِ زیرِ آب، دقیقاً همان کلماتی است که ما مینویسیم و بعد با بیرحمی «پاک میکنیم». اما لرزش و وزنِ حضورشان، در زیرِ پوستِ متن حس میشود.
نویسنده جماعت، پیش و بیش از آنکه قلمبهدست باشد، باید «پاککنبهدست» باشد. وقتی دستبهقلم میشویم، اولِ کار همهاش شوریدگی است؛ کلمات میآیند و روی کاغذ مینشینند. اما عیارِ کار در بازخوانی مشخص میشود؛ آنجا که باید مثلِ یک سنگتراش، تیشه برداریم و زواید را بتراشیم تا فرمِ اصلی، خودش را نشان بدهد. کلمهای که بود و نبودش خللی به معنا وارد نکند، کلمهی اضافهای است.
زیاده جسارت است و این حقیر هم در جایگاهِ وعظ نیست؛ خودمان هم در این مسیر بسیار لنگ میزنیم. اما شاید بهتر باشد قرارمان این باشد: بنویسیم، قلم بزنیم؛ اما تمرین کنیم که بیشتر از آنچه مینویسیم، پاک کنیم... که کمالِ یک متن، علیالظاهر در همین «نداشتنها» است.
✍🏻 محمدحسین نجفی
– دبیر تحریریه بهانش
#راهنمای_نویسندگی
#یادداشت_دبیر
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
خانۀ نویسندگان بهانش✒️
🔰تراشِ کلمات؛ در بابِ فضیلتِ پاککن! حکایتِ ما و کلمات، حکایتِ پُرغصهای است. ما تازهقلم به دست
این یادداشت، دو پیوست در بابِ پختگی قلم و تیغ کشیدن بر متن خواهد داشت.
◀️ با کلیک روی اینجا منتقل شوید.
🎥 #ببینید
🔹بهترین تحلیلی که در مورد مصاحبه صادقانه این پیرمرد در سالهای اخیر دیدیم، همین موضع آقای پرواز همای است.
🔻هنرمندان وطنپرست، یکییکی باید به میدان بیایند و مغزهای اینترنشنال زده را آزاد کنند.
#پاتوق_خبری_نویسندگان
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh