🔰 پیروزی، آتشبس و وظیفه ما
📌 پیروزی درخشان
بی شک آنچه تاکنون رخ داده پیروزی درخشان و خیرهکننده جمهوری اسلامی ایران و شکست خفتبار ابرقدرت دنیا، آمریکای جنایتکار است.
🔹 برخی شواهد این پیروزی درخشان:
1) مقایسه اهداف دو طرف جنگ با نتایج حاصل شده:
هدف آمریکا از جنگ، تغییر رژیم، تجزیه ایران و نابودی توان دفاعی ما بود. امّا آنچه حاصل شد یاس و نامیدی از شکست جمهوری اسلامی، از بین بردن یکپارچگی ایران و ظهور ابرقدرتی بود که تنگه هرمز و 20 درصد نفت دنیا را زیر نظر دارد.
امّا اهداف ما از این جنگ تقریبا به طور کامل محقّق شده است، اثبات قدرت شگفتآور تهاجمی، وحدت و انسجام ملّی و توان بازدارندگی.
2) تغییر موضوع مذاکرات:
آمریکا که تا چهل روز پیش قصد داشت تضعیف برنامه موشکی ایران را از موضوعات مذاکره قرار دهد، اکنون خروج نیروهای نظامی خود از غرب آسیا را موضوع مذاکرات قرار داده است. سایر بندهای ارائه شده توسّط ایران که موضوع مذاکرات آتی است، هر کدام نشان از شکست خفتبار دشمن در این جنگ تحمیلی است.
3) جبران خسارات ناشی از جنگ:
خسارات آمریکا در این جنگ راه جبرانی ندارد، امّا ایران علاوه بر این که با کنترل هوشمند تنگه هرمز میتواند این خسارات جبران کند، رفع تحریم ها، آزادی اموال توقیف شده و جبران خسارات توسّط آمریکا که محور مذاکرات آتی است، میتواند درآمد قابل توجّهی را تحصیل کند.
4) تغییر نگاه دنیا به قدرت ایران و آمریکا:
تقریبا تمام دنیا که قبل از این جنگ تصور میکردند ما در مقابل قدرت عظیم نظامی آمریکا تاب مقاومت نداریم، اکنون زبان به تحسین ما می گشایند و قدرت آمریکا را به سخره می گیرند. این قدرت نظامی به همراه وحدت ملّی و مقبولیت ملّی، ابزار مهم سیاسی برای روابط دیپلماسی و جلب منافع اقتصادی در آینده خواهد بود. همگان – چه کشورهای خلیج فارس و چه غرب و شرق عالم- اذعان دارند که آینده غرب آسیا اکنون به اراده ایران وابسته است و برای انتفاع از موهبتهای خدادادی این منطقه، چاره ای جز خضوع مقابل ایران ندارند.
بعد از این جنگ ثابت شد که تغییر نظام و اپوزیسیون ایران بیش از یک شوخی نیست و جمهوری اسلامی محکم و استوار به پیشرفت خود ادامه خواهد داد.
📌 فوائد و برکات این جنگ با صرف نظر از پیروزی:
این جنگ آثار و برکات فراوان دیگری هم داشت از جمله تقویت حسّ وطن دوستی، علاقه به نیروهای نظامی، فهم منطق سرمایه گذاری بر توان دفاعی و محور مقاومت و ... که خودش بحث مفصل دارد.
📌 منطقی بودن آتش بس در این زمان:
اذعان به صحیح بودن آتش بس در این زمان، نیازمند اشراف اطلاعات کامل به شرایط کشور و وضعیت دشمنان دارد، اما باید توجه شد این آتش بس و مذاکره با دفعات سابق متفاوت است؛ چرا که دشمن تمام توان خود را برای نابودی این نظام آزمایش کرد و با شکست خفت بار مواجه شد و سرش به سنگ خورد و در صورت خطای مجدد محاسباتی دشمن، با مشت محکمتر ما مواجه خواهند شد.
توان تهاجمی، وحدت ملی و تنگه هرمز سه تضمین امنیت پایدار ما هستند.
📌 وظایف ما:
شاید در ایام جنگ امثال بنده با تجمع خیابانی و همکاری در موکبها به وظیفه خود عمل کرده باشم، اما وظیفه ما در این شرایط سختتر و پیچیدهتر است.
به ذهن میرسد این امور از وظایف ما در شرایط حاضر است:
🔹 ترویج ولایتمداری:
جنگ و صلح در نظام اسلامی بر اساس نظر ولیّ فقیه است و همگان موظف به تبعیّت محض از رهبری معظّم در این زمینه هستند و هرگز نباید نظر شخصی را در این امور ملاک قرار داد. گاهی امتحان ولایتمداری از سختترین امتحانات الهی است.
🔹 حمایت از مسئولین:
مسئولین کشور در شورای عالی امنیت ملّی که در تصمیمات مشاور و امین رهبری هستند، همگی مورد اعتماد، دلسوز، فداکار، متعهّد و متخصّص هستند. یادمان نرفته است که عمده شهدای گرانقدر این جنگ از همین شورا بوده است. علی لاریجانی، سردار موسوی، سردار پاکپور، نصیرزاده وزیر دفاع و خطیب وزیر اطلاعات، همگی اعضای این شورا بودند که در راه خدمت به اسلام و انقلاب جان مقدّس خود را تقدیم کردند.
سلب اعتماد از مسئولین که مورد نهی اکید رهبر شهید بود، آفاتی چون خدشه دار شدن وحدت داخلی، تضعیف حمایت مردمی از حاکمیت و سوق دادن مردم به سمت تحلیل و نقشه دشمن را به همراه دارد.
🔹 تقویت وحدت و همدلی:
قوت ما در وحدت ملّی است و ضعف ما در تفرقه و درگیری داخلی. «وحدت ملّی» بخشی از شعار سال تعیین شده توسط رهبری معظم نیز می باشد.
🔹 القای حسّ پیروزی و افتخار:
واقعیّت میدان و خیابان، پیروزی قاطع این ملّت بزرگ است. حسّ پیروزی و افتخار را باید در جامعه القاء کرد تا امید، انگیزه و نشاط به جامعه تزریق شود و پیشرفت کشور با سرعت بیشتری ادامه یابد.
ان شاء الله خداوند توفیق شناخت وظایف و عمل به آنها را به عنایت کند. 🤲🏻
✍🏻 سیدمحمدرضا واعظی
–هیئت اساتید بهانش
#یادداشت
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
به تعداد موشکهای
شلیک نشده ایرانی
دوســـتــــت دارم🫀
✍🏻 #عباس_حسیننژاد
#عاشقانههای_جنگ
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🏴۴۰ روز احساس
۴۰ روز حماسه🏴
پنجرهی باز
بعضی پنجرهها نباید هرگز گشوده شوند؛ پنجرههای باز توهم آزادی میآورند، باید پنجرههایی بسته بمانند تا یادمان نرود اسیر سیاهچالهایم و این پنجرههای باز حکم تنفس مصنوعی دارند برای ادامهی حیات. پنجرههای بسته انگیزهی حیاتند، انگیزهی مبارزه. پنجرهها نباید ما را از گشودن در غافل کند، هزار پنجره هم اگر باز شود باز در چاه غربت و انتظار گرفتاریم و جز به تحقق فرج زیست نمیکنیم.
بعضی پنجرهها باید بسته بمانند، مانند بغضهایی که هیچگاه نباید فرو بریزند، باید سنگ شوند، سنگها کوه و کوهها در انزجار ظلمت ایستاده. بعضی پنجرهها را نمیتوان گشود، مانند مشتی که دیگر تا ابد باز نمیشود، خشمی که عمیقتر میشود اما فروخورده، هرگز. بعضی پنجرهها در تسلسلی بیپایان به پنجرهای دیگر گشوده میشوند، مانند فریادهایی که انتها ندارند، عقب نمینشینند، تمام نمیشوند.
باقی پنجرهها باز نخواهند شد جز به تنفسی موقت، شبیه تمام بغضها، فریادها، انزجارها و مشتهای گرهکردهیمان بر ظلم فرعونها، بر داغهای سرد نشده، بر جراحات مدام، که اگر بخواهیم هوای این خانه را عوض کنیم چهل پنجره، چهارصد پنجره، چهار هزار پنجره هم کم است که بوی خون عجیب پیچیده در هوای شهر و به باران مدام شسته نخواهد شد.
پنجرههای مکرری که گشوده میشوند به قصهی غربت غنچههای شجرهی طیبه، استقامت سروهای نشسته پشت پدافند و لانچر، مظلومیت سردار و سرباز و سپاه و جانفدایی، اقتدار و مظلومیت قائد امت، پایان نمیپذیرند که کدام قلم، کدام روایت، کدام حدیث مفصل، توان سرودن از احساس و حماسه، تاب رجز و روضه با هم دارد؟ گاهی پنجرهها باید بسته بمانند تا قانع نشویم به دموبازدمی مقطع، به تنفسی موقت، تا در انتظار منتَظَر منتَظِر بمانیم.
✍🏻 سعیده اجتهادی
–هیئت تحریریه بهانش
#روایت
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
سلام
این قضیه برای ما ناموسی تلقی میشه:
۱. درخواست احراز هویت پیشخوانِ بهانش
۲. شروع به تحقیق میدانی از شخص مزبور توسط هیئت تحقیقیه بهانش
۳. احراز مراتب صلاحیت برای این ارتباط!
۴. واریز هزینهی خانه و دو قطعه عکس
پیام بدید خب چه سوالیه این:
@m_shekaste
یکی از اهداف ما معرفی نویسندگان و شبکهسازی در جبهه فرهنگی انقلابه…
#ناشناس
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
20.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰ما غیرت داریم
حال و هوای مردم هنگام اعلام آتشبس - تهران، میدان انقلاب
اشک انسان جاری میشود؛ نه از حزن آتشبس و نه از شادی پیروزی بلکه از تماشای غیرت این مردم. این هیجان نیست. این یک وضعیت غیر قابل کنترل و حاد روانی نیست. این مردم دیوانه نشدهاند. هر چه میبینیم، غیرت است! ما غیور هستیم و اجازه نمیدهیم ناموس از دست برود. چه آن کسی که در دفاع از آتشبس سخن میگوید و چه آن کسی که تاب برداشتن انگشت از روی ماشه ندارد، همه فقط یک چیز دارند: غیرت! ما غیرت داریم. ما ناموس داریم. ما اساس داریم. ما هدفی پاک داریم و برای هدف پاکمان خیلی هم خوب میجنگیم. ما اجازه نمیدهیم سر به تن دشمن بماند.
اصل فقط یک چیز است: «این آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای است که همه چیز را تعیین میکند و این ما هستیم که تا ابد آمادهی مبارزه با استکبار هستیم.»
بامداد اعلام آتشبس، در میدان انقلاب تهران همه حول همین اصل جمع شده بودند و همه در دفاع از همین اساس با هم سخن میگفتند و گفتوگو میکردند و حتی فریاد میزدند و دعوا میکردند. مناقشه برقرار است اما این مناقشه بر یک اصل اساسی استوار است.
این سه دقیقهای که میبینید، بیش از ۴-۵ ساعت در میدان انقلاب برقرار بود. این صحنه چه چیزی جز یادآوری لحظهی ملتشدنِ ماست؟ خیابان امروز تبدیل به نقطهی تولد دوبارهی مردم ما شده است. در خیابان آدمها این چنین غیورانه دربارهی امری عمیقاً آشنا و ضروری با هم حرف میزنند، بیآنکه اصلاً یکدیگر را بشناسند. ما خودمان را پیدا کردهایم و دشمن تمام هراسش از همین است.
💡سیمافکر
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
از پیامهای دلگرم کننده شما..🌱
در صورت پیشنهاد و انتقاد و خلاصه هر مطلبی، ما ناشناس هم در خدمتیم:
📮 https://abzarek.ir/service-p/msg/3254123
متن یکی از اعضای باشگاه نویسندگان بهانش رو میبینیم و در ادامه نقد و بررسی دبیر تحریریه رو میخونیم.
این دفعه، دبیر بهانش از گیر همیشگی به دلنوشته هم نوشته😅
👇🏻👇🏻👇🏻
#تمرین_نویسندگی
#دلنوشته
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
«هو البصیر»
سلام بر خواهرِ همقلم🍀
متنِ «ایستاده در نور» را مزمزه کردم. متنی که از دل برآمده و پیداست نویسنده در لحظهی نوشتن، حالِ خوشِ معنوی داشته و میخواسته این حالِ خوش و امیدِ مؤمنانه را به جانِ مخاطب هم سرازیر کند. نیت، پاک است و مأجور. ریتمِ جملات هم نرم و گوشنواز است.
اما بپردازیم به خودِ متن. میدانید؟ من از اساس با دلنوشتهها مشکلِ فنی دارم. نوشتنِ دلنوشته در روزگارِ ما، یعنی افتادن در دام کلیشه و شعار. خیلی باید فنیکار باشیم تا در دامِ بلا نیفتیم. حالا برای اینکه این دلنوشته، از سطحِ یک متنِ زیبای شبکههای اجتماعی یا متنِ مجریهای رادیو آوا ارتقا پیدا کند و لباسِ «ادبیات» بپوشد، چند خوانِ سخت در پیش داریم که روی میزِ تشریحِ ویرایش بازشان میکنم:
یک. سندرمِ کلماتِ خسته (کلیشهها):
متنِ شما پر است از ترکیبهایی که پیش از شما هزاران بار استفاده شدهاند. «چراغِ دلها»، «دلِ طوفان»، «شمعی که با عشق روشن مانده»، «سایهها» و «نور». نویسنده وظیفهاش «کشف» است. اگر قرار است از امید بگوییم، باید تصویرِ تازهای بسازیم که مخاطب تا به حال ندیده باشد. این کلماتِ مستعمل، مثلِ چایِ کیسهایِ چندبار مصرفشدهاند؛ دیگر در ذهنِ خواننده رنگ و طعم پس نمیدهند. دنبالِ تعبیرهایِ بکر بگردید.
دو. فرارِ رو به آسمان (فقدانِ تصویرِ زمینی):
متن روی هواست. پا روی زمینِ سفت ندارد. «گاهی روزها میگذرد...» کدام روزها؟ «خستگی میآید...» چه خستگیای؟ خستگیِ پرستارِ شیفتِ شب یا خستگیِ پدری پشتِ ترافیک؟ مفاهیمِ بزرگ (مثلِ خدا، توکل، امید، نور) زمانی در متن جان میگیرند و به دل مینشینند که در یک کالبدِ مادی و روزمره دمیده شوند؛ و الا متن میشود خطابه و موعظه.
سعی کنید یک بارِ دیگر همین مفهومِ «امید در سختی» را بنویسید، اما اینبار بدونِ استفاده از کلمهی «امید» و «نور»! مثلا در قالبِ مادری که در تاریکیِ قطعیِ برق، دارد برای آرام کردنِ بچهاش سایهبازی میکند. مفهوم را زمینی کنید تا مخاطب خودش آسمان را پیدا کند.
قلمتان روان است و روحیهتان زلال. در کلماتتان پیداست. این زلالی اگر با «کشفِ تصاویرِ تازه»، «فرار از شعار» و «اقتصادِ کلمات» گره بخورد، متونِ درخشانی خلق خواهید کرد.
چشمبهراهِ مشقهای بعدی. یا علی.
✍🏻 محمدحسین نجفی
– دبیر تحریریه بهانش
#کارگاه_نویسندگی
#نقد_دبیر
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
تحلیل دوستام در مورد این که ایران باید هنوز بزنه، در این حده که چون موشک صورتی برا دخترا زدن اما هنوز آبی رو برا پسرا نزدن باید جنگ ادامه پیدا کنه...
ولی من میدونم این حرفا بچگانست و امکان نداره! آخه آبی بزنن بعد پرسپولیسیا نمیگن قرمز هم بزن؟
✍🏻 #ابراهیم_کاظمیمقدم
–تحریریه بهانش
#طنز_سیاسی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh