🔰 قانون جنگل، شیوهنامه شیطان بزرگ در بردگی جهانیان
🐾 در جنگل، حیوانات قویترین فرد را محور حق و برتری میدانند. معیار بقا و پیشرفت در قانون جنگل، تنها قدرت و زور است؛ هیچ قانون انسانی یا مرز اخلاقی، مانع رسیدن به هدف نمیشود.
🕷️ این قانون شوم، در تفکر شیاطینی چون آمریکا و اسرائیل، ریشهای عمیق دارد؛ از روزگار قابیل تا امروز! شیطان همواره با ابزار «زر و زور و تزویر» برای بردهسازی جهانیان تلاش میکند.
⚖️ اکنون پرسش سرنوشتساز اینجاست: مسیر بردگی یا بندگی؛ کدام را برمیگزینیم؟
✍️ #فاطمه_تجویدی
#روایت_صادق
#یادداشت
✿📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🌐 http://revayatesadegh.ir
🔰 آموزش علامتگذاری: نقطهویرگول (؛)
🔸 تعریف: نقطهویرگول یکی از نشانههای نگارشی در زبان فارسی است که برای مکثی بین ویرگول و نقطه بهکار میرود؛ یعنی مکثی بلندتر از ویرگول ولی کوتاهتر از نقطه. در انگلیسی به آن semicolon میگویند.
✍🏻 موارد کاربرد نقطهویرگول:
1️⃣ جدا کردن جملهها یا سازههای همپایه دارای ویرگول: وقتی اجزای جملهتان خودش شامل ویرگول باشد و بخواهید اجزا را با وضوح بیشتر از هم جدا کنید.
مثال: محمد، تقی و حسن؛ علی، محمود و حسین را زدند.
2️⃣ در پایان جملهای که کامل است، اما با جمله بعدی کاملتر میشود:
مثال: حجم کار امروز بیشتر از دیروز بود؛ آنقدر که از خستگی قدرت ایستادن ندارم.
3️⃣ پیش از عبارتهای توضیحی مانند «یعنی، مثلاً، زیرا، بنابراین، به عنوان مثال» و...
مثال: رفتن از افعال لازم است؛ یعنی به مفعول نیاز ندارد.
4️⃣ ربط چند جمله پشت سر هم که معنایی پیوسته دارند:
او از خواب برخاست؛ دوش گرفت؛ صبحانه را آماده کرد؛ لباس پوشید و پس از خوردن صبحانه از خانه خارج شد.
📌 نکات مهم:
🔹 استفاده از نقطهویرگول به سبک و سلیقه نگارش شما بستگی دارد، اما مهمتر از آن وحدت رویه است. اگر تصمیم به استفاده گرفتید، در کل متن در موقعیتهای مشابه هم از آن استفاده کنید.
🔹 از نقطهویرگول فقط وقتی استفاده کنید که واقعاً لازم است. زیادهروی در استفاده از آن باعث سنگینی متن و آشفتگی نگارشی میشود.
🔹 مانند دیگر نشانههای نگارشی، نقطهویرگول به کلمه یا حرف قبل میچسبد و از بعد از خود فاصله دارد.
#راهنمای_نویسندگی
#ویراستاری
#علامتگذاری
#نقطهویرگول
✿📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🕊️ شهید نظر میکند بر وجه الله!
🔍 عوالم در خود، ظواهر و بواطنی دارند؛ پنهان و نهانی دارند. در ظاهر خود، تکاپوی ایجادشده را شاید نتوان دید؛ ولی در بطن خود نهادی ناآرام دارد که میتوان شهود کرد.
🌊 دنیا پر از تکاپوست. آنبهآن در حال «شدن» و حرکتی سیال است. همین امر بیان اسرار و رموز عالم را دشوار میسازد. بیانِی که نیاز به یک فعلیت دارد، نیازمند به یک تجرد است که دیگر حرکت نیست. مانند آن است که نطفهای نامشروع را در رحمی نامعلوم قرار دهیم. در حالی که ما با چنین مواردی ناملموس هستیم.
🗓️ وقتی در قرن بیستویکم و در جهانِ سوم، در مورد بعضی موارد سخن میگوییم، متهم به شعارزدگی میشویم؛ چرا که ماهیت جهانِ سوم را شعارزدگی ایجاد کرده است. اما چگونه باید این حقایق را بیان کرد؟ واقعیتهایی که وجود دارند، ولی پوششی بر بعضی زوایای آنان کشیده شده است!
✨ آری، «شهید نظر میکند بر وجه الله» حتی برای ما مسلمانان نیز قابل فهم نیست؛ اصلاً قرار نیست قابل فهم باشد، چرا که درصدد فهم آن با ابزار ناقص خود هستیم. چهبسا باید بعضی چیزها را چشید!
🕌 آنگاه که حضرت امام فرمودند: «شهید نظر میکند بر وجه الله»، هم به امری عقلی و هم به امری شرعی و تعبدی اشاره کردند. در روایتی از پیامبر اسلام آمده:
«لِلشَّهِيدِ سَبعُ خِصَالٍ مِنَ اللَّهِ... وَالسَّابعَةُ: أَن يَنظُرَ فِي وَجهِ اللَّهِ، وَإِنَّهَا لَرَاحَةٌ لِكُلِّ نَبِيٍّ وَشَهِيدٍ»
(ترجمه: خداوند هفت خصلت به شهید عطا فرموده: [... تا آنکه فرمود] و هفتم آن که شهید به وجه خدا مینگرد و همانا این [نظر] برای هر نبی و شهیدی، مایه راحتی [از هر گونه ابتلایی] است.)
🧠 برش عقلانی بحث به جریان انسانشناسی بازمیگردد: همه انسانها، یا در این دنیا یا زمانی که فارغ میشوند، بر وجه الله نظر میکنند. حضرت امام در تفسیر سوره حمد، در بیان «حمد» میفرمایند: «متعلق همه چیز اوست»؛ یعنی هر حمدی برای اوست. در تفسیر «بسمالله الرحمنالرحیم» میگویند: همه چیز اسماء الله است و نهایت خداشناسی هم اسمشناسی است. دقیقاً از این حیث و از این جنس، به توجه بر وجه الله عنایت دارند.
🌌 در عوالم وجودی، آیات و اسماء الله واقعیتِ نهان و پنهان هستند: نهان برای اهل شهود، و پنهان برای دیگران. از همین جهت است که شهید نظر میکند بر وجه الله.
✍🏻 جواد جعفری
#روایت_صادق
#یادداشت
✿📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🌐 http://revayatesadegh.ir
رها شد سگی از بزرگ اهرمن
درید و بشورید و غرید بر هر وطن
ز بدو تولد چونان غده بود
سگی کز جنایت غذا خورده بود
جنایات در غزه، و لبنان و شام
بسان دوایش به هر صبح و شام
به تجهیز اهریمنان مطمئن چونکه شد
به تهدید ایران و ایرانیان خوانده شد
سگ کور نادان بی عقل و هوش
به تعجیل مرگش پر از جنب و جوش
به انذار صادق توجه نکرد
به ایران، به فخر جهان حمله کرد
غلط بر غلط های قبلی فزود
حواسش به تاریخ ایران نبود
که پوران این سرزمین رستمند
مرید علی و پلنگ افکنند
نترسند نسل کاوه ز ضحاک و مار
نبودست ایشان را دمی ننگ و عار
که ایران پر از مرد با غیرت است
به دور از ذلالت و یا غارت است
و ایران حریم شه کربلاست
و هم صحن و ایوان مولا رضاست
در ایران ابالفضل باشد قسم
به پای وطن ملتی هم قسم
سپاهش همیشه به امید رزم
و ارتش برایش محیای عزم
ز هر ضربه ای ضربهها میزنند
به هر دشمنی حملهها میکنند
پس از هجمهی دشمنان بیدرنگ
تلاویو و حیفاست میدان جنگ
اگر چه به فرماندهان تاختند
به ایمان این مردمان باختند
ز پیمان صادق و امواج آن
فرو ریخت نیروی اهریمنان
حکیم سخن گفته بود از قدیم
دو صد باره خواندیم شعر حکیم
«دریغ است ایران که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود»
✍🏻 #حسامالدین_عابدینی
#روایت_صادق
#شعر
✿📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🌐 http://revayatesadegh.ir
📍 هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد!
🌐 رواج استفاده از فضای مجازی و اپلیکیشنهای پیامرسان، مهمترین عامل بروز پدیدهای به نام شکستهنویسی است. اما آیا لازم است همیشه از گویش محاوره برای نوشتن استفاده کنیم؟ جواب منفی است. محاوره همیشه به درد نمیخورد. بهتر است این سبک نوشتن را برای فضاهایی نگه داریم که مینویسیم، اما در واقع مشغول نوشتن نیستیم.
💬 وقتی در اپلیکیشنهای پیامرسان چت میکنیم یا توییت میکنیم، در حقیقت داریم حرف میزنیم. اما از نوشتن صرفاً به عنوان جایگزین صدا استفاده میکنیم. در این موارد محاوره نهتنها ایرادی ندارد، بلکه حس صمیمیت را به خواننده منتقل میکند. اگر در چت از ادبیات رسمی استفاده کنید، عصا قورتداده به نظر میرسید و مخاطب با شما ارتباط برقرار نمیکند. در مورد نمایشنامهها و دیالوگهای داستانی هم همینطور است.
📚 اما بهتر است پای محاوره را به متون دیگر باز نکنیم. نوشتن یک قاعده علمی یا یک متن اداری با گویش محاوره، اعتبار نگارنده را در نظر مخاطب از بین میبرد و صحت نوشته را زیر سؤال میبرد. برای گفتار، قواعد خاصی در نظر گرفته نشده است. اما این به این معنی نیست که میتوانیم در محاوره هم از قواعد زبانی صرفنظر کنیم. محاوره قواعد خاص خود را دارد.
#راهنمای_نویسندگی
#نویسندگی_خلاق
#محاوره
✿📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🌱 امام علیهالسلام میفرماید: «وقتی نسبت به امری یقین پیدا کردید، اقدام کنید»
☝️اگر انسان اقدام و عمل بر مقتضای یقین را ترک کند:
👈 مبتلای به شک و در پی آن گرفتار وسواس میشود.
🍂 ریشهی ابتلای به وسواس همینجاست.
✍️ #آیتالله_تحریری
#نقل_قول
#نویسنده_متعهد
✿📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
📣 فریاد بر شیطان، درمانِ دردهای امروز و فردا
🔰 جان کلام امام روشن است: «هرچه فریاد دارید، بر سر آمریکا بزنید!»
📌 این فرمان، در هر رویدادی که بر سرِ ایران و ایرانیان، مسلمانان و آزادگان جهان میآید، پابرجا و زنده است.
اگر در فشار سیاسی هستی، اگر تحریم، اگر جنگ، اگر ستم، اگر فقر و درماندگی، اگر درد و بیماری، اگر جهل و بیدانشی،
و هر «اگر» تلخ دیگری را چشیدهای...
بدان، تنها با فریاد کشیدن بر سر شیطان بزرگ است که این دردها آرام میگیرد!
🥀 ریشهٔ همهٔ این رنجها چیست؟
تفکر ظالمانهای که خونخواران جهان آن را اشاعه دادهاند؛ همان که انسانهای مظلوم را در گوشهگوشهٔ زمین به خاک سیاه نشانده است.
✍️ #فاطمه_تجویدی
#روایت_صادق
#یاداشت
✿📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🌐 http://revayatesadegh.ir
⚖️ ترازوی نامرئی:
روایت پُریِ تهیدستان و خالیِ توانگران
🌌 در این دایرهی هستی، گاه با ترازویی نامرئی، آدمیان را وزن کنی: یکی را سرشار از داشتهها مییابی -دارایی جهان از سرش سرازیر میشود- و دیگری را تهیدست، سبُکبارِ بیچیز. این تفاوتها نه فقط در عدد و رقم حسابهای بانکی، که در عمق نگاهها، در وسعت دلها و در خلوتِ درونها نیز رخنه کرده است.
💎 آنکه پُر است، گاه چنان غرق در انبوه داشتههایش میشود که فراموش میکند دستِ یاریاش میتواند گنجینهای برای دیگری باشد. خانهاش آینهی تمامنمای ثروت است، اما شاید در گوشهای، آینهی دلش غبار گرفته باشد؛ یا رنجی عظیم بر سینهاش مهمان باشد، آنسان که هستیاش را ببلعد و چهرهاش تنها سیمای رنجوری را بازتاب دهد. صدای خندههایش بلند است، اما آیا صدای آهِ نیازمندی را میشنود؟
🕊️ و آنکه خالیست، شاید در سفرهی تهیاش، جهانی از امید پرورده باشد. کولهبارِ غصههایش سنگین است، اما نگاهش هنوز به افقهای روشن دوخته شده؛ تا شاید فردا آفتابی گرمتر و پرمهرتر بتابد. در دستِ لرزانش، شاید هیچ نباشد جز پارهای نانِ خشک... و با اینهمه، از بخشیدنِ آن ابا نکند، که در قلبش گنجینهای از مهر و استقامت نهفته است. اوست که معنایِ سهمِ دیگران را میداند، چرا که خود، طعمِ بیبهرگی را چشیده است.
🌊 این تفاوت، گاه چون دو رودِ موازی است که در کنارِ هم جاریاند، اما به هم نمیپیوندند: یکی سرشار از آبِ حیات، دیگری تشنهی قطرهای. اما گاه، همین رودِ پُرفزون، با ریزشی بخشنده، کامِ رودِ خشکیده را تر میکند و زندگی را به او بازمیگرداند.
🔄 "پُر" و "خالی"، تنها دو کفه نیستند؛ آنها دو جهاناند با دغدغهها، آرزوها و نگاههای متفاوت. یکی شاید با تمامِ پُریاش، در حسرتِ لبخندِ خالیای باشد که از سرِ رضایت است، و دیگری با تمامِ خالیبودنش، لبریز از مهر و در جستجویِ اندک پُری که معنایِ زیستن را برایش پررنگ کند.
✍️ #رقیه_خلج
#روایت_صادق
#نثر_ادبی
✿📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🌐 http://revayatesadegh.ir
🔰 استحمار، راهبرد قطعی پیروزی
⁉️ استکبار، میدانی را پیروز میشود که جامعهاش را استحمار کند. وگرنه کدام فرد عدالتخواهیست که در سمت ظلم، تاریکی، استعمار و پلیدی بایستد؟!
▫️سرشت انسان با جبهه حق، حقیقت و عدالت خواهی گره خورده. پس باید استکبار با #نا_روایت و کذب، جای حق و ظلم را جابهجا و دستگاه محاسباتی حقیقتخواهان را دستکاری کند.
📢 باید امیرالمؤمنین را بر ۷۰هزار منبر سب کنند تا مردم استحمار شوند و از اهل بیتِ هدایت فاصله بگیرند...
⏳و این داستان ادامه دارد.
شاید بهخاطر همین، چنین مضمونی از حضرات نقل شده که فرمودند: در آخر الزمان معروفْ منکر و منکرْ معروف خواهد شد.
‼️ عجب معروفیست فدایی امام بودن!
✍🏻 #مهدی_دانشی
#روایت_صادق
#یادداشت
✿📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🌐 http://revayatesadegh.ir
🔰 انواع واژه ها بر اساس تعداد هجا
🗂️ واژههای زبان فارسی را از نظر تعداد هجا یا بخش در چهار دستۀ کلی میتوان تقسیمبندی کرد:
▪️ واژههای تکهجایی: مرگ و فرش
▪️ واژههای دوهجایی: فروش و سایه
▪️ واژههای سههجایی: میخواهد و مسلمان
▪️ واژههای چهارهجایی: ایرانزمین و قهوهخانه
❓ اما چرا این موضوع را در اینجا عنوان کردیم؟ چون با استناد به قاعدهی کاهش هجایی علی صلحجو، تعداد هجای واژهها عامل مهمی است که مشخص میکند تا کجا میتوانیم آنها را بشکنیم.
⬅️ ادامه دارد...
#راهنمای_نویسندگی
#محاوره
✿📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh