eitaa logo
خانۀ نویسندگان بهانش✒️
1.8هزار دنبال‌کننده
989 عکس
403 ویدیو
77 فایل
🎒اینجا یک «کوله‌پشتی» برای سفر نویسندگی‌ست🏕️ ❃ زنگ نویسندگی و انتقال تجربه‌های ادبی ❃ رسالت اهل قلم و خوانش بیانات رهبری ❃ معرفی مجلات و پاره‌کتاب‌های خواندنی ❃ شبکه‌سازی خلاق میان نویسندگان متعهد 🧑‍💻ادمین: @admin_bahanesh
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔰رابط میراث فرهنگی از نسل به نسل دیگر 📚ادبیات در حقیقت رابط میراث فرهنگی یک کشور از نسلی به نسل دیگر است؛ که اگر نباشد، ما می‌توانیم پزشک و مهندس و صنعتگر و عالم داشته باشیم، اما برای دنیای دیگری؛ نه برای دنیای این جامعه و این مرز و بوم. ادبیات مثل آن رشته‌های انتقال خصوصیات است که اصلاً وراثت و نسل را حفظ می‌کنند. ادبیات است که اتصال یک ملت را به گذشته خودش، و فرزندی را به پدر نسلی خودش، ایجاد و حفظ و ثبت می‌کند. 📘یک زمانی ادبیات ما ربطی به ادبیات امروز ما نداشته است؛ مثلاً دوران قبل از اسلام که ایران ناگزیر ادبیاتی داشته، آن ادبیات، این ادبیات امروز ما نبوده است و ما از آن ادبیات خبری نداریم؛ حتی شاهنامه هم که دارد از آنها حرف می‌زند، یک چیز دیگر است؛ ادبیات ماست که دارد از زمانی چیزی را گزارش می‌کند که حالا راست و دروغش هم به عهده‌ی خودش است. بنابراین، از آن زمانی که ایران ادبیاتش همین ادبیاتی است که امروز ما داریم، وحدت نسلهای مختلف، با ادبیات حاصل می‌شود؛ یعنی با شعر، با کلام، با سخن. البته هنر ـ و یکی از اجزای آن، یعنی همین موسیقی که شما گفتید ـ یکی از بهترین وسایل انتقال ادبیات است. 🗓 ۷۰/۱۲/۵ 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔰 گذر از ابزارانگاری خام هوش مصنوعی، هیولایی که قلم نیست 🔢 بخش ۴/۹ مدتی است که در محافل اهل قلم، پژوهشکده‌ها و گعده‌های ادبی، حرف از این تازه‌وارد است؛ هوش مصنوعی. یکی از ترس بیکاری عزا گرفته است و دیگری از فرط هیجان تولید انبوه، کلاه به هوا می‌اندازد. اما خطای راهبردی هر دو گروه، گیر کردن در یک تله یگانه است: هر دو گمان می‌کنند با یک «ابزار» طرف‌اند. می‌پندارند هوش مصنوعی چیزی است شبیه به یک ماشین‌ تحریر سریع‌تر، یا یک نرم‌افزار واژه‌پرداز که غلط‌یاب بهتری دارد. اینجا همان نقطه‌ای است که باید از سطح هیجانات روزمره فاصله گرفت و دست‌ به‌ دامان فلسفه شد. مارتین هایدگر، فیلسوف آلمانی، سال‌ها پیش هشدار داد که درک تکنولوژی به مثابه یک «وسیله صرف»، ما را نسبت به ماهیت آن کور می‌کند. او از مفهومی به نام «گشتل» یا «چارچوب‌بندی» حرف می‌زند. تکنولوژی جدید، جهان را صرفا به چشم یک انبار قطعات می‌بیند؛ مجموعه‌ای از «منابع ذخیره» که آماده‌ی استخراج و مصرف‌اند. در سپهر اندیشه ایرانی نیز دکتر رضا داوری اردکانی دهه‌هاست که بر همین طبل می‌کوبد. او مدام یادآوری می‌کند که تکنیک، صرفا مجموعه‌ای از ماشین‌آلات نیست که اراده کنیم و دکمه خاموش و روشنش را بزنیم؛ بلکه «عالَمی» است که ما در آن سُکنا گزیده‌ایم و بر نحوه تفکر و زیست ما سیطره دارد. تقلیل تکنولوژی به ابزار، ناشی از غفلت نسبت به ذات آن است. حالا این مفاهیم را روی پدیده هوش مصنوعی و ساحت نوشتن تطبیق دهیم. وقتی هوش مصنوعی وارد میدان پژوهش و ادبیات می‌شود، تنها سرعت تایپ ما را بالا نمی‌برد؛ بل نگاه ما به «کلمه»، «متن» و «اندیشه» را دگرگون می‌کند. در ماشین پردازشگر الگوریتم‌ها، کلمات دیگر حامل روح، تجربه زیسته و رنج مؤلف نیستند؛ بلکه صرفا به «داده» و «منابع ذخیره» تقلیل می‌یابند. هوش مصنوعی، ادبیات و پژوهش را به یک پایگاه داده‌ی عظیم تبدیل می‌کند تا با محاسبه‌ی احتمالات آماری، کلمه بعدی را حدس بزند. اگر گمان کنیم هوش مصنوعی همان قلم نی است که حالا دیجیتالی شده، در نهایت سادگی به سر می‌بریم. قلم نی، امتداد دست نویسنده بود و تابع اراده‌ی او؛ اما هوش مصنوعی، چارچوبی است که اراده‌ی خود را بر نویسنده تحمیل می‌کند. او به شما پیشنهاد می‌دهد، ساختار می‌چیند و آرام‌آرام، نحوه فکر کردن شما را به قالب الگوریتمی خودش درمی‌آورد. گام اول در مواجهه فعال با این پدیده، بیدار شدن از خواب «ابزارانگاری خام» است. باید بپذیریم که ما با یک ماشین‌حساب پیشرفته روبرو نیستیم؛ با یک پارادایم جدید معرفت‌شناختی مواجهیم که قصد دارد همه‌چیز، حتی اصیل‌ترین درونیات انسانی را محاسبه‌پذیر کند. تنها با درک این هیبت لویاتان‌گونه است که می‌توانیم به سراغ گام بعدی برویم: چگونه در شکم این هیولا هضم نشویم و مرز میان «تفکر انسانی» و «محاسبه ماشینی» را حفظ کنیم؟ (موضوعی که در یادداشت بعدی به آن خواهیم پرداخت.) ✍🏻 –مدیر خانهٔ بهانش 🗂 پرونده 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
✍🏻 حجت‌الاسلام دکتر : ▫️بنده از زمانی که مدیریت دفتر تبلیغات را به دست گرفتم به مقام معظم رهبری عرض کردم که می‌خواهم به وادی تولید هنری وارد شوم و در حوزه این ظرفیت ایجاد شده است. رهبر معظم انقلاب فرمودند: «من عقیده‌ام این است که هر طلبه‌ای در یک هنر باید صاحب‌نظر باشد. من در هنر شعر، صاحب‌نظر و مهارت دارم!» 📔مجله آفرینه، شماره۱۱، زمستان۹۲، ص۳۴ 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
نماد؛ راز پنهان داستان‌ها.pdf
حجم: 251.2K
نماد؛ راز پنهان داستان‌ها 🧐 بعضی وقت‌ها وسط يه داستان، يه چيز کوچيک توجهت رو جلب می‌کنه. يه درخت توی حياط، يه بارون ناگهانی، يه نگاه عجيب. نمی‌دونی چرا، ولی ته دلت میگی: «اين فقط يه درخت نيست...» 🎁 حق با توئه. اين يه «چيز پنهان»ه که توی دل داستان جا خوش کرده. يه جور رمز و راز که اگه پيداش کنی، داستان برات يه جور ديگه معنا پيدا می‌کنه. 🔆 توی اين جزوه، با همين «چيز پنهان» آشنا می‌شيم. 📢 ياد می‌گيری چطور لايه‌های زيرين داستان رو ببينی، چطور نمادها رو تشخيص بدی، حتی چطور خودت توی داستان‌هات ازشون استفاده کنی. از يه درخت کاج ساده تا دنيای پيچيده نمادهای جهانی؛ با مثال‌های ايرانی و خارجی، تمرين‌های عملی و يه داستان نمونه که از اول تا آخر همراهته. 💬 اگه عاشق داستان‌هايی که تهش يه چيز ديگه دارن، اگه دوست داری عميق‌تر بخونی يا حتی بنويسی، اين جزوه مال توئه. 📖 بيا و رمز داستان‌ها رو کشف کن. ✍🏻 –هیئت تحریریه بهانش 📝بهانش | بهاے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔰 هنر سخنرانی ادبی رهبری 🎙️ مصاحبه با دکتر ▫️سخن‌گفتن ایشان با آن آهنگ صیقل‌خورده و آیینه‌گون که مخصوصاً در دوران جوانی داشتند، بسیار اثرگذار بوده است. حالا ایشان هفتاد سالگی را پشت سر گذاشته‌اند و دیگر صدای‌شان در سخنرانی همان صدای سی سالگی و چهل سالگی نیست، ولی گاهی که تلویزیون سخنرانی‌های اوائل انقلاب ایشان را پخش می‌کند و مثلاً در نماز جمعه خطبه می‌خوانند یا دعا می‌کنند، مثل شیشه شفاف و مثل آیینه درخشان است. لحن صیقلی و کلام فصیح، هنر والایی است و بر این‌که جوان‌های تحصیل‌کرده‌ ما بدانند و بیاموزند که چگونه باید حرف زد، بسیار مؤثر بوده است. در واقع ایشان به‌ صورت طبیعی برای نسلی که با ایشان بوده و از ایشان استفاده می‌کرده و به صحبت ایشان گوش می‌سپرده‌اند، معلمِ سخنوری بوده‌اند؛ البته این‌که ما چقدر یاد گرفته باشیم، داستان دیگری است. 🔹بر اساس غیرت ملی و عشق و علاقه‌ای که به زبان فارسی دارند و مصلحتی که برای ملک و ملت می‌اندیشند، معتقدند که علم را نباید به زبان انگلیسی در ایران ترویج کرد تا این باور پیش نیاید که زبان فارسی قدرت و قابلیت بیان مفاهیم علمی را ندارد. 🗞 مقالات و رسالات و نامه‌ها و پیام‌های ایشان که در مدت بعد از انقلاب در جامعه منتشر شده نیز اهمیت دارد. ایشان باظرافت، نکات مهمی را با رعایت همه‌ جهات و جوانب در قالب عبارت‌های شُسته‌رُفته و پاکیزه گنجانده‌اند، طوری که همه‌ مردم آن را می‌فهمند؛ از یک پیرزن ساده‌ روستایی تا استاد دانشگاه. فرض کنید ایشان درباره‌ فوت کسی یک پیام تسلیت می‌نویسد. اگر در آن پیام دقت کنید، می‌بینید چقدر از کلمه و کلام و قدرت زبان برای بیان اندیشه‌ خود به‌خوبی استفاده می‌کنند. ◾️آیت‌الله خامنه‌ای اقدامات برنامه‌ریزی شده و آگاهانه‌ی بسیاری نیز در خدمت به ادب فارسی در جمهوری اسلامی ایران داشته‌اند. یکی از آن‌ها برگزاری جلسات متعدد سالانه با شاعران است که از اول رهبری ایشان تقریباً هیچ‌گاه تعطیل نشده است؛ از جمله جلسات شعرخوانی شاعران در محضر ایشان در پانزدهم ماه رمضان که مقارن با میلاد مبارک امام مجتبی علیه‌السلام است. خوشبختانه اشعار خوانده شده در این جلسات در سال‌های اخیر چاپ شده و بقیه‌ آن‌ها نیز به‌تدریج چاپ خواهد شد، ان‌شاء‌الله. 🔻این جلسات در توسعه و هدایت جریان شعر ایران مؤثر است. شاعران درجه‌اول سراسر ایران در طول سال در جشنواره‌های متعددی که در سطح شهرستان و استان و ایران برگزار می‌شود، شناخته می‌شوند و نخبگان آن‌ها که حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ نفر هستند، به آن جلسه دعوت می‌شوند. تشویق آن‌ها در واقع تشویق دوستان و رقیبان‌شان هم هست. شاعران در آن جلسه شعرهای خود را می‌خوانند و ایشان بادقت گوش می‌کنند. گاهی در همان جلسه و در خلال گوش کردن، اظهار نظر مختصری هم دارند. در پایان هر جلسه‌ای ایشان صحبتی نیز درباره‌ شعر و ادبیات و زبان و سبک و مضمون شعری می‌کنند. این جلسات از تلویزیون هم پخش می‌شود و در سطح کشور همه می‌بینند که یکی شعر طنز خواند و دیگری شعر انقلابی یا شعر آیینی. یکی قصیده خواند، یکی غزل و دیگری رباعی و حتی برخی شعر سپید. یکی شعر ترکی خواند و دیگری شعر عربی. همه‌ این انواع شعرها سالیان سال است که در حضور ایشان خوانده و در جامعه پخش می‌شود. 🗓 ۳۰ آبان ۱۳۹۱ 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
✍🏻 ساده‌نویسی، باید نیست 📚 داوود غفارزادگان که از معلم‌های داستان‌نوشتن من است، یک ده فرمان دارد برای نویسندگی. الان به این جمله‌هاش کار دارم: «عادت این روزهای من است که هر چه می‌نویسم قلمبه سلمبه از آب در‌می‌آید. نمی‌شود کاریش کرد. از آستانه پنجاه‌سالگی رد شده‌ام». 🔍 حالا چه شد که یاد کردم از این جملات؟ چون چند دقیقه پیش متنی خواندم درباره‌ی معلم در صفحه‌ی دکتر نیما قربانی، روانشناس و استاد دانشگاه تهران، با کلماتی قلمبه سلمبه و تعابیری سنگین‌وزن. ⚖️ من سال‌هاست با خودم در جنگ و جدالم برای ساده‌نویسی. ماجراهای دشوارنویسانی مثل شمس لنگرودی و رضا بابایی را هم به‌دقت مرور کرده‌ام که در چنین جدالی سربلند بیرون آمدند و در نهایت رسیدند به آنچه می‌خواستند برسند. ولی امروز فکر کردم انگار همچین‌ها بد هم نیست کاری که قربانی کرده. چطور؟ آیا پیر شده‌ام؟ 📱 در این سنگین‌نوشت اینستاگرامی، رعایت‌نکردن خوبی و زیبایی نثر ساده نبود که چشمم را گرفت. بلکه خودم را گذاشتم جای ایشان که اگر من بودم، هرگز در صفحه‌ی اینستاگرامم این‌طور نمی‌نوشتم مبادا کسی جملاتم را نفهمد و فرار کند. برای نمونه، در متنشان بود: "تخاصم منکران حقیر، جمع حصر و تکثر، پاسداشت دشمن واقعی". می‌دانید؟ اینجای کار نظرم را گرفت. و بعد جملات غفارزادگان آمد یادم. 🧠درسی که دیگر وقتش رسیده فرا بگیرم شاید همین است. لذتی به‌تمامی فردی در کاربرد زبان. اینکه سن فقط یک عدد نیست. گاه معادل کمّیِ حالتی از ذهن است که میل دارد معناهای بیشتری را با کلمات کمتر و حتا بغرنج‌تر به زبان بیاورد. گویی زبان، چیزی نیست جز آنچه برای منِ کاربرِ زبان به کار بیاید. تعریف قرص و قایمی برای ساده و دشوارنویسی وجود ندارد، فضیلت سرراست و همگانی‌ای نیز برایش. 🗣️ از زبان به منزله‌ی همبسته‌ی انسانِ زبان‌ورز حرف می‌زنم. ✍🏻 ✿📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh