📌اتصال یک ملت به گذشته و آینده
📚ادبیات مثل آن رشتههای انتقال خصوصیات است که اصلاً وراثت و نسل را حفظ میکنند. ادبیات است که اتصال یک ملت را به گذشته خود، و فرزندی را به پدر نسلی خودش، ایجاد و حفظ و ثبت میکند.
🗓 بیانات در دیدار با اعضای «گروه ادب و هنر» صدای جمهوری اسلامی ایران، ۷۰/۱۲/۵
#رهبر_نویسندگان
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🔰 در ستایشِ «بازنویسی»
📰 یک بار در مصاحبه با مجلهٔ پاریس ریویو از همینگوی سؤال شد کارهایش را چقدر بازنویسی میکند. جواب داد: «تا چه کاری باشد. پایان رمان وداع با اسلحه، صفحه آخر آن را، سی و نُه بار بازنویسی کردم تا راضی شوم.»
🗨️ مصاحبه کننده: «مشکل تکنیکی داشت؟ چی باعث شد این طور گیر بکنید؟» همینگوی جواب داد: «یافتن کلمات مناسب.»
📝 بنابراین هر نویسندۀ قابلی وقت کافی را برای خواندن و صیقل دادن مهارت فنی و رسیدن به استادی در استفاده از واژگان صرف میکند. و به یاد داشته باشید چیزی که حذف میکنید از شکست مبراست. پی جی وودهاوس رمان نویس آمریکایی که شخصیت جیوز را برای ما به ارمغان آورده، با طنز دلنشین خود در جایی گفته: «تصور میکنم راز نویسندگی این است که نوشته خود را آن قدر زیر و رو کنید تا به چیزی برسید که فکر میکنید واقعاً خوب است، و بعد آن را دور بریزید. بهقول ارنست همینگوی: «دُردانههایت را بکش.»
💥 بهترین توصیهای که میتوانم برای بازنویسی موفق بکنم این است که توجه خود را به جزئیات معطوف کنید. داستانی که درباره همه چیز است، درباره هیچ چیز نیست. امور عام و جهانشمول در امور جزئی و خاص نهفتهاند و نه برعکس. به عبارت دیگر، درباره یک سگ ننویسید؛ بلکه درباره سگ خاصی از نژاد شِلتی بنویسید. از تحقیقات کتابخانهای، اینترنتی یا گفتگو با متخصصان آن مورد استفاده کنید.
✍️ #کاترین_آن_جونز
از کتاب #راه_داستان
#تمرین_نویسندگی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🔰رابط میراث فرهنگی از نسل به نسل دیگر
📚ادبیات در حقیقت رابط میراث فرهنگی یک کشور از نسلی به نسل دیگر است؛ که اگر نباشد، ما میتوانیم پزشک و مهندس و صنعتگر و عالم داشته باشیم، اما برای دنیای دیگری؛ نه برای دنیای این جامعه و این مرز و بوم. ادبیات مثل آن رشتههای انتقال خصوصیات است که اصلاً وراثت و نسل را حفظ میکنند. ادبیات است که اتصال یک ملت را به گذشته خودش، و فرزندی را به پدر نسلی خودش، ایجاد و حفظ و ثبت میکند.
📘یک زمانی ادبیات ما ربطی به ادبیات امروز ما نداشته است؛ مثلاً دوران قبل از اسلام که ایران ناگزیر ادبیاتی داشته، آن ادبیات، این ادبیات امروز ما نبوده است و ما از آن ادبیات خبری نداریم؛ حتی شاهنامه هم که دارد از آنها حرف میزند، یک چیز دیگر است؛ ادبیات ماست که دارد از زمانی چیزی را گزارش میکند که حالا راست و دروغش هم به عهدهی خودش است. بنابراین، از آن زمانی که ایران ادبیاتش همین ادبیاتی است که امروز ما داریم، وحدت نسلهای مختلف، با ادبیات حاصل میشود؛ یعنی با شعر، با کلام، با سخن. البته هنر ـ و یکی از اجزای آن، یعنی همین موسیقی که شما گفتید ـ یکی از بهترین وسایل انتقال ادبیات است.
🗓 ۷۰/۱۲/۵
#رهبر_نویسندگان
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🔰 گذر از ابزارانگاری خام
هوش مصنوعی، هیولایی که قلم نیست
🔢 بخش ۴/۹
مدتی است که در محافل اهل قلم، پژوهشکدهها و گعدههای ادبی، حرف از این تازهوارد است؛ هوش مصنوعی. یکی از ترس بیکاری عزا گرفته است و دیگری از فرط هیجان تولید انبوه، کلاه به هوا میاندازد. اما خطای راهبردی هر دو گروه، گیر کردن در یک تله یگانه است: هر دو گمان میکنند با یک «ابزار» طرفاند. میپندارند هوش مصنوعی چیزی است شبیه به یک ماشین تحریر سریعتر، یا یک نرمافزار واژهپرداز که غلطیاب بهتری دارد.
اینجا همان نقطهای است که باید از سطح هیجانات روزمره فاصله گرفت و دست به دامان فلسفه شد. مارتین هایدگر، فیلسوف آلمانی، سالها پیش هشدار داد که درک تکنولوژی به مثابه یک «وسیله صرف»، ما را نسبت به ماهیت آن کور میکند. او از مفهومی به نام «گشتل» یا «چارچوببندی» حرف میزند. تکنولوژی جدید، جهان را صرفا به چشم یک انبار قطعات میبیند؛ مجموعهای از «منابع ذخیره» که آمادهی استخراج و مصرفاند.
در سپهر اندیشه ایرانی نیز دکتر رضا داوری اردکانی دهههاست که بر همین طبل میکوبد. او مدام یادآوری میکند که تکنیک، صرفا مجموعهای از ماشینآلات نیست که اراده کنیم و دکمه خاموش و روشنش را بزنیم؛ بلکه «عالَمی» است که ما در آن سُکنا گزیدهایم و بر نحوه تفکر و زیست ما سیطره دارد. تقلیل تکنولوژی به ابزار، ناشی از غفلت نسبت به ذات آن است.
حالا این مفاهیم را روی پدیده هوش مصنوعی و ساحت نوشتن تطبیق دهیم. وقتی هوش مصنوعی وارد میدان پژوهش و ادبیات میشود، تنها سرعت تایپ ما را بالا نمیبرد؛ بل نگاه ما به «کلمه»، «متن» و «اندیشه» را دگرگون میکند. در ماشین پردازشگر الگوریتمها، کلمات دیگر حامل روح، تجربه زیسته و رنج مؤلف نیستند؛ بلکه صرفا به «داده» و «منابع ذخیره» تقلیل مییابند. هوش مصنوعی، ادبیات و پژوهش را به یک پایگاه دادهی عظیم تبدیل میکند تا با محاسبهی احتمالات آماری، کلمه بعدی را حدس بزند.
اگر گمان کنیم هوش مصنوعی همان قلم نی است که حالا دیجیتالی شده، در نهایت سادگی به سر میبریم. قلم نی، امتداد دست نویسنده بود و تابع ارادهی او؛ اما هوش مصنوعی، چارچوبی است که ارادهی خود را بر نویسنده تحمیل میکند. او به شما پیشنهاد میدهد، ساختار میچیند و آرامآرام، نحوه فکر کردن شما را به قالب الگوریتمی خودش درمیآورد.
گام اول در مواجهه فعال با این پدیده، بیدار شدن از خواب «ابزارانگاری خام» است. باید بپذیریم که ما با یک ماشینحساب پیشرفته روبرو نیستیم؛ با یک پارادایم جدید معرفتشناختی مواجهیم که قصد دارد همهچیز، حتی اصیلترین درونیات انسانی را محاسبهپذیر کند. تنها با درک این هیبت لویاتانگونه است که میتوانیم به سراغ گام بعدی برویم: چگونه در شکم این هیولا هضم نشویم و مرز میان «تفکر انسانی» و «محاسبه ماشینی» را حفظ کنیم؟ (موضوعی که در یادداشت بعدی به آن خواهیم پرداخت.)
✍🏻 #محمدحسین_نجفی
–مدیر خانهٔ بهانش
🗂 پرونده #هوشمصنوعی_و_نویسندگی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
✍🏻 حجتالاسلام دکتر #احمد_واعظی:
▫️بنده از زمانی که مدیریت دفتر تبلیغات را به دست گرفتم به مقام معظم رهبری عرض کردم که میخواهم به وادی تولید هنری وارد شوم و در حوزه این ظرفیت ایجاد شده است. رهبر معظم انقلاب فرمودند: «من عقیدهام این است که هر طلبهای در یک هنر باید صاحبنظر باشد. من در هنر شعر، صاحبنظر و مهارت دارم!»
📔مجله آفرینه، شماره۱۱، زمستان۹۲، ص۳۴
#رهبر_نویسندگان
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
نماد؛ راز پنهان داستانها.pdf
حجم:
251.2K
نماد؛ راز پنهان داستانها
🧐 بعضی وقتها وسط يه داستان، يه چيز کوچيک توجهت رو جلب میکنه. يه درخت توی حياط، يه بارون ناگهانی، يه نگاه عجيب. نمیدونی چرا، ولی ته دلت میگی: «اين فقط يه درخت نيست...»
🎁 حق با توئه. اين يه «چيز پنهان»ه که توی دل داستان جا خوش کرده. يه جور رمز و راز که اگه پيداش کنی، داستان برات يه جور ديگه معنا پيدا میکنه.
🔆 توی اين جزوه، با همين «چيز پنهان» آشنا میشيم.
📢 ياد میگيری چطور لايههای زيرين داستان رو ببينی، چطور نمادها رو تشخيص بدی، حتی چطور خودت توی داستانهات ازشون استفاده کنی. از يه درخت کاج ساده تا دنيای پيچيده نمادهای جهانی؛ با مثالهای ايرانی و خارجی، تمرينهای عملی و يه داستان نمونه که از اول تا آخر همراهته.
💬 اگه عاشق داستانهايی که تهش يه چيز ديگه دارن، اگه دوست داری عميقتر بخونی يا حتی بنويسی، اين جزوه مال توئه.
📖 بيا و رمز داستانها رو کشف کن.
✍🏻 #سیدسجاد_خشنودی
–هیئت تحریریه بهانش
#نماد #جزوه
📝بهانش | بهاے نوشتن✿
✏️@bahanesh