eitaa logo
خانۀ نویسندگان بهانش✒️
1.8هزار دنبال‌کننده
989 عکس
402 ویدیو
77 فایل
🎒اینجا یک «کوله‌پشتی» برای سفر نویسندگی‌ست🏕️ ❃ زنگ نویسندگی و انتقال تجربه‌های ادبی ❃ رسالت اهل قلم و خوانش بیانات رهبری ❃ معرفی مجلات و پاره‌کتاب‌های خواندنی ❃ شبکه‌سازی خلاق میان نویسندگان متعهد 🧑‍💻ادمین: @admin_bahanesh
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔰جستاری در باب آشنایی‌زدایی هنری 🔢 بخش ۳/۳ : فریضهٔ حیرت اگر علم پرده‌ی اوهام را می‌دَرد و هنر غبار عادت را می‌تکانَد، حالا حرف آخر چیست؟ کارکرد این همه بازی با فرم، این همه تقلا برای آشنایی‌زدایی، قرار است ما را به کجا برساند؟ به یک فرمول شیک توی کلاس‌های نقد ادبی، یا یک تغییر بنیادین در نحوه‌ی «بودنِ» ما در جهان؟ پاسخ، خلاصه و بی‌تعارف است: قیام علیه روزمرگی. ما در عصر «تکرار بی‌روح» گرفتاریم؛ جهانی که در آن همه‌ چیز، از اشیاء تا احساسات، تنها برای «مصرف شدن» ساخته شده است. صبح تا شب، هزاران تصویر و خبر، بدون آنکه معنایی در خود داشته باشند، مانند رژه‌ی سایه‌هایی بی‌جان از جلوی چشممان عبور می‌کنند. ما در یک سیلاب مداوم هستیم، اما سیلابی که تشنه‌کن نیست؛ تنها پوستمان را می‌ساید و می‌گذرد. مغز مدرن برای فرار از این «تکرار لعنتی»، خود را به لایه‌ای از کرختی و بی‌حسی مجهز کرده تا زیر بار این حجم از پوچی، متلاشی نشود. اما این سازگاری، تنها یک راه بقاست: بقایی بی‌حس که تاوانش چیزی نیست جز مرگ حیرت. همان حیرتی که ارسطو می‌گفت سرآغاز فلسفه است، و اهل باطن می‌گفتند غایت سلوک: «ربِّ زِدنی فیکَ تَحَیُّراً...» اینجا بوطیقا و حکمت کهن دست در دست هم می‌گذارند. عارفان ما قرن‌ها پیش از فرمالیست‌های روس، پرده از قانونی سترگ در نظام آفرینش برداشته بودند: «لا تَکرارَ فی التَّجَلّی»؛ خداوند هیچ‌ وقت خودش را تکرار نمی‌کند. نه دو برگ یک درخت عین هم‌اند، نه طلوع هیچ امروزی شبیه دیروز است، و نه نسیم این ثانیه، همان باد چند لحظه پیش. هستی در هر آن، لباسی نو می‌پوشد و تجلی تازه‌ای از سر می‌گیرد؛ به‌قول عارف رومی: «هر نَفَس نو می‌شود دنیا و ما / بی‌خبر از نو شدن اندر بَقا» پس چرا ما جهان را کهنه و خاکستری می‌بینیم؟ چون به لَجَن «روزمرگی» خو کرده‌ایم. روزمرگی یعنی ندیدن تجلی، یعنی تحمیل کلیشه‌های کهنه‌ی ذهن به واقعیت تازه‌به‌تازه‌ی جهان. زیستن علیه روزمرگی، یک ژست روشنفکری نیست؛ یک فریضه‌ی ایمانی و وجودی است. اگر جهان مدام در حال نو شدن است، انسان مومن و هنرمند چاره‌ای ندارد جز آنکه مدام «تازه» شود؛ چشم بشوید، نقاب عادت بردارد و جلوه‌ی دم‌به‌دمِ حق را در صورت‌های نوپدید تماشا کند. آشنایی‌زدایی، یعنی هنرِ «کودک شدن دوباره». کودک به دنیا نگاه نمی‌کند تا از آن استفاده کند؛ نگاه می‌کند تا شگفت‌زده شود. برای او، یک سنجاق‌ قفلی زنگ‌زده همان‌قدر رازآلود است که کهکشان راه‌ شیری. هنرمند، همان کودکی است که در کالبد بزرگ‌سالی دوام آورده و حاضر نشده جهان را به مشتی نام و کارکرد خسته‌ کننده تقلیل دهد. پس آشنایی‌زدایی، فقط یک شگرد زبانی یا تکنیک ادبی نیست؛ یک «مسئولیت وجودی» هم هست. اگر نویسنده‌ای، متنت باید پتکی باشد بر سر خواب‌رفتگیِ ذهن مخاطب. اگر معلمی، کلامت باید آتشی باشد در خرمن کلیشه‌های بی‌خاصیت. و اگر انسانی، زیستنت باید رزم‌نامه‌ای باشد علیه کرختی؛ تلاشی مدام برای آنکه هر روز صبح، دنیا را طوری تماشا کنی که انگار همین چند لحظه پیش، با سرانگشتِ خداوند نقاشی شده است. ما نیازمند چشم‌هایی هستیم که عادت نکنند، دل‌هایی که به تکرار تن ندهند و قلم‌هایی که تا آخرین نفس، برای بازگرداندن «حیرت نخستین» به این خاکدان بجنگند. غایت هنر و غایت حیات همین است: دیدن جهان، آن‌ چنانکه واقعاً هست؛ عریان، شگفت، بی‌تکرار و سرشار از حضور. والسلام. ✍🏻 –مدیر خانهٔ بهانش 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
17.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 از خاطره‌ای کمتر شنیده‌شده درباره حمایت رهبر انقلاب از شهید سید مرتضی آوینی و مجله سوره روایت می‌کند. 🔻روایتی از روزهایی که اختلاف بر سر روایت فرهنگی و رسانه‌ای به یکی از مهم‌ترین چالش‌های آن دوران تبدیل شده بود. 💠 @nazdike_doust 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
pe01.pdf
حجم: 659.6K
📌درسنامه روزنامه‌نگاری علمی فدراسیون جهانی روزنامه‌نگاری 🔢 درس اول طراحی و ساختاربندی ✍🏻 📝بهانش | بهاے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
20.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽 | خاطره‌ای شیرین و شنیدنی از اًنس رهبر شهید با کتاب ▫️به روایت استاد محمدعلی مهدوی‌راد، قرآن‌پژوه و استاد حوزه و دانشگاه، در مراسم رونمایی کتاب «سیمرغ کوه قاف» 🔻 خاطره‌ای شنیدنی از کتاب‌خوانی رهبر شهید و توصیه‌‌شان به افرادی که می‌خواهند خوب بنویسند. 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
🔰 فنّی که فن نماند دستِ چرخ‌گردان سفال‌گر؛ عرق پیشانی کارگری که خشت را بر پیشانی قالب می‌کوبد؛ و آن نگاه خسته از پُشتِ شیشه‌ی عینک، روی نسخه‌ی خطی… همه فن‌اند، اما هیچ‌کدام «فقط فن» نیستند. زانوی خمیده‌ی سفال‌گر، حامل معناست؛ آن عرق، ایمان را خیس می‌کند و آن چشم خسته، کلمه می‌زاید. حالا فرض کنید این هم‌بستگیِ دست و دل، از روزنه‌ی کارگاه‌های نمور بیرون بزند و در هفت‌آسمان، غرش کند؛ چه؟ اگر فن ما در اوج زبان باز کند، چه؟ آن‌جا دیگر صحبت از ماشین و ابزار نیست؛ آن‌جا پای «آورد» در میان است. «آورد»، کتاب‌مجله‌ای است بیرون‌ پریده از بن‌بست آن نگاه مکانیکی روسی؛ همان نگاه بی‌جانی که همه‌چیز را فقط در «کارکرد» خلاصه می‌کند و روح ساخت را نمی‌فهمد. «آورد» نمی‌پرسد این آهن‌پاره چه می‌کند؟ می‌پرسد: از چه می‌گوید؟ و این، دقیقا همان نقطه‌ای است که تکنولوژی از بند یوغ رها می‌شود و به کسوت «روایت» درمی‌آید. شماره‌ی اول، دست گذاشته روی سنگین‌ترین و نامأنوس‌ترین سوژه: «موشک ایرانی»! در نگاه اول غریب است؛ کشاندن فلز سخت و سرد نظامی میان اهل قلم؟ اما «آورد» فهمیده که موشک در این خاک، صرفا پرتابه نیست؛ یک «نشانه» است. نشانه‌ی لحظه‌ای تاریخی که فن و فکر یک ملت، از پیچ‌وخم تاریخ گذشته و به قله‌ی «تنهایی خود» رسیده است. «آورد»، بار رنج قلم و هدایت استاد عزیزمان آقای است؛ همو که در خانه‌ی نویسندگان بهانش، یادمان داد چطور پوسته‌ی پدیده‌ها را بشکافیم و به جان کلمه برسیم. حالا «آورد» روی پیش‌خوان است. چراغ‌ها روشن، کلمات مهیا، وقتِ مطالعه… ✍🏻 – مدیر خانهٔ بهانش پیوند کانال آورد 👇🏻 🔗 https://eitaa.com/avardmag 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
9.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚀 موشک ایرانی سلاحی الهی و مردم‌محور برای زندگی دنیوی و اخروی انسان موحّد است. موشک ایرانی صرفاً یک ابزار فنی و نظامی نیست و حالا می‌توان از آن در تعامل با انسان ایرانی به‌عنوان پدیده‌ای برای تحلیل الهیاتی، فلسفی، مردم‌شناسی، جامعه‌شناختی، نشانه‌شناسانه و روان‌شناختی تمدنِ مدّ نظر جمهوری اسلامی نام برد. 📚 «آورد» در اولین شماره، سفری را با «موشک ایرانی» به شاخه‌های مختلف هنر، ادبیات و علوم انسانی خواهد داشت و در پنج منزلِ «تاریخ»، «اندیشه»، «هنر»، «روایت» و «دیگران» اتراق خواهد کرد تا به دنبال پاسخ به این سؤال باشد که: فکر، فرهنگ و فنون ایرانی چگونه به پیشرفت در صنعت موشک بومی رسید؟ ✍️ برشی از سرمقالۀ امیر سعادتی در شماره اول کتاب‌مجلّۀ «آورد» 📥 شماره اول کتاب‌مجلّهٔ آورد را می‌توانید از سایت داخل شناسنامه همین صفحه و یا: - ارسال پیام به آی‌دی avardbook@ در پیامرسان‌های بله، ایتا و تلگرام - ارسال پیامک به شماره: ۰۹۱۰۲۷۷۶۰۵۴ - خرید مستقیم از پیوند زیر: 🔗 https://pbshop.ir/__p-p-734.aspx تهیه کنید. آورد | داستان فنون ایرانی
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا