20.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽 #ببینید | خاطرهای شیرین و شنیدنی از اًنس رهبر شهید با کتاب
▫️به روایت استاد محمدعلی مهدویراد، قرآنپژوه و استاد حوزه و دانشگاه، در مراسم رونمایی کتاب «سیمرغ کوه قاف»
🔻 خاطرهای شنیدنی از کتابخوانی رهبر شهید و توصیهشان به افرادی که میخواهند خوب بنویسند.
#رهبر_نویسندگان
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🔰 فنّی که فن نماند
دستِ چرخگردان سفالگر؛ عرق پیشانی کارگری که خشت را بر پیشانی قالب میکوبد؛ و آن نگاه خسته از پُشتِ شیشهی عینک، روی نسخهی خطی… همه فناند، اما هیچکدام «فقط فن» نیستند.
زانوی خمیدهی سفالگر، حامل معناست؛ آن عرق، ایمان را خیس میکند و آن چشم خسته، کلمه میزاید.
حالا فرض کنید این همبستگیِ دست و دل، از روزنهی کارگاههای نمور بیرون بزند و در هفتآسمان، غرش کند؛ چه؟ اگر فن ما در اوج زبان باز کند، چه؟ آنجا دیگر صحبت از ماشین و ابزار نیست؛ آنجا پای «آورد» در میان است.
«آورد»، کتابمجلهای است بیرون پریده از بنبست آن نگاه مکانیکی روسی؛ همان نگاه بیجانی که همهچیز را فقط در «کارکرد» خلاصه میکند و روح ساخت را نمیفهمد. «آورد» نمیپرسد این آهنپاره چه میکند؟ میپرسد: از چه میگوید؟
و این، دقیقا همان نقطهای است که تکنولوژی از بند یوغ رها میشود و به کسوت «روایت» درمیآید. شمارهی اول، دست گذاشته روی سنگینترین و نامأنوسترین سوژه: «موشک ایرانی»!
در نگاه اول غریب است؛ کشاندن فلز سخت و سرد نظامی میان اهل قلم؟ اما «آورد» فهمیده که موشک در این خاک، صرفا پرتابه نیست؛ یک «نشانه» است. نشانهی لحظهای تاریخی که فن و فکر یک ملت، از پیچوخم تاریخ گذشته و به قلهی «تنهایی خود» رسیده است.
«آورد»، بار رنج قلم و هدایت استاد عزیزمان آقای #امیر_سعادتی است؛ همو که در خانهی نویسندگان بهانش، یادمان داد چطور پوستهی پدیدهها را بشکافیم و به جان کلمه برسیم.
حالا «آورد» روی پیشخوان است.
چراغها روشن، کلمات مهیا، وقتِ مطالعه…
✍🏻 #محمدحسین_نجفی
– مدیر خانهٔ بهانش
پیوند کانال آورد 👇🏻
🔗 https://eitaa.com/avardmag
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
هدایت شده از آورد | داستان فنون ایرانی
9.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚀 موشک ایرانی سلاحی الهی و مردممحور برای زندگی دنیوی و اخروی انسان موحّد است.
موشک ایرانی صرفاً یک ابزار فنی و نظامی نیست و حالا میتوان از آن در تعامل با انسان ایرانی بهعنوان پدیدهای برای تحلیل الهیاتی، فلسفی، مردمشناسی، جامعهشناختی، نشانهشناسانه و روانشناختی تمدنِ مدّ نظر جمهوری اسلامی نام برد.
📚 «آورد» در اولین شماره، سفری را با «موشک ایرانی» به شاخههای مختلف هنر، ادبیات و علوم انسانی خواهد داشت و در پنج منزلِ «تاریخ»، «اندیشه»، «هنر»، «روایت» و «دیگران» اتراق خواهد کرد تا به دنبال پاسخ به این سؤال باشد که: فکر، فرهنگ و فنون ایرانی چگونه به پیشرفت در صنعت موشک بومی رسید؟
✍️ برشی از سرمقالۀ امیر سعادتی در شماره اول کتابمجلّۀ «آورد»
📥 شماره اول کتابمجلّهٔ آورد را میتوانید از سایت داخل شناسنامه همین صفحه و یا:
- ارسال پیام به آیدی avardbook@ در پیامرسانهای بله، ایتا و تلگرام
- ارسال پیامک به شماره: ۰۹۱۰۲۷۷۶۰۵۴
- خرید مستقیم از پیوند زیر:
🔗 https://pbshop.ir/__p-p-734.aspx
تهیه کنید.
#آورد #کتاب_مجلّهٔ_آورد #موشک_ایرانی #داستان_فنون_ایرانی
آورد | داستان فنون ایرانی
🔰 نوشتن «غرور و تعصب»، آن هم در بیستسالگی!
جین آستین حدود سالهای ۱۷۹۶ تا ۱۷۹۷، وقتی تقریباً بیست سال داشت، رمانی را تمام کرد که بعدها با نام «غرور و تعصب» شناخته شد.
او این رمان را در خانه پدریاش در روستایی در همپشر انگلستان نوشت. پدرش کشیش کلیسای انگلستان بود؛ مردی اهل مطالعه که کتابخانهای قابل توجه در خانه داشت و از نویسندگی دخترش حمایت میکرد. جین در خانوادهای پرجمعیت، با معاشرتهای محدود و زندگی نسبتاً آرام، «غرور و تعصب»ش را نوشت.
پرسشی قدیمی پیش میآید:
مگر رمان محصول تجربههای فردی نویسنده نیست؟ یک انسان در اوان جوانی چه تجربهای از سر گذرانده که بتواند رمانی بنویسد که قرنها بعد نیز خوانده شود؟ اصلاً «تجربه زیسته» چطور به دست میآید و جایگاهش در رمان کجاست؟
تجربه زیسته را معمولاً به دو شکل میتوان به دست آورد:
تجربه دستاول؛ یعنی نویسنده زندگی پرحادثهای را پشت سر گذاشته و آگاهانه خود را در معرض ماجراهای گوناگون قرار داده باشد: سفر، جنگ، شکست، عشق و خطر. نویسندگانی مثل ارنست همینگوی نمونه روشن این نوع تجربهاند؛ سفرها و خطرکردنهایش را همه به یاد داریم.
تجربه دستدوم؛ از راه مشاهدات دیگران به دست میآید. نویسنده شاید خود در مرکز ماجرا نباشد، اما چشم تیزبینی دارد و رفتار آدمها را میبیند، میشنود و ثبت میکند. این مشاهده میتواند از طریق آدمهای اطراف، گفتوگوها، کتابها، نمایشها و بعدها فیلمهای مستند و سینمایی شکل بگیرد.
خورخه لوئیس بورخس نمونه مشهور این مسیر است؛ نویسندهای که بیشتر عمرش را در کتابخانهها گذراند و حتی بیناییاش را هم در همین راه از دست داد.
جین آستین به احتمال زیاد به منبع دوم تکیه داشته.
زندگی او نه جنگ داشت، نه سفرهای دوردست، نه ماجراجوییهای عجیبوغریب. جهان او همان مهمانیهای کوچک روستایی، گفتوگوهای خانوادگی، مناسبات ظریف اجتماعی و رفتارهای روزمره طبقه متوسط انگلیسی بود. جین با دقتی کمنظیر این جهان محدود را مشاهده میکرد و بهرهاش را از آن میبرد.
«غرور و تعصب» حاصل مشاهدات دقیق نویسنده است؛ رمانی که نشان میدهد برای نوشتن درباره انسان، همیشه لازم نیست دنیا را زیر پا گذاشت. گاهی کافی است آدمها و در نهایت خودِ زندگی را دقیقتر دید.
من که فکر میکنم تجربه زیسته نوع دوم، گرچه تاوان کمتری دارد، اما به دست آوردنش طاقتفرساتر است؛ چون باید با چشمانی همیشه باز در پی بهترینها و متفاوتترینها بود. شاید بهترین راه همان راه میانه باشد: ترکیبی از تجربه دستاول و دستدوم؛ هم در معرض تجربه قرار گرفتن، هم مشاهدهگری دقیق.
✍🏻 تیمور آقامحمدی
#درِگوشی_های_نویسندگی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
📌 کتابخوانی در خدمت نهضت فکری
✍🏻 #رهبر_نویسندگان
🗓 ۱۳۷۷/۱۱/۱۳
📝بهانش | بهاے نوشتن✿
✏️@bahanesh
هدایت شده از انتشارات حوزه و انقلاب
🔳 انتشارات حوزه، روحانیت و انقلاب اسلامی برگزار مینماید
🔸نهمین سیر مطالعاتی، سیر مطالعاتی «اسوۀ شهادت»
📚خوانش جمعی کتاب «خون دلی که لعل شد» و کتاب «روایت آقا» جهت آشنایی با زندگانی امام خامنهای شهید
🎁 مزایا:
▫️بیش از ۳۰ میلیون تومان هدایای نقدی برای افراد برتر
▫️اعطای مدرک معتبر
▫️خرید کتاب با تخفیف ویژه
🗓 تاریخ ثبت نام: ۱۸ الی ۳۱ شهریور ماه
♨️ ثبتنام از طریق لینک زیر :
https://survey.porsline.ir/s/yOGtuMwj
#دوره_مطالعاتی
#اسوۀ_شهادت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
@book_mmhe | انتشارات حوزه و انقلاب اسلامی📚
pe02.pdf
حجم:
663.7K
📌درسنامه روزنامهنگاری علمی فدراسیون جهانی روزنامهنگاری
🔢 درس دوم
سوژه یابی
✍🏻 #جین_لوبلینسکی
#روزنامهنگاری #جزوه
📝بهانش | بهاے نوشتن✿
✏️@bahanesh