2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#ریل 🛤️
🎞 فرانکی و جانی
ستارگان : Al Pacino, Michelle Pfeiffer, Héctor Elizondo, Kate Nelligan
خلاصه داستان:
فرانکی، زنی تنها و محتاط است که به دلیل شکستهای عاطفی گذشته، دیگر اعتمادی به عشق ندارد. او در یک رستوران کار میکند و زندگی آرام و بیهیجانی دارد. تا اینکه جانی، مردی سرزنده و پرشور که تازه از زندان آزاد شده، وارد همان رستوران میشود و بهعنوان آشپز شروع به کار میکند. جانی به سرعت شیفته فرانکی میشود و تمام تلاشش را میکند تا قلب بسته او را به روی عشق دوباره باز کند...
#معرفی_فیلم
📝بهانش | بهاے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🔰 اهمیت لحن در نویسندگی
💭 لحن شما بیش از هر چیز دیگری، کیفیت واکنش خواننده را تعیین میکند؛ اینکه بخندد، موهایش سیخ شود، صاف بنشیند، خمیازه بکشد یا از اتاق بزند بیرون و یادش برود برگردد. نویسنده که باشی، تا سه چهارم انرژیات صرف درست از کار درآوردن لحن در بازبینی مطلب میشود.
🧠 تصور کنید جملهی: «تو این شلوار را از کجا آوردی؟» را میشود به چند شکل بگوییم.
«تو» این شلوار را از کجا آوردی؟
تو «این» شلوار را از کجا آوردی؟
تو این شلوار را از «کجا» آوردی؟
همین طور که میبینید، لحنی که به کار میبرید تعیین کنندهی پاسخی است که میگیرید. لحن در نوشتار شبیه لحن در گفتار است. لحن میتواند سرخوشانه، فضل فروشانه، خشمگین، غمناک، شوخ و شنگ، تلخ، تمسخرآمیز، بهتزده، لوس، تحسین آمیز یا شاد باشد. در واقع، لحن میتواند هر چیزی باشد که آدم حس میکند.
📖 مطلبی که ایتن واترزِ نویسنده دربارهی پایان رابطهاش نوشته لحنی حسرت آمیز دارد. «سارا در طبقهی بالا کتابهایش را جمع میکند و من در اتاق نشیمن گشتی میزنم. چراغی را میبینم که از آپارتمان قدیمیمان این جا آوردهایم و به دسته کاناپهای که عادت داشتم روی آن چرت بزنم دستی میکشم.»
✍🏻 اَدِر لارا
📔 رهاوناهشیارمینویسم
#راهنمای_نویسندگی
#نویسندگی_خلاق
#معرفی_کتاب
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🔰 استوار، رسا و شیوا بودن محتوا و قالب
▫️ادب شما باید ادب فاخری باشد؛ چون آنجا رادیوست. فرق است بین آن روزنامهیی که فرضاً شعری را از یک شاعر چاپ میکند و وقتی شما آن را نگاه میکنید، میبینید شعر بیربطی است - خیلی خوب، روزنامه است؛ دلش خواسته آن شعر را درج کند؛ اگر کسی نمیخواهد، این روزنامه را نخرد و نخواند؛ یا بخرد و این صفحه را نخواند - و بین رادیو که یک رسانهی عمومی و متعلق به همهی مردم است. مردم رادیو را باز میکنند، به شما احترام میگذارند و برنامهتان را گوش میکنند؛ شما باید چیزی در اختیارشان بگذارید که بهترین باشد؛ یعنی شعر سست و بیان سست و تحلیل و نقد سست باید نباشد؛ هرچه داده میشود، باید قوی باشد.
🔻البته معنای قوی بودن، قلمبه سلمبه بودن نیست. مواظب باشید بیانهای شما قلمبه سلمبه نباشد. بعضی اوقات برای بیانات عرفانی، چیزهایی را میگویند که ما که اینکارهایم، وقتی گوش میکنیم، میبینیم چیزی نمیفهمیم! من میگویم وقتی منِ آخوندی که در میان این کتابها و این تعبیرات بزرگ شدهام، نمیفهمم که این آقا چه میخواهد بگوید، پس یک آدم معمولی که مطالعهی چندانی هم ندارد، چگونه میخواهد بفهمد؟! پس ما برای چه کسی برنامه میسازیم؟!
🔹بنابراین، لفاظیهای بیمغز نباید باشد؛ لیکن سخن باید استوار، رسا، شیوا و محکم باشد؛ یعنی محتوا و قالب - هر دو - باید مورد نظر باشد و شما به کم راضی نشوید. اگر نقد میکنید، نقدِ خوب بکنید؛ اگر شعر میخوانید، شعرِ خوب بخوانید.
🗓 ۷۰/۱۲/۵
#رهبر_نویسندگان
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🔰 اصالت امضا؛ صیانت از «صدای مؤلف» در عصر همسرایی با الگوریتم
🔢 بخش ۶/۹
▫️در یادداشت پیشین به ضرورت ایجاد یک مرزبندی دقیق و واگذاری «کار گِل» (محاسبات و پردازش) به ماشین و حفظ «کار دل» (تأمل و معناسازی) برای انسان پرداختیم. اکنون با این پرسش مواجهیم: وقتی ماشین در تولید ساختار نحوی و صورتبندی کلمات تا این حد توانمند است، اصالت یک اثر چگونه تضمین میشود؟ چگونه میتوان در متنهایی که محصول همنشینی انسان و هوش مصنوعی هستند، صدای انسان را از پژواک الگوریتمها بازشناخت؟
🔹مدلهای زبانی بزرگ، در بنیادیترین لایه خود، ماشینهای پیشبینی کننده هستند. آنها بر اساس احتمالات ریاضی و توابع آماری مانند محاسبه احتمال کلمه بعدی به شرط کلمات پیشین، متن تولید میکنند. این متون، معدلگیری دقیقی از تمام دادههای موجود در اینترنت هستند؛ بینقص، روان، اما ذاتا میانمایه و فاقد «تجربه زیسته».
🔸در اینجا باید به مفهوم «دازاین» در فلسفه مارتین هایدگر بازگردیم. انسانِ در-جهان-هستی، موجودی است که پرتابشدگی، اضطراب، زمانمندی و مرگآگاهی را تجربه میکند. همین درگیری اگزیستانسیال با جهان است که به کلمات او «روح» میبخشد. ماشین، فاقد دازاین است؛ نه دردی میکشد، نه تاریخی دارد و نه مرگ را میفهمد. بنابراین، آنچه تولید میکند، هرگز نمیتواند حاوی «حقیقت» برخاسته از رنج و شهود انسانی باشد.
🔻تفکر اصیل، ریشه در وضع تاریخی و حوالت قومی انسان دارد. کلمات، ظرفهایی تهی نیستند که ماشین آنها را به صورت تصادفی کنار هم بچیند؛ کلمات بار تاریخی دارند. اصالت مؤلف در عصر هوش مصنوعی، دقیقا در همین اتصال تاریخی و فرهنگی نهفته است. ماشینی که فاقد تعلق تاریخی است، تنها میتواند تقلیدگر فرم باشد، نه خالق محتوای اصیل.
🔅فرش دستباف، ارزش و اصالت خود را از تقارن صددرصدی نمیگیرد؛ بلکه از گرههای نامتقارن و خطاهای ظریف انسانی بافندهاش میگیرد. متن تولیدشده توسط هوش مصنوعی، مانند فرش ماشینی است؛ متقارن، بینقص و کاملا بیروح. صدای مؤلف، همان «امضا»ی اوست که در لغزشها، استعارههای نامتعارف، لحن منحصربهفرد و زاویه دید برخاسته از زیستجهان او تجلی مییابد.
◾️برای صیانت از صدای مؤلف در این همزیستی، نویسنده و پژوهشگر باید از نقش «تولیدکننده کلمات» به نقش «معمار معنا» و «گزینشگر نهایی» ارتقا یابد. در این معماری جدید:
1⃣ طراحی پرسش اصیل: ماشین توان پاسخگویی دارد، اما توان طرح پرسشهای بنیادین ندارد. طرح مسئله، نقطه شروع اصالت است.
2⃣ تزریق تجربه زیسته: ماشین با دادهها کار میکند، انسان با خاطرات و ادراکات. گره زدن مفاهیم انتزاعی به تجربههای ملموس انسانی، متن را از چنگال الگوریتم خارج میکند.
3⃣ ویرایش انتقادی و لحنسازی: متن
خروجی ماشین، صرفا یک «بوم زیرسازی شده» است. نویسنده باید با قلم خود، لحن، ریتم و امضای شخصیاش را بر این بوم بکشد.
🔖 این یادداشتها، دعوتی است به عبور از شیفتگی فناورانه و هراس منفعلانه. هوش مصنوعی، هیولایی نیست که قلم را ببلعد، بلکه چارچوبی است که میکوشد جهان را به داده تقلیل دهد. راه رستگاری کلمه، پناه بردن به خرد تأملگر، واگذاری قاطعانهی وظایف محاسباتی به ماشین و ایستادگی بر سر سنگر «تجربه زیسته» است. نویسنده امروز، بیش از هر زمان دیگری، باید انسان بودن خود را، با تمام رنجها و تاریخمندیاش، زندگی کند تا متنش، زنده بماند.
✍🏻 #محمدحسین_نجفی
–مدیر خانهٔ بهانش
🗂 پرونده #هوشمصنوعی_و_نویسندگی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
📌ویژگی مضامین در آثار دفاع مقدس
▫️باید وقتی یکنفر نیم ساعت، چهل دقیقه نشست پای این فیلم، یک سر و تَهی داشته باشد و چیزی گیرش بیاید. یک مشت حوادث متتابع را سر هم نکنند ارائه دهند. یعنی باید یک مضمون داشته باشد؛ و لو مضمون داستانی قوی.
🔻خیلی هم دنبال مضامینِ اخلاقی برای هر قسمت، نباید بود. برای خاطر اینکه نفس این قضیه یک مضمون بزرگ دارد و همان کافی است. یعنی مضمون فداکاری و انقلاب و جنگ و اینها؛ ولی با این حال یک مضمون داستانی قابل قبول باید داشته باشد. قصهای باید باشد که شما را به خودش جلب کند.
🔹بعد از آن، نوبت میرسد به کار بازنگری که آن هم باید خیلی قوی باشد و امروز ظرفیتش در کشور هست. باید بگردید پیدا کنید.
🗓 (۷۲/۶/۱۱ مصاحبه توسط تهیهکنندگان مجموعهی روایت فتح)
#رهبر_نویسندگان
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh