eitaa logo
من انقلابی ام
618 دنبال‌کننده
44.2هزار عکس
5.5هزار ویدیو
34 فایل
«من دیپلمات نیستم ، من انقلابی ام⁦«
مشاهده در ایتا
دانلود
جنگ‌های خلفا و منفعت یهود از آن 1️⃣ یک نوع از جنگ‌های عصر خلفا، جنگ‌های خارجی و با هدف بود. نخستین مسئله مهمی که درباره این جنگ‌ها بایستی درباره آن بحث شود، موضع معصومان و به‌ویژه علی علیه‌السلام در برابر فتوحات خلفا است. 2️⃣ سیره پیامبر (ص) نشان می‌دهد که آن حضرت در تمام دوران 13ساله مکه، اجازه درگیری نمی‌داد و تنها در پی پرورش شخصیت‌های ناب اسلامی بود و پیوسته با بیان معارف عالی اسلام، در پی نشر اسلام بود. حتی پس از آن‌که پیامبر (ص) در مدینه مستقر شد و تشکیل داد، جنگ‌های ایشان همه وجهه‌ی داشت و تا آنجا که خطری متوجه اسلام نبود، وارد جنگ نمی‌شد. 3️⃣ علی (ع) نیز در اندیشه تربیت افراد بود و هرگز به کشورگشایی نمی‌اندیشد؛ لذا به محض این‌که حکومت را به‌دست گرفت، این‌گونه جنگ‌ها را تعطیل کرد. ولی با شهادت حضرت و انتقال حکومت به بنی‌امیه، این کشورگشایی‌ها دوباره آغاز شد. 4️⃣ هیچ‌یک از مورد تأیید امامان (ع) نبود. لذا در تاریخ ردّی از شرکت علی (ع) در این جنگ‌ها نخواهید یافت. آن حضرت دلسوزترین مردم به اسلام و قهرمانِ همیشه پیروزِ میدان‌های نبرد بود و بدیهی است اگر این نبردها به نفع اسلام بود، می‌بایست در آن پیش‌قدم باشد. 5️⃣ محققان درباره این‌که آیا امام حسن و امام حسین در این جنگ‌ها شرکت داشتند معتقدند: «حسنین (ع) در هیچ‌کدام از آن فتوحات شرکت نکردند، و آن فتوحات اصلاً در صلاح و نفع اسلام نبود؛ اگر نگوییم که آن جنگ‌ها به ضرر اسلام و مسلمین انجام یافت». موارد بسیاری در تاریخ آمده که علی (ع) از همراهی با آنان در این جنگ‌ها پرهیز می‌کند و پاسخ رد به آنان می‌دهد. 6️⃣ مسعودی آورده است: عمر درباره جنگ ایران با عثمان مشاوره کرد. عثمان گفت: مردی را به این جنگ بفرست که صاحب تجربه و علم و آگاهی به امور جنگ باشد. عمر گفت: کیست؟ گفت: علی. عمر به عثمان گفت: پس او را ملاقات کن و موضوع را مطرح کن ببین آیا می‌پذیرد یا نه. عثمان نزد امیرمؤمنان (ع) رفت و موضوع را مطرح کرد؛ اما حضرت آن را نپذیرفت. 7️⃣ مطلب دیگری که خط بطلان بر این جنگ‌ها می‌کشد، این‌که بایستی به اذن امام معصوم و یا حاکم منصوب او (به اذن خاص یا عام) باشد، و الا باطل است و ائمه اجازه شرکت در این نبردها را نمی‌دادند. روایاتی از ائمه رسیده که جهاد همراه با غیر امام عادل و مفترض‌الطاعه را حرام می‌دانسته‌اند. 8️⃣ وقتی اصحاب امام صادق (ع) با ایشان مشورت می‌کردند که در دیلمان با کفار می‌جنگند، آیا اجازه می‌دهید در جنگ‌های آنان شرکت کنیم؟ حضرت اجازه نمی‌فرمودند و می‌گفتند: ما در جنگ ایشان شرکت نمی‌کنیم. از نظر امام (ع) نبرد آنها در اطراف دیلم نبود چرا که مطابق با قوانین اسلامی نبود. 9️⃣ دلیل این ادعا که علی (ع) این جنگ‌ها را قبول نداشتند، این است که حضرت آن جنگ‌ها را تعطیل کردند و خود در آن جنگ‌ها شرکت نکردند. امام صادق (ع) نیز درباره این جنگ‌ها فرمودند: ‌«به خدا سوگند، اگر این جنگ‌ها به خیر و صلاح بود، هیچ‌کس در شرکت در آن جنگ‌ها نمی‌توانست از ما پیشی گیرد.» داعی در این جنگ‌ها عمر بود و عمر نیز داعی به باطل بود؛ در حالی که از شرایط حضور در جنگ آن است که داعی بر حق باشد. 🔟 البته در اینجا پرسشی مطرح می‌شود و آن این‌که چرا حضرت گاهی به آنان مشاوره می‌داد؟ پاسخ آن است که اگر مسلمانان شکست می‌خوردند، دشمن مدینه را می‌گرفت و در این صورت خطر متوجه اصل اسلام بود. حضرت در این موارد برای حفظ اسلام آنها را راهنمایی می‌کرد. 📖 متن کامل مقاله به‌همراه مستندات: 👉 yon.ir/ZnJJA @man_enghelabiam313
🎯 1. انتشار اسلام ویروسی 1️⃣ اگر این جنگ‌ها روی نمی‌داد، امروز جهان اسلام، این‌گونه با مشکلات بسیار مواجه نبود؛ چرا که آموزش غلط، بدتر از جهل است. جاهل ادعا ندارد، ولی کسی که مطلبی را به غلط آموخته، ادعا دارد. اسلام وقتی به شکل بیمار منتشر شد، از معارف واقعی تهی است و مانع انتشارِ نیز خواهد شد. اما اگر اسلامِ علی (ع) به گوش ملت‌ها می‌رسید، برای دشمنان اسلام بسیار خطرناک بود. پس باید «تفکر بیمار» به‌سرعت در دنیا گسترش می‌یافت تا از انتشار «تفکر اصیل» جلوگیری کند. 2️⃣ معاویه با مسلمانانی این‌گونه ناآشنا با توانست لشکری ترتیب دهد و به جنگ اسلام راستین و امیرمؤمنان برود. با کنار گذاشتن اهل بیت (ع) از منصب قدرت، می‌توان اسلام راستین را به انزوا کشید و می‌توان گفت با این فتوحات بود که سیاست که کنار گذاشتن امامان معصوم (ع) از عرصه حکومت بود به ثمر رسید و بسیاری از احکام و عقاید مسلمانان را واژگون کردند. 3️⃣ آنها می‌دانستند که مردم روزی متوجه اشتباه خود خواهند شد و دست به‌سوی علی (ع) دراز خواهند كرد. بنابراین در سایه‌ی این فتوحات، لشکری برای رویارویی با علی (ع) فراهم کردند؛ لشکری که به ظاهر مسلمان بودند، ولی از اسلام چیزی نمی‌دانستند و پیرو محض و سران سقیفه بودند و آنها را آن‌گونه که خود خواسته بودند تربیت کرده بودند. 4️⃣ معاویه با مردم به جنگ امیرمؤمنان (ع) رفت. معضلات و مشکلاتی که برای حضرت امیر (ع) پیش آمد، همه ریشه‌گرفته از این فتوحات بود. این فتوحات بود که آل‌امیه را بر گرده‌ی مسلمین سوار کرد و لشکری از جُهّال برای معاویه فراهم ساخت. 5️⃣ معاویه به اندازه‌ای میان مردم شام اطاعت می‌شد که وقتی به سمت برای جنگ با علی (ع) می‌رفت، نماز جمعه را روز چهارشنبه خواند و تمامی لشکریانش به او اقتدا کردند! عبدالله بن علی، جماعتی از ثروتمندان و رؤسای اهل شام را نزد ابوالعباس سفاح فرستاد. آنان نزد ابوالعباس سوگند یاد کردند که نمی‌دانستند پیامبر به جز خویشانی دارد که وارث او باشند! 6️⃣ از این گزارش‌ها نهایت جهل مردم شام که از بود، دریافته می‌شود. بدیهی است این مسلمان‌نمایان می‌توانستند ضربه‌هایی به اسلام بزنند که از هیچ غیرمسلمانی ساخته نبود. اگر خیانت‌های فرهنگی و حدیثی و تاریخی این قبیل افراد بررسی شود، معلوم می‌شود که فتوحات چه ضربه‌های سنگینی به اسلام راستین زد. 7️⃣ از سوی دیگر، کشورهای اطراف، از جمله در تزلزل و رو به سقوط بودند. اوضاع فرهنگی نابسامان بود و مردم از حکام جور خسته شده بودند و در پیِ منجی بودند که بیاید و آنان را نجات دهد. تداوم این وضعیت در ایران و جاهای دیگر اصلا ممکن نبود. در چنین وضعی اگر دعوتِ صحیح می‌آمد و اسلام راستین تبیین می‌شد، جای خود را می‌یافت و پایه‌گذاری می‌شد. 8️⃣ اگر این جنگ‌ها به‌راه نمی‌افتاد، ممکن بود مدینه به‌دست امیرمؤمنان بیافتد که در این‌صورت علی (ع) با ارسال مبلّغ و اطلاع‌رسانی، مردم سایر بلاد را با منطق اسلام آشنا می‌ساخت. و اگر این کشورها به‌دست امام علی (ع) فتح می‌شد، اسلام راستین آنجا حاکم می‌شد. 9️⃣ چون چنین خطراتی حکومت را تهدید می‌کرد، آنان بایستی در این کشورها که مردمش شیفته معارف حق بودند، یک حاکم می‌کردند تا برایشان خطری نباشد. بنابراین پیش‌دستی کرده و این مناطق را که می‌توانست سنگری برای مبارزه با آنان باشد، به‌دست گرفتند و هرطور که خود خواستند کنترل کردند و از مردم آنجا لشکری در حمایت از خود فراهم آوردند. 📖 متن کامل مقاله به‌همراه مستندات: 👉 yon.ir/ZnJJA @man_enghelabiam313
✡️ اثبات نقش یهود در شهادت امام حسین علیه‌السلام (5) 1⃣ خاندان بنی‌امیه تبارند. 2⃣ این مطلب را از آیه شریفه 60 سوره مبارکه اسراء و حدیث شریف امام صادق علیه‌السلام که توضیح مفصل آن در مقاله «سقیفه بنی‌اسرائیل» http://yon.ir/saghife گذشت، نتیجه‌گیری می‌کنیم. 3⃣ همچنین به کار بردن عبارت «اللّصیق» برای خاندان توسط امام علی علیه‌السلام در نامه 17 نهج‌البلاغه خطاب به معاویه، مؤیدی دیگر بر این مطلب است که بنی‌امیه هیچ نسبت خونی با نداشته و اصالتاً رومی و اسرائیلی‌تبار هستند: 🔸 و اَمّا قَوْلُک اِنّا بَنُوعَبْدِ مَناف، فَکذلِک نَحْنُ، وَلکنْ لَیسَ اُمَیةُ کهَاشِم، وَ لا حَرْبٌ کعَبْدِ الْمُطَّلِبِ، وَ لا اَبُوسُفْیانَ کاَبى طالِب، وَ لاَ الْمُهاجِرُ کالطَّلیقِ، وَ لاَ الصَّریحُ کاللَّصیقِ، وَ لاَ الْمُحِقُّ کالْمُبْطِلِ، وَ لاَ الْمُؤْمِنُ کالْمُدْغِلِ. وَ لَبِئْسَ الْخَلَفُ خَلَفٌ یتْبَعُ سَلَفاً هَوى فى نارِ جَهَنَّمَ! 🔹 و [ای معاویه] این‌که گفتى: «ما از فرزندان عبدمنافیم» آرى ما هم چنین هستیم، ولى با این فرق که نه امیه مثل هاشم است، نه حرب همچون عبدالمطّلب، و نه ابوسفیان مانند ابوطالب، و نه مهاجر الى اللّه چون اسیر آزاد شده، و نه فرزند اصل و نسب دار چون فرزند منسوب به پدر، و نه اهل حق مانند اهل باطل، و نه مؤمن چون مفسد. و چه بازماندگان بدى هستند آنان که تابع گذشتگان جهنّمى خود مى‌باشند! ✍️ نویسندگان: محمد ابراهیم‌نیا، علی نوفرستی 📖 متن کامل مقاله در سایت اندیشکده: 👉 http://yon.ir/ashorah @man_enghelabiam313
🔴 آیا کربلا است؟! ✍🏻 🔻بسیاری از طرفداران مذاکره با غرب و به خصوص آمریکا، برای وجاهت‌بخشی به تفکر خود تلاش می‌کنند از زمینه‌ها و بن‌مایه‌های مذهبی جامعه‌ی ایرانی استفاده کرده و حتی در وجه افراطی آن، نهضت امام حسین (ع) را به گونه‌ای تفسیر می‌کنند که از آن مذاکره با استکبار و دشمن فهمیده می‌شود؛ این در حالی است که نه‌تنها در واقعه‌ی کربلا، بلکه در هیچ نقطه‌ی تاریخی دیگری، اولیاء دینی در صورت وجود کمترین امکان گزینه‌ی مقاومت و پایداری، هرگز به مذاکره با دشمن فکر نکرده‌اند. 🔹 در نهضت عاشورا، اگر حسین‌بن‌علی (ع) اهل مذاکره با دشمن می‌بود یا بنایی برای آن داشت، در ابتدای نهضت که «ولیدبن‌عتبه» از سوی یزیدبن‌معاویه از امام (ع) درخواست بیعت کرد، می‌توانست با درنظر گرفتن مبنای «بُرد ـ بُرد» از خلیفه‌ی اموی درخواست حکومت بر یکی از ولایات و بلاد اسلامی را نماید. بدیهی است که برای بسیار مطلوب است که امام (ع) به یکی از کارگزاران حکومتش بدل شود و مهر تأییدی بر خلافت غاصبانه‌اش بزند. در این فرض امام (ع) به حیات مادی‌اش ادامه می‌داد؛ کشته نمی‌شد، امّا مشروعیت‌بخشِ خلافت نامشروع یزید می‌شد. 🔸 پس از خروج امام (ع) از مدینه بدون بیعت با یزید، در مکه نیز همین امکان مصالحه برای امام با نمایندگان یزید فراهم است. پرواضح است که برای دستگاه استکبار، معامله با امام، هزینه‌های بسیار کمتری از قتل پسر پیامبر (ص) دارد؛ شیوه‌ای که حکومت درباره‌ی (ع) به کار برد و حتی پس از اشغال نظامی (پایتخت) بازهم مصالحه‌ی با امام حسن را بر قتل امام ترجیح داد. در آن شرایط امام مجتبی در شرایطی تن به مصالحه یا مذاکره می‌دهد که بخش اعظم سپاه در نخیله کوفه و تتمه‌ی آن در سایر بلاد به دلیل خیانت فرماندهان و نخبگان، مضمحل شده است. 💢در نهضت عاشورا نیز قرائت متقن تاریخی نشان می‌دهد که سپاه کوفه مأموریت داشته است تا از امام حسین (ع) با تطمیع، مذاکره یا زور و اکراه بیعت بگیرد؛ امّا امام (ع) و اهل‌بیت مطهر او نشان می‌دهد که کوچک‌ترین نشانی از مذاکره و معامله‌ی مدّ نظر غرب‌گرایان وجود ندارد؛ هرچند حسین (ع) به حکم امامت و هدایت بارها به نصیحت و مذمت نیروهای دشمن در کربلا اقدام فرمود و این وظیفه‌ی هدایت، هرگز نشانی از مذاکره و معامله ندارد. @man_enghelabiam313