eitaa logo
مرکز بسیج اساتید، مدیران و نخبگان حوزه علمیه قم
1.6هزار دنبال‌کننده
10.6هزار عکس
2.2هزار ویدیو
490 فایل
دیده‌بانِ راهبردی؛ بازخوانیِ دقیق تحولات 📍 تحلیلِ تمدنی و تطبیقی با سیره ائمه (ع); 🔹پژواکِ نشست‌های تخصصی و بیانیه‌های جریان‌ساز 🔍 اینجا «خبر» اولویت نیست؛ بلکه «فهمِ تحولات» با عقلانیت سیاسی; 📩 ارسال یادداشت‌های تحلیلی و نخبگانی:👇 @ostad_basiji
مشاهده در ایتا
دانلود
🎞 از ج ۱۰۵ | ۱مهرماه (۷/۱) 📌موضوع: وقت ایستادن؛ منطق اقدام و صبر در مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام 👤مهمان: حجت‌الاسلام والمسلمین ابوذر شریفی 🔷صدوپنجمین جلسه موکب تبیینی بصیرتی، در فضایی با حال‌وهوای دفاع مقدس برگزار شد. استقبال مردم خوب بود و همچون شب‌های گذشته، پیش از آغاز سخنرانی سوره فتح قرائت شد، سرود جمهوری اسلامی ایران طنین انداخت و پس از آن صلوات خاصه حضرت فاطمه معصومه سلام‌الله‌علیها خوانده شد. ♦️تقریباً هر یک ربع نیز یک دسته عزاداری و خون‌خواهی امام شهید از برابر موکب عبور می‌کرد و حاضران در موکب و سخنران، در حالی که ایستاده بودند، با شعارهای دسته‌ها همراهی می‌کردند. 🔷مجری برنامه حجت‌الاسلام بهرمن نیز سخن خود را در همین فضای سیاسی و اجتماعی آغاز کرد و ضمن گرامی‌داشت حضور مردم، از سخنرانی رئیس‌جمهور یاد کرد و آن را مقتدرانه دانست. سپس در قالب شعری که برای رئیس‌جمهور خواند، تأکید کرد که ایستادن در برابر قدرت‌های پوشالی و نترسیدن از اخم آنان، نشانه شجاعت و اقتدار است: «الا ای آنکه پیش دشمنان سینه سپرداری یک امشب را ملالی نیست لاتی گام برداری چه خوش از اخم قدرت‌های پوشالی نترسیدی ببین، هم می‌شود، هم می‌توانی، هم جگر داری نشان دادی به دنیا عکس آقای شهیدم را دمت گرم و سرت خوش باد کز حالم خبر داری به یاد مشت‌های مردم مبعث افتادم تو را وقتی که دیدم حرف‌های شعله‌ور داری اگر تا انتها محکم بیایی با همین فرمان خدا داند دعای ملتی را پشت سر داری» 🔶حجت‌الاسلام والمسلمین ابوذر شریفی سخن خود را با تسلیت وفات شهادت‌گونه حضرت فاطمه معصومه سلام‌الله‌علیها و گرامی‌داشت هفته دفاع مقدس آغاز کرد. 🔺او یاد شهدا و امام شهدا را گرامی داشت و به‌طور ویژه از «امام شهید» یاد کرد و او را از سردمداران دفاع مقدس اول و دوم و شهید دفاع مقدس سوم دانست. همچنین رحلت مرجع عالی‌قدر، حضرت آیت‌الله العظمی شبیری زنجانی را تسلیت گفت و برای ایشان طلب رحمت کرد. 👆او سپس به سخنان رئیس‌جمهور اشاره کرد و گفت که این سخنرانی دل علاقه‌مندان را شاد کرده است. به تعبیر او، نمایش تصویر شهدای میناب، همان «دلبندان نازنین ایران‌زمین»، در یک تریبون جهانی، این پیام را داشت که جنایت علیه آنان فراموش نخواهد شد. 👆سپس با اشاره به شجاعتی که رئیس‌جمهور در آن تریبون از خود نشان داده بود، ابراز امیدواری کرد که این اقتدار و شجاعت استمرار پیدا کند، به‌خصوص در عرصه مبارزه با جنگ اقتصادی، تورم و فشار اقتصادی‌ای که بخش عمده آن متوجه مردم مستضعف است. 🤲او آرزو کرد که دولت نیز در این عرصه موفق باشد و یادآوری کرد که «رهبر شهیدمان» گفته است موفقیت این دولت، موفقیت همه است و بنابراین باید برای موفق شدن دولت تلاش کرد. 🔷در عین حال، سخنران گفت که گاهی رفتارهایی از گوشه و کنار دولت دیده می‌شود که برای او قابل توجیه نیست؛ از یک سو تأکید بر فرمان رهبر برای برجسته نکردن اختلافات وجود دارد و از سوی دیگر بعضی رفتارها با این مسیر سازگار به نظر نمی‌رسد. سخنران در نهایت ابراز امیدواری کرد که مسیر ادامه کار با همان مدل سخنرانی سازمان ملل پیش برود. 🔶اما بعد، سخنران از فضای سیاسی روز فاصله گرفت تا به پرسشی برسد که به گفته خودش، شاید در ظاهر ساده باشد، اما در واقع انسان را وارد یکی از پیچیده‌ترین مسائل زندگی و تاریخ می‌کند. ⁉️سؤال چنین بود: اگر حق را شناختیم، دانستیم حق چیست، حق با چه کسی است و مسیر حق کدام است، آیا وظیفه این است که بلافاصله بلند شویم و یک اقدام تند و تیز در جهت آن حق انجام دهیم، یا باید صبر کنیم، تدبیر کنیم، کوتاه بیاییم یا روش دیگری را انتخاب کنیم؟ 🔸سؤال از نظر او، به‌خصوص در شرایط امروز، صرفاً یک پرسش نظری نبود. گاهی حق کاملاً روشن است؛ ظلمی اتفاق افتاده، حقی پایمال شده و حتی جنایتی رخ داده است. به‌عنوان مثال، خون «رهبر شهید» به زمین ریخته شده و اصل مطالبه حق در این قضیه برای انسان روشن است. 👌اما روشن بودن اصل حق، الزاماً به این معنا نیست که وظیفه همیشه یک اقدام فوری و سخت باشد. پرسش دقیق‌تر این است که در چنین شرایطی چه باید کرد؟ اگر امکان تحقق آن حق از طریق یک اقدام مشخص وجود نداشته باشد، وظیفه چیست؟ اگر اقدام فوری نتیجه‌ای کاملاً برخلاف چیزی که انتظار می‌رفت به بار آورد، چه باید کرد؟ 🔻و از سوی دیگر، اگر صبر کردیم و گفتیم فعلاً دست نگه داریم، از کجا بفهمیم این صبر، تدبیر و دوراندیشی است، نه عقب‌نشینی غیرتاکتیکی، ترس یا تنبلی؟ 💢برای مطالعه قسمت دوم اینجا کلیک کنید
🎞 روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۱۰۵ | ۱ مهرماه (۲/۷) 🔰 قسمت دوم ⁉️به تعبیر سخنران، این پرسش‌ها این روزها «کف خیابان» هستند و حتی در میان جبهه انقلابی اختلاف ایجاد کرده‌اند. موضوع انتقام خون رهبر شهید، از نظر اصل مطالبه، روشن است، اما اختلاف دقیقاً بر سر «چگونه» است. 🔸گروهی معتقدند باید همین امروز اقدام کرد؛ حتی در قالب تعابیری بسیار تند درباره ترامپ و نتانیاهو. سخنران برای نشان دادن این طیف از نگاه‌ها به نوشته‌ای اشاره کرد که در آن آمده بود اگر نویسنده جای رئیس‌جمهور بود، به آمریکا می‌رفت و حتی با دست خالی ترامپ را خفه می‌کرد. 🔺در نقطه مقابل، عده‌ای این نوع اقدام را نسنجیده می‌دانند و معتقدند باید فکر و بررسی کرد و زمان و شیوه درست را شناخت. 🔸مشکل دیگر این است که هر دو طرف یکدیگر را متهم می‌کنند: آنهایی که می‌گویند باید اقدام کرد، متهم به تندروی و بی‌فکری می‌شوند و آنهایی که می‌گویند باید تدبیر کرد و برنامه داشت، متهم می‌شوند که از ترس و محافظه‌کاری سخن می‌گویند. ⚠️سخنران هشدار داد که اگر این اختلاف‌ها به جایی برسد که مردم در کف خیابان به جای تمرکز بر مسئله اصلی، به جان یکدیگر بیفتند، به هم توهین کنند، «چنگ به صورت همدیگر بکشند» و صفوف خودی‌ها از هم گسسته شود، خود این وضعیت به یک مسئله مهم تبدیل خواهد شد. 🔷در چنین نقطه‌ای، سخنران شاخص هدایت را اهل‌بیت علیهم‌السلام معرفی کرد و گفت بهترین راه برای پاسخ به این پرسش‌ها، رجوع به قرآن و اهل‌بیت است. او توضیح داد که قصد ندارد پرونده قرآنی این بحث را باز کند؛ بلکه از موقعیت تاریخی روز کمک می‌گیرد. 🔺از نظر او، ایام پس از رحلت پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله و ماجرای سقیفه، فاصله میان رحلت پیامبر تا شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها، یکی از سخت‌ترین دوره‌های تاریخ اهل‌بیت و نیز از سنگین‌ترین امتحانات امت اسلامی است. پرسش این بود که در چنین شرایطی، خود اهل‌بیت چگونه رفتار کردند؟ 🔺نخستین پاسخ سخنران این بود که اهل‌بیت همیشه به یک شکل عمل نکردند؛ و اتفاقاً همین نکته، کلید فهم بحث است. ممکن است اگر رفتارهای آنان را بدون توجه به شرایط تاریخی کنار هم بگذاریم، در ابتدا تناقضی ببینیم؛ اما از نگاه سخنران اینها رفتارهای متناقض نیستند، بلکه رفتارهایی هستند که بر یک منطق واحد استوارند. 🔷نمونه نخست، امیرالمؤمنین علیه‌السلام در ماجرای سقیفه است. به تعبیر سخنران، حضرت پس از سقیفه صبر کرد، اما این صبر به معنای سکوت مطلق یا رها کردن حق نبود. امیرالمؤمنین احتجاج کرد، سخن گفت، روشنگری کرد و با همسر و فرزندانش راه افتاد و درِ خانه مهاجران و انصار رفت و آنان را به حق الهی خود دعوت کرد. 👌بنابراین از حق کوتاه نیامد، اما دست به شمشیر هم نبرد. این نکته مهم بود: «صبر» در منطق امیرالمؤمنین، مساوی با کنار گذاشتن حق نبود. 🔸اما همین امیرالمؤمنین، در مقطع دیگری دست به شمشیر برد؛ نه یک‌بار، بلکه چنان شمشیر کشید که به تعبیر سخنران شمشیرش از خون دشمنان سیراب شد. فاصله میان این دو رفتار تقریباً بیست‌وپنج یا بیست‌وشش سال بود و مسئله مهم آن بود که مخالفانی که در دوران حکومت امیرالمؤمنین در برابر او قرار گرفتند، ظاهراً مسلمان بودند؛ کفار و مشرکان و خارج از قبله نبودند. 👌بنابراین با همان شخصیتی مواجهیم که در یک مقطع شمشیر نمی‌کشد و در مقطع دیگر شمشیر می‌کشد. 🔷در دوره میان این دو مقطع نیز امیرالمؤمنین علیه‌السلام نه خانه‌نشین بود و نه از جامعه کناره‌گیری کرد. سخنران بر این نکته تأکید کرد که حضرت در این بیست‌وپنج سال، عملاً به یک معاون و مشاور صدیق و مورد اعتماد سه خلیفه تبدیل شده بود؛ تا جایی که از هر سه نفر، تعبیر مشهور «لولا علی لهلک...» نقل شده است. یعنی در بسیاری از مسائل، امیرالمؤمنین صادقانه آنان را راهنمایی می‌کرد و برای مصالح جامعه اسلامی نظر می‌داد. 🔷سخنران برای روشن شدن این رفتار مثالی آورد: در یکی از جنگ‌ها که خلیفه دوم قصد حرکت به سمت جبهه ایران داشت، امیرالمؤمنین به او توصیه کرد خودش به میدان نرود. ‼️استدلال حضرت این بود که اگر خلیفه مسلمین و رأس جامعه وارد میدان جنگ شود، دشمن انگیزه بیشتری برای هدف گرفتن فرمانده و رأس جامعه پیدا می‌کند و اگر او کشته شود، پیامدهای سنگینی برای جامعه خواهد داشت. بنابراین امیرالمؤمنین نه تنها از رفتن او جلوگیری کرد، بلکه برای حفظ جان او استدلال کرد و راهنمایی صادقانه ارائه داد. ⁉️سخنران در مقام مقایسه پرسید اگر ما بودیم چه می‌گفتیم؟ آیا نمی‌گفتیم بگذارید برود تا کشته شود و ما از این مسئله خلاص شویم؟ اما امیرالمؤمنین علیه‌السلام این‌گونه رفتار نکرد. 💢برای مطالعه قسمت سوم اینجا کلیک کنید
🎞 روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۱۰۵ | ۱ مهرماه (۳/۷) 🔰 قسمت سوم 🔷نمونه دیگر، ماجرای خلیفه سوم بود. سخنران به تعبیر امیرالمؤمنین علیه‌السلام اشاره کرد که آن‌قدر از خلیفه سوم دفاع کردم که احساس کردم گناه کرده‌ام. 🔷سپس به اقدام عملی حضرت اشاره کرد: امام حسن و امام حسین علیهماالسلام را برای حفاظت از خلیفه سوم که در محاصره بود به خانه او فرستاد. بر اساس برخی نقل‌هایی که سخنران به آنها اشاره کرد، حتی در همین جریان آسیب‌هایی نیز به آنان وارد شد. پرسش روشن است: امیرالمؤمنین از چه کسی دفاع می‌کرد و چرا؟ 🔻از سوی دیگر، بعد از دفن حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها، هنگامی که برای اعاده حیثیت و برای آنکه گفته نشود خلیفه بر دختر پیامبر نماز نخوانده است، تلاش شد صحنه‌ای ساخته شود و حتی بنا شد قبر حضرت را نبش کنند، رفتار امیرالمؤمنین یکباره کاملاً متفاوت شد. 🔸علی علیه‌السلام چنان غضب کرد و شمشیر کشید که هشدار داد اگر پایشان را از خطی که روی خاک کشیده بود جلوتر بگذارند، زمین را از خون آنان سیراب خواهد کرد. آنها غضب علی را دیدند و عقب‌نشینی کردند. همان علی که در یک جا غضب نمی‌کند، در جای دیگری چنان غضب می‌کند و در جمل و صفین و نهروان نیز چنان شمشیر می‌کشد که به تعبیر سخنران «بیا و تماشا کن». ‼️پس مسئله این نیست که یکی از این رفتارها درست و دیگری غلط بوده باشد. مسئله این است که باید «منطق رفتار» اهل‌بیت را کشف کرد. اگر اهل‌بیت «کلهم نورُ واحد» هستند، نباید تصور کرد رفتار آنان متناقض است؛ تفاوت در رفتار، نشانه تفاوت در شرایط و موضوعات است، نه تفاوت در اصول. 🔺همین سؤال در رفتار امام حسن مجتبی علیه‌السلام و امام حسین علیه‌السلام نیز خودش را به شکل پررنگ‌تری نشان می‌دهد. امام حسن علیه‌السلام بیش از شش ماه حکومت نکرد و در همان مدت، با وجود آنکه طبق برخی نقل‌ها اعداد بالایی برای سپاهش ذکر شده و حتی چهل هزار نفر و چند ده هزار نفر برای لشکر او گفته شده است، کار به صلح کشید. ⁉️پرسش روشن است: اگر امام حسن علیه‌السلام بر حق بود و معاویه بر باطل، چرا امام حسن اقدام نظامی خود را تا انتها ادامه نداد و صلح را پذیرفت؟ 🔺سپس در نقطه مقابل، امام حسین علیه‌السلام قرار دارد که وارد صحنه نبرد شد، در حالی که یاران و یاوران کافی در اختیار نداشت. ظاهر این دو رفتار نیز می‌تواند برای کسی که فقط شکل بیرونی رفتار را می‌بیند متناقض جلوه کند. اما سخنران تأکید می‌کند که اگر معیار را «منطق اهل‌بیت» قرار دهیم، این تفاوت‌ها قابل فهم می‌شود. 🔺این منطق در دوره امام سجاد علیه‌السلام نیز تکرار می‌شود. در ماجرای قیام حرّه و حمله سپاه یزید به مدینه، امام سجاد از درگیر شدن مستقیم کنار می‌کشد و خودش را وارد دعوا نمی‌کند. 🔷سخنران حتی به برخی نقل‌ها اشاره کرد که بر اساس آنها، بعضی زنان و کودکان بنی‌امیه که در مدینه حضور داشتند، در خانه امام سجاد پناه داده شدند تا از آسیب سپاه یزیدی محفوظ بمانند. پرسش دوباره همان است: چرا امامی که حق را می‌شناسد، در شرایطی چنین رفتاری را انتخاب می‌کند؟ 🔷سپس سخنران به امام صادق علیه‌السلام رسید و ماجرای معروف «یار تنوری» را به عنوان نمونه‌ای از کیفیت یار و معیار اقدام مطرح کرد. فردی از ایران نزد امام صادق آمد و گفت که گویا صد هزار نفر شمشیر به دست برای قیام آماده‌اند. امام صادق به جای ورود مستقیم به بحث، او را آزمایش کرد و فرمود وارد آتش شود. ‼️آن شخص ابتدا تصور کرد شاید امام به دلیل حرفی که زده ناراحت شده یا می‌خواهد او را تنبیه کند و از امام عذرخواهی کرد؛ اما سرانجام یکی از خواص امام وارد شد و امام همین خواسته را از او داشت او بلافاصله وارد آتش شد و پس از دقایقی امام از او خواست برود تنور را نگاه کند که دید آن فرد سالم روی آتش نشسته است. ⁉️سپس امام از او پرسید چند نفر مثل این فرد داریم؟ آن شخص پاسخ داد که حتی یک نفر هم نداریم. امام صادق فرمود ما خود می‌دانیم چه زمانی باید قیام کرد و چه زمانی نباید قیام کرد؛ زیرا صرف زیاد بودن عدد، برای تحقق حق کافی نیست. 💢برای مطالعه قسمت چهارم اینجا کلیک کنید
🎞 روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۱۰۵ | ۱ مهرماه (۴/۷) 🔰 قسمت چهارم 👌از همین جا یکی از اساسی‌ترین گزاره‌های سخنرانی شکل می‌گیرد: «حقانیت یک مطلب الزاماً مساوی با یک مدل اقدام برای احقاق آن نیست.» 👌حق بودن یک مسئله، خودبه‌خود به این معنا نیست که تنها راه تحقق آن، جنگیدن یا اقدام نظامی و خشونت‌آمیز باشد. گاهی راه مطالبه حق، احتجاج و روشنگری است؛ گاهی صبر است؛ گاهی صلح است؛ گاهی عقب‌نشینی تاکتیکی است؛ گاهی اقدام نظامی است. 🔺بنابراین برای تحقق حق فقط یک راه وجود ندارد. باید دید شرایط چیست، امکانات چیست، جامعه در چه وضعیتی قرار دارد، یاران چه کیفیتی دارند و هزینه‌ای که برای اقدام باید پرداخت شود چه میزان است. 👌در این میان، سخنران بر نقش «اعوان و انصار» و کیفیت یاران تأکید ویژه‌ای کرد. به تعبیر او، امیرالمؤمنین بعدها فرموده است اگر چهل نفر، مانند آن چهار نفری که در جریان سقیفه با بصیرت در کنار او بودند (سلمان، ابوذر، مقداد و زبیر) شمشیر را زمین نمی‌گذاشت. بنابراین مسئله کمبود صرفِ نیرو نبود؛ مسئله کمبود «نیروی باکیفیت و با بصیرت» بود. 🔺همین موضوع را می‌توان در سپاه امام حسن علیه‌السلام نیز دید. امام حسن علیه‌السلام ممکن بود ده‌ها هزار نفر نیروی شمشیر به دست داشته باشد، اما کیفیت این نیروها با چیزی که برای یک اقدام سرنوشت‌ساز لازم است، تفاوت داشت. کوفه پس از امیرالمؤمنین یکدست نبود. 🔺در این جامعه، شیعیانی مانند حجر بن عدی حضور داشتند، موالی و تازه‌مسلمانانی از ایران و مناطق مختلف آمده بودند، خوارج حضور داشتند، کسانی بودند که در نهروان با یکی از سخنرانی‌های امیرالمؤمنین از جنگ کناره گرفته بودند و گفتند نه با علی کار داریم و نه با معاویه و به کوفه رفتند، و در کنار همه اینها افرادی مردد بودند که هنوز نمی‌دانستند حق با حسن است یا با معاویه. 🔸از آن مهم‌تر، ساختار قبیله‌ای کوفه بود. سخنران تأکید کرد که کوفه جامعه‌ای بود که قبایل در آن نقش تعیین‌کننده داشتند و رئیس هر قبیله می‌توانست جهت‌گیری قبیله را مشخص کند و آنان نیز پشت سر او حرکت می‌کردند. امام حسن با چنین ترکیب اجتماعی‌ای مواجه بود. ‼️حتی بخشی از خوارج، در آغاز به صورت مشروط با امام حسن علیه‌السلام بیعت کردند. شرطشان این بود که امام فقط بجنگد؛ یعنی به شرط جنگ با معاویه با او بیعت می‌کردند. امام حسن این بیعت مشروط را نپذیرفت و گفت چه صلح کنم و چه جنگ، شما باید بیعت کنید؛ اگر نمی‌خواهید، بیعت نکنید، اما من بیعت مشروط نمی‌پذیرم. 🔺چند ماه بعد، همین خوارج از عوامل ضربه خوردن به سپاه امام حسن شدند. سخنران با اشاره به شایعه‌ای که معاویه در سپاه امام حسن ع انداخت گفت: معاویه دو نفر را وارد خیمه امام حسن کرد؛ آنها پس از خروج، در میان سپاه شروع کردند با صدای بلند خدا را شکر کردن و گفتند الحمدلله، پسر رسول خدا مردم را از ریخته شدن خونشان نجات داد و با صلح موافقت کرد. ✴️در نتیجه، در لشکر امام حسن علیه‌السلام ولوله ایجاد شد. همان خوارج که از ابتدا فقط جنگ می‌خواستند، تحت تأثیر همین فضاسازی و شایعه به خیمه امام حمله کردند. ‼️بنابراین، ممکن است «شعاردهنده» زیاد باشد، اما آدمی که تا آخر کار بایستد، کم باشد. اینجا تفاوت تعداد نیرو با کیفیت نیرو خودش را نشان می‌دهد. ممکن است سپاهی بزرگ در ظاهر وجود داشته باشد، اما در بزنگاه، آن انسجام و وفاداری لازم برای تحمل هزینه‌ها را نداشته باشد. 🔸سخنران از این نقطه به وضعیت امروز ایران رسید و گفت دست‌کم در این زمینه، مردم امروز را باید جدی گرفت. او به حضور مردم در خیابان‌ها طی «دویست و هفت شب» اشاره کرد و گفت با وجود کم و زیاد شدن‌ها و نوسان‌ها، مردم خیابان را برای دفاع از ولایت و دفاع از حق رها نکردند. 🔺همین حضور مردمی دست ولی جامعه را برای انتخاب و اجرای اقدام بهتر باز می‌گذارد؛ زیرا پشت سر او جامعه‌ای قرار دارد که نشان داده تا پای جان می‌ایستد. 👆او برای توضیح این مطلب به روزهایی از جنگ اشاره کرد که دشمن تهدید حمله به پل‌ها و نیروگاه‌ها کرده بود؛ گروهی از مردم خودشان به سمت پل‌های مهم و اطراف نیروگاه‌ها رفتند و گفتند اگر قرار است این مراکز هدف قرار بگیرد، ما هم کنار آنها خواهیم بود. 🔺معنای این رفتار این بود که فرد از جان خودش گذشته است. سخنران در همین زمینه پویش میلیونی «جان‌فدا» اشاره کرد و گفت الحمدلله در زمان ما، واقعیتی که هم امام راحل و هم امام شهید به آن اذعان کرده‌اند، این است که مردم این زمان بهتر از مردم زمان‌های گذشته‌اند. 💢برای مطالعه قسمت پنجم اینجا کلیک کنید
🎞 روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۱۰۵ | ۱ مهرماه (۵/۷) 🔰 قسمت پنجم 🔸اما عامل دوم در منطق اهل‌بیت، چیزی بود که سخنران بر آن تأکید فراوان داشت: «هزینه اقدام». به باور او، نمی‌توان درباره یک اقدام فقط از یک زاویه فکر کرد. باید هزینه‌ای را که برای آن اقدام پرداخت می‌شود محاسبه کرد. بدون محاسبه هزینه، نباید اقدام کرد. 🔺سخنران برای توضیح این مسئله حتی به احکام روزمره دینی مثال زد. ما به تکلیف الهی معتقدیم، اما تکلیف الهی نیز مستقل از شرایط نیست. نماز در حالت عادی با قیام همراه است، اما کسی که کمردرد شدید دارد و نمی‌تواند بایستد، تکلیفش تغییر می‌کند. روزه در اصل واجب است، اما برای مسافر یا بیمار، حکم دیگری پیدا می‌کند. بنابراین تغییر شرایط، در خود تکلیف اثر می‌گذارد و این یعنی شرایط در تشخیص وظیفه نقش دارند. 🔺بر همین اساس، سخنران گفت در ماجرای امام حسن علیه‌السلام، هزینه ادامه جنگ صرفاً یک عدد یا یک خسارت موقت نبود. زمانی که برخی از شیعیان با تندی به امام حسن علیه‌السلام اعتراض کردند و گفتند تو ما را خوار و ذلیل کردی، حضرت پاسخ داد که من جان شما را حفظ کردم؛ یعنی اگر جنگ در آن شرایط به شکل سابق ادامه پیدا می‌کرد، با وضعیت متلاشی‌شده سپاه، اصل جامعه شیعه ممکن بود از بین برود. بنابراین هزینه‌ای که قرار بود پرداخت شود، هزینه‌ای غیرقابل جبران بود. 🔺در نقطه مقابل، همین منطق درباره امام حسین علیه‌السلام نتیجه‌ای کاملاً متفاوت ایجاد می‌کند. سؤال این نیست که چرا امام حسن علیه‌السلام صلح کرد و امام حسین علیه‌السلام جنگید؛ سؤال این است که «اگر امام حسین علیه‌السلام اقدام نمی‌کرد، چه هزینه‌ای به اسلام تحمیل می‌شد؟» 🔺پاسخ سخنران این است که در آن شرایط، هزینه عدم اقدام، محو اصل اسلام بود. بنابراین همان منطقی که یک روز امام حسن علیه‌السلام را به صلح وادار کرد، در روز دیگری امام حسین علیه‌السلام را به قیام، شهادت‌طلبی و جانفشانی واداشت. یک روز حفظ اصل اسلام با صلح ممکن بود و روز دیگر حفظ اصل اسلام با قیام و شهادت. 👌پس در منطق اهل‌بیت علیهم‌السلام، نه جنگ فی‌نفسه معیار حق است، نه صلح فی‌نفسه معیار حق. معیار، حفظ و تحقق حق در ظرف واقعیات است؛ ظرفی که در آن باید هم هزینه اقدام و عدم اقدام را سنجید و هم اعوان و انصار را شناخت؛ نه صرفاً به تعداد آنها، بلکه به کیفیت و میزان پای‌کاری‌شان. 👌سخنران تأکید کرد که این بحث بسیار مفصل‌تر از آن است که بتوان در بیست یا سی دقیقه تمام ابعاد آن را باز کرد. اما نتیجه‌ای که از این مقدمات باید گرفت، این است که وقتی می‌خواهیم اقدامی انجام دهیم، نباید فقط از یک زاویه به موضوع نگاه کنیم. ‼️حتی در موضوعی به سنگینی خون رهبر شهید، نباید تنها به اصل خون‌خواهی نگاه کرد؛ بلکه باید مجموعه شرایط، پیامدها، امکانات، نیروها، مصالح و مفاسد اقدام و عدم اقدام را در نظر گرفت. 🔺در اینجا سخنران جایگاه تصمیم‌گیری را نیز روشن کرد، ولی‌دم و ولی امر، جایگاه تصمیم‌گیری درباره چنین اقداماتی را دارد و وظیفه مردم این است که با حضور و حمایت خود، به او امکان بدهند تصمیم بهتر و مؤثرتری بگیرد. از نظر سخنران، همین نگاه به مصالح و مفاسد و منافع و مضار هر اقدام یا عدم اقدام، یکی از عواملی است که امت اسلامی را در طول تاریخ پیش برده و همین نوع نگاه بوده که تا امروز به حفظ شیعه کمک کرده است. ✴️در نتیجه، ایستادگی پای حق، همیشه یک شکل ندارد. ممکن است یک روز ایستادگی پای حق، جنگیدن باشد؛ روز دیگری صلح باشد؛ روزی نه جنگ و نه صلح باشد؛ روزی جان دادن باشد و روز دیگر پول دادن یا تحمل هزینه‌ای دیگر. ✅اصل، «ایستادگی پای حق» است، اما شکل این ایستادگی را شرایط تعیین می‌کنند و این انتخاب باید با منطق اهل‌بیت و منطق ولی جامعه سازگار باشد. غایت نیز از نگاه سخنران روشن بود: پیش رفتن مسیر جمهوری اسلامی تا رساندن پرچم انقلاب به دست حضرت حجت ارواحنا فداه و رسیدن به آن روز نورانی در کنار رهبر عزیز. 💢برای مطالعه قسمت ششم اینجا کلیک کنید
🎞 روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۱۰۵ | ۱ مهرماه (۶/۷) 🔰 قسمت ششم؛ بخش پرسش و پاسخ 🔷پس از پایان این بخش، جلسه وارد پرسش و پاسخ شد و سؤال نخست دقیقاً به قلب بحث زد: اگر تاریخ برای عبرت است، امروز ما کجای تاریخ ایستاده‌ایم؟ آیا در شرایط امام حسن قرار داریم یا امام حسین یا امیرالمؤمنین؟ و در نهایت، وظیفه امروز ما چیست؟ 🔺پاسخ سخنران از همین جا آغاز شد که تشخیص این مسئله، کار امام جامعه است. او یادآوری کرد که شرایط ممکن است حتی روزبه‌روز تغییر کنند و نمونه‌ای از این مسئله را به سخنی از «رهبر شهیدمان» ارجاع داد که در مقطعی گفته بود ما در موقعیت ابی‌طالب نیستیم، بلکه در موقعیت خیبریم. ‼️بنابراین نمی‌توان با یک فرمول ثابت برای تمام روزها حکم صادر کرد. این شرایط را باید ولی جامعه تشخیص دهد و مردم نیز با پیروی از او، همان راهی را بروند که او تعیین می‌کند. 👌با این حال، سخنران تأکید کرد که وضعیت امروز را نباید دقیقاً با دوره غربت امیرالمؤمنین علیه‌السلام یکی دانست؛ زیرا آنجا حضرت در مقاطعی مجبور شد کوتاه بیاید، بعضی مسائل را نادیده بگیرد و آنها را برای زمان مناسب باقی بگذارد. امروز وضعیت متفاوت است؛ هم از نظر نیروی نظامی کشور قدرتمند است و هم حکومت از پشتوانه مردمی برخوردار است. ⚠️اما در همین جا یک هشدار مهم هم اضافه شد: نباید جامعه را به‌صورت غیرواقعی و صددرصد یکدست فرض کرد. همه مردم، «جان‌فدا» نیستند؛ جامعه باید در محاسبات خود واقعیت کامل جامعه را ببیند و ولی جامعه نیز تصمیم خود را با ملاحظه همین شرایط اتخاذ کند. 🔺برای روشن‌تر شدن این مسئله، سخنران دوباره به امام حسن مجتبی علیه‌السلام بازگشت و نمونه‌ای دیگر از پایان کار سپاه حضرت را مطرح کرد. 🔺وقتی سپاه امام حسن علیه‌السلام به سبب خیانت‌ها و اتفاقات مختلف تا حدی متلاشی شد، امام در پایان به نوعی نظر مردم را جویا شد و از آنان پرسید آیا می‌خواهند با معاویه بجنگند یا می‌خواهند زندگی خود را ادامه دهند. شعار بخشی از جمعیت این بود: «البقیه، البقیه»؛ یعنی ما می‌خواهیم بمانیم و زندگی کنیم. سخنران گفت طبق برخی نقل‌ها، پس از این وضعیت، امام حسن علیه‌السلام به پذیرش صلح رضایت داد. 🔺این مثال، در ادامه همان منطق پیشین قرار گرفت: اگر جامعه‌ای به نقطه‌ای برسد که حتی امام مجبور شود برای جلوگیری از نابودی یاران و جامعه مؤمن، صلح تحمیلی را بپذیرد، مسئله فقط به تصمیم امام بازنمی‌گردد؛ جامعه نیز در شکل‌گیری آن شرایط مسئول است. 👌سخنران تأکید کرد که «رهبر شهید» با چنین رویکردی به‌شدت مقابله می‌کرد، اما این فقط وظیفه رهبر نیست؛ وظیفه مردم هم هست. 👌بنابراین وظیفه کسی که در «کف جامعه» حضور دارد، این است که کاری کند تعداد جان‌فداها و نیروهای پای‌کار انقلاب بیشتر شود؛ جامعه‌ای ساخته شود که در بزنگاه، فقط شعار ندهد، بلکه توان تحمل هزینه تصمیمات بزرگ را داشته باشد. ✅آن‌وقت دست ولی جامعه بازتر می‌شود و امکان حرکت به سمت شرایطی فراهم می‌شود که دوران حکومت امیرالمؤمنین علیه‌السلام است که حضرت دست بازتری برای برخورد با مخالفان و اداره جامعه داشت. 💢برای مطالعه قسمت پایانی اینجا کلیک کنید
🎞 روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۱۰۵ | ۱ مهرماه (۷/۷) 🔶 قسمت پایانی؛ جمع‌بندی امشب 🔸در نهایت، محور اصلی این جلسه را باید در فاصله میان دو تعبیر ظاهراً متضاد جست‌وجو کرد: «اقدام» و «صبر». سخنران نشان داد که در مکتب اهل‌بیت، صبر الزاماً به معنای انفعال نیست و اقدام نیز الزاماً به معنای شمشیر کشیدن نیست. 🔺امیرالمؤمنین علیه‌السلام در یک موقعیت احتجاج کرد، روشنگری کرد، مردم را دعوت کرد و شمشیر نکشید؛ در موقعیتی دیگر از جنگ جلوگیری کرد؛ در جایی از جان مخالف خود دفاع کرد؛ در جایی دیگر برای حفظ حرمت حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها با غضب ایستاد؛ و در جمل و صفین و نهروان جنگید. ‼️امام حسن علیه‌السلام صلح کرد، اما آن صلح نتیجه بی‌تفاوتی نسبت به حق نبود؛ امام حسین علیه‌السلام قیام کرد، زیرا در آن نقطه هزینه سکوت و عدم اقدام، برای اصل اسلام سنگین‌تر از هزینه شهادت بود؛ امام سجاد علیه‌السلام در ماجرای حرّه کنار کشید و حتی بر اساس برخی نقل‌ها به زنان و کودکان خانواده دشمن پناه داد؛ و امام صادق علیه‌السلام نشان داد که حتی ادعای وجود صد هزار نیروی شمشیر به دست، بدون وجود چند یار واقعی، برای قیام کافی نیست. بنابراین آنچه میان همه این رفتارها پیوند ایجاد می‌کند، «منطق تشخیص وظیفه» است، نه تکرار یک شکل ثابت از کنش سیاسی و اجتماعی. 👌جمع‌بندی نهایی اینکه از منظر سخنران، مطالبه حق یک ارزش ثابت است، اما روش تحقق آن تابع شرایط متغیر است. دو مؤلفه در این تشخیص جایگاه محوری دارند: نخست، کیفیت اعوان و انصار و میزان آمادگی آنان برای ایستادن تا پای جان؛ و دوم، محاسبه دقیق هزینه اقدام و هزینه عدم اقدام. 🔷این دو معیار توضیح می‌دهند که چرا یک امام در یک مقطع صبر می‌کند و در مقطعی دیگر می‌جنگد، چرا یک‌جا صلح می‌کند و جای دیگر جان خود را در مسیر قیام می‌گذارد. بر همین اساس، درباره مسائل امروز نیز از نگاه سخنران، نباید یک شکل خاص از واکنش را به عنوان تنها معیار وفاداری به حق معرفی کرد؛ بلکه باید مجموعه واقعیت‌ها را دید و تشخیص نهایی را در اختیار ولی جامعه گذاشت. 👌نقش مردم نیز صرفاً اعلام موافقت یا مطالبه اقدام نیست؛ بلکه ساختن جامعه‌ای است که در صورت تصمیم به اقدام، ظرفیت تحمل هزینه‌های آن را داشته باشد و در صورت تصمیم به صبر یا تغییر روش، آن را به‌اشتباه با ترس و عقب‌نشینی یکی نگیرد. 🔺از همین منظر، مسئله «ایستادگی» در پایان سخنرانی معنای گسترده‌تری پیدا می‌کند: ایستادگی ممکن است در روزی با جنگ باشد، روزی با صلح، روزی با نه جنگ و نه صلح، روزی با جان دادن و روزی با هزینه مالی و اجتماعی. ‼️شکل‌ها متفاوت‌اند، اما معیار یکی است: حرکت در مسیر حق با تشخیص شرایط و در هماهنگی با منطق اهل‌بیت و تصمیم ولی جامعه. آنچه می‌تواند این مسیر را از احساسات لحظه‌ای، تندروی نسنجیده یا صبر منفعلانه جدا کند، همین نگاه چندلایه به مصالح و مفاسد، منافع و مضار، کیفیت نیروها و هزینه‌های هر تصمیم است. 🔺در این چارچوب، مطالبه حق نه به معنای شتاب‌زدگی است و نه صبر به معنای عقب‌نشینی؛ هر دو می‌توانند در شرایطی بخشی از یک راه باشند. مسئله اصلی آن است که جامعه بتواند این تفاوت را بفهمد، آن را با رفتار اهل‌بیت بسنجد و با افزایش نیروهای بصیر، پای‌کار و جان‌فدا، دست ولی جامعه را برای انتخاب و اجرای تصمیمی که متناسب با شرایط است، بازتر کند؛ تا به تعبیر سخنران، این مسیر نهایتاً به رساندن پرچم انقلاب به دست حضرت حجت ارواحنا فداه منتهی شود. ┄┄┅┅❅🇮🇷❅┅┅┄┄ روبیـــکا | بـــله | روبیــنو | ایتـــا | آپــــارات
🌙 روایت‌ها، مسیر یک جامعه را شکل می‌دهند... 🔶 در روزگاری که گاهاً غبار روایت‌های نادرست، حقیقت را پنهان می‌کند، رسالت ما ساختن، شنیدن و گفتن روایت درست است؛ روایتی که بر پایه بصیرت، وحدت و اندیشه شکل می‌گیرد. 🔰 موکب تبیینی بصیرتی 📖 موضوع امشب: «مبانی و اهداف مقاومت» 🎙 سخنران: حجت‌الاسلام والمسلمین امیدی 🗓 امشب ۱٠ مهرماه 🕙 ساعت ۲۱ 📍 قم، خیابان شهید صدوقی، روبروی کوچه ۴۱ حضور همه علاقه‌مندان، اساتید، طلاب، دانشجویان و عموم مردم در این نشست آزاد و موجب افتخار است. ✅ «وحدت کلمه و اتحاد مقدس، از اصولی‌ترین نیازهای امروز کشور است.» مقام معظم رهبری (مدظله‌العالی) ــــــــــــــــــــــــــــ ┄┄┅┅❅🇮🇷❅┅┅┄┄ روبیـــکا | بـــله | روبیــنو | ایتـــا | آپــــارات
26.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 | برشی از سخنرانی با موضوع "خطر تحریف در حقیقت مقاومت"، در موکب تبیینی-بصیرتی 📌موضوع: "مقاومت؛ تنها راه پیروزی" 🎤 حجت‌الاسلام والمسلمین دهقان (3️⃣) 💢 مشاهده قسمت‌های: 1️⃣ | 2️⃣ | 4️⃣ ┄┄┅┅❅🇮🇷❅┅┅┄┄ روبیـــکا | بـــله | روبیــنو | ایتـــا | آپــــارات