eitaa logo
مرکز بسیج اساتید، مدیران و نخبگان حوزه علمیه قم
1.6هزار دنبال‌کننده
10.6هزار عکس
2.2هزار ویدیو
490 فایل
دیده‌بانِ راهبردی؛ بازخوانیِ دقیق تحولات 📍 تحلیلِ تمدنی و تطبیقی با سیره ائمه (ع); 🔹پژواکِ نشست‌های تخصصی و بیانیه‌های جریان‌ساز 🔍 اینجا «خبر» اولویت نیست؛ بلکه «فهمِ تحولات» با عقلانیت سیاسی; 📩 ارسال یادداشت‌های تحلیلی و نخبگانی:👇 @ostad_basiji
مشاهده در ایتا
دانلود
🌙 روایت‌ها، مسیر یک جامعه را شکل می‌دهند... 🔶 در روزگاری که گاهاً غبار روایت‌های نادرست، حقیقت را پنهان می‌کند، رسالت ما ساختن، شنیدن و گفتن روایت درست است؛ روایتی که بر پایه بصیرت، وحدت و اندیشه شکل می‌گیرد. 🔰 موکب تبیینی بصیرتی 📖 موضوع امشب: «جنگ تمدن‌ها؛ بازتولید گفتمان تقابل غرب و اسلام» 🎙 سخنران: حجت‌الاسلام والمسلمین مومنی 🗓 امشب ۲۱ مهرماه 🕙 ساعت ۲۱ 📍 قم، خیابان شهید صدوقی، روبروی کوچه ۴۱ حضور همه علاقه‌مندان، اساتید، طلاب، دانشجویان و عموم مردم در این نشست آزاد و موجب افتخار است. ✅ «وحدت کلمه و اتحاد مقدس، از اصولی‌ترین نیازهای امروز کشور است.» مقام معظم رهبری (مدظله‌العالی) ــــــــــــــــــــــــــــ ┄┄┅┅❅🇮🇷❅┅┅┄┄ روبیـــکا | بـــله | روبیــنو | ایتـــا | آپــــارات
🎞 از ج ۱۱۵ | ۱۱ مهرماه (۹/۱) 📌موضوع: حفظ امام و نائب امام؛ شرط اساسی ظهور 👤سخنران: حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر محمد صابر جعفری، قائم‌مقام بنیاد حضرت مهدی موعود(عج) 🔷صد و چهاردهمین جلسه موکب تبیینی بصیرتی، در دویست‌وهفدهمین شب بعثت و حماسه‌آفرینی و حضور مردم در میدان، با حضور بسیار خوب مردم برگزار شد. 🔷مطابق شب‌های گذشته، پیش از آغاز سخنرانی سوره فتح، سرود جمهوری اسلامی ایران و پس از آن، صلوات خاصه حضرت فاطمه معصومه(س) خوانده شد. 🔷مجری برنامه حجت‌الاسلام بهرمن، ضمن خوشامدگویی به حاضران، شعری از علی ساعدی با مضمون ایستادگی تا پایان راه، امید به ظهور، وفاداری به مسیر شهیدان و خونخواهی امام شهید قرائت کرد: مرد و زن، مردان میدانیم تا پایان کار پای حق مردانه می‌مانیم تا پایان کار از امید و عشق سرشاریم تا روز ظهور جلوه‌ی اعجازِ ایمانیم تا پایان کار پرچم توحید، ایران است ایرانِ حسین جان‌فدای خاک ایرانیم تا پایان کار لاله‌زارِ سرخِ ایثار است دامانِ وطن رهرو راه شهیدانیم تا پایان کار با یزید پست می‌جنگیم این یعنی شرف ما حریف حزب شیطانیم تا پایان کار پیرو پیرِ جمارانیم و آقای شهید لشکر اسلام و قرآنیم تا پایان کار با شعار «یا لثارات الحسین» آماده‌ایم جان به کف خونخواه یارانیم تا پایان کار 🔶حجت‌الاسلام والمسلمین جعفری، در آغاز سخنرانی، موضوعی را برای تأمل مطرح کرد که محور اصلی بحث او بود: اگر یکی از مهم‌ترین عوامل غیبت امام عصر(عج)، حفظ جان آن حضرت از شهادت نابهنگام باشد، چه نسبتی میان آمادگی جامعه، حفظ شخصیت امام و امکان ظهور برقرار می‌شود؟ 🔺او برای رسیدن به پاسخ، ابتدا به تبیین مفهوم غیبت پرداخت. به گفته او، اصل مهدویت و وعده وراثت زمین به صالحان، در سنت‌های دینی پیشینه‌ای گسترده دارد و قرآن نیز صریحاً فرموده است: «وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ»؛ / «در زبور، پس از ذکر، نوشتیم که زمین را بندگان صالح من به ارث خواهند برد» (انبیاء، ۱۰۵). ☝️او با اشاره به اینکه در عهد عتیق موجود و در مزامیر حضرت داوود(ع) نیز عبارتی با همین مضمون آمده بود که شریران منقطع خواهند شد و شایستگان وارث زمین خواهند شد، این هم‌خوانی را نشانه‌ای قابل تأمل دانست؛ به‌ویژه آنکه به اعتقاد او، این مضمون در متون موجود، با وجود تحریف‌هایی که در تورات و انجیل رخ داده بود، همچنان قابل مشاهده بود. 👌سخنران تأکید کرد که اصل بحث او، بررسی تفصیلی همه علل غیبت نیست، اما برای رسیدن به موضوع اصلی ناگزیر است چند نکته پایه‌ای را روشن کند. نخستین نکته، تفاوت میان «غیبت» و «نبودن» امام بود. 🔺او توضیح داد که در روایات شیعه، غیبت امام زمان(عج) لزوماً به معنای حضورنداشتن آن حضرت در میان مردم یا رفتن ایشان به آسمان‌ها، مانند برداشته‌شدن حضرت عیسی(ع) به سوی آسمان، نیست؛ بلکه یکی از معانی محوری غیبت، ناشناخته‌بودن امام برای مردم بود. 🔺برای توضیح این معنا، به روایتی از امام باقر(ع) اشاره کرد که در آن، امام مهدی(عج) به حضرت یوسف(ع) تشبیه شده است؛ همان‌گونه که برادران یوسف او را می‌دیدند، اما نمی‌شناختند، امام نیز می‌توانست در میان مردم حضور داشته باشد، به بازارهای آنان وارد شود، در مسیرهایشان قدم بگذارد، بر فرش‌هایشان راه برود، به آنان سلام کند و آنان را ببیند و بشناسد، بی‌آنکه مردم او را بشناسند. 🔷سخنران توضیح داد که برخی تعابیر روایی از ندیدن امام سخن گفته‌اند و برخی دیگر از دیدن بدون شناختن او؛ تفاوتی که می‌توانست با مراتب و شرایط متفاوت افراد ارتباط داشته باشد. بنابراین، غیبت را نباید به معنای نبودن امام تلقی کرد؛ مسئله این است که جامعه تا چه اندازه امکان شناسایی و بهره‌مندی آگاهانه از حضور حجت خدا را پیدا می‌کرد. 👌اهمیت این مسئله از آنجا روشن‌تر می‌شود که طولانی‌شدن غیبت می‌تواند یقین انسان‌ها را تحت تأثیر قرار دهد. 🔺دکتر جعفری به دعایی در دوران غیبت استناد کرد که در آن آمده بود: «اللَّهُمَّ وَلَا تَسْلُبْنَا الْيَقِينَ لِطُولِ الْأَمَدِ فِي غَيْبَتِهِ وَانْقِطَاعِ خَبَرِهِ عَنَّا، وَلَا تُنْسِنَا ذِكْرَهُ وَانْتِظَارَهُ وَالْإِيمَانَ بِهِ وَقُوَّةَ الْيَقِينِ فِي ظُهُورِهِ وَالدُّعَاءَ لَهُ وَالصَّلَاةَ عَلَيْهِ...» 🔼«خدایا، مبادا طولانی‌شدن دوران غیبت و بی‌خبری ما از او، یقین را از ما بگیرد؛ و مبادا یاد او، انتظارش، ایمان به او، یقین به ظهورش، دعا برای او و صلوات بر او را فراموش کنیم.» 🔺این دعا، افزون بر یادآوری طولانی‌شدن غیبت، از خطری دیگر نیز پرده برمی‌داشت: ممکن بود فاصله طولانی میان جامعه و امام، به فراموشی تدریجی یاد و انتظار او بینجامد. 💢برای مطالعه قسمت دوم اینجا کلیک کنید
🎞 روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۱۱۵ | ۱۱ مهرماه (۹/۲) 🔰قسمت دوم 🔸از همین رو، عالمان شیعه در طول تاریخ درباره علت، فلسفه و حکمت غیبت بحث کردند؛ مفاهیمی که هرکدام از زاویه‌ای متفاوت به مسئله نگاه می‌کردند. ☝️سخنران یادآور شد که در بعضی روایات، غیبت «سرّی از اسرار الهی» معرفی شد، اما این تعبیر به معنای بسته‌بودن راه هرگونه فهم و بررسی نبود؛ زیرا در کنار آن، روایات متعددی به وجوه و علت‌های مختلف غیبت اشاره کردند. هرکدام از این نقل‌ها می‌توانستند جلوه‌ای از مسئله را روشن کنند. ❗️یکی از این وجوه، امتحان و غربال‌شدن مردم بود. در روایات، از آزمون‌های پی‌درپی انسان‌ها در عصر غیبت سخن گفته شد؛ آزمون‌هایی که می‌توانستند ایمان فرد را تا مرزهای دشوار تزلزل پیش ببرند، به‌گونه‌ای که انسانی صبح با ایمان باشد و شب آن را از دست بدهد. 🔸سخنران در کنار این عامل، به وجه دیگری نیز اشاره کرد که با تعبیرهایی نظیر غضب الهی، ناشایستگی جامعه یا محرومیت ناشی از ناسپاسی قابل توضیح بود. در برخی نقل‌ها آمده بود که وقتی خداوند بر قومی غضب می‌کند، آنان را از جوار و همنشینی با اولیای خود دور می‌سازد. 🔸او همچنین به توقیع شریف امام زمان(عج) اشاره کرد که در آن، از ضرورت اجتماع قلبی شیعیان بر وفای به عهد سخن رفته بود؛ مضمونی که با این عبارت شناخته می‌شد: «وَلَوْ أَنَّ أَشْيَاعَنَا ـ وَفَّقَهُمُ اللَّهُ لِطَاعَتِهِ ـ عَلَى اجْتِمَاعٍ مِنَ الْقُلُوبِ فِي الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ عَلَيْهِمْ، لَمَا تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْيُمْنُ بِلِقَائِنَا...»؛ یعنی اگر شیعیان در وفای به عهد، همدل و یکپارچه بودند، برکت دیدار با امام به تأخیر نمی‌افتاد. 🔺دکتر جعفری برای روشن‌ترشدن اثر ناسپاسی و نافرمانی جامعه در محروم‌شدن از امام، دو نمونه تاریخی را مطرح کرد. 🔷نخست، روایتی از امام حسن مجتبی(ع) درباره روزهای پایانی عمر امیرالمؤمنین(ع) بود که معمولاً در شب‌های نوزدهم ماه مبارک رمضان نیز نقل می‌شود که امیرالمؤمنین(ع) چند روز پیش از شهادت، پیامبر اکرم(ص) را در خواب دید و از رنجی که از امت ایشان کشیده بود، شکایت کرد: مردم از من خسته شده‌اند و من نیز از آنان به تنگ آمده‌ام. ⚠️پیامبر(ص) به ایشان فرمود که آنان را نفرین کند. امیرالمؤمنین(ع) نیز دعا کرد که خداوند مردمی بهتر به او عطا کند و به جای او، کسی را بر آن مردم مسلط سازد که شایسته آنان باشد. ‼️سخنران این ماجرا را صرفاً یک نفرین فردی تلقی نکرد؛ از نظر او، معنای اجتماعی آن، فاصله‌افتادن میان امام و جامعه‌ای بود که قدر امام خود را نشناخته بود و در نتیجه، خود را از حضور و هدایت او محروم می‌کرد. 🔸نمونه دوم، ماجرای قوم حضرت موسی(ع) در سوره مائده بود؛ سوره‌ای که سخنران از آن با عنوان «سوره ولایت» یاد کرد. حضرت موسی(ع) به قوم خود فرمان داده بود وارد سرزمین مقدس شوند و در برابر جباران آن سرزمین بایستند. 🔺قرآن از فرمان او چنین یاد کرده است: «يَا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَلَا تَرْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِينَ»؛ «ای قوم من، به سرزمین مقدسی که خدا برای شما مقرر کرده است وارد شوید و عقب‌گرد نکنید که زیانکار خواهید شد» (مائده، ۲۱). ⚠️قوم موسی به‌جای پذیرش فرمان پیامبر خود، گفتند در آن سرزمین مردمی جبار حضور دارند و تا آنان بیرون نروند، حاضر به ورود نخواهند شد. در این میان، دو نفر از کسانی که قرآن آنان را در شمار «الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا» قرار داده، به قوم یادآوری کردند که اقدام، خود بخشی از راه پیروزی است. 🔺 آنان گفتند: «ادْخُلُوا عَلَيْهِمُ الْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غَالِبُونَ وَعَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ»؛ یعنی از دروازه بر آنان وارد شوید؛ اگر وارد شوید، پیروز خواهید شد و اگر ایمان دارید، بر خدا توکل کنید (مائده، ۲۳). 👌سخنران تأکید کرد که عبارت «فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غَالِبُونَ» باید در ذهن بماند: آنان از قوم خواستند قدم نخست را بردارد و به وعده الهی اعتماد کند؛ همان منطقی که با آیه «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ» نیز پیوند داشت. ⚠️اما قوم موسی همچنان از ورود سر باز زدند و گفتند: «قَالُوا يَا مُوسَى إِنَّا لَنْ نَدْخُلَهَا أَبَدًا مَا دَامُوا فِيهَا فَاذْهَبْ أَنْتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلَا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ»؛ 🔺«گفتند: ای موسی، تا وقتی آنان در آنجا هستند، هرگز وارد نخواهیم شد؛ پس تو و پروردگارت بروید و بجنگید، ما همین‌جا نشسته‌ایم» (مائده، ۲۴). 🔺این پاسخ، تنها امتناع از یک عملیات نظامی نبود؛ نوعی واگذاشتن مسئولیت پیامبر و تمسخر عملی فرمان او بود. آنان به موسی گفتند خودت و خدایت بروید و بجنگید؛ ما اینجا می‌مانیم و دعا می‌کنیم! 💢برای مطالعه قسمت سوم اینجا کلیک کنید
🎞 روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۱۱۵ | ۱۱ مهرماه (۹/۳) 🔰قسمت سوم 🔺در پی این نافرمانی، حضرت موسی(ع) با اندوه گفت: «رَبِّ إِنِّي لَا أَمْلِكُ إِلَّا نَفْسِي وَأَخِي فَافْرُقْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ»؛ «پروردگارا، من جز اختیار خودم و برادرم را ندارم؛ پس میان ما و این قوم فاسق جدایی بیفکن» (مائده، ۲۵). ‼️سخنران بر تلخی این صحنه مکث کرد: این قوم، همان کسانی بودند که با موسی از نیل عبور کرده، در برابر فرعون ایستاده و در پیروزی بر او سهیم شده بودند؛ همان همراهان انقلاب موسی که اکنون در حساس‌ترین مرحله، از اطاعت پیامبرشان سر باز زده بودند. قرآن آنان را «فاسق» خواند؛ یعنی نافرمانی آنان از حد یک اختلاف نظر ساده فراتر رفت و به خروج از مسیر فرمان الهی رسید. 🔺پیامد این سرپیچی نیز در آیه بعد بیان شد: «فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعِينَ سَنَةً يَتِيهُونَ فِي الْأَرْضِ»؛ آن سرزمین چهل سال بر آنان حرام شد و در زمین سرگردان ماندند (مائده، ۲۶). ❗️حضرت موسی(ع) همچنان پیامبر بود، اما آن مردم از امکان همراهی و بهره‌مندی از هدایت او در تحقق آن مأموریت محروم شدند. ⚠️سخنران با کنار هم گذاشتن این ماجرا و نفرین امیرالمؤمنین(ع)، بر یک نکته تأکید کرد: جامعه‌ای که قدر امام و رهبر الهی خود را نداند و در لحظه مسئولیت، او را تنها بگذارد، می‌تواند خود را از حضور و هدایت او محروم سازد؛ محرومیتی که گاه به شهادت امام و گاه به سرگردانی و عذاب جامعه می‌انجامد. 🔶حفظ جان امام؛ از علت غیبت تا شرط آمادگی برای ظهور دکتر جعفری پس از این مقدمه، دو عامل را در میان علل مطرح‌شده برای غیبت، مهم‌تر و مرتبط با یکدیگر دانست: نخست، بیعت‌نداشتن امام با طاغوت‌ها و مقیدنبودن به تعهدی که مانع قیام او شود؛ دوم، جلوگیری از شهادت نابهنگام امام. 🔺او توضیح داد که در توقیع امام زمان(عج) به اسحاق بن یعقوب، یکی از علت‌های غیبت چنین بیان شده بود: «إِنَّهُ لَمْ يَكُنْ أَحَدٌ مِنْ آبَائِي إِلَّا وَقَدْ وَقَعَتْ فِي عُنُقِهِ بَيْعَةٌ لِطَاغِيَةِ زَمَانِهِ، وَإِنِّي أَخْرُجُ حِينَ أَخْرُجُ وَلَا بَيْعَةَ لِأَحَدٍ مِنَ الطَّوَاغِيتِ فِي عُنُقِي»؛ یعنی هیچ‌یک از پدرانم نبودند مگر آنکه بیعتی با طاغوت زمانشان بر گردنشان قرار گرفت؛ اما من هنگامی قیام خواهم کرد که بیعت هیچ‌یک از طاغوت‌ها بر گردنم نباشد. 🔺در روایتی از امام رضا(ع) نیز علت غیبت به این صورت بیان شد: «لِئَلَّا يَكُونَ فِي عُنُقِهِ لِأَحَدٍ بَيْعَةٌ إِذَا قَامَ بِالسَّيْفِ»؛ تا هنگام قیام با شمشیر، بیعت هیچ‌کس بر گردن او نباشد. 🟢منطق این عامل روشن بود: اگر امام بخواهد قیام کند اما از پیش به طاغوتی تعهد داده باشد، آن تعهد می‌تواند مانعی در مسیر قیام ایجاد کند. از سوی دیگر، شناخته‌شدن امام و آگاهی طاغوت از هویت و موقعیت او، خطر جانی را نیز افزایش می‌دهد. ☝️سخنران یادآور شد که این دو علت از یکدیگر جدا نبودند؛ زیرا تعهد به طاغوت می‌توانست به محدودیت در اقدام منجر شود و شناخته‌شدن امام نیز او را در معرض حذف فیزیکی قرار دهد. 🔸با این همه، او عامل دوم، یعنی «خوف از قتل»، را از مهم‌ترین وجوه غیبت دانست. در روایتی که در منابع مربوط به غیبت نقل شده، از امام درباره علت غیبت پرسیده شد و پاسخ آمد: «يَخَافُ الْقَتْلَ»؛ از کشته‌شدن بیم دارد. 👌سخنران تأکید کرد که این تعبیر به معنای ترس امام از شهادت نبود؛ اهل‌بیت(ع) از شهادت هراس نداشتند. مسئله، کشته‌شدن نابهنگام و پیش از تحقق مأموریت بود؛ شهادتی که اگر بدون تحقق اهداف و بدون امکان ادامه مسیر رخ می‌داد، راه را ناتمام می‌گذاشت. 🔺برای توضیح این تفاوت، به زنجیره امامت اشاره کرد: اگر امام باقر(ع) به شهادت می‌رسید، امام صادق(ع) پس از او عهده‌دار امامت بود؛ اگر امام هادی(ع) شهید می‌شد، امام حسن عسکری(ع) پس از ایشان حضور داشت. ‼️اما امام مهدی(عج)، بر اساس باور شیعه، آخرین امام و مأمور تحقق نهایی آن مسیر است. اگر ایشان نابهنگام به شهادت می‌رسیدند، مسئله صرفاً از دست‌رفتن یک رهبر نبود؛ مأموریت تاریخی‌ای که بنا بود به دست او به سرانجام برسد، ناتمام می‌ماند. از همین رو، حفظ جان امام اهمیتی اساسی داشت. 🔺سخنران برای نشان‌دادن دشواری این مسئولیت، به دوران امامت امام حسن عسکری(ع) پرداخت. 🔺آن حضرت از یک سو باید فرزند خود، امام مهدی(عج)، را به شیعیان معرفی می‌کرد تا جایگاه امامت و مسئله جانشینی در ابهام نماند؛ 🔻از سوی دیگر باید او را از خطرهایی حفظ می‌کرد که حتی ممکن بود از سوی افرادی با ظاهر انتساب به خاندان و جامعه شیعه ایجاد شوند. 🔺دکتر جعفری در این زمینه از جعفر کذاب نام برد و توضیح داد که حفظ امام، در آن شرایط، کاری بسیار دشوار بود؛ هم معرفی لازم بود و هم مراقبت از جان. 💢برای مطالعه قسمت چهارم اینجا کلیک کنید
🎞 روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۱۱۵ | ۱۱ مهرماه (۹/۴) 🔰قسمت چهارم 🔸در روایتی که او نقل کرد، احمد بن اسحاق به دیدار امام حسن عسکری(ع) رفت و از سرنوشت امامت پس از ایشان پرسید. امام وارد اتاقی شدند و سپس در حالی بازگشتند که کودکی همراهشان بود؛ کودک با احمد بن اسحاق سخن گفت و به این ترتیب، امام حسن عسکری(ع) از یک سو حجت پس از خود را به او شناساندند و از سوی دیگر، با شیوه‌ای حساب‌شده از هویت و جان آن حضرت محافظت کردند. 🔺در این روایت، دو وظیفه هم‌زمان امام حسن عسکری(ع) آشکار شد: تثبیت شناخت امام آینده در میان شیعیان و پیشگیری از خطرهایی که می‌توانستند استمرار امامت را تهدید کنند. 🟢دکتر جعفری سپس پیشنهاد کرد که این منطق را به شیوه‌ای معکوس به مسئله ظهور پیوند بزنیم. ❗️اگر یکی از مهم‌ترین موانع غیبت، خطر شهادت نابهنگام امام بود، نمی‌توان زمان ظهور را به‌صورت تقویمی و قطعی اعلام کرد؛ اما می‌توان درباره شرایطی تأمل کرد که با تحقق آنها، آن مانع مهم تا اندازه‌ای برطرف شود. ❗️روزی که جان امام امکان حفظ‌شدن پیدا کند، جامعه آماده محافظت از او باشد و امام هنگام قیام ناگزیر به پذیرفتن تعهدی در برابر طاغوت‌ها نباشد، یکی از پایه‌ای‌ترین موانع مورد بحث در این استدلال کنار می‌رود. این سخن نه تعیین وقت ظهور، بلکه تبیین مسئولیتی بود که جامعه در دوران غیبت بر عهده داشت. ☝️او در عین حال یادآور شد که امتحان و غربال جامعه همچنان پابرجاست. در مسیر انتظار، گروهی وظیفه خود را انجام می‌دهند و به مرتبه‌ای از ایمان و عمل می‌رسند که حتی اگر پیش از ظهور از دنیا بروند، زیان نکرده‌اند؛ سخنران با اشاره به روایاتی در این مضمون توضیح داد که گویا چنین افرادی همین حالا در خیمه امام قرار دارند. ⚠️در مقابل، بعضی نیز در جریان آزمون‌ها ریزش می‌کنند و از مسیر همراهی بازمی‌مانند. بنابراین، آمادگی برای ظهور تنها به انتظار زمانی وابسته نبود؛ به کیفیت ایستادگی، بصیرت و وفاداری افراد نیز بستگی داشت. 🔺از نظر او، در این میان قدرت جامعه دینی و شیعی نقشی تعیین‌کننده داشت. قرآن فرمان داده: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ»؛ هر اندازه می‌توانید در برابر دشمن نیرو و آمادگی فراهم کنید تا دشمن خدا و دشمن خود را با آن بازدارید (انفال، ۶۰). 👌سخنران تأکید کرد که اگر جامعه دینی به قدرتی برسد که دشمن جرئت نکند به آن حمله کند و نخستین هدفش، یعنی امام جامعه، را از میان بردارد، گام بزرگی در جهت فراهم‌کردن شرایط حفظ امام برداشته است. 🔺این قدرت البته تنها به توانایی نظامی محدود نمی‌شد، هرچند عِدّه و عُدّه نظامی نیز بخشی مهم از آن بود. دکتر جعفری برای تبیین اهمیت یار و همراه، به پرسشی درباره امیرالمؤمنین(ع) پرداخت: چرا حضرت در دوره بیست‌وپنج‌ساله پس از رحلت پیامبر(ص)، در برابر انحرافات اقدام نظامی نکردند، اما در دوره حدود پنج‌ساله حکومت خود وارد میدان‌های درگیری شدند؟ 🔺او به پاسخی از امام رضا(ع) اشاره کرد که حضرت برای توضیح این تفاوت، دوره مکه و مدینه پیامبر(ص) را مثال زدند؛ پیامبر در مکه اقدام نظامی نکردند و پس از هجرت به مدینه نیز بلافاصله وارد جنگ نشدند، بلکه پس از فراهم‌شدن شرایط اقدام کردند. وقتی پرسش ادامه یافت، پاسخ امام رضا(ع) چنین بود: «لِقِلَّةِ أَعْوَانِهِ»؛ به دلیل کمبود یاران. 👌سخنران این پاسخ را کلیدی دانست؛ زیرا همراهی لفظی و ادعای وفاداری با داشتن یارانی که بتوان بر آنها تکیه کرد، یکسان نبود. ⁉️از امام صادق(ع) نیز در پاسخ به چرایی قیام‌نکردن، مکرر نقل شد که یار نداریم؛ و مراد از یار، صرفاً انبوه کسانی نبود که نام حمایت بر زبان می‌آوردند. 🔶از جنگ سخت تا جنگ نرم؛ چگونه امام را پیش از ترور جسمانی، از جامعه جدا می‌کنند؟ ♦️دکتر جعفری در ادامه بحث یاران، به بیعت عقبه و آغاز هجرت پیامبر(ص) اشاره کرد. بنا بر توضیح او، در سال دوازدهم بعثت، دوازده نفر در عقبه با پیامبر(ص) بیعت کردند؛ بیعتی که مضمون اصلی آن اخلاقی بود: دروغ نگویند، خیانت نکنند، پاکدامن باشند و از پیامبر اطاعت کنند. 🔺او این پیمان را با بیعت نسا مقایسه کرد که قرآن نیز از آن یاد کرده بود. یک سال بعد، در سال سیزدهم بعثت، حدود هفتادودو نفر گرد آمدند و پیمانی با محتوایی متفاوت بستند. 👌اصول اخلاقی همچنان جای خود را داشت، اما این بار مسئله به جان‌فشانی گسترش یافته بود؛ پیمانی که بر اساس آن، پیامبر را در برابر دشمنان تنها نمی‌گذاشتند و آمادگی خود را برای دفاع از او و مسیرش اعلام می‌کردند. 🔺سخنران این معنا را با تعبیری از وفاداری نسبت به دوستان و دشمنان اهل‌بیت(ع) بیان کرد: «حربٌ لمن حاربکم، سلمٌ لمن سالمکم»؛ با دشمنان شما در جنگیم و با همراهان شما در صلح و همدلی. 💢برای مطالعه قسمت پنجم اینجا کلیک کنید
🎞 روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۱۱۵ | ۱۱ مهرماه (۹/۵) 🔰قسمت پنجم ☝️او یادآور شد که حضرت فاطمه زهرا(س) پس از انحراف مسیر خلافت در سقیفه، در احتجاج با مهاجران و انصار به همین پیمان جان‌فشانی استناد کرده بودند: مگر با پیامبر عهد نبستید که جان‌فدای او و مسیر و خاندانش باشید؟ 🔷از نظر سخنران، هنگامی که چنین پیمانی از سطح کلام فراتر می‌رفت و به آمادگی عملی می‌رسید، پیامبر می‌توانست با پشتوانه‌ای مطمئن وارد مرحله‌ای تازه از مأموریت خود شود. هجرت، تشکیل جامعه نبوی و تحقق اهداف اسلام، بدون چنین یارانی با دشواری جدی روبه‌رو می‌شد؛ همان‌گونه که بی‌یاوری، دست امیرالمؤمنین(ع) را نیز می‌بست. 🔺در اینجا سخنران میان «عِدّه و عُدّه» و «آدم» تفکیک کرد. نیروی انسانی، فقط جسم و توان نظامی نبود؛ به روحیه، بصیرت، صبر و ظرفیت ایستادگی نیز نیاز داشت. او به سخن امیرالمؤمنین(ع) استناد کرد: «لَا يَحْمِلُ هَذَا الْعِلْمَ إِلَّا أَهْلُ الْبَصَرِ وَالصَّبْرِ»؛ این پرچم و مسئولیت را جز اهل بصیرت و صبر برنمی‌دارند. 🔺از نظر سخنران، یار امام باید نقشه دشمن، شایعه‌ها، تخریب‌ها و دگرگونی‌های فضای تبلیغاتی را تشخیص دهد و در عین حال، در برابر فشارها تاب‌آوری و استقامت داشته باشد. ♦️در میانه سخنرانی، یکی از دسته‌های خونخواهی امام شهید از مقابل موکب عبور کرد. حاضران می‌خواستند با شعارهای دسته همراه شوند، اما اعضای دسته به احترام سخنرانی سکوت کردند. دکتر جعفری نیز رو به آنان گفت: «خسته نباشید، خدا قوتتان بدهد. ما برای شما سکوت کردیم، شما هم برای ما؛ ان‌شاءالله خدا به شما عمر باعزت بدهد.» 🔺این رفت‌وبرگشت کوتاه، بار دیگر فضای موکب را با حضور پیوسته دسته‌های عزاداری و خونخواهی پیوند زد؛ دسته‌هایی که تقریباً هر پانزده دقیقه از مقابل موکب می‌گذشتند و حاضران و سخنران، با شعارهایشان همراهی می‌کردند. از جمله شعارهایی که در این شب در دسته‌های خونخواهی گفته می‌شد: «هیهات من الذله»، «ما عاشق حسینی، ما پیرو حسینیم»، «ظلمی نمی‌پذیریم»، «لبیک سید مجتبی» و «لبیک فرمانده کل قوا» بود. 🔻سخنران پس از این وقفه، به پرسش محوری بازگشت: آیا حفظ جان امام فقط یک مسئله فیزیکی است؟ آیا کافی است شمشیرزنانی در اطراف امام باشند تا مانع ترور او شوند؟ پاسخ او منفی بود. از نظر دکتر جعفری، جنگ سخت تنها یک وجه از مسئله بود؛ دشمن معمولاً زمانی در میدان سخت به نتیجه می‌رسید که پیش‌تر در میدان نرم، ذهنیت جامعه را تغییر داده و پیوند عاطفی و اعتقادی مردم با امام را تضعیف کرده باشد. 🔺او برای روشن‌کردن این تفاوت، ابتدا توان نظامی امیرالمؤمنین(ع) را یادآوری کرد. در میدان نبرد، کسی به قدرت و شجاعت حضرت نمی‌رسید. در ماجرای خندق، هنگامی که عمرو بن عبدود، سردار نامدار دشمن، از خندق عبور کرد و به سوی مسلمانان آمد، دیگران در برابر او درمانده بودند؛ اما امیرالمؤمنین(ع) او را به زمین زد. 👌در بدر و احد نیز حضرت در برابر سران مشرکان نقشی تعیین‌کننده ایفا کرد. از نگاه سخنران، جنگ سخت و رویارویی مستقیم، به‌خودی‌خود مسئله اصلی برای امیرالمؤمنین(ع) نبود؛ دشواری از جایی آغاز شد که جامعه در سطح ذهن و باور، از فرمان‌پذیری و اعتماد به امام فاصله گرفت. ⚠️امیرالمؤمنین(ع) در واپسین خطبه‌های خود، با حسرت از یاران گذشته یاد کرد و از کسانی نام برد که در میدان‌های دشوار همراهی کرده بودند؛ از جمله عمار، ذوالشهادتین و ابن‌تیهان. ‼️آنچه حضرت را می‌آزرد، صرفاً کمبود شمشیرزن نبود؛ فقدان کسانی بود که به رهبر خود اعتماد کنند و از او اطاعت کنند. 🔺سخنران مضمون این حسرت را چنین توضیح داد: امیرالمؤمنین(ع) از کسانی یاد می‌کرد که «وَثِقُوا بِالْقَائِدِ فَاتَّبَعُوهُ»؛ به رهبر اعتماد داشتند و از او پیروی می‌کردند. ‼️شکایت حضرت از بهانه‌جویی‌هایی بود که میدان را از نیروهای وفادار خالی می‌کرد: وقتی فرمان حرکت در زمستان داده می‌شد، از سرما می‌گفتند؛ در تابستان، از گرما شکایت می‌کردند؛ هنگام درو، بهانه برداشت محصول می‌آوردند و پیوسته انجام مسئولیت را به تأخیر می‌انداختند. ⚠️ حتی زمانی که دشمن به خانه‌هایشان می‌رسید و امنیتشان را تهدید می‌کرد، باز هم آمادگی لازم برای ایستادگی شکل نمی‌گرفت. 🔺در این شرایط، مشکل اصلی نه برتری شمشیر دشمن، بلکه فرسایش اراده و اطاعت در جامعه بود. ☝️او سپس به کتاب «الغارات» اشاره کرد که گزارش‌هایی از ناامنی‌ها، کشتارها، غارت اموال و آتش‌زدن دارایی مردم در دوران حکومت امیرالمؤمنین(ع) به دست نیروهای وابسته به معاویه را دربر داشت. 💢برای مطالعه قسمت ششم اینجا کلیک کنید
🎞 روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۱۱۵ | ۱۱ مهرماه (۹/۶) 🔰قسمت ششم ⚠️به تحلیل سخنران، خروجی این ناامنی‌ها برای بخشی از جامعه آن نبود که معاویه و نیروهایش به مردم حمله کرده‌اند و باید برای جلوگیری از غارتگری، پشت سر امیرالمؤمنین(ع) بایستند؛ بلکه نتیجه تبلیغاتی آن به شکل‌گیری این تصور انجامید که حکومت علی(ع) ناتوان و ناکارآمد است. 👌هدف، صرفاً ایجاد ناامنی نبود؛ ناامنی‌ها باید به حساب ضعف امام نوشته می‌شدند تا مردم به جای همراهی با او علیه مهاجمان، از خود امام روی‌گردان شوند! 🔻سخنران در این زمینه به جمله مشهور امیرالمؤمنین(ع) اشاره کرد: «وَاللَّهِ مَا مُعَاوِيَةُ بِأَدْهَى مِنِّي، وَلَكِنَّهُ يَغْدِرُ وَيَفْجُرُ»؛ به خدا سوگند، معاویه از من زیرک‌تر نیست، اما او فریبکاری و پیمان‌شکنی می‌کند. 🔷او توضیح داد که گاه در جامعه این تصویر ساخته می‌شد که علی(ع) انسان خوبی است، اما سیاست و حکومت‌داری نمی‌داند؛ حال آنکه خود امیرالمؤمنین(ع) از چنین تصوری دفاع می‌کرد و نشان می‌داد که مسئله، ناتوانی در سیاست نبود، بلکه شیوه‌های فریبکارانه و پیمان‌شکنی رقیب بود. 🔺این روند به جایی رسید که امیرالمؤمنین(ع) احساس می‌کرد جمعیتی که باید به امام اعتماد کند، هر روز کم‌رنگ‌تر می‌شود. حضرت تا پایان بر تعهد و مسیر خود ایستاد و بنا نداشت میدان را به افرادی مانند اشعث واگذار کند؛ اما اگر مردم میدان را به اشعث‌ها می‌سپردند، پیامد آن تنها یک اختلاف سیاسی نبود. ⚠️در مقطعی از جنگ صفین، پیروزی سپاه امیرالمؤمنین(ع) نزدیک شده بود و مالک اشتر به خیمه معاویه می‌رسید. سخنران تأکید کرد که در صورت تکمیل آن پیروزی، ساختاری از بی‌عدالتی، کاخ‌نشینی و نگاه تحقیرآمیز به مردم که با معاویه شناخته می‌شد، می‌توانست برای همیشه درهم شکسته شود. 🔺او برای توضیح معنای اجتماعی آن پیروزی، به شیوه زندگی امیرالمؤمنین(ع) اشاره کرد؛ امامی که زندگی خود را پایین‌تر از سطح زندگی کم‌برخوردارترین مردم نگه می‌داشت، برای کودک یتیم اشک می‌ریخت و درباره زنی غیرمسلمان که طلا و جواهراتش ربوده شده بود، چنان احساس مسئولیت می‌کرد که فرمود اگر انسانی از این غصه دق کند و بمیرد، جا دارد. 🔺پیروزی چنین الگویی، از دید سخنران، فقط پیروزی در یک نبرد نبود؛ می‌توانست بساط برده‌داری، مناسبات تحقیرآمیز و فاصله‌گرفتن حاکم از زندگی مردم را جمع کند. ⚠️در چنین بستری، شمشیر ابن‌ملجم بر فرق امیرالمؤمنین(ع) فرود آمد. اما دکتر جعفری بر این نکته تأکید کرد که پیش از آنکه شمشیر به سر امام برسد، شمشیرهای تبلیغاتی و ذهنی بر باور جامعه فرود آمده بودند؛ ذهنیتی که محبت و اعتماد را فرسوده و بی‌تفاوتی را جایگزین وفاداری کرده بود. ⚠️مردم، به تعبیر او، امام را عملاً تنها گذاشتند و زمینه را برای ضربه نهایی فراهم کردند. این همان نقطه‌ای بود که در تحلیل او، حفظ جان امام از حفظ شخصیت و جایگاه امام در ذهن جامعه جدا نبود. 🖇از همین زاویه، سخنران بحث را به روزگار معاصر پیوند زد. او توضیح داد که دشمن لزوماً منتظر نمی‌ماند تا روز ظهور برسد و آشکارا به فرزندان و خانواده‌ها بگوید شمشیر بردارند و با امام زمان(عج) بجنگند. 🔺این کار می‌تواند بسیار زودتر و از مسیر دیگری آغاز شود: بازی‌های رایانه‌ای، انیمیشن‌ها، فیلم‌های هالیوودی، شبکه‌های ماهواره‌ای و محصولات فرهنگی‌ای که تصویر موعود را خشن، ضدبشر و تهدیدکننده معرفی می‌کنند. 🔺در چنین فضایی، پیش از آنکه مواجهه فیزیکی رخ دهد، می‌توان در ذهن انسان‌ها نسبت به شخصیت موعود نفرت ایجاد کرد و جای جلاد و دلسوز را عوض کرد. 👌به گفته او، همین منطق را باید در چگونگی مواجهه دشمنان با رهبر جامعه نیز در نظر گرفت. او با اشاره به حوادث پس از شهادت رهبر شهید، یادآور شد که در مقاطعی که احتمال هدف‌گرفتن ایشان مطرح بود، حضور علنی و سخنرانی زنده در حسینیه و نیز حضور تاریخی ایشان در نماز جمعه تهران در «جمعه نصر»، نشان داد که دشمن در آن شرایط نتوانست به هدف خود برسد! ⚠️تحلیل سخنران این بود که ترور جسمانی زمانی امکان‌پذیر شد که پیش از آن، دشمن تصویر و شخصیت رهبر را در ذهن بخشی از جامعه تخریب کرد؛ ⚠️ذهنیتی که در آن، مردم به جای شناسایی عامل غارت، تحریم یا فساد، انگشت اتهام را به سوی رهبر نشانه می‌رفتند و گاه با کسانی همراه می‌شدند که آنان را به سازش با دشمن دعوت می‌کردند. 🔺دکتر جعفری برای تبیین این سازوکار، ماجرای حکمیت در زمان امیرالمؤمنین(ع) را با جزئیات بیشتری بازخوانی کرد. ‼️هنگامی که جنگ صفین به مرحله‌ای رسیده بود که پیروزی سپاه امام نزدیک می‌شد، گروهی حکمیت را تحمیل کردند. هرچه امیرالمؤمنین(ع) هشدار داد که... 💢برای مطالعه قسمت هفتم اینجا کلیک کنید
🎞 روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۱۱۵ | ۱۱ مهرماه (۹/۷) 🔰قسمت هفتم ⚠️هرچه امیرالمؤمنین(ع) هشدار داد که شناختی دقیق از طرف مقابل دارد و آنان به عهد و پیمان پایبند نیستند، فضای تبلیغاتی به سمتی رفت که حضرت به جنگ‌طلبی متهم شد. به مردم گفته شد از جنگ خسته شده‌اند، نان ندارند و زندگی‌شان مختل شده است؛ در حالی که از نگاه سخنران، جنگ در آستانه پیروزی بود و می‌توانست دستاوردهای مهمی در پی داشته باشد! 🔸در نهایت، بر امام فشار آوردند که یا حکمیت را بپذیرد یا همه‌چیز را کنار بگذارد. امیرالمؤمنین(ع) پس از بیان هشدارهایش، شروط خود را مطرح کرد و توضیح داد که اگر قرار است با افرادی سیاست‌پیشه، دروغگو و پیمان‌شکن مذاکره شود، عبدالله بن عباس که یک سیاستمدار است انتخاب شود؛ اما گروهی حتی او را نپذیرفتند و مالک اشتر را نیز به دلیل سابقه نظامی کنار گذاشتند. ‼️آنان به دنبال فردی بودند که نرم‌تر باشد و امکان کنارآمدن با طرف مقابل را داشته باشد؛ سرانجام ابوموسی اشعری را تحمیل کردند. ⚠️سخنران با لحنی انتقادی گفت که امیرالمؤمنین(ع) از این تصمیم و پیامدهای آن چه رنجی کشید. 👌او برای تأیید این بخش از روایت، به نقلی از کتاب «امالی» شیخ طوسی استناد کرد. بر اساس گزارشی که عبدالله بن معقل از امیرالمؤمنین(ع) نقل کرده بود، حضرت در قنوت نماز صبح، معاویه، عمرو بن عاص، ابوموسی اشعری، ابوالاعور سلمی و همراهانشان را نفرین کرده بود. 🔺در این تحلیل، معاویه و عمرو بن عاص دشمنی‌شان را آشکار کرده بودند؛ اما ابوموسی، با دعوت به نشستن پای گفت‌وگو و برجسته‌کردن ظاهر دینی طرف مقابل، مسیر دیگری را پیش می‌برد. ⚠️سخنران تصویر آن فضا را چنین توصیف کرد: آنان قرآن را بالا بردند و گفتند چرا با قرآن می‌جنگید؟ می‌نشینیم و گفت‌وگو می‌کنیم؛ اگر سخنشان نادرست بود، نمی‌پذیریم. ما عاقل هستیم، کودک نیستیم که فریب بخوریم؛ حتی کسانی که عمامه دارند و خود را اهل علم می‌دانند، ممکن است همین اطمینان کاذب را داشته باشند. ⚠️از نگاه سخنران، نتیجه حکمیت فقط این نبود که معاویه از یک فرصت سیاسی استفاده کرد؛ خطر مهم‌تر آن بود که پس از تحمیل تصمیمی نادرست و محروم‌شدن جامعه از دستاوردهای نزدیک به پیروزی، همان کسانی که تصمیم را تحمیل کرده بودند، شمشیر را به سوی امیرالمؤمنین(ع) برگرداندند و امام را مقصر معرفی کردند. ✴️در نتیجه، میدان جنگ از عرصه نظامی به عرصه نرم منتقل شد: جامعه‌ای که می‌توانست پیروزی را به پایان برساند، درگیر تردید و اتهام‌زنی به رهبر خود شد. ⚠️سخنران این الگو را هشداری برای جامعه امروز دانست. او با اشاره به دستاوردهایی که در جریان جنگ اخیر و در ارتباط با تنگه هرمز به دست آمده بود، تأکید کرد که نباید اجازه داد دستاوردهای میدان، زیر فشار تبلیغات و تردیدافکنی به فراموشی سپرده شود. 🔶در این بخش سخنران، به تبدیل‌شدن ایران به «قدرت چهارم جهان» اشاره کرد و افزود که این تعبیر، تنها از رابرت پیت نقل نشد و با یادآوری سخنی از رهبر رشید به نقل معنا گفت جامعه‌ای که با اهل‌بیت(ع) همراه است، به محاسبه الهی قدرت اول جهان است، چنان‌که ایران در جنگ هشت‌ساله و نیز در جنگ اخیر، از نظر او، قدرتی تعیین‌کننده از خود نشان داد. 👌او گفت که آمریکا در وضعیت اخیر ناچار به عقب‌نشینی شد و هشدار داد که نباید اجازه داد عده‌ای با تضعیف روحیه مردم، این دستاوردها را از ذهن جامعه پاک کنند. ‼️برای توضیح فاصله میان دستاورد واقعی و تصویر عمومی، سخنران به نمونه‌هایی از توان علمی کشور اشاره کرد. او گفت همان شب هجدهم و نوزدهم ناآرامی‌ها، سه ماهواره دقیق به فضا فرستاده شد؛ دستاوردی که بسیاری از کشورهای اروپایی نیز قادر به اجرای مشابه آن نبودند. ✅همچنین به تولید ربات‌های جراحی اشاره کرد و گفت ایران این ربات‌ها را برای صادرات آ« به کشورهای خارجی تولید و درباره آنها قرارداد بست؛ سابقه ساخت این فناوری، به بیش از دو یا سه دهه می‌رسید و قراردادها و همکاری‌های خارجی نیز دست‌کم از حدود یک دهه پیش وجود داشت. ⚠️با این حال، چنین دستاوردهایی در ذهن بخشی از جامعه بازتاب کافی پیدا نمی‌کردند؛ در حالی که حاصل تلاش نخبگان ایرانی بودند و همه نخبگان کشور نیز به خارج نرفته بودند. که ادعا میکردند! 🔻دکتر جعفری در ادامه گفت دشمن با ضربه‌زدن به اقتصاد و اعمال تحریم‌ها، فضایی ایجاد کرد که همه مشکلات به حساب رهبر جامعه نوشته شود. ⚠️در چنین شرایطی، حتی برخی افراد داخلی نیز می‌توانستند با خطای محاسباتی یا تصمیم‌هایی که برخلاف مسیر مورد انتظار جامعه بود، به تضعیف دستاوردها کمک کنند. 👌او تأکید کرد کسانی که مسیر متفاوتی برگزیدند و تصمیمی گرفتند، باید مسئولیت تصمیم خود را نیز بپذیرند؛ اگر امروز دلار در چنین وضعیتی قرار گرفته، نباید مسئولیت آن را به‌طور کامل به گردن رهبر انداخت. از نظر... 💢برای مطالعه قسمت هشتم اینجا کلیک کنید
🎞 روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۱۱۵ | ۱۱ مهرماه (۹/۸) 🔰قسمت هشتم 🔺از نظر او، یکی از رفتارهای نادرست در تاریخ سیاسی آن بوده است که کسانی کاری را خراب می‌کنند، اما در پایان هزینه و مسئولیت آن را متوجه رهبر جامعه می‌سازند. 🔸سخنران بار دیگر به نقطه آغاز بازگشت: حفظ جان امام، تنها با محافظت فیزیکی تضمین نمی‌شود. اگر شخصیت امام در ذهن جامعه آسیب ببیند، اگر اعتماد عمومی فرسوده شود، اگر مردم از میدان کنار بکشند یا میان دوست و دشمن تمایز روشنی نگذارند، خطر برای امام و جامعه افزایش می‌یابد. 🔺از این رو، عصر غیبت برای جامعه دینی نوعی تمرین و آمادگی نیز هست؛ جامعه باید بیاموزد چگونه از نائب و رهبر دینی خود محافظت کند تا بتواند برای روزی که حفظ جان ولی خدا ضرورت پیدا می‌کند، آماده‌تر باشد. 🔶بخش پرسش‌وپاسخ؛ ⁉️یکی از حاضران با اشاره به نمونه‌های تاریخی درباره دوران امیرالمؤمنین(ع) و دیگر امامان، پرسید آیا ناپختگی و بی‌بصیرتی خواص و نیز مسئله نفوذ، از عوامل اصلی ناکامی در حفظ امام نبودند؟ جامعه امروز برای جلوگیری از تکرار آن تاریخ چه باید بکند؟ 🔺دکتر جعفری در پاسخ گفت: خواص و چهره‌های اثرگذار جامعه، زمانی قدرت پیدا می‌کنند که مردم با آنان همراهی کنند و بدون تبعیت مردم امکان پیش‌بردن همه اهدافشان را ندارند. 🔺او این مسئله را با منطق قرآنی و نقش اطاعت پیوند داد و گفت شیطان نیز زمانی می‌تواند مقصود خود را پیش ببرد که اطاعت شود. ⚠️بنابراین، جامعه‌ای که خود را پیرو اهل‌بیت(ع) می‌داند، باید به‌جای اعتماد بی‌محاسبه به اشخاص، معیار تشخیص را در قرآن و اهل‌بیت(ع) جست‌وجو کند. 👌هرگاه انسان در تشخیص راه درست دچار تردید شد، باید بپرسد قرآن و اهل‌بیت(ع) چه ملاکی برای انتخاب و پیروی به دست داده‌اند؛ کدام خواص شایسته تبعیت‌اند و کدام‌یک نباید در جایگاه مرجع تصمیم‌گیری قرار گیرند؟ ☝️او با یادآوری اینکه در طول تاریخ، شیطان افراد و جمعیت‌های فراوانی را از مسیر منحرف کرد، گفت ادعای دین‌داری یا انتساب به جامعه دینی، به‌تنهایی ضمانت درستی تصمیم‌ها نیست؛ خطای محاسباتی نیز پیامد دارد و نمی‌توان تصمیم نادرست گرفت و سپس از قرآن، اهل‌بیت(ع) و امام جامعه طلبکار شد. ‼️در همین زمینه، سخنران به انتخابات و رفتار برخی مردم اشاره کرد؛ افرادی که از سر لجاجت در انتخابات شرکت نکردند یا از روی لجاجت به بعضی افراد رأی دادند، در حالی که همان زمان درباره توانایی و آمادگی آن افراد هشدارهایی مطرح شده بود! 👌او در عین حال تأکید کرد که درباره مسئولان نباید یک حکم یکسان صادر کرد: برای هر مسئولی که در حال تلاش و خدمت است باید دعا کرد تا خداوند توفیقش دهد؛ کسی هم که مرتکب خیانت شده، اگر اصلاح‌پذیر است باید اصلاح شود و اگر اصلاح‌پذیر نیست، باید ریشه‌کن، ذلیل و نابود شود. 👌او با این بیان، هم بر ضرورت مسئولیت‌پذیری مدیران تأکید کرد و هم بر این نکته که جامعه نباید از معیارهای روشن دینی در سنجش عملکرد آنان فاصله بگیرد. 💢برای مطالعه قسمت پایانی اینجا کلیک کنید