معانی کلمات درس ۱۷ :::
ص ۱۵۴
امر: حکم ، دستور ، فرمان
تسهیلات: امکانات ، آسان کردن کارها
اوراق: جمع ورق ، برگه ها
سماجت: پافشاری ، اصرار کردن
قید: به شدت
صفحه ۱۵۵
وادار: مجبور کردن
تضاد: مثبت ، منفی
عاقبت: سرانجام ، پایان کار ها
صفحه ۱۵۶
ابدی: همیشگی ، جاوید
قرین: نزدیک ، همراه
انجمن: مجلس
عنایت: لطف و توجه
ترحیم: درود فرستادن ، طلب آمرزش برای مرده
خاک سپردند: دفن کردن .
مراسم: جمع مکسر رسم ، آداب و رسوم
تدفین: دفن کردن
حاضرین کلاس ۷/۲
۱_ ابوالفضل تقی بیگی
۲_ علی اصغر بیگدلو
۳_ محمد هادی اسحاق حسینی
۴_ علی اصغر خدادادی
۵_ محمد حسن حیدری
۶_ محمد رضا عبدالله زاده
۷_ محمد مهدی عظیمی
۸_ حیدر علی حیدری
۹_ احسان ضامنی
۱۰_ محمد رضا حسینی
۱۱_ هادی زارعی
جواب خود ارزیابی ص ۱۵۹
همه بنویسند
۱- دانشآموزان چه جملههایی روی برگههای خود مینوشتند؟
جواب: جملههایی که نشان دهنده عدم توانایی آنها در انجام دادن کاری بود مانند: من نمیتوانم به توپ فوتبال ضربه بزنم، من نمیتوانم کاری کنم که مرا دوست داشته باشند و…
۲- چرا دونا از دانشآموزان خواسته بود که «نمیتوانم»های خود را بنویسند؟
جواب: زیرا میخواست به دانش آموزان بفهماند کاری نیست که انسان نتواند انجام دهد و بچهها باید ناتوانی را از زندگی و ذهن خود پاک کنند و باور داشته باشند که برای انجام هر کاری توانا هستند.
۳- منظور بازرس از جمله «فهمیدم که این شاگردان هرگز چنین روزی را فراموش نخواهند کرد» چیست؟
جواب: با این حرکت، دانش آموزان همیشه به یاد این روز و مراسم تدفین «نمیتوانم» میمانند و هرگاه کلمهی «نمیتوانم» را میشنود، یاد مراسم تدفین و ترحیم آن میافتد.