eitaa logo
بندگی و زندگی🌱 bandegizendegi@
488 دنبال‌کننده
6.8هزار عکس
3.3هزار ویدیو
125 فایل
پاتوق والدین و همه اونایی که برای تغییر، رشد و تحول جامعه از خودشون شروع میکنن☑️ مادر۳ فرزند|دکتری فلسفه تعلیم و تربیت|مدرس و مشاور تربیتی اینجا باهام حرف بزن 👈🏻 @dr_aghaei ویراستی https://virasty.com/n_nafas 🌐لینک کانال eitaa.com/bandegizendegi
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
طرح دیوارنگاره میدان ولیعصر با شعار «تو فریاد دلهای مایی، بیا» ❤️
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
رهبر معظم انقلاب 👇 امروز در دنیا از علم تغذیه می کند و علم پیشرفته 👈 در خدمت بی عدالتی و جنگ افروزی است 🚦 ماموریت بزرگ حضرت عج عبارتست از =>》بر قراری قسط و عدل🌅 ... در بسیاری از روایات و زیارت ها و دعاها به این معنا اشاره شده است . عدلی که انتظار است ایشان به وجود بیاورند در یک بخش خاص نیست 👈 بلکه در شئون زندگی است . فراتر از نیازمندی و احساس نیاز است ... انتظار یعنی امید و اعتقاد به اینکه آینده قطعی وجود دارد ... انتظار ، سازنده است . برای همین انتظار فرج در دین ما جایگاه مهمی دارد 👉 @bandegizendegi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
👌⬇️👌⬇️ در شهری توریستی در گوشه ای از دنیا درست هنگامی که همه در یک بدهکاری بسر می برند و هر کدام برمبنای اعتبارشان زندگی را گذران می کنند و پولی در بساط هیچکس نیست ... ناگهان یک مرد بسیار ثروتمندی وارد شهر می شود . او وارد تنها هتلی که در این شهر ساحلی است می شود ... اسکناس ۱۰۰ یوروئی را روی پیشخوان هتل می گذارد و برای بازدید اتاق هتل و انتخاب آن به طبقه بالا می رود . صاحب هتل اسکناس ۱۰۰ یوروئی را برمی دارد و در این فاصله می رود و بدهی خودش را به قصاب می پردازد . قصاب اسکناس ۱۰۰ یوروئی را برمی دارد و با عجله سراغ دامداری می رود و بدهی خود را به او می پردازد . دامدار اسکناس ۱۰۰ یوروئی را با شتاب برای پرداخت بدهی اش به تامین کننده خوراک دام که از او برای گوسفندانش یونجه و جو خرید کرده می دهد . یونجه فروش برای پرداخت بدهی خود ، اسکناس ۱۰۰ یوروئی را با شتاب به شهرداری می برد و بابت عوارض ساخت و سازی که انجام داده به شهرداری می پردازد . حسابدار شهرداری اسکناس را با شتاب به هتل می آورد ... زیرا شهرداری به صاحب هتل بدهکار بود و هنگامی که چند کارمند و بازرس از پایتخت به شهرداری این شهر آمده بودند یک شب در این هتل اقامت کرده بودند . حالا دوباره هتل دار اسکناس را روی پیشخوان خود دارد . در این هنگام توریست ثروتمند پس از بازدید اتاق های هتل برمی گردد و اسکناس ۱۰۰ یوروئی خود را برمی دارد و می گوید از اتاق ها خوشش نیامد و شهر را ترک می کند 😳😄
دیروز بازم موقع کار کردن تو خونه و رفت و آمد تا آشپزخونه چشمم خورد به تلویزیون 📺📺📺 داشت انیمیشن شاهزاده روم رو نشون میداد .... اون لحظه اش که جنگ بود و اسارت و آتیش و ... و من داشتم به این فکر میکردم که میگن کار خدا بی حکمت نیست این یه چشمه شه ها .... یعنی میخوام بگم واسه اینکه ملیکای مسیحی فرزند یوشعا پسر قیصر روم و از نوادگان یکی از حواریون خاص حضرت عیسی ع یعنی شمعون ، بشه نرجس خاتون مسلمون شیعه و بشه همسر امام حسن عسگری و بشه مادر امام زمان عج و برسه به یه مقام بالای انسانی و عقلی و معنوی چقدر خدا سناریو چیده واسش ... اون خوابها اون ازدواجهایی که به هم میخوره اون جنگ اون اسارت و به کنیزی رفتن و ... شاید خیلیا بگن خود ملیکا از اینا خبر داشت اما من میگم اینجور دقیق و مو به مو نه اینجور نیست که واسش سخت نبوده باشه ... واسش پر دلهره و اضطراب و رنج نبوده باشه ... اینجور نیست فقط اعتمادش به حقیقت بود که کمکش کرد ایمانش بود که یاری ش کرد و خب لطف خدا و اهل بیت ع هم قطعا ما آدما وقتی وسط رنج ها و بالا و پایینای زندگیمون هستیم حواسمون به این حکمتها و سناریونویسی و تقدیرنویسی حکیمانه و مدبرانه خدا هست ؟؟؟؟؟؟ من فکر میکنم غالبا نه چون ماها متاسفانه خیلی اوقات یه دیندار سکولار میشیم دینداریم ها اما وسط رنج هامون یادمون میره مالک هستی کیه .... رازق اصلی کیه .... مربی اصلی کیه .... تقدیرنویس اصلی هستی و موجوداتش و ما آدما کیه ... یادمون میره اله هستی و قادر متعال کیه یادمون میره حکیمه و کار بی حکمت و دلیل نمیکنه یادمون میره رحمان و رحیمه و از مادر به بچه اش مهربونتره نسبت به بندگان و مخلوقاتش یادمون میره سر لجبازی مثل ما آدما با بنده هاش نداره ... یادمون میره و بعد شروع میکنیم به آه و ناله و اظهار عجز و ناتوانی و استیصال و افسردگی و غر و نق و گریه و زاری اینقدر که دیگه خودمونو میبازیم ... یادمون میره در محضر خداییم یادمون میره داره نگاهمون میکنه و بر اساس تصمیمات و عمل و رفتار هر لحظه مون اتفاق لحظه بعدیمونو رقم میزنه .... یادمون میره ... و چون دچار این خدافراموشی میشیم به این بلاء خودفراموشی هم دچار میشیم یعنی گرفتار این دام خطرناک شیطان میشیم .... و اینجوری وسوسه های درگوشی و قلبی و وهمی و خیالیش بر ما اثر میکنه و بی تدبیری هامون در لحظات زندگیمون رقم میخوره .... این بی تدبیریا و بدرفتاریا و بدتصمیم گیریا و بد فهمیدنا و بدتشخیص دادنا و .... ناشی از همون خدافراموشیه هست ... ناشی از اینه که تفکردائمالحضوریم لنگ میزنه ناشی از اینه که باور قلبی نداریم تو تموووم لحظات سخت و شیرین ... دلهره آور و سخت ... شاد و ملس ... پراضطراب و پررنج حیاتمون چه تو زندگی فردیمون و چه زندگی خانوادگی مون و چه زندگی اجتماعی مون در محضر خدا داریم حرف میزنیم و میریم و میایم و خرید میکنیم و میپزیم و میخوریم و غر میزنیم و گله میکنیم و شکلک درمیاریم و لجبازی میکنیم و فحش میدیم و غیبت می کنیم و تهمت میزنیم و مسخره میکنیم و دل میسوزونییییم و خساست میکنیم و کتک میزنیم و هل میدیم و زجر میدیم و ریخت و پاش و اسراف میکنیم و تبرج و خودنمایی میکنیم و آرزوی چشم درآوردنا میکنیم و مرادا رو تحریک میکنیم و زنا رو بازی میدیم و تو گوشی هامون سرک میکشیم به جاهایی که خجالت میکشیم بقیه ببینن اما حال میکنیم تنهایی باهاشون و ...... خلاصه که .... بله .... نیست .... حواس نیست .... پرته .... مشغوله .... مشغول بازی های کلاس پایین نفس ... مشغول هر چیزی جز اون چیزی که باید باشه ... مشغول الک دولک بازی کردن با شیطانه ... خب وقتی نیست وقتی فارغ از خداییم وقتی باور نداریم حی هست و حاضر هست و ناظر هست خب میشه همین بعد یه اتفاق میوفته برامون تو زندگی به جای اینکه به خودمون بیایم تازه طلبکارم میشیم که آخه یعنی چی خدا .... داشتیم ... مگه من چیکار کردم .... این حق من نیست ... خدایا این چی بود تو دامنم گذاشتی آخه .... و ..... @bandegizendegi ادامه 👇👇👇