eitaa logo
دلنوشته های بانوی کاشانی
308 دنبال‌کننده
296 عکس
234 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
♥️🍃 یکی از قشنگترین دعاهای که خوندم این بود: «يا الله أحلامنا بين يديك فحققها» خدایا آروزهام توی دستاته پس لطفا اونارو را برآورده کن. ____________ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ https://eitaa.com/joinchat/2790588977C6fecbc8102
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
• كار ديگرى نداريم من و خورشيد... براى دوست داشتنت بيدار مى‌شویم هر صبح!🫀 _احمدشاملو •https://eitaa.com/joinchat/2790588977C6fecbc8102
بانوی کاشانی بانوی کاشانی - Bi Kalam Ghamgin .mp3
زمان: حجم: 1.9M
من از عمیق ترین نقطه قلبم دوستت دارم !🌷 عمیق ترین نقطه قلب میدونی کجاست ؟ اونجایی که هیچکس برام ؛ شبیه تو نیست، اونجاییکه خاطره هایی با تو ساختم و جاهایی که باتو رفتمو با هیچکس دیگه ای نمی تونم تکرار کنم ! اونجایی که راجبت با هیچکس به جز خدا حرف نمیزنم ! ✨ اونجایی که نه شبیه تو و نه بهتر از تورو میخوام، فقط بودن تورو میخوام ...! ____________ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
خلاصِ بی‌ تـو بند استُ حیات بی‌ تـو زندان. _سعدی_ https://eitaa.com/joinchat/2790588977C6fecbc8102
تقدیـــم به مادرِ انتظـــار حضرتِ نرجس ‌خاتون سلام الله علیها اســـیرِ خــار ولی مثلِ گُـــل معطَّـــر بود گلی که تشنــه ی پیونـــد با صِنوبــر بود حکیمه ای که به فردا شدن می اندیشید ملیکـه ای‌ کـه معــمّایِ قصـرِ قیصـــر بود کـنیـــز نــه ... بنویســـید مـــاه بانویـــی اســــیـرِ جــاذبـــه ی آفتـــابِ دیگـــر بود به شب نشینیِ ‌‌خورشیدِ سامرا می رفت به سویِ آنچه که در طالِع اش مقدَّر بود بهشت فرشِ قدم ‌هایِ ساده اش‌ می شد بهشــــت‌ با خبــــر از احــترامِ ‌‌مــادر بود و ناگـــهان خبری ســـبز مثلِ گُــل رویید گلی که نــاب تریــن یادگـــارِ کوثـــر بود رسید‌ مژده که ایّـامِ غـــم نخــواهد ماند در آن‌ سیاهــیِ شـب آسِمــان منـــوّر بود ســتاره ای بدرخشیـد و مـاهِ مجلس شد انیس و مونسِ شب هایِ تارِ نرجس شد به نام‌ دلبرِ خوش قدّ و قــامتِ نرجس ردیــــف شد غــزلی با قیــامتِ نرجس که ســر به زیـــر ولی سَربلــند می آید اســارت است شروعِ اصالـــتِ نرجس چقدر رفته به زهــرا شبــاهـتِ زینـــب چقدر رفته به زینــب شهــامتِ نرجس عزیزِ حضرتِ‌ مولاست مهــدیِ موعــود کنیزِ حضرتِ زهــراست حضرتِ نرجس حَسَــن ‌شبیـــهِ حَسَــن بوده است امّا نه جفــایِ جَعـده کجا و نجابـــتِ نرجس ؟ به جایِ اشک دو رکعت نمازِ باران خواند جوانه زد گُلِ نرگــــس به حُرمتِ نرجس بهــارِ منتظـران بی خـــبر رسیـــد از راه شــبیهِ معجـــزه ای با کرامـتِ نرجـــس ستاره ای بدرخشید و مـاهِ‌ مجلس شد به غمزه مسئلــه آمـوزِ صد مدرِّس شد پیـــاده آمده تـا تــک ســوارِ مـــا باشد قـرار شد گُـلِ نرگـــس قـرارِ مـــا باشد امامِ صُلح ، غزل پوش می رسد از راه کــه ‌مـهربانــیِ او ذوالفقـــارِ مـــا باشد سپاهِ گیســـوی او تا رهــا شود در باد مسیح شانه به شانــه کنــارِ مـــا باشد بـه قلـــبِ آیِنـــه ای کـــاش آه ننشیـند مبـاد زخمیِ گـــرد و غبــــارِ مـــا باشد عَجَم قبیله ی نام ‌آشنایِ عشقِ علیست طلایِ حضــرتِ سلمان عیــــارِ ما باشد خـــدا کند که شــــکوفاییِ گُــلِ نرگس طلـــوعِ تــازه ای از روزگــــارِ مـا باشد خـــدا کـند که بمیریــــم انتظــارش را و این ‌نوشته ی سنگِ مـــزارِ ما باشد ‌: ستاره ای بدرخشید و ماهِ مجلس شد دلِ رمیده ی ما را انیس و مونِس شد
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از گلچین شعر
مثل نوری که گذر می‌کند از پنجره‌ها می‌شوم محو تماشای تو از منظره‌ها به دعاهای سپیدار  لب چشمه قسم به صدای عطش‌آلود شب زنجره‌ها، قدر یک لحظه دلم تاب ندارد بی‌تو دوره‌گردی شده‌ام همسفر شب‌پره‌ها نیستی، در دل مهتابی و آرامم باز سور و ساتی‌ست به پا بین غم و دلهره‌ها می‌دوم سمت هیاهوی نجیب گل سرخ می‌چکد بغض من از خستگی حنجره‌ها یاد چشم تو مرا زنده نگه داشته‌است کهنه کی می‌شود آن ناب‌ترین خاطره‌ها بر لب طاقچه‌ها جای تو گل کاشته‌ام‌ کاش می‌شد که بیایی به لب پنجره‌ها @golchine_sher
دیده بگشا غروب نزدیک است راه دشوار و جاده باریک است تهمت و حرف ناروا ممنوع خانه ی قبر تنگ وتاریک است