صورتگری کرد آن مُصوّر با ظرافت کرد
یعنی که اعجازی دگر در کار خلقت کرد
چیزی فراتر کردگار از خَرق عادت کرد
یک خلقتی بالاتر از "خَمّرتُ طینت" کرد
در آفرینش بار دیگر یک قیامت کرد
در قالب وَالفجر و الشّمسش دَمید از نور
یعنی حُسین ابن علی را آفرید از نور
دل را اگر در سر نباشد شور عاشق نیست
بی عشق دل شایسته ی کشف حقایق نیست
بی عشق یک راهی به سمت نور و مشرق نیست
دنیا بدون عشق جُز آیینه ی دِق نیست
بی عشق دل با سنگ توفیری نخواهد داشت
بی عشق شعر ناب تاثیری نخواهد داشت
نام حُسین عشق است و بهتر می شناسیدش
سُبطُ النّبی جان پیمبر می شناسیدش
ارباب زاده قلب حیدر می شناسیدش
دُردانه ی زهرای اطهر می شناسیدش
دل بُرده در روز نخست او از ملائک هم
ذکر لب حَورا تَبارَک هست و بارِک هم
این عاشقی بی عشق او معنا نمی گیرد
این شور و شیدایی بدونش پا نمی گیرد
جُز عشق او عشقی در این دل جا نمی گیرد
فُطرس شِفایش را از این دُردانه می گیرد
ماهر چه داریم از حُسین ابن علی داریم
در سایه ی عشقیم و از بیگانه بیزاریم
ما یک رعیّت زاده او ارباب زاده ست و
اما رعیّت هرچه از او خواست داده ست و
افلاک هم در خاک پایش سر نهاده ست و
ساقی رسیده روی دوشش جام باده ست و
مجلس مُهنّا و مُهیّا شد میِ باقی
آمد بریزد می به جام جان ما ساقی
غیر از نگار اینجا کسی ساقیّ محفل نیست
اینجا دگر جای" اَدِر کَاساََ وَ ناوِل "نیست
ذکر محبّان جز" دَعِ الدّنیا وَ اَهمِل" نیست
هر کس که دل نسپُرده بر این شاه کامل نیست
نامی در این دل نیست غیر از نام زیبایش
هر کس که شد شوریده سر شد مست و شیدایش
نامش جواز رَد شدن از آن صراط است و
آب فراتش تشنه را آب حیات است و
شش گوشه اش هردم تجلّیگاه ذات است و
هر آینه عشقش تجلّیِ صفات است و
نور هدایت هست و کشتیّ نجات است و
فُلک نجات عالم است این حضرت ارباب
هرکس سوارش شد رها خواهد شد از گِرداب
بر جان طاها نور والشّمش است تابیده ست
آفاق شیدایش شده وقتی که خندیده ست
نور خدا را آینه در روی او دیده ست
از باغ لب هایش نبی گُلبوسه ها چیده ست
آرام جان حضرت طاهاست این خورشید
جان علیّ و حضرت زهراست این خورشید
طاها گرفته در بغل شاخ نباتش را
می نوشد از جام لبش آب حیاتش را
جبریل بُرده سمت عرش امشب قُماطش را
دیده ست فطرس هم در او راه نجاتش را
از کار فُطرس تا گِره وا کرد جانانش
فطرس گُشوده بال و شد گهواره جُنبانش
کوثر هر آنچه از خدا می خواست حاصل شد
آیه در آیه سوره ی وَالفجر نازل شد
تا مُحکمات مُصحف آیینه کامل شد
پروانه اش تطهیر و نور، او شمع محفل شد
"سَبِّح بِحَمدِ رَبّک " سر داد پیغمبر
بار دگر حیدر پدر شد فاطمه مادر
زیباست دلبند علی زیبا و زیباتر
آنکه نفس های نفیسش شد مسیحاتر
از شوق شد چشمان شورانگیز زهرا، تر
بالاست بالا پرچمش بالا و بالاتر
بر روی گنبد اهتزاز پرچمش زیباست
این پرچم حُریّت است و تا ابد بالاست
#ناصر_دوستی
#عضوکانال
@golchine_sher
هدایت شده از فدایی مازندرانی ؛ کانون شعر و نغمه
#ولادت_امام_حسین_علیه_السلام
وقت باران و وقت رحمت شد
رُخ او تا همینکه رؤیت شد
به صحیحُالسَّند روایت شد
دوزخ از یُمن او چو جنت شد
حا و سین ، یا و نون ، رسید از راه
عرش حق را ستون رسید از راه
سیبِ کالِ جنان رسیده شده
فاطمه دست بُرد و چیده شده
بینِ آغوشِ او که دیده شده
روحِ عشقی بر آن دمیده شده
عطر سیب آمد از گریبانش
جان عالم همه به قربانش
حلقه ی عشق را نگین آمد
چار تن نور و... پنجمین آمد
مَلَکی پَر زنان زمین آمد
نزد گهواره همنشین آمد
فطرسش بال و پر درآورده
پیش ارباب سر درآورده
کار و بارت نگو بهم خورده
سر نوشتت به او رقم خورده
هرکسی که بر او قسم خورده
جرم هایش همه قلم خورده
چشم پوشیده و بها داده
جایِ تأدیب، کربلا داده
کارمان دست دولت عشق است
بُرد کرد آنکه رعیتِ عشق است
رزق ما دست حضرت عشق است
رعیت، ارباب، نسبت عشق است
ما رکاب و نگین شده ارباب
با گدا همنشین شده ارباب
مشق مان نام حضرت مولاست
هر کجاییم صحبت مولاست
در دل ما محبت مولاست
کام مان مستِ تربت مولاست
دردمندیم و او دوا داده
بار ها تربتش شِفا داده
سجده بر تربتش اگر داریم
سربلندی جز این مگر داریم؟
ذکر او تا خودِ سحر داریم
سفره پهن است و توشه برداریم
معنیِ توشه چیست؟ شش گوشه
لذّتِ زندگیست شش گوشه
او که ما را قدم قدم بخرد
بار مان مانده، از کرم بخرد
در مرامش که نیست کم بخرد
کاش ما را چو محتشم بخرد
شاعرش میشوم به دربارش
شکر.. افتاده ام پیِ کارش
نوکریم و تویی امامْحسین
ذکر هر صبح ما سلامحسین
گفت زهرا به ما غلامحسین
حرف ما چیست؟ یک کلام: حسین...
یا حسین است بر لبم امشب
متفاوت شده شبم امشب
سرمان هست روی دیوارت
واجب العینی است دیدارت
خاکِ عالَم... که من شدم یارت
عشق یعنی رَوَم سرِ دارت
میثمات نیستم ولی بپذیر
جانِ بابایمان علی بپذیر
.
.
.
شب میلادِ اشک و لبخند است
آه قلبم برایش آکنده است
زینب از او چگونه دل کنده است
تار حلقوم او به مو بند است
ما به این روضه مبتلا هستم
همه دلخون کربلا هستیم
#امیر_طاهری
🔷🔹کانون شعر و نغمه فدایی مازندرانی
@Fadaei_Mazandarani
باران به هم زد شاخه ی خاکستری را
باران نمی فهمید چیزِ دیگری را
بادی به گندمزار موجی زد، تکان داد
از روی گوری یاسهای پرپری را
روی قلمدان حس و حال رفتنت هست
وقتی تعارف میکنی نیلوفری را
از قایقت دستی تکان دادی برایم
در چشمهایم غرق کردی بندری را
بعد از تو تنها بودنم را دوست دارم
با گریه می سازم جهان دیگری را
یک روز می فهمی غمم درد کمی نیست
پس می فرستی آنچه با خود می بری را
#مجید_عزیزی
@golchine_sher
دلت می آید مرا
به نام کوچکم صدا نزنی
و نشنوی ...
جانم ...؟!
#افشین_صالحی
@golchine_sher
میلاد قمر بنی هاشم
یک نفر آمده تا جلوه دهد یاری را
تا که تفسیر کند درس وفاداری را
پسری آمده قرص قمرِ هاشمی است
تا که روشن کند از مهر، شب تاری را
پدرِ فضل گرفته است لقب تا اینکه
بگشاید گره از کارِ، گرفتاری را
آمده تا که دهد درس شهامت، یعنی
تا که تعبیر کند مکتب بیداری را
پرورش یافته در محضر خورشید نجف
تا دهد جلوه ره و رسم فدا کاری را
آمده ساقی طفلانِ پیمبر(ص) باشد
تا به تصویر کِشَد شیوه ی دلداری را
اَدب آموخته در مکتب سرخ علوی
تا بفهمیم از او، راه علمداری را
ماه امشب که ز سرتا به قدم هاشمی است
پسرِ امّ بنین و چقَدر فاطمی است !
#غلامپور_دهسرخی
#عضوکانال
@golchine_sher
#مدح
#امام_حسین_ع
مدیح گفتنت از هر دهان بزرگتر است
و نامت از همهی آسمان بزرگتر است
پیالهایم و به دریا نمیرسد این درک
که شرح حال تو از هر زبان بزرگتر است
مساحتیست کران تا کران شش گوشه
بهشت ما اگر از دیگران بزرگتر است
تو سینه سینه رسیدی به قلبمان یعنی
حدود سروری ات از زمان بزرگ تر است
چه ابتلای عزیزیست عاشقت بودن
چه شور عشق تو از شوق جان بزرگتر است
نماز و نیت ما بوده بر خدای حسین
خدای توست که در هر اذان بزرگتر است
هزار مرتبه الله اکبر از اینکه
علی اصغر تو از جهان بزرگتر است
تو کهکشانی و شش ماهه ات به ما فهماند
که راه شیری این کهکشان بزرگتر است
نمانده تاب جدایی، حرم ببر مارا
غم فراق تو از قلبمان بزرگ تر است
برای هرکه چشیده ست چای موکب را
همیشه تشنگی از استکان بزرگتر است
اگر که شعر به پایان رسید لکنت ماست
وگرنه مدح تو از هر بیان بزرگتر است
ببخش لکنت مارا عزیز آل عبا
همیشه بخشش این خاندان بزرگتر است
#سعیده_کرمانی
#عضوکانال
@golchine_sher
دوباره مینویسمت کنارِ بیت آخرم
و چکهچکه میچکم به سطرهای دفترم
تو تازیانه میزنی به زخمهی خیال من
من آب و دانه میدهم به خوش خیالِ باورم
" تو مثل ماهِ برکهای و من غریق مست شب
دوباره تو دوباره من شناوری شناورم "
شنیده ام ز پنجره سراغ من گرفتهای؟
هنوز مثل قاصدک میانِ کوچه پرپرم
گلایه از قفس کمی کمی عجیب میرسد
خودم قفس خریدهام برای این کبوترم
شبی بخواب دیدمت میانِ تنگِ کوچهها
قدم زنان قدم زنان تو را به خانه میبرم
غزل بخواب میرود به انتها رسیدهام
تمام من چکیده شد کنارِ بیت آخرم
#حسین_منزوی
@golchine_sher
هدایت شده از اشعار نوروز رمضانی
چون وزن خوشایند سماعی هستی
مضمونِ قشنگ اجتماعی هستی
در دشتِ خیال من کمی راه برو
تو لذت ابیات رباعی هستی
#نوروز_رمضانی
@noroz_ramezani
هدایت شده از گلچین شعر
گلچینی از زیباترین اشعار تک بیتی و رباعی👌✨
Join-https://eitaa.com/joinchat/769065447Cf0875d1080
گلچین شعر
گلچینی از زیباترین اشعار تک بیتی و رباعی👌✨ Join-https://eitaa.com/joinchat/769065447Cf0875d1080
کانال رباعی و تک بیت ما 👆👆👆👆