بَــرقِنگــاه.
او ماه بود..
گاهی کامل و پر نور
گاهی زخمی رنگ و پریده
اما این چیزی از ماه بودنش کم نمیکرد
ماه برای آسمان همیشه ماه است
"پرسیدند : چگونه در میان شلوغی او را دیدی؟
گفتم : کدام شلوغی من به غیر از او کسی را ندیدم..)
بَــرقِنگــاه.
_"
"چه زیبا می شـود گاهـي به شخصي مبتلا گشتـن ؛
براي یك نفر مانـدن ، براي یك نفر مـُردن ..
بَــرقِنگــاه.
"حواسم پرتِ زیباییات شد. منِ دست و پا چلفتی نصف بیشتر شعرم را ریختم زمین فقط ماند، یک دوستت دارم سا
"ای تُ ای روح و تنو ایمانِ من
ای غریبه آشنا
ای که نامت بر دلم آرامشیست
چون نوای آیه ی نورالسماء
ای که در خوابو خیالم
روز و شب در جستوجویت بوده ام
قبله ی نورم؛جنونم
مرهمی
مصروع منم..🪐🤍)
"بله عزیزِ من؛
گویی ما به دنیا آمده بودیم تا سهممان از
زندگی فقط جنگیدن و دوام آوردن برای وصل هم باشد!
آن هم با قلبی که زیر بارِ اینهمه فاصله درد و اندوه
مچاله شده است..
بَــرقِنگــاه.
"ای تُ ای روح و تنو ایمانِ من ای غریبه آشنا ای که نامت بر دلم آرامشیست چون نوای آیه ی نورالسماء ای ک
"جهان به چه کار آید
اگر تورا در کنار خود نداشته باشم
و کلمات چه بیهوده خواهند بود
اگر نتوانم روبه رویت بایستم
و فریاد بزنم...
دوستت دارم