9.14M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خبر آغاز حرکت پهپادها را که شنیدم،وضو ساختم و بلند شدم برای نماز استغاثه.
شاید این خالصانه ترین نماز عمر سی ساله ام بوده باشد.
در قنوتم برای پهپاد های آهنی،جان بخشی کردم.
در گوشم،صدای موتور شاهدها را بهترین صدای عالم تصور کردم.
خدا را قسم دادم به لحظات جانفرسای بین در و دیوار دردانه ی عالم،حضرت صدیقه ی طاهره کمک کار و یاور پهپادها و موشک هایمان باشد.
نماز را تمام کردم و گوشی را برداشتم. کانال ها را بالا پایین می کردم. از ایتا به تلگرام و از تلگرام به ایتا
سرعت خبرها خیلی پایین تر از انتظار و توقعم بود.
خواب را مثل همه ی ایرانی ها برای خودم حرام کردم
نمی توانستم هم بخوابم
لباس های بیرون را پوشیدم به رفیقم زنگ زدم
گفت بیا خبرگزاری
موقع بیرون رفتن چشمم به عمار افتاد. شیرین؛ با خیال راحت خوابیده بود.
تا سال ۱۴۱۴ رفتم. آنموقع عمار ۲۰ ساله است.
پدر و پسری خلوت کرده ایم.من از بامداد روز ۲۶فروردین ۱۴۰۳ میگویم.
از لذتی که تا به عمرم نچشیده بودم.
از غروری که بر روح و جسمم غلبه کرده بود.
به موقعیتی که حاج قاسم و تهرانی مقدم و متوسلیان و امام موسی صدر و تمام شهدای انقلاب حسرت قرار گرفتن در آن موقعیت زمانی را میخوردند.
خوشحال بودم که امشب بعد از ۱۹۰ روز غزه شهید ندارد.
اشک شوق ریختم برای خوشحالی فلسطینیان.
شبی بود که از کودکان غزه شرم نداشتم
فخر فروش عالم من بودم درآن شب
تمام بند بند جسمم از این جمله ی یک فلسطینی در هیجان بود
که میگفت قسم بالله هذا العید
مثل شب پر استرسی که پدرم از شب پیروزی انقلاب خمینی برایم تعریف میکرد.
خدا خیرت بدهد جناب آقای سیدعلی خامنه ای
#وعده_صادق
#تنبیه
@barikenoor
vadeye sadegh 1.mp3
4.2M
👆👆👆👆
#وب_آوا ی متن بالا
بماند برای یادگار
با گویندگی عالی دوست خوبم حاج #معصوم_احمدی
#وعده_صادق
#سپاه
#تنبیه_موشکی
@barikenoor
هدایت شده از حوزه و انقلاب اسلامی
🔰خون دلی که لعل شد
🔻روایتی از صبح روز بعد عملیات وعده صادق 2
🔸صبحِ روزِ بعدِ دومین عملیات وعده ی صادق است.
جلسه ی تحریریه تمام شده و من دلم می خواهد حال و هوای بازار را از نزدیک بفهمم.
ذهنم خسته است و با خودم کلنجار می روم. راهم را سمت بازار کج کنم یا سمت خانه ؟!
به خودم قول می دهم بیشتر از یک ساعت طول نکشد.
🔸بروم ببینم مردم از عملیات دیشب چه می گویند؟ می ارزد
دیشب، تصاویرِ خلق شده به دست سپاهیانمان آنقدر دلپذیر بود که جا دارد سال ها با یادآوری اش خروار ها قند در برکه ی دلم آب شود.
یکی از آن تصاویر، فرود موشک های بالستیک مان بر سرزمین غصب شده بود.
موشک ها یکی پس از دیگری فرود می آمدند و تیرگی شبِ تل آویو را می شکافتند.
مثل یک شمشیرِ برّان. که بر تاریکی فرود می آمد.
این اتفاق، حاصلِ خون دلِ یک امت بود.
خونِ دلی که با نابودی اسرائیل تبدیل به لعل گرانبهایی خواهد شد. ان شاء الله
🔸به قول آن جوانی که دهانشویه و خمیر دندان می فروخت : تمامی نداشت لامَصّب. چه آتیشی به راه انداخته بودیم.
یا آن مغازه دارِ راسته ی نایلون و بگ، با همسایه اش کل کل می کرد که دیدی گفتم ایران می زنه؟!
همسایه اش به کنایه می گفت: آره! طوری زده که خون از دماغ کسی نیومده.
مغازه دار زبانش را گاز می گیرد و مُشتی آرام هواله ی سرِ همسایه می کند. می گوید: آدم نزده. 60 تا f35 زده. از شب تا صبح جلو ماهواره نشسته بودم. خودشون میگفتن هواپیماهامونو زده.
-تو باور نکن.
🔸همسایه گفت: ببین! زده؛ تو بگو نزده. ولی ارزش یکی از اون هواپیماها از 1000 تا اسرائیلی بالاتره.
مخالفِ هم بودند، اما نشاط را در گفت و گویشان می دیدم.
همسایه، از زدن اسرائیل خوشحال بود هرچند موفقیت آمیزاش نمی دانست.
مخالف خانی اش با خنده بود. انگار که سال هاست اینگونه باهم تفریح می کنند.
در کل بازار نشاط و آرامش برقرار بود.
با این حجم از حمله، انتظار این بود که پرنده ای دربازار تهران پر نزند.
از ترس اسرائیل.
اما لابد اطمینانِ ته قلبی، نسبت به حاکمیت وجود دارد که اینطور با خیال راحت مغازه دار می فروشد و خریدار می خرد.
#وعده_صادق
📮 سایت | ایتا | آپارات | ویراستی | بله
هدایت شده از حوزه و انقلاب اسلامی
🔰خون دلی که لعل شد
🔹مطمئنم روزی اگر آن غده ی بدخیم در منطقه نباشد، آرامش در منطقه حکمفرما می شود. و بعد از آن، آرامش به بازار مسلمین برمی گردد. آرامش بازار، همان آرامش مردم است. یک آرامش واقعی و مستمر.
🔹گعده ی نگهبانان خیابان ناصرخسرو هم دیدنی بود. فیلم های دیشب را یکی به دیگری توصیف می کرد. دیگری هم سر تکان می داد که من هم دیده ام.
🔹عطر فروش پاساژ نشاطِ نو می گفت: یه اسرائیلی از اون یکی پرسید حماس داره میزنه؟ داشت فیلم میگرفت. گفت نه بابا! خمینی خمینی.
🔹از فیلم های دیشب جذاب ترین و اشک آورترین شان، خوشحالی مردم مظلوم بود.
کودکان غزه پایکوبی کردند. زنان لبنانی کِل کشیدند. جوان های اردنی روی بوستر موشک هامان، عکس یادگاری گرفتند. مردم عراق با ماشین هاشان مقابل سفارت ایران بوق ممتد زدند. آن مرد عرب، با آتش بوستر، سیگار روشن کرد.
💢اگر نبود شهادت سید، عیشمان کامل می شد. نمی دانم. شاید اگر انتقاممان زودتر اتفاق می افتاد، سید هنوز در کنارمان بود و امروز برنامه ی سخنرانی اش برقرار بود...
بگذریم.
💢"چیزی لذت بخش تر از یاری مظلوم نیست" این را بعد از تماشای فیلم های دیشب، درک کردم.
از تو متشکرم.
آقای جمهوری اسلامی!
همانند وعده ی صادق اول.
با لطف خدا، امیدوارم برسد روزی که، در روزنامه هایت بنویسند: با امحای اسرائیل، خون دلمان لَعل شد.
✍ حجت الاسلام علی قاسملو
#وعده_صادق
📮 سایت | ایتا | آپارات | ویراستی | بله
هدایت شده از حوزه و انقلاب اسلامی
خون دلی که لعل شد.mp3
7.71M