eitaa logo
برساخت
553 دنبال‌کننده
307 عکس
147 ویدیو
69 فایل
کانال تحلیلی سیاسی 《 برساخت 》 به دنبال القای نگرشی نو و جامعه شناختی بر مسائل و اتفاقات جاری کشور است. جهت ارتباط با ادمین و ارسال انتقادات،نظرات و پیشنهادات : @M_Razavi_g
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از مطالعات ایران
📝آیا آشوب‌هایی شبیه آشوب‌های 1401 تکرار خواهد شد؟ ✳️تفاوت آشوب‌های کنونی با آشوب‌های 1401 آن است که اپوزیسیون در 1401 توانست روایتی نسبتاً فراگیر از واقعه مرگ مهسا بسازد، اما اکنون ناتوان از روایت‌سازی است و شرایط حساس کشور هم امکان این امر را برای اپوزیسیون دشوار کرده است. ✳️هر روایتی برای برانگیختن کنش جمعی اعتراضی باید چند شرط داشته باشد: 1. فراهم کردن درکی مشترک از مسأله 2. برساختن خیرجمعی برای همگان 3. غلبه بر مفت‌سواری 4. هماهنگی و 5. خاطرجمعی. 1⃣اکنون درک مشترکی از مسأله وجود ندارد؛ در حالی که عموم مردم و بازاریان خواهان شنیده شدن صدایشان درباره وضعیت اقتصادی هستند، اقلیت آشوب‌گر درصدد کانالیزه کردن این اعتراضات بوده و در تلاش است تا کشور را گرفتار ناامنی کند. بنابراین، درک مشترکی از مسأله میان عموم مردم و اقلیت آشوب‌گری که می‌خواهد با خرابکاری، رهبری اعتراضات را برعهده بگیرد، وجود ندارد. 2⃣به تبع این، آشوب‌گران ناتوان از برساختن خیرجمعی هستند و به همین دلیل، اقدامات آنها حمایت و همراهی عمومی را در پی ندارد. 3⃣برای غلبه بر مفت‌سواری هم روایت باید از منابع هویتی تغذیه کند که اکنون این منابع سالبه به انتفاء موضوع است(برخلاف آشوب های 1401 که متصل به منابع هویتی بود). 4⃣هماهنگی که البته هم‌اکنون در بستر فضای مجازی انجام می‌شود، اما با توجه به فیلتر بودن برخی شبکه‌های مجازی، همانند 1401، امکان استفاده اپوزیسیون از این شبکه‌ها به صورت وسیع برای ایجاد هماهنگی وجود ندارد 5⃣ و در نهایت، خاطرجمعی هم در سایه اطمینان بابت پندار پیروزی شکل می‌گیرد که چنین پنداری به‌دلایل مختلف، زمینه‌های اطمینان یافتن ندارد. https://eitaa.com/iranproblems
✅ موازنه فراگیر؛ راهبرد نظام سلطه برای واداشتن ایران به امتیازدهی ژئوپلیتیکی @barsakht ❇️ اغتشاش اخیر در ایران را می‌توان در چارچوب نظریه «موازنه فراگیر» استیون دیوید آمریکایی، تحلیل کرد؛ نظریه‌ای که بر تقدم تهدیدهای داخلی بر تهدیدهای خارجی در محاسبات رهبران کشورهای جهان سوم تأکید دارد. دیوید تصریح می‌کند که برای جلوگیری از تمرکز قدرت این کشورها بر مقابله با آمریکا و هم‌پیمانانش، باید در درون آن‌ها ناامنی و بحران ایجاد شود تا از درون مشغول گردند و نتوانند بر دشمن خارجی تمرکز کنند. در چنین شرایطی کشورهای جهان سوم ناگزیرند ابتدا بحران‌های داخلی را مهار کنند، تا ملزم به اعطای امتیاز در عرصه سیاست خارجی شوند. ❇️ بر این اساس، اغتشاش اخیر را نباید صرفاً واکنشی اجتماعی دانست، بلکه باید آن را بخشی از یک راهبرد ژئوپلیتیکی طراحی‌شده تلقی کرد. هدف اصلی این راهبرد، مشغول‌سازی ایران به بحران‌های درونی و کاستن از ظرفیت تمرکز بر دشمنان خارجی (یعنی ایالات متحده، اسرائیل و دیگر همپیمانانش) است. فشارهای اقتصادی، رسانه‌ای و تحریم‌های ساختاری عملاً تهدید داخلی را تشدید کرده و رهبران ایران را در موقعیتی قرار می‌دهد که برای مهار بحران، انرژی و منابع خود را صرف مدیریت داخلی کنند. همان‌گونه که دیوید توضیح می‌دهد، این وضعیت با هدف سوق دادن ایران به سمت سازش یا امتیازدهی ژئوپلیتیکی طراحی شده است. ❇️ این راهبرد آمریکایی سال‌هاست جهت مشغول سازی کشورهای قدرتمند منطقه غرب آسیا مثل سوریه و عراق در دستور کار آمریکا و اسرائیل قرار دارد و اغتشاشات روزهای اخیر، نمونه روشن دیگری از کاربست این نظریه در بستر ژئوپلیتیکی امروز ایران است. @barsakht
✅ هوشمندی پلیس و مردم در کنترل اعتراضات؛ اغتشاشگران مسلح به‌دنبال ایجاد ناامنی @barsakht ❇️ در جریان اعتراضات اخیر، با وجود نارضایتی عمومی از گرانی و بی‌ثباتی اقتصادی، حضور خیابانی مردم در مقایسه با دوره‌های گذشته کمرنگ‌تر بوده است. این درحالی است که حق اعتراض و بیان نارضایتی، حقی طبیعی مردم ایران است همچنان که در همه کشورهای جهان نیز این اعتراضات وجود دارد. ❇️ با این حال، تفاوت کلیدی ایران با بسیاری از کشورها، وجود شبکه‌های اپوزیسیون تروریستی و پرتعدادی است که از سوی دولت‌هایی مانند آمریکا و رژیم صهیونیستی پشتیبانی می‌شوند. ❇️ گروهک‌های تروریستی در شرق و غرب ایران، همراه با سمپات‌های منافقین و سلطنت‌طلبانی که صراحتاً خواستار تشکیل هسته‌های مسلح برای ناامن‌سازی کشور شده‌اند، عملاً تلاش می‌کنند تا صدای اعتراضات مسالمت‌آمیز مردم را تحت‌الشعاع اهداف خود قرار دهند. ❇️ خوشبختانه قاطبۀ مردم ایران با هوشمندی و درک شرایط، ضمن بیان اعتراضات خود، از همراهی با این جریانات خودداری کرده‌اند. این امر نشان‌دهنده بلوغ اجتماعی و آگاهی عمومی نسبت به توطئه‌های دشمنان است. ❇️ نکتۀ حائز اهمیت دیگر، برخورد حرفه‌ای و سعه‌صدر نیروی انتظامی در مدیریت اعتراضات است. پلیس در این دوره به‌صورت محسوسی با کنترل و آرامش، از برخوردهای غیرضروری پرهیز کرده و اجازه نمی‌دهد فضا به سمت تنش پیش برود. ❇️ با این وجود، در برخی مناطق، اقدامات تعمدی اغتشاشگران مسلح، از جمله نزدیک شدن به مراکز حساسی مانند کلانتری‌ها، ممکن است منجر به برخورد قاطع نیروهای امنیتی شود. شواهد نشان می‌دهد برخی از لیدرهای بازداشت شده، کاملا آموزش‌دیده‌اند و طبق دستورالعملی فاقد تلفن همراه برای فرار از شناسایی بوده‌اند. ❇️ آن‌ها روش‌های تحریک مردم و انحراف اعتراضات مسالمت‌آمیز را تمرین کرده و حتی در میان آن‌ها حضور زنان به عنوان لیدر مشهود بوده است. همچنین، برنامه‌ریزی اغتشاشگران به گونه‌ای است که تجمعات را تا پاسی از شب ادامه می‌دهند، درحالی که مشخص است این ساعت دیگر مربوط به اعتراضات مدنی نیست و هدف، ایجاد اغتشاش و ناامنی است. ❇️ براساس اطلاعات منتشر شده، تعدادی از هسته‌های اغتشاش که به‌تازگی بازداشت شده‌اند، به صورت سازمان‌یافته آموزش دیده و مأموریت داشته‌اند تا با اقدامات تحریک‌آمیز، واکنش تند پلیس را برانگیزند و فضای جامعه را ملتهب کنند. ❇️ به نظر می‌رسد رویکرد حرفه‌ای پلیس و هوشیاری مردم، دو عامل کلیدی در خنثی‌سازی سناریوهای خشونت‌آمیز و حفظ امنیت ملی در این دوره بوده است. @barsakht
🔰کل ماجرای این روزها @barsakht 🔹جهان در حال ورود به یک دوره گذار است؛ دوره‌ای که در آن نظم‌های قدیمی فرو می‌ریزند و «کیک جدید قدرت» در حال تقسیم است. در چنین بزنگاه‌هایی، ایران همواره یکی از کانون‌های اثرگذار بوده و طبیعی است که امروز نیز آماج فشار قرار بگیرد. در این معادله، مسئله اصلی نه یک دولت یا یک جریان سیاسی، بلکه خود «ایران» است؛ کشوری که اگر تضعیف، تجزیه یا تسلیم شود، منافع غرب آسان‌تر تأمین خواهد شد. 🔹در دو قرن گذشته، جمهوری اسلامی نخستین نظامی بوده که توانسته به‌طور مؤثر از تمامیت ارضی ایران دفاع کند. تجربه جنگ هشت‌ساله و ۱۲ روزه، مهار پروژه‌های تجزیه‌طلبانه و ایجاد بازدارندگی امنیتی نشان داده که این نظام در حوزه دفاعی و امنیت ملی کارنامه‌ای قابل دفاع دارد و امروز نیز ظرفیت مطالبه حداکثری حق ایران را در نظم جدید جهانی داراست. همین واقعیت، آن را به مانعی جدی در برابر پروژه‌های سلطه تبدیل کرده است. 🔹بر همین اساس، فشارها در اشکال مختلف دنبال شده‌اند؛ از تحریم و انزوا تا تهدید نظامی و بی‌ثبات‌سازی داخلی. در این میان، نباید از یک واقعیت چشم پوشید: اقتصاد و معیشت، زخمی عمیق و مزمن است؛ زخمی به‌جامانده از گذشته که جمهوری اسلامی در ترمیم کامل آن موفق نبوده و همین ضعف، بستر فشارهای جدید را فراهم کرده است. اما این ناترازی به معنای ناتوانی ذاتی نیست. همان نظامی که در میدان دفاع از کشور توانمند عمل کرده، می‌تواند با اصلاح رویکردها و تصمیم‌های درست، در میدان اقتصاد نیز موفق شود. فهم درست شرایط امروز، نه با ساده‌سازی دشمن و دوست، بلکه با شناخت دقیق تهدیدها و ظرفیت‌های ملی ممکن است. 🔹ایران امروز بیش از هر چیز به تفکیک درست میدان‌ها نیاز دارد؛ دفاع از کشور در یک سو، و اصلاح اقتصاد در سوی دیگر. آمیختن این دو یا قربانی کردن یکی به نام دیگری، همان خطایی است که دشمن روی آن حساب کرده است. اصلاح اقتصاد بدون امنیت، خیال‌پردازی است.
پروژهٔ «هسته‌های مسلح» و کالبدشکافی تجمعات محدود در شهرستان‌ها 🔹درحالی‌که براوردهای میدانی مجموع شرکت‌کنندگان در تجمعات اعتراضی اخیر را در سراسر کشور بین ۳ تا ۵ هزار نفر تخمین می‌زنند، امپراتوری رسانه‌ای خارج از کشور با تکیه بر بودجه‌های کلان، سعی در ارائه تصویری دگرگون شده دارد. 🔹یکی از ویژگی‌های بارز ناآرامی‌های اخیر، استفادهٔ سیستماتیک از تصاویر ساخته‌شده توسط هوش مصنوعی و بازنشر تصاویر آرشیوی سال‌های گذشته به‌جای وقایع روز است. 🔹گزارش‌ها حکایت دارد که سکوهای پولی و صفحات اجاره‌ای در کنار شبکه‌هایی مثل بی‌بی‌سی فارسی و اینترنشنال با صرف هزینه‌های گزاف، تجمعات خُرد را خیزش‌های سراسری بازنمایی می‌کنند. 🔹نکتهٔ قابل‌تأمل، آغاز تبلیغات دعوت به اغتشاش در اپلیکیشن‌های گوگل‌استور و برنامه‌های کاربردی که توسط آن میزبانی می شود از ماه‌ها قبل و تماس‌های تلفنی مشکوک از مبدأ کشورهای همسایه در پوشش «نظرسنجی» برای القای بحران است که پیش از این در گزارش‌های تحلیلی به آن اشاره شده بود. 🔹تحلیل‌گران معتقدند مواضع رضا پهلوی، فصل جدیدی از عریان‌شدن پروژه‌های ضدامنیتی است. او که مدتی پیش در سفری بحث‌برانگیز با نتانیاهو دیدار کرده بود، حالا با عبور از ژست‌های مدنی، صراحتاً فرمان تشکیل «هسته‌های مسلح» را صادر کرده است. 🔹با اینکه شعارهایی مثل «رضاشاه روحت شاد» و «این آخرین نبرده پهلوی برمی‌گرده» توسط هسته‌های اغتشاش تکرار می‌شد اما این شعارها در جمع‌های محدود صد و دویست نفره هم به‌استناد تصاویر و گزارش‌های میدانی با استقبال مواجه نشد و حتی برخی جریانات اپوزیسیون، برجسته‌کردن او توسط جمهوری اسلامی را ابزاری برای تمسخر کل این جریان تلقی کرده‌اند. 🔹یافته‌های اطلاعاتی نشان می‌دهد که تلگرام به بستر اصلی سازماندهی رفتارهای رادیکال تبدیل شده است. در این میان، نقش برخی چهره‌ها در تحریک مستقیم افکار عمومی برجسته است. اگرچه فشارهای اقتصادی یک واقعیت انکارناپذیر است، اما هوشمندی جامعهٔ ایرانی در «مرزبندی میان اعتراض و آشوب»، پروژه تبدیل نارضایتی به جنگ داخلی را با شکست مواجه کرده است. @barsakht
دوگانهٔ کاذب «فرهنگ» در مقابل «معیشت» @barsakht هر ساله با انتشار لایحه بودجه، موجی از انتقادات تکراری نسبت به بودجه دستگاه‌های فرهنگی شکل می‌گیرد. این انتقادات، که عمدتاً در فضای مجازی و برخی رسانه‌ها پررنگ می‌شود، اغلب مبتنی بر مقایسه‌های سطحی، تکیه بر چند رقم منتخب و نادیده گرفتن جایگاه راهبردی فرهنگ است. چنین رویکردی نه تنها به فهم واقعی بودجه کمک نمی‌کند، بلکه ناخواسته به تضعیف زیرساخت‌های ضروری حکمرانی فرهنگی دامن می‌زند. برای عبور از این گفتمان مخدوش، ضروری است به چند نکته کلیدی توجه کنیم: ۱. تصویر کلان: سهم ناچیز فرهنگ در بودجه عمومی نخستین و بنیادی‌ترین نکته،توجه به سهم کم بودجه فرهنگی در مقیاس کلان است. بر اساس ارقام لایحه بودجه ۱۴۰۵، سهم بودجه دستگاه‌های فرهنگی (شامل وزارت ارشاد، سازمان تبلیغات، صداوسیما و نهادهای مرتبط) از کل بودجه عمومی کشور، بسیار ناچیز است. بنابراین، تمرکز بر چند ردیف خاص و بزرگنمایی آن، یک خطای تحلیلی آشکار است که تصویر واقعی را مخدوش می‌کند. در بسیاری موارد، این بودجه صرفاً کفاف هزینه‌های جاری، حقوق کارکنان و انجام حداقل مأموریت‌های قانونی را می‌دهد. ۲. فرهنگ: یک سرمایه‌گذاری راهبردی، نه هزینه حاشیه‌ای منتقدان،عمدتاً کارکرد زیرساختی و پیشگیرانه فرهنگ را نادیده می‌گیرند. تجربه‌های جهانی و داخلی نشان می‌دهد که فرهنگ، بسترساز توسعه پایدار است. سرمایه‌گذاری هدفمند در فرهنگ—از طریق تقویت سرمایه اجتماعی، ارتقای سواد رسانه‌ای، ترویج ارزش‌های مشترک و هویت ملی—می‌تواند به‌صورت پیشینی از هزینه‌های سنگین پسینی در حوزه‌هایی مانند آسیب‌های اجتماعی، بحران بی‌هویتی، ناامنی و درمان ناهنجاری‌ها بکاهد. کاهش هزینه در این بخش، نوعی «خسارت مضاعف» آینده را به همراه خواهد داشت. ۳. دوگانهٔ کاذب «فرهنگ» در مقابل «معیشت» بخش قابل توجهی از اعتراضات،بر یک دوگانه‌سازی غیرواقعی استوار است که گویا افزایش بودجه فرهنگ به معنای کاهش مستقیم بودجه رفاه مردم است.غیر از بند اول که در مورد سهم فرهنگ از بودجه بیان شد، این نگرش، علت و معلول را وارونه می‌بیند. ریشه بسیاری از مشکلات معیشتی—از جمله فساد، فرهنگ رانت‌جویی، ضعف فرهنگ کار جمعی، مصرف نامتعادل و کاهش اعتماد عمومی—در حوزه فرهنگ و اخلاق اجتماعی قرار دارد. حل این مسائل، بدون مداخله هوشمندانه فرهنگی ناممکن است. بنابراین، تقویت فرهنگ، در واقع سرمایه‌گذاری برای بهبود پایدار معیشت و رفاه کیفیتی جامعه است. ۴. تمایز حیاتی: «مبلغ بودجه» در مقابل «کارایی هزینه‌کرد» یکی از اشتباهات رایج در نقدها،عدم تفکیک میان اصل تخصیص بودجه و کیفیت اجرا و نظارت است. اگر اشکالی وجود دارد، عمدتاً مربوط به موازی‌کاری دستگاه‌ها، ضعف در نظام ارزیابی عملکرد، فقدان شفافیت در برخی قراردادها یا ناکارآمدی برنامه‌های خاص است. راه حل منطقی، اصلاح مدیریت، تقویت نظارت و ارزیابی مبتنی بر خروجی است، نه تضعیف یا حذف نهادهای فرهنگی که مأموریت‌های قانونی و ضروری دارند. نقد باید معطوف به چگونگی هزینه شود، نه هسته اصلی ضرورت آن. ۵. هجمه به فرهنگ، پیروی از گفتمانی شکست‌خورده در نهایت،باید توجه داشت که این هجمه مستمر به بودجه فرهنگ، ناخواسته در خدمت همان گفتمان کوته‌بینانه‌ای قرار می‌گیرد که فرهنگ را امری تشریفاتی و غیرضروری می‌پندارد. این در حالی است که در منظومه فکری انقلاب اسلامی و نیز در الگوهای پیشرفته حکمرانی در جهان، فرهنگ به عنوان پایه و اساس اقتصاد، سیاست و جامعه‌پردازی شناخته می‌شود. بودجه ۱۴۰۵ اگرچه کاستی‌های خود را دارد و شاید در تخصیص منابع و کارایی اجرا نیاز به بازنگری داشته باشد، اما دفاع از حداقل‌های بودجه فرهنگی، در واقع دفاع از عقلانیت بلندمدت، انسجام اجتماعی و آینده‌سازی کشور است. به جای غرق شدن در نقدهای سطحی و احساسی، ضروری است گفتمان عمومی به سمت نقد ساختاری، دقت آماری و ارائه راهکار برای بهبود کیفیت حاکمیت فرهنگی حرکت کند. بودجه فرهنگ نه یک هزینه لوکس، بلکه یک سرمایه‌گذاری اجباری برای آینده ایران است. دکتر فرزاد جهان‌بین @barsakht
آیا آشوب‌های اخیر، سازمان‌یافته است؟! @barsakht همه تجمع‌ها و اعتراض‌ها الزاماً به‌معنای آشوب نیستند، اما تجربه‌های میدانی نشان می‌دهد زمانی که یک نارضایتی از مسیر طبیعی خود خارج می‌شود، نشانه‌های مشخصی از «سازمان‌یافتگی» بروز می‌کند. یکی از اولین نشانه‌ها، هماهنگی زمانی و مکانی غیرطبیعی است؛ شروع تجمع‌ها در ساعات خاص مانند غروب یا شب، انتخاب نقاط نمادین یا گلوگاهی شهر و تکرار الگوی مشابه در چند شهر. در التهابات اخیر نیز تفاوت اعتراضات روز اول (هفتم دی‌ماه) با آشوب‌های روزهای بعد، از همین زاویه کاملاً قابل مشاهده است. نشانه دوم، وجود هسته‌های کنشگر ثابت در دل جمعیت است. در آشوب‌های اخیر، معمولاً گروه‌های کوچک اما فعالی دیده می‌شوند که نقش محرک دارند؛ شعارها را آغاز می‌کنند، مسیر جمعیت را تغییر می‌دهند یا اولین اقدام خشونت‌آمیز را انجام می‌دهند. این افراد اغلب ناشناس‌اند، چهره پوشیده دارند و بلافاصله پس از ایجاد تنش، از صحنه فاصله می‌گیرند. نشانه سوم، الگوی هدف‌گیری واحد و تکرارشونده است. در اعتراضات خودجوش، اگر تخریبی هم رخ دهد، پراکنده و بدون منطق مشخص است؛ اما در التهابات اخیر، تخریب هم‌زمان بانک‌ها، پمپ‌بنزین‌ها، مراکز خدماتی و اموال عمومی خاص، نشان می‌دهد خشم کور مردمی در کار نیست و اهداف از قبل انتخاب شده‌اند. چهارمین نشانه، سطح و نوع خشونت نامتناسب با مطالبه است. زمانی که مطالبه اقتصادی یا صنفی است اما رفتار میدانی خیلی سریع به آتش‌زدن، حمله سازمان‌یافته، استفاده از سلاح سرد یا گرم و درگیری شدید می‌رسد، می‌توان گفت خشونت «تزریق» شده و زاییده طبیعی اعتراض نیست؛ درست مانند آنچه در برخی شهرستان‌ها در آشوب‌های اخیر رخ داد. نشانه پنجم، گردش سریع و هم‌زمان روایت رسانه‌ای از میدان به خارج است. در آشوب سازمان‌یافته، بلافاصله پس از هر اتفاق میدانی، روایت‌های آماده در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های برون‌مرزی منتشر می‌شود؛ روایت‌هایی که پیش از تکمیل اطلاعات، مقصر را مشخص کرده و بار احساسی سنگینی دارند. این هم‌زمانی میدان و رسانه که در آشوب‌های اخیر به‌وضوح دیده می‌شود، نشانه اتصال تیم‌های میدانی به اتاق عملیات آشوب است. نشانه ششم، تلاش برای کشته‌سازی است. برجسته‌سازی مرگ یک فرد، ساخت روایت احساسی و استفاده از واژگان تحریک‌کننده برای تبدیل یک مرگ به «نقطه عطف»، از شاخص‌ترین علائم سازمان‌یافتگی است؛ رویکردی که در آشوب‌های اخیر نیز از سوی اتاق عملیات آشوب دنبال می‌شود. و نهایتاً، تداوم و بازتولید آشوب علی‌رغم افت مشارکت عمومی. وقتی بدنه اجتماعی همراهی نمی‌کند اما آشوب با شدت بیشتر و توسط هسته‌های ثابت ادامه می‌یابد، روشن است که نیروی محرک از درون جامعه تأمین نمی‌شود، بلکه متکی به یک شبکه محدود اما مصمم است؛ موضوعی که در آشوب‌های اخیر نیز قابل مشاهده است. باید توجه داشت که آشوب سازمان‌یافته را نه با یک نشانه، بلکه با هم‌نشینی خشونت هدفمند، هسته‌های محرک، روایت‌سازی هم‌زمان و انتخاب هوشمند زمان و مکان می‌توان تشخیص داد. تفاوت بنیادین آن با اعتراض خودجوش نیز در همین نکته نهفته است که در آشوب سازمان‌یافته، میدان تابع روایت است، نه روایت تابع میدان. @barsakht
۱۰ نکته در باب اعتراض و اغتشاش در چند روز گذشته، در چندین شهر افرادی محدود تلاش کرده اند تا امنیت جامعه را مخدوش و به اموال عمومی و شهروندان خسارت وارد سازند.در خصوص این حوادث و رخدادهای مشابه مخل نظم و امنیت عمومی، نکات قابل‌توجهی وجود دارد. نکاتی از قبیل: ١- بهانه آغاز این تحرکات و اقدامات، گرانی‌ها و نارضايتي مردم از شرایط اقتصادی و بی‌ثباتی قیمت ارز بود. اما بازاریان معترض به شرایط اقتصادی، با مشاهده موج‌سواری جریان تخریب‌گر سازمان‌دهی شده، وابسته و ساختارشکن، بلافاصله صف خود را از این جماعت جدا ساختند. ٢- بسیاری از بازاریان و صاحبان مشاغل معترض، با صراحت اعلام می‌دارند؛ به شرایط اقتصادی اعتراض داریم، اما وطن‌فروش نیستیم، در پازل دشمن صهیونی و آمریکایی بازی نمی‌کنیم و پای وجب‌به‌وجب خاک کشورمان ایستاده‌ایم. ٣- مردم ایران با هر قومیت، مذهب و گرایش سیاسی، در جنگ ١٢ روزه با چهره واقعی دشمنان خارجی ایران و عوامل داخلی و خارج‌نشین این دشمنان آشنا شدند. مردم ایران در این جنگ به‌خوبی متوجه این معنا شدند که هدف راهبردی دشمنان به دلایل گوناگون، تجزیه و تکه تکه کردن ایران تاریخی و تمدنی است. مردم ایران متوجه این معنا شده‌اند که راز دشمنی غربی‌ها با ملت ایران، توانایی‌ها، ظرفیت‌ها و استعداد ایران و ایرانی‌ها برای پیشرفت و ساخت تمدن اسلامی است. ۴- جنگ ١٢ روزه با شکست سخت متجاوزان و با یک کتک‌خوردن حسابی آنان و استیصال در ادامه نبرد،به تقاضای خودشان متوقف شد. علت اصلی شکست دشمنان ناشی از محاسبه غلط و برآورد نادرست آنان نسبت به چندین موضوع و به‌ویژه رفتار مردم ایران بود. دشمن تصور همراهی مردم ایران با متجاوزان بر علیه نظام جمهوری اسلامی و مسئولان کشور را داشت. آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها، روی همراهی مردم ایران با خودشان برای رسیدن به اهداف حساب ویژه و تعیین‌کننده‌ای بازکرده بودند. ۵- اما برخلاف محاسبات دشمنان، مردم بصیر، آگاه و دشمن‌شناس ایران، به‌صورت متحد، منسجم و همدل، دقیقاً در کنار نظام و مسئولان کشور، و در نقطه مقابل دشمنان ایستادند و از کشور عزیزمان ایران به‌صورت مقتدرانه دفاع کردند. ۶- اکنون دشمن شکست‌خورده، بر این تصور است که اگر با استفاده از شرایط اقتصادی ایران و وجود زمینه‌های نارضايتي ساز استفاده کند، می‌تواند با ایجاد اغتشاشات فراگیر در کشور، مردم را در مقابل جمهور اسلامی قرار داده، و بدین صورت امکان اقدام نظامی مؤثر برای تحقق اهداف پیش‌گفته را فراهم سازد. ٧- جالب است که دشمنان، آن قدر نسبت به شناخت مردن ایران، کج‌فهم بوده و به خطا می‌روند، تا جایی که ترامپ و نتانیاهو، مستقیم ایرانیان را برای آمدن به خیابان‌ها تحریک می‌کنند!از همه چیز عجیب‌تر آن که ترامپ، جمهوری اسلامی را تهدید کرده در صورت لزوم در امور ایران به نفع مردم دخالت می‌کند!آمریکا، رژیم صهیونیستی، جریان ضدانقلاب و تمامی رسانه‌های فارسی‌زبان وابسته به جبهه استکبار، از یک‌سوی خواهان ایجاد آشوب، اغتشاش و برخورد خشن با حافظان امنیت در کشور عزیزمان هستند‌؛ از سوی دیگر ترامپ اعلام می‌کند در صورت برخورد جمهوری اسلامی با اغتشاشگران، در امور ایران دخالت خواهد کرد. آیا بهتر از این هم می‌شد اثبات کرد که پشت‌صحنه این اغتشاشات و ناآرامی‌ها چه کسانی هستند؟ ٨- رفتار کنونی آمریکا و رژیم صهیونیستی در قبال امور ایران، ناشی از شکست سخت آنان در جنگ ١٢ روزه است. دشمنان بر این تصور بودند که مردم ایران خواهان تغییر هستند، فلذا به‌محض حمله نظامی به ایران، ایرانیان هم از این فرصت برای تغییر استفاده کرده، علیه جمهوری اسلامی و به نفع متجاوزان به خیابان‌ها می‌آیند. حالا هم با همین تصور، منتظرند تا ایرانیان برای تغییر به خیابان‌ها بیایند، و این بار آمریکا و رژیم صهیونیستی به‌زعم خود برای کمک به مردم ایران، با اقدام نظامی در امور ایران دخالت کنند! ٩- در روزهای گذشته، افراد خشونت‌گرای سازمان یافته‌ شناسایی شده و بعضاً بازداشت شده، عمدتاً از اراذل و اوباش به استخدام درآمده از سوی عوامل سرویس‌ها، منافقین و سلطنت‌طلبان بوده‌اند. این مزدوران در ازای هر اقدام تخریب، آتش‌زدن، راه‌بندان و... مبالغ سنگین تا یک صد میلیون تومان دریافت کرده‌اند. ١٠- با شناختی که از مردم ایران داریم و آنان را مردمی بی‌نظیر دانسته که به تعبیر سيدالشهدای جبهه مقاومت، ملت امام حسین و ملت شهادتند‌؛ این مردم با وحدت، انسجام و همدلی، این بار هم مثل ۴٧ سال گذشته، ضمن بی‌اعتنایی به آشوبگران و اغتشاشگران، در صورت لزوم خود به صحنه آمده، و با طرد و ابراز انزجار و تنفر از این جماعت فریب‌خورده و مزدوران بیگانه‌پرست، نقشه‌های دشمن را نقش‌برآب کرده، و ترامپ و نتانیاهو هم مثل اسلاف خودشان با آرزوهایشان در قبال ایران به گور خواهند رفت. @barsakht
ناامیدی از مردم، تلاش برای کشته سازی و ناامنی @barsakht با ناامیدی از همراهی مردم با آشوب ها، کشته سازی و عملیات مسلحانه در دستور کار جدی مرتبطین رژیم در داخل قرار گرفته است. این امر بویژه در مناطق دارای بافت قومیتی به شدت در حال پیگیری و برنامه ریزی است. از طرف دیگر رژیم صهیونیستی در پی ایجاد نیرویی سازمان‌یافته و مسلح برای مخدوش کردن اقتدار نظامی و تسلط امنیتی بر کشور و سپس عملیات شبکه کودتاست. رژیم توان آشوبگران برای سازماندهی خود در قالب یک قدرت شبه نظامی را مهم تر از گستردگی اعتراضات می داند و برای آن برنامه‌ریزی های گسترده ای را در سر پرورانده است. این برنامه ریزی ها شامل خرابکاری بزرگ، عملیات تروریستی علیه اجتماعات مردمی، ترور سطح بالا و حمله سایبری گسترده به زیرساخت ها را شامل می شود. البته بنا بر سابقه این برنامه ریزی ها اقدامات گذشته رژیم، در نظر طراحان آشوب ها، ضربه نظامی گام مکمل تمامی این پروژه ها خواهد بود. در واقع رژیم اسراییل در پی ایجاد نیرویی سازمان‌یافته و مسلح برای مخدوش کردن اقتدار نظامی و تسلط امنیتی بر کشور و سپس عملیات شبکه کودتاست. به نظر می رسد رژیم منحوس صهیونیستی ، بالابردن توان آشوبگران برای سازماندهی خود در قالب یک قدرت شبه نظامی را مهم تر از گستردگی اعتراضات می داند. اما با تمام برنامه ریزی های دشمن خبیث، برخوردهای مردمی با عوامل تولید آشوب و خشونت در کشور در روزهای اخیر افزایش چشمگیر پیدا کرده است. معترضان به شرایط اقتصادی، مایل به خشونت یا همراهی با پروژه های رژیم صهیونسیتی نیستند و این نقطه شکست برنامه ریزی های ضد انقلاب است. 1404/10/13 @barsakht
چرا رژیم‌صهیونیستی و آمریکا به صراحت به میدان آمده و از اغتشاشات حمایت می‌کنند!؟ @barsakht این سؤال را می‌شود دقیقاً در چند لایه علّی پاسخ داد؛ چون «ورود بی‌پرده» رژیم صهیونیستی و تیم ترامپ (ترامپیسم) به حمایت از اغتشاشات در ایران، احساسی یا اتفاقی نیست ، بلکه نتیجه‌ی بن‌بست راهبردی آن‌هاست. 1⃣ بن‌بست بازدارندگی سخت؛ چرا علنی شدند؟ ▫️واقعیت پایه: - گزینه جنگ مستقیم علیه ایران برای اسرائیل و آمریکا هزینه‌اش بسیار بالاست - نه حمله محدود جواب داده - نه ترور، نه تحریم، نه خرابکاری راهبردی 📌 بنابراین: وقتی ابزارهای پنهان و کلاسیک شکست می‌خورند، بازیگر مجبور می‌شود ریسک علنی‌سازی را بپذیرد. 📍علنی شدن حمایت = اعتراف ضمنی به ناکارآمدی ابزارهای قبلی 2⃣ تغییر زمین بازی: از "بازدارندگی" به "فرسایش درونی" 👈 اسرائیل به این جمع‌بندی رسیده که: ایران را نمی‌شود شکست قاطع داد اما می‌شود درگیر خودش کرد و هزینه‌های تصمیم‌گیری‌اش را بالا برد. 📍 اغتشاشات، برای آن‌ها: - جایگزین جنگ - کم‌هزینه‌تر - قابل انکار (تا حدی) - و فرسایشی است پس حمایت علنی یعنی: «ما دیگر فقط تماشاگر نیستیم؛ عامل تشدیدکننده‌ایم» 3⃣ چرا «بی‌پرده»؟ چون وارد فاز «شرط‌بندی» شده‌اند! 👈 در مدل‌های امنیتی: - بازیگران عاقل → پنهان‌کار - بازیگران ناامید → پرریسک و علنی اسرائیل الآن کجا ایستاده؟ - شمال: حزب‌الله - جنوب: غزه - شرق: ایران (توان موشکی/پهپادی) - دریا: تهدید کشتیرانی 📌 نتیجه: اسرائیل وارد فاز Risk Acceptance شده ، یعنی: اگر نبرم، می‌بازم! 👈 در این فاز: - هزینه بی‌پروایی کمتر از هزینه سکوت است 4⃣ نقش ترامپیسم: بازگشت «فشار حداکثری بدون مسؤولیت» ترامپ و تیمش سه هدف دارند: ۱. سیاست داخلی آمریکا - نمایش «اقتدار علیه ایران» - مصرف انتخاباتی - بدون تعهد نظامی مستقیم ۲. پیام به اروپا - ناتوانی شما در مدیریت ایران - آمریکا هنوز تعیین‌کننده است ۳. پیام به داخل ایران - القای بی‌پناهی نظام - تشویق به «امید بستن به بیرون» 📌 حمایت علنی ترامپیست‌ها: جنگ روانی برای جایگزینی «قدرت واقعی» 5⃣ یک نکته کلیدی که نباید نادیده گرفت : ✔️حمایت علنی = شمشیر دو لبه چرا ؟؟؟ چون : - مشروعیت اعتراض صنفی را می‌سوزاند. - شکاف مردم–اغتشاش را عمیق‌تر می‌کند. - دست امنیتی‌ها را بازتر می‌کند. اما چرا باز هم انجام می‌دهند⁉️ چون: برای آن‌ها، «افزایش بی‌ثباتی» مهم‌تر از «پیروزی سریع» است! 6⃣جمع‌بندی راهبردی: علت ورود بی‌پرده اسرائیل و ترامپیسم: ✅ شکست گزینه جنگ ✅ ناکارآمدی تحریم ✅ نگرانی از تثبیت قدرت منطقه‌ای ایران ✅ امید به شکستن ایران از درون ✅ و ورود به فاز شرط‌بندی پرریسک ➕ترجمه ساده: وقتی نمی‌توانند ایران را بزنند، تلاش می‌کنند ایران را مشغول خودش کنند. ⚠️ هموطن عزیزم.... مراقب باشید؛ در شرایطی که فشار اقتصادی و روانی بالاست، دشمن دقیقاً روی احساسات شما حساب کرده، نه روی منافع‌تان. 🔺 هر خبر شوکه‌کننده را فوراً باور نکنید 🔺 هر ویدئویی الزاماً مربوط به امروز و این‌جا نیست 🔺 هر دعوت به خشونت، دلسوزی نیست؛ پروژه است بدانیم: حمایت علنی دشمنان ایران از «اغتشاش»نه از سر دلسوزی،بلکه برای کشاندن کشور به ناامنی و فرسایش داخلی است. 📌 اعتراض صنفی حق مردم است 📌 تخریب، خشونت و التهاب، هدیه به دشمن است ✔️در جنگ روایت‌ها: اول فکر کنیم، بعد بازنشر کنیم اول حقیقت را بسنجیم، بعد واکنش نشان دهیم 🟢 آگاهی، بهترین سپر ماست 🟢 آرامش اجتماعی، خط قرمز منافع ملی 🖌جعفر روحی @barsakht
🔰بررسی یک تقابل راهبردی در حیاط خلوت آمریکا @barsakht تحلیل منازعه ایالات متحده و ونزوئلا، نیازمند عبور از بهانه‌های سطحی مانند «مبارزه با مواد مخدر» یا «ترویج دموکراسی» و درک چهار لایه عمیق ژئوپلیتیک، ژئواکونومیک و ایدئولوژیک است. این تقابل، یک نمونه کلاسیک از تلاش یک هژمون رو به افول برای حفظ نظم تک‌قطبی در برابر یک بازیگر منطقه‌ای است که این نظم را به چالش کشیده است. ۱. لایه ژئواکونومیک: نبرد بر سر «هژمونی انرژی». ونزوئلا با در اختیار داشتن بزرگترین ذخایر اثبات‌شده نفت جهان، یک متغیر تعیین‌کننده در بازار جهانی انرژی است. سیاست ملی کردن صنعت نفت توسط دولت چاوز و قطع دسترسی شرکت‌های آمریکایی به این منابع، اولین و شاید مهم‌ترین عامل شکل‌گیری این تخاصم بود. از منظر واشنگتن، کنترل این منبع عظیم انرژی، نه تنها یک مزیت اقتصادی، که یک ابزار راهبردی برای اعمال فشار بر رقبای جهانی (مانند چین) است. بنابراین، وجود یک دولت مستقل در کاراکاس که این ابزار را از دست آمریکا خارج کرده، یک تهدید مستقیم برای ایالات متحده محسوب می‌شود. ۲. لایه ژئوپلیتیک: فروپاشی «دکترین مونرو». به لحاظ تاریخی، سیاست خارجی آمریکا بر اساس «دکترین مونرو» تعریف شده که کل قاره آمریکا را «حیاط خلوت» و حوزه نفوذ انحصاری خود می‌داند. ظهور یک دولت آشکارا ضدآمریکایی در ونزوئلا و مهم‌تر از آن، اتحاد راهبردی این کشور با رقبای جهانی آمریکا (ایران، روسیه و چین)، به معنای فروپاشی عملی این دکترین است. حضور این قدرت‌ها در بیخ گوش آمریکا، یک و چالشی مستقیم برای امنیت ملی آمریکاست که واشنگتن نمی‌تواند آن را تحمل کند. ۳. لایه ایدئولوژیک: تقابل دو «پارادایم». این منازعه، یک تقابل ایدئولوژیک نیز هست. استکبارستیزی ونزوئلا که ریشه در گفتمان «سوسیالیسم قرن بیست و یکم» دارد، در تقابل مستقیم با پارادایم «سرمایه‌داری لیبرال» به رهبری آمریکاست. این تقابل، فراتر از یک اختلاف نظر سیاسی، به معنای ارائه یک برای توسعه و حکمرانی در آمریکای لاتین است. ۴. لایه راهبردی: ترس از «اثر دومینو». در نهایت، بزرگترین نگرانی راهبردی آمریکا، «تکثیر» مدل ونزوئلا در دیگر کشورهای منطقه است. موفقیت ونزوئلا در ایستادگی برابر فشار آمریکا، می‌تواند الهام‌بخش دیگر جنبش‌های استقلال‌خواه در آمریکای لاتین شود و یک «دومینوی ضدآمریکایی» را به حرکت درآورد. بنابراین، آمریکا ناچار است با استفاده از تمام ابزارهای جنگ ترکیبی (تحریم، فشار سیاسی، عملیات روانی و تهدید نظامی)، ونزوئلا را به یک شکست‌خورده تبدیل کند تا از این اثر دومینو جلوگیری نماید. این چهار لایه، ونزوئلا را به یکی از کلیدی‌ترین میدان‌های نبرد برای تعریف نظم نوین جهانی تبدیل کرده است. سعید سپاهی @barsakht
دکتر مصطفی خوش‌چشم1_23240640765.mp3
زمان: حجم: 37.1M
🔰آخرین تحولات ونزوئلا و اغتشاشات در ایران 1404/10/13 🎙دکتر مصطفی خوش چشم @barsakht