eitaa logo
برساخت
545 دنبال‌کننده
306 عکس
145 ویدیو
69 فایل
کانال تحلیلی سیاسی 《 برساخت 》 به دنبال القای نگرشی نو و جامعه شناختی بر مسائل و اتفاقات جاری کشور است. جهت ارتباط با ادمین و ارسال انتقادات،نظرات و پیشنهادات : @M_Razavi_g
مشاهده در ایتا
دانلود
۱۰ نکته در باب اعتراض و اغتشاش در چند روز گذشته، در چندین شهر افرادی محدود تلاش کرده اند تا امنیت جامعه را مخدوش و به اموال عمومی و شهروندان خسارت وارد سازند.در خصوص این حوادث و رخدادهای مشابه مخل نظم و امنیت عمومی، نکات قابل‌توجهی وجود دارد. نکاتی از قبیل: ١- بهانه آغاز این تحرکات و اقدامات، گرانی‌ها و نارضايتي مردم از شرایط اقتصادی و بی‌ثباتی قیمت ارز بود. اما بازاریان معترض به شرایط اقتصادی، با مشاهده موج‌سواری جریان تخریب‌گر سازمان‌دهی شده، وابسته و ساختارشکن، بلافاصله صف خود را از این جماعت جدا ساختند. ٢- بسیاری از بازاریان و صاحبان مشاغل معترض، با صراحت اعلام می‌دارند؛ به شرایط اقتصادی اعتراض داریم، اما وطن‌فروش نیستیم، در پازل دشمن صهیونی و آمریکایی بازی نمی‌کنیم و پای وجب‌به‌وجب خاک کشورمان ایستاده‌ایم. ٣- مردم ایران با هر قومیت، مذهب و گرایش سیاسی، در جنگ ١٢ روزه با چهره واقعی دشمنان خارجی ایران و عوامل داخلی و خارج‌نشین این دشمنان آشنا شدند. مردم ایران در این جنگ به‌خوبی متوجه این معنا شدند که هدف راهبردی دشمنان به دلایل گوناگون، تجزیه و تکه تکه کردن ایران تاریخی و تمدنی است. مردم ایران متوجه این معنا شده‌اند که راز دشمنی غربی‌ها با ملت ایران، توانایی‌ها، ظرفیت‌ها و استعداد ایران و ایرانی‌ها برای پیشرفت و ساخت تمدن اسلامی است. ۴- جنگ ١٢ روزه با شکست سخت متجاوزان و با یک کتک‌خوردن حسابی آنان و استیصال در ادامه نبرد،به تقاضای خودشان متوقف شد. علت اصلی شکست دشمنان ناشی از محاسبه غلط و برآورد نادرست آنان نسبت به چندین موضوع و به‌ویژه رفتار مردم ایران بود. دشمن تصور همراهی مردم ایران با متجاوزان بر علیه نظام جمهوری اسلامی و مسئولان کشور را داشت. آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها، روی همراهی مردم ایران با خودشان برای رسیدن به اهداف حساب ویژه و تعیین‌کننده‌ای بازکرده بودند. ۵- اما برخلاف محاسبات دشمنان، مردم بصیر، آگاه و دشمن‌شناس ایران، به‌صورت متحد، منسجم و همدل، دقیقاً در کنار نظام و مسئولان کشور، و در نقطه مقابل دشمنان ایستادند و از کشور عزیزمان ایران به‌صورت مقتدرانه دفاع کردند. ۶- اکنون دشمن شکست‌خورده، بر این تصور است که اگر با استفاده از شرایط اقتصادی ایران و وجود زمینه‌های نارضايتي ساز استفاده کند، می‌تواند با ایجاد اغتشاشات فراگیر در کشور، مردم را در مقابل جمهور اسلامی قرار داده، و بدین صورت امکان اقدام نظامی مؤثر برای تحقق اهداف پیش‌گفته را فراهم سازد. ٧- جالب است که دشمنان، آن قدر نسبت به شناخت مردن ایران، کج‌فهم بوده و به خطا می‌روند، تا جایی که ترامپ و نتانیاهو، مستقیم ایرانیان را برای آمدن به خیابان‌ها تحریک می‌کنند!از همه چیز عجیب‌تر آن که ترامپ، جمهوری اسلامی را تهدید کرده در صورت لزوم در امور ایران به نفع مردم دخالت می‌کند!آمریکا، رژیم صهیونیستی، جریان ضدانقلاب و تمامی رسانه‌های فارسی‌زبان وابسته به جبهه استکبار، از یک‌سوی خواهان ایجاد آشوب، اغتشاش و برخورد خشن با حافظان امنیت در کشور عزیزمان هستند‌؛ از سوی دیگر ترامپ اعلام می‌کند در صورت برخورد جمهوری اسلامی با اغتشاشگران، در امور ایران دخالت خواهد کرد. آیا بهتر از این هم می‌شد اثبات کرد که پشت‌صحنه این اغتشاشات و ناآرامی‌ها چه کسانی هستند؟ ٨- رفتار کنونی آمریکا و رژیم صهیونیستی در قبال امور ایران، ناشی از شکست سخت آنان در جنگ ١٢ روزه است. دشمنان بر این تصور بودند که مردم ایران خواهان تغییر هستند، فلذا به‌محض حمله نظامی به ایران، ایرانیان هم از این فرصت برای تغییر استفاده کرده، علیه جمهوری اسلامی و به نفع متجاوزان به خیابان‌ها می‌آیند. حالا هم با همین تصور، منتظرند تا ایرانیان برای تغییر به خیابان‌ها بیایند، و این بار آمریکا و رژیم صهیونیستی به‌زعم خود برای کمک به مردم ایران، با اقدام نظامی در امور ایران دخالت کنند! ٩- در روزهای گذشته، افراد خشونت‌گرای سازمان یافته‌ شناسایی شده و بعضاً بازداشت شده، عمدتاً از اراذل و اوباش به استخدام درآمده از سوی عوامل سرویس‌ها، منافقین و سلطنت‌طلبان بوده‌اند. این مزدوران در ازای هر اقدام تخریب، آتش‌زدن، راه‌بندان و... مبالغ سنگین تا یک صد میلیون تومان دریافت کرده‌اند. ١٠- با شناختی که از مردم ایران داریم و آنان را مردمی بی‌نظیر دانسته که به تعبیر سيدالشهدای جبهه مقاومت، ملت امام حسین و ملت شهادتند‌؛ این مردم با وحدت، انسجام و همدلی، این بار هم مثل ۴٧ سال گذشته، ضمن بی‌اعتنایی به آشوبگران و اغتشاشگران، در صورت لزوم خود به صحنه آمده، و با طرد و ابراز انزجار و تنفر از این جماعت فریب‌خورده و مزدوران بیگانه‌پرست، نقشه‌های دشمن را نقش‌برآب کرده، و ترامپ و نتانیاهو هم مثل اسلاف خودشان با آرزوهایشان در قبال ایران به گور خواهند رفت. @barsakht
ناامیدی از مردم، تلاش برای کشته سازی و ناامنی @barsakht با ناامیدی از همراهی مردم با آشوب ها، کشته سازی و عملیات مسلحانه در دستور کار جدی مرتبطین رژیم در داخل قرار گرفته است. این امر بویژه در مناطق دارای بافت قومیتی به شدت در حال پیگیری و برنامه ریزی است. از طرف دیگر رژیم صهیونیستی در پی ایجاد نیرویی سازمان‌یافته و مسلح برای مخدوش کردن اقتدار نظامی و تسلط امنیتی بر کشور و سپس عملیات شبکه کودتاست. رژیم توان آشوبگران برای سازماندهی خود در قالب یک قدرت شبه نظامی را مهم تر از گستردگی اعتراضات می داند و برای آن برنامه‌ریزی های گسترده ای را در سر پرورانده است. این برنامه ریزی ها شامل خرابکاری بزرگ، عملیات تروریستی علیه اجتماعات مردمی، ترور سطح بالا و حمله سایبری گسترده به زیرساخت ها را شامل می شود. البته بنا بر سابقه این برنامه ریزی ها اقدامات گذشته رژیم، در نظر طراحان آشوب ها، ضربه نظامی گام مکمل تمامی این پروژه ها خواهد بود. در واقع رژیم اسراییل در پی ایجاد نیرویی سازمان‌یافته و مسلح برای مخدوش کردن اقتدار نظامی و تسلط امنیتی بر کشور و سپس عملیات شبکه کودتاست. به نظر می رسد رژیم منحوس صهیونیستی ، بالابردن توان آشوبگران برای سازماندهی خود در قالب یک قدرت شبه نظامی را مهم تر از گستردگی اعتراضات می داند. اما با تمام برنامه ریزی های دشمن خبیث، برخوردهای مردمی با عوامل تولید آشوب و خشونت در کشور در روزهای اخیر افزایش چشمگیر پیدا کرده است. معترضان به شرایط اقتصادی، مایل به خشونت یا همراهی با پروژه های رژیم صهیونسیتی نیستند و این نقطه شکست برنامه ریزی های ضد انقلاب است. 1404/10/13 @barsakht
چرا رژیم‌صهیونیستی و آمریکا به صراحت به میدان آمده و از اغتشاشات حمایت می‌کنند!؟ @barsakht این سؤال را می‌شود دقیقاً در چند لایه علّی پاسخ داد؛ چون «ورود بی‌پرده» رژیم صهیونیستی و تیم ترامپ (ترامپیسم) به حمایت از اغتشاشات در ایران، احساسی یا اتفاقی نیست ، بلکه نتیجه‌ی بن‌بست راهبردی آن‌هاست. 1⃣ بن‌بست بازدارندگی سخت؛ چرا علنی شدند؟ ▫️واقعیت پایه: - گزینه جنگ مستقیم علیه ایران برای اسرائیل و آمریکا هزینه‌اش بسیار بالاست - نه حمله محدود جواب داده - نه ترور، نه تحریم، نه خرابکاری راهبردی 📌 بنابراین: وقتی ابزارهای پنهان و کلاسیک شکست می‌خورند، بازیگر مجبور می‌شود ریسک علنی‌سازی را بپذیرد. 📍علنی شدن حمایت = اعتراف ضمنی به ناکارآمدی ابزارهای قبلی 2⃣ تغییر زمین بازی: از "بازدارندگی" به "فرسایش درونی" 👈 اسرائیل به این جمع‌بندی رسیده که: ایران را نمی‌شود شکست قاطع داد اما می‌شود درگیر خودش کرد و هزینه‌های تصمیم‌گیری‌اش را بالا برد. 📍 اغتشاشات، برای آن‌ها: - جایگزین جنگ - کم‌هزینه‌تر - قابل انکار (تا حدی) - و فرسایشی است پس حمایت علنی یعنی: «ما دیگر فقط تماشاگر نیستیم؛ عامل تشدیدکننده‌ایم» 3⃣ چرا «بی‌پرده»؟ چون وارد فاز «شرط‌بندی» شده‌اند! 👈 در مدل‌های امنیتی: - بازیگران عاقل → پنهان‌کار - بازیگران ناامید → پرریسک و علنی اسرائیل الآن کجا ایستاده؟ - شمال: حزب‌الله - جنوب: غزه - شرق: ایران (توان موشکی/پهپادی) - دریا: تهدید کشتیرانی 📌 نتیجه: اسرائیل وارد فاز Risk Acceptance شده ، یعنی: اگر نبرم، می‌بازم! 👈 در این فاز: - هزینه بی‌پروایی کمتر از هزینه سکوت است 4⃣ نقش ترامپیسم: بازگشت «فشار حداکثری بدون مسؤولیت» ترامپ و تیمش سه هدف دارند: ۱. سیاست داخلی آمریکا - نمایش «اقتدار علیه ایران» - مصرف انتخاباتی - بدون تعهد نظامی مستقیم ۲. پیام به اروپا - ناتوانی شما در مدیریت ایران - آمریکا هنوز تعیین‌کننده است ۳. پیام به داخل ایران - القای بی‌پناهی نظام - تشویق به «امید بستن به بیرون» 📌 حمایت علنی ترامپیست‌ها: جنگ روانی برای جایگزینی «قدرت واقعی» 5⃣ یک نکته کلیدی که نباید نادیده گرفت : ✔️حمایت علنی = شمشیر دو لبه چرا ؟؟؟ چون : - مشروعیت اعتراض صنفی را می‌سوزاند. - شکاف مردم–اغتشاش را عمیق‌تر می‌کند. - دست امنیتی‌ها را بازتر می‌کند. اما چرا باز هم انجام می‌دهند⁉️ چون: برای آن‌ها، «افزایش بی‌ثباتی» مهم‌تر از «پیروزی سریع» است! 6⃣جمع‌بندی راهبردی: علت ورود بی‌پرده اسرائیل و ترامپیسم: ✅ شکست گزینه جنگ ✅ ناکارآمدی تحریم ✅ نگرانی از تثبیت قدرت منطقه‌ای ایران ✅ امید به شکستن ایران از درون ✅ و ورود به فاز شرط‌بندی پرریسک ➕ترجمه ساده: وقتی نمی‌توانند ایران را بزنند، تلاش می‌کنند ایران را مشغول خودش کنند. ⚠️ هموطن عزیزم.... مراقب باشید؛ در شرایطی که فشار اقتصادی و روانی بالاست، دشمن دقیقاً روی احساسات شما حساب کرده، نه روی منافع‌تان. 🔺 هر خبر شوکه‌کننده را فوراً باور نکنید 🔺 هر ویدئویی الزاماً مربوط به امروز و این‌جا نیست 🔺 هر دعوت به خشونت، دلسوزی نیست؛ پروژه است بدانیم: حمایت علنی دشمنان ایران از «اغتشاش»نه از سر دلسوزی،بلکه برای کشاندن کشور به ناامنی و فرسایش داخلی است. 📌 اعتراض صنفی حق مردم است 📌 تخریب، خشونت و التهاب، هدیه به دشمن است ✔️در جنگ روایت‌ها: اول فکر کنیم، بعد بازنشر کنیم اول حقیقت را بسنجیم، بعد واکنش نشان دهیم 🟢 آگاهی، بهترین سپر ماست 🟢 آرامش اجتماعی، خط قرمز منافع ملی 🖌جعفر روحی @barsakht
🔰بررسی یک تقابل راهبردی در حیاط خلوت آمریکا @barsakht تحلیل منازعه ایالات متحده و ونزوئلا، نیازمند عبور از بهانه‌های سطحی مانند «مبارزه با مواد مخدر» یا «ترویج دموکراسی» و درک چهار لایه عمیق ژئوپلیتیک، ژئواکونومیک و ایدئولوژیک است. این تقابل، یک نمونه کلاسیک از تلاش یک هژمون رو به افول برای حفظ نظم تک‌قطبی در برابر یک بازیگر منطقه‌ای است که این نظم را به چالش کشیده است. ۱. لایه ژئواکونومیک: نبرد بر سر «هژمونی انرژی». ونزوئلا با در اختیار داشتن بزرگترین ذخایر اثبات‌شده نفت جهان، یک متغیر تعیین‌کننده در بازار جهانی انرژی است. سیاست ملی کردن صنعت نفت توسط دولت چاوز و قطع دسترسی شرکت‌های آمریکایی به این منابع، اولین و شاید مهم‌ترین عامل شکل‌گیری این تخاصم بود. از منظر واشنگتن، کنترل این منبع عظیم انرژی، نه تنها یک مزیت اقتصادی، که یک ابزار راهبردی برای اعمال فشار بر رقبای جهانی (مانند چین) است. بنابراین، وجود یک دولت مستقل در کاراکاس که این ابزار را از دست آمریکا خارج کرده، یک تهدید مستقیم برای ایالات متحده محسوب می‌شود. ۲. لایه ژئوپلیتیک: فروپاشی «دکترین مونرو». به لحاظ تاریخی، سیاست خارجی آمریکا بر اساس «دکترین مونرو» تعریف شده که کل قاره آمریکا را «حیاط خلوت» و حوزه نفوذ انحصاری خود می‌داند. ظهور یک دولت آشکارا ضدآمریکایی در ونزوئلا و مهم‌تر از آن، اتحاد راهبردی این کشور با رقبای جهانی آمریکا (ایران، روسیه و چین)، به معنای فروپاشی عملی این دکترین است. حضور این قدرت‌ها در بیخ گوش آمریکا، یک و چالشی مستقیم برای امنیت ملی آمریکاست که واشنگتن نمی‌تواند آن را تحمل کند. ۳. لایه ایدئولوژیک: تقابل دو «پارادایم». این منازعه، یک تقابل ایدئولوژیک نیز هست. استکبارستیزی ونزوئلا که ریشه در گفتمان «سوسیالیسم قرن بیست و یکم» دارد، در تقابل مستقیم با پارادایم «سرمایه‌داری لیبرال» به رهبری آمریکاست. این تقابل، فراتر از یک اختلاف نظر سیاسی، به معنای ارائه یک برای توسعه و حکمرانی در آمریکای لاتین است. ۴. لایه راهبردی: ترس از «اثر دومینو». در نهایت، بزرگترین نگرانی راهبردی آمریکا، «تکثیر» مدل ونزوئلا در دیگر کشورهای منطقه است. موفقیت ونزوئلا در ایستادگی برابر فشار آمریکا، می‌تواند الهام‌بخش دیگر جنبش‌های استقلال‌خواه در آمریکای لاتین شود و یک «دومینوی ضدآمریکایی» را به حرکت درآورد. بنابراین، آمریکا ناچار است با استفاده از تمام ابزارهای جنگ ترکیبی (تحریم، فشار سیاسی، عملیات روانی و تهدید نظامی)، ونزوئلا را به یک شکست‌خورده تبدیل کند تا از این اثر دومینو جلوگیری نماید. این چهار لایه، ونزوئلا را به یکی از کلیدی‌ترین میدان‌های نبرد برای تعریف نظم نوین جهانی تبدیل کرده است. سعید سپاهی @barsakht
دکتر مصطفی خوش‌چشم1_23240640765.mp3
زمان: حجم: 37.1M
🔰آخرین تحولات ونزوئلا و اغتشاشات در ایران 1404/10/13 🎙دکتر مصطفی خوش چشم @barsakht
8.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻چرا آمریکا سراغ ونزوئلا رفت؟ @barsakht
28.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- وضعیت اغتشاشات - احتمال حمله مجدد آمریکا به ایران @barsakht
🔰سردار سلیمانی؛ معمارِ کبیر «شکست های راهبردی» آمریکا در منطقه @barsakht شهید حاج قاسم سلیمانی، فقط یک فرمانده نظامی نبود؛ او «معمار یک دکترین» و یک استراتژیست بی‌بدیل بود که توانست پروژه کلان آمریکا برای سلطه بر غرب آسیا، موسوم به «خاورمیانه بزرگ» را به بزرگترین شکست راهبردی واشنگتن در قرن بیست و یکم تبدیل کند. آمریکا با تمام توان سخت و نرم خود به میدان آمد، اما سردار سلیمانی با سه شاهکار راهبردی، زمین بازی را برای همیشه به ضرر آن‌ها تغییر داد. ۱. شاهکار اول: تبدیل «جزایر مقاومت» به «اقیانوس مقاومت». تا پیش از او، گروه‌های مقاومت، جزایری پراکنده در منطقه بودند. هنر اصلی سردار سلیمانی این بود که با یک «شبکه‌سازی هوشمندانه»، این جزایر را به یکدیگر متصل کرد و یک اقیانوس مقاومت یکپارچه از تهران تا بیروت، دمشق، بغداد، صنعا و غزه خلق نمود. او «محور مقاومت» را به یک «جریان» و سپس به یک «اتحاد» راهبردی تبدیل کرد. این یعنی استراتژی قدیمی «تفرقه بینداز و حکومت کن» دشمن، برای همیشه باطل شد. ۲. شاهکار دوم: معماری «نبرد نامتقارن» در برابر قدرت متقارن سردار سلیمانی، به درستی درک کرده بود که مقابله با یک قدرت متقارن و تا بن دندان مسلح مانند آمریکا، با ابزارهای کلاسیک ممکن نیست. او معمار «نبرد نامتقارن» در منطقه بود. یعنی تبدیل کردن نقاط ضعف دشمن (پایگاه‌های آسیب‌پذیر، تلفات انسانی) به سیبل و تبدیل کردن نقاط قوت خود (نیروی ایمان، شهادت‌طلبی، حمایت مردمی) به سلاح. او به حزب‌الله، انصارالله و دیگر گروه‌های مقاومت آموخت که چگونه با کمترین امکانات، بیشترین هزینه را به دشمن تحمیل کنند. این همان دکترین «قدرت نامتقارن» است که امروز، ارتش‌های بزرگ جهان را در برابر مقاومت، فلج کرده است. ۳. شاهکار سوم: تغییر «موازنه قدرت» و تولید بازدارندگی فراملی مجموع این اقدامات، به یک نتیجه راهبردی ختم شد: تغییر موازنه قدرت در منطقه. سردار سلیمانی با گره زدن «امنیت ملی ایران» به «امنیت فراملی» و عمق‌بخشی به نفوذ راهبردی جمهوری اسلامی، عملاً جنگ را از مرزهای ایران، به هزاران کیلومتر دورتر و به پشت مرزهای دشمن منتقل کرد. این یعنی تولید یک «بازدارندگی تهاجمی» و فعال که سایه جنگ را برای همیشه از سر ایران دور کرد. نتیجه راهبردی: آمریکا با ترور سردار سلیمانی، یک اشتباه محاسباتی مرگبار مرتکب شد. آن‌ها تصور می‌کردند با حذف یک فرد، یک دکترین را از بین می‌برند. غافل از آنکه خون او، این دکترین را به یک «مکتب» تکثیرشونده تبدیل کرد. امروز، «شهید سلیمانی» به مراتب برای دشمن خطرناک‌تر از «سردار سلیمانی» است، زیرا او دیگر یک شخص نیست؛ یک «گفتمان» و یک «راه» است که هزاران سرباز، آن را ادامه خواهند داد. مرتضی_امیری_نژاد @barsakht
اردوغان در تنگنا؛ ترکیه بین تل‌آویو و واشنگتن @barsakht با پایان سال ۲۰۲۵، سیاست تعادل ترکیه در غرب آسیا به شدت متزلزل شده است. طبق گزارش The Cradle، ترکیه اکنون هم بازیگر فعال و هم هدف مناقشات منطقه‌ای است. سوریه دوباره محور اصلی تعیین سرنوشت نفوذ آنکارا و محدوده مانور سیاسی‌اش شده است. در ماه‌های اخیر، دو حادثه سقوط هواپیماهای نظامی ترکیه در گرجستان و حداد رئیس ستاد ارتش لیبی که از نزدیکان اردوغان به حساب می آمد، همراه با توافقات اسرائیل–یونان–قبرس در زمینه امنیت و انرژی، نشان‌دهنده فشار فزاینده بر ترکیه است. تل‌آویو اکنون ترکیه را دومین تهدید منطقه‌ای بعد از ایران می‌داند، نه به خاطر حمله مستقیم، بلکه به دلیل رقابت بر نفوذ در سوریه و شرق مدیترانه. هم‌زمان، ترکیه تلاش دارد روابط خود با محور آمریکا–اسرائیل را بازسازی کند، اما اختلافات داخلی و منطقه‌ای و همچنین تحولات در سوریه و لیبی، مانع تحقق این اهداف است. سیاست خارجی اردوغان طی دو دهه گذشته همواره بین غرب و شرق نوسان داشته و اکنون در شبکه‌ای از جبهات پیچیده گرفتار شده است. @barsakht
🗞 چرا باید به آینده امیدوار بود؟ @barsakht 🖼 بررسی دلایل گذرا بودن چالش‌های اقتصادی کشور در سرمقاله شماره جدید روزنامه اینترنتی KHAMENEI.IR 📝 اقتصاد ایران با مشکلاتی نظیر تورم مزمن و رشد اندک مواجه است. یک واکاوی بی‌طرفانه تاریخی و اقتصادی، ریشه‌های اصلی این مشکلات را آشکار می‌سازد. 🔹 اقتصاد ما در دهه‌ی اخیر هدف طراحی‌شده‌ترین و پیچیده‌ترین رژیم تحریمی تاریخ بشریت، موسوم به فشار حدأکثری از سوی ایالات متحده آمریکا بوده است. 🔹 هدف این جنگ ترکیبی، فروپاشی اقتصاد و تجزیه اجتماعی ایران بود. بعد از تجربه‌های متعدد از جمله توافق سعدآباد، تجربه برجام به عنوان یک سند تاریخی غیرقابل‌انکار، حجت را بر همگان تمام کرد. 🔹 جمهوری اسلامی ایران با رویکرد تعامل‌گرایانه، تمامی تعهدات خود را انجام داد و محدودیت‌های هسته‌ای را پذیرفت، اما دولت آمریکا با خروج یک‌جانبه و غیرقانونی از این توافق، نشان داد که مشکل آن‌ها رفتار ایران نیست، بلکه هدف آن‌ها تضعیف مؤلفه‌های قدرت ملی ایران است. 🔹 آمریکا با تحریم فروش نفت و قفل کردن تراکنش‌های بانکی، عملاً جریان خون اقتصاد ایران را هدف گرفت. 🔹 در مقابل، ایران در کوران فشارها و تحریم‌ها، مجبور به فعال‌سازی ظرفیت‌هایی شد که در شرایط رفاه نفتی هرگز به سراغ آن‌ها نمی‌رفت. 🔹 اهمیت اقتصاد درون‌زا در این است که رشد و توسعه از دل ظرفیت‌های داخلی، دانش بومی و زنجیره‌های ارزش ملی می‌جوشد. وقتی کشوری تحت تحریم قطعات حساس صنعتی قرار می‌گیرد و به جای تسلیم شدن، خط تولید آن قطعه را در داخل راه‌اندازی می‌کند، به یک قدرت ساختاری دست یافته است که بسیار ارزشمندتر از واردات آن قطعه با دلار نفتی است. 🔹 تاب‌آوری حیرت‌انگیز اقتصاد ایران در برابر فشارهایی که می‌توانست هر کشور توسعه‌یافته‌ای را دچار فروپاشی کند، محصول همین چرخش به سمت درون‌زایی است. سختی‌های امروز اقتصاد ایران، هزینه استقلال و گذار از خامی به پختگی است؛ هزینه‌ای برای دستیابی به اقتصادی که دیگر با یک امضای رئیس‌جمهور آمریکا نلرزد. 🔹 نباید تحلیل از وضعیت اقتصادی ایران تنها در حصار تنگ چالش‌های معیشتی روزمره محبوس بماند. ایران در دل همین فشارهای بی‌سابقه، در حال تجربه نوعی پوست‌اندازی تاریخی است و آنچه رهبر انقلاب از آن به عنوان پیشرفت یاد می‌کنند، ناظر به زیرساخت‌های حیاتی و ظرفیت‌های نهفته‌ای است که آینده کشور را تضمین می‌کند. 🔹 گزاره‌ی کلیدی در این نگاه، تمایز میان رشد بادکنکی و رشد ریشه‌دار است. آمارهای معتبر بین‌المللی گواهی می‌دهند که سرعت رشد علمی ایران در سال‌های اخیر، چندین برابر میانگین جهانی بوده است. 🔹 انباشت دانش فنی، سرمایه‌ای زوال‌ناپذیر است که به محض گشایش‌های اقتصادی و رفع موانع ارزی، به عنوان پیشران جهش صنعتی عمل خواهد کرد و ایران را از یک صادرکننده مواد خام، به صادرکننده خدمات فنی-مهندسی و محصولات با ارزش افزوده بالا تبدیل می‌کند. @barsakht 🔹 فراتر از پیشرفت‌های تکنولوژیک، موقعیت ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک ایران، ظرفیت دیگری است که هیچ تحریمی قادر به حذف آن نیست. ایران در کانون کریدورهای حیاتی جهان قرار گرفته است و اکنون با تغییر رویکرد سیاست خارجی به سمت چندجانبه‌گرایی و نگاه به جنوب جهانی، در حال احیای این نقش تاریخی است. 🔹 عضویت رسمی در پیمان‌های بزرگ و نوظهور نظیر سازمان همکاری شانگهای و گروه بریکس نشان‌دهنده درک صحیح تهران از نظم نوین جهانی است. تکمیل قطعات باقی‌مانده از کریدور شمال-جنوب (که روسیه و اوراسیا را به آب‌های گرم وصل می‌کند) و کریدور شرق-غرب (کمربند و جاده چین)، ایران را به هاب ترانزیت و لجستیک منطقه تبدیل خواهد کرد؛ درآمدی پایدار که می‌تواند به مرور زمان جایگزین درآمدهای نوسانی نفت شود و امنیت ملی را از طریق گره زدن منافع قدرت‌های بزرگ به امنیت ایران، ارتقا دهد. 🔹 نگاه تاریخی به ما می‌آموزد که وضعیت فعلی گذراست؛ چرا که ایران صاحب تمدن، جمعیت و دانش بومی است، در حالی که بسیاری از رقبا صرفاً صاحب سرمایه هستند. 🔹 با این حال، باید پذیرفت که بالفعل کردن این ظرفیت‌های بالقوه و تبدیل کردن اقتدار علمی و نظامی به رفاه ملموس اقتصادی و کاهش تورم، نیازمند مجموعه‌ای از اصلاحات ساختاری و نهادی شجاعانه در داخل کشور است؛ اصلاحاتی در نظام بودجه‌ریزی، بانکی و مدیریتی. در کنار اصلاحات نهادی، پاشنه آشیل اقتصاد ایران فقدان یک سیاست صنعتی (Industrial Policy) منسجم و هدفمند است. 🔹 هسته مرکزی این سیاست، هدایت هوشمند اعتبار است؛ به این معنا که نظام بانکی ملزم شود خلق پول و تسهیلات را نه به بخش‌های سوداگر و غیرمولد، بلکه به صورت مشروط و زمان‌دار به پیشران‌های اقتصادی و حلقه‌های مفقوده زنجیره ارزش تزریق کند. @barsakht
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 سه خصوصیت بارز شهید سلیمانی در بیان رهبر انقلاب اسلامی. ۱۴۰۴/۱۰/۱۳ @barsakht
📂ماجرای ونزوئلا 🏷ورای اخبار داغ و روایت‌های رسانه‌ای از ونزوئلا چه واقعیت سیاسی عمیق‌تری در حال شکل‌گیری است؟ @barsakht قسمت اول ✏️محمد نائیج حقیقی 🔻باحملات ایالات متحده به ونزوئلا و بازداشت نیکولاس مادورو، جهان شاهد یکی از شوک‌های ژئوپلیتیکی قرن بیست‌ویکم شد. اما ورای اخبار داغ و روایت‌های رسانه‌ای، واقعیت سیاسی عمیق‌تری در حال شکل‌گیری است؛ واقعیتی که می‌توان آن را حرکت سه‌لایه آمریکا برای بازسازی کنترل انرژی، تحدید نفوذ روسیه و چین، و نمایش اقتدار در نظم نوین جهانی نامید. 🔹با افول دسترسی جهان غرب به نفت روسیه پس از جنگ اوکراین و تحریم‌های فلج‌کننده، ناگهان نقشه انرژی جهان دستخوش خلأ شد. اروپا به صورت بی‌سابقه‌ای محتاج مسیرهای جدید تأمین انرژی گردید. در چنین شرایطی، واشنگتن دریافت که اگر بخواهد نظم انرژی مبتنی بر ایده آمریکا را از فروپاشی نجات دهد، نمی‌تواند از بازیگر ناآرامی چون ونزوئلا چشم بپوشد؛ کشوری که طی دهه گذشته‌اش میدان رقابت شرکت‌های روسی و چینی در حوزه نفت و توسعه زیرساخت بوده است. 🔹بنابراین، حمله به ونزوئلا نه یک حرکت صرفاً نظامی، بلکه بخشی از «بازآرایی زنجیره انرژی جهانی» است؛ تلاشی برای بازگرداندن نفت ونزوئلا به مدار غرب، مشابه آنچه واشنگتن در اوایل قرن بیستم در خاورمیانه رقم زد. به زبان ساده‌تر، این حمله پاسخی است به یک پرسش حیاتی برای آمریکا: چه کسی باید کلید منابع انرژی نیم‌کره غربی را در دست داشته باشد؟ 🔹از طرفی دیگر در دهه گذشته، آمریکای لاتین دیگر حیاط خلوت یک‌دست واشنگتن نبود. همکاری‌های زیرساختی چین از پاناما تا بوئنوس‌آیرس، و حضور مشاوران نظامی روسیه در ونزوئلا و نیکاراگوئه، نشان از شکل‌گیری آرام یک محور شرقی در غرب داشت. در نگاه سیاست‌گذاران آمریکایی، ونزوئلا نه فقط دولت سوسیالیست ناکارآمد با معضلات اقتصادی، بلکه دروازه نفوذ استراتژیک مسکو، پکن و ایران به پشت‌خانه قدرت آمریکا بود. بنابراین، حذف مادورو را باید نوعی «بازپس‌گیری شعاع نفوذ» دانست. 🔹اما سومین لایه‌ی این حرکت، جنبه روانی و نمادین دارد. پس از جنگ اوکراین، شکست‌های مفتضحانه سگ قلادریده آمریکا در منطقه یعنی رژیم غاصب صهیونی پس از طوفان الاقصی و شکست کلان پروژه تغییر در نظم منطقه توسط پیمان ابراهیم، از بین رفتن هیمنه آمریکا و رژیم در تقابل با جمهوری اسلامی ایران، یمن و... و همچنین شکاف‌های درونی در سیاست داخلی این کشور در کنار نارضایتی مردم ایالات متحده آمریکا، تصویر نظم آمریکایی در جهان خدشه‌دار شده بود. افکار عمومی جهانی در حال عادت به «پسااقتدار آمریکا» بود، جایی که تصمیمات واشنگتن دیگر الزام‌آور تلقی نمی‌شد و اصلی ترین ایده انتخاباتی ترامپ یعنی تحقق آمریکای بزرگ و مقتدر عملا دچار بحران هویتی جدی شده بود. 🔻در چنین شرایطی، حمله به ونزوئلا کاربردی فراتر از مرزها دار: بازسازی تصویر اراده و قدرت تصمیم!(حتی اگر مثل مادورو پیشنهاد مذاکره به آمریکا هم بدهی...) 🔹پیام واشنگتن روشن است: ما هنوز توان مداخله، بازداشت، و مدیریت تغییر رژیم ها را در جای جای جهان داریم. 🔹این حرکت نوعی سیاست تئاترگونه قدرت است؛ همان‌گونه که نمایش سقوط صدام یا بن‌لادن نیز بیش از یک واقعه نظامی، یک احیای اعتمادبه‌نفس ملی برای آمریکا در داخل و پیامی برای رقیبان استراتژیک ایالات متحده آمریکا در نظم نوین جهانی بود. 🔻در صحنه‌ی کنونی جهان پسا طوفان الاقصی و جنگ اوکراین، اقدام آمریکا در ونزوئلا، بازتعریف ساده‌ای از معادله قدرت را بازگو می‌کند: هنوز هم تعیین‌کننده نهایی، کسی است که می‌تواند دست روی منابع قدرت بگذارد و تحت مدیریت خودش درآورد! @barsakht