درسی از کاربرد نظریه بازیها در مقابله با رژیم صهیونیستی
@barsakht
یکی از یافتههای نظریه بازیها در تعاملات استراتژیک، اصل سیگنال دهی به طرف مقابل است. باید به طرف مقابل این سیگنال را مخابره کرد که اگر رفتاری خصمانه داشته باشد، با برخوردی کوبنده مواجه خواهد شد. هدف از این استراتژی این است که طرف مقابل از انجام رفتار خصمانه منصرف شود.
در مواجهه با رژیم صهیونیستی نیز باید سیگنال هشدار شدید داد، اگر سیگنال هشدار ضعیف باشد یا باور پذیر نباشد، آنها دوباره دست به انتحار خواهند زد و در آن زمان ما تنها مجبور به اتخاذ رویکرد تدافعی میشویم.
باید طرف مقابل مطمئن شود که اگر بزند، ما به سرعت و به شدت موجودیتش را تهدید میکنیم، این تهدید میتواند از سنخ راه انداختن جنگ نفتی باشد و یا حتی گزینه های نامتعارفی را در بر گیرد.
@barsakht
اولویتهای پساجنگ
@barsakht
پس از دوازده روز جنگ مستقیم با رژیم صهیونی، فضای سیاسی و اجتماعی ایران وارد مرحله تازهای شده است. تجربه این نبرد نهفقط ابعاد نظامی، بلکه لایههای امنیتی، اجتماعی و رسانهای را نیز تحت تأثیر قرار داد. حالا که آتش حملات متوقف شده، پرسش اساسی این است که ایران برای تقویت موقعیت داخلی و بیرونی خود چه مسیری را باید دنبال کند؟ پاسخ به این پرسش، بیش از هر چیز بر ضرورت حفظ انسجام داخلی و بازبینی در سیاستهای امنیتی و رسانهای تأکید دارد.
نخستین و شاید مهمترین اولویت، حفظ همبستگی داخلی است؛ انسجامی که در سایه تهدید خارجی بهوجود آمد و اکنون باید آن را به یک سرمایه پایدار تبدیل کرد. بیدلیل نبود که چهرههایی چون نتانیاهو و ترامپ، حساب ویژهای روی نارضایتیها و شکافهای اجتماعی در ایران باز کرده بودند. آنها بهخوبی میدانستند که یک جامعه منسجم، سدی محکم در برابر هر تجاوز خارجی است. اکنون که حلقههایی از تفرقهافکنی دوباره در فضای رسانهای و اجتماعی فعال شدهاند، ضروری است با تدبیر و قاطعیت نسبت به آنها هشدار داده شود. در سطح امنیتی، فعالسازی کامل جامعه اطلاعاتی کشور یک ضرورت انکارناپذیر است. درگیری اخیر نشان داد که نفوذ، خرابکاری و جاسوسی هنوز تهدیدات زندهای هستند. باید عناصر نفوذی شناسایی و زیر ضربه قرار گیرند و در برخورد با حامیان رژیم صهیونی هیچ اغماضی صورت نگیرد. این تنها راه تضمین امنیت پایدار در دوران پساجنگ است.
@barsakht
نکته مهم دیگر، بازنگری اساسی در سیاستهای مربوط به فضای مجازی است. جنگ اخیر عملاً نشان داد که ضعف در حکمرانی سایبری میتواند تبعات میدانی داشته باشد. از ارسال بیمحابای تصاویر انفجارها تا بازنشر اطلاعات موقعیتی، همه و همه بخشی از اهداف دشمن را در تحقق حملات هوایی محقق کردند. رهبر معظم انقلاب سالها پیش نسبت به وضعیت رهاشده فضای مجازی هشدار داده بودند و اکنون نوبت عمل رسیده است؛ پالایش پلتفرمهایی که دادهها را در اختیار دشمن قرار میدهند، مقابله با اکانتهای سازمانیافته، و تنظیم دقیقتر قوانین مربوط به فیلترشکنها، همه باید با رویکردی واقعگرایانه دنبال شود.
در عرصه سیاست خارجی نیز باید نگاه تازهای شکل گیرد. مذاکراتی که قرار بود از تنش جلوگیری کند، در عمل پوششی برای آغاز جنگ شد. پیام روشن این ماجرا آن است که نباید به روندهای دیپلماتیکی که بهانهای برای فریب و تضعیف توان دفاعی کشور هستند، دل بست. از این پس نهتنها بازگشت به میز مذاکره بیمعنا خواهد بود، بلکه طرح دوباره آن، باید با تردید و حتی برخورد مواجه شود.
در نهایت، آمادگی زیرساختی کشور برای مواجهه با سناریوهای احتمالی جنگ باید افزایش یابد. ادارات، مراکز صنعتی، شرکتها و نهادهای خدماتی باید برنامهای شفاف برای ادامه کار در شرایط جنگی داشته باشند. همچنین، الگوهای حفاظتی از اسناد، اماکن و افراد کلیدی باید بازنگری و تقویت شوند. تجربه اخیر ثابت کرد که امنیت یک ضرورت عملیاتی است که باید در همه سطوح جاری شود. اگر ایران از این فرصت برای اصلاح ضعفها و تثبیت قوتها استفاده کند، تهدید به یک نقطه عطف تاریخی برای تقویت جایگاه ملی تبدیل خواهد شد.
✍🏻 حسن نوروزی
@barsakht
توسعه ایران کلاشینکف می خواهد!
مجتبی لشکربلوکی *
@barsakht
دکتر لنت پریچت؛ متخصص اقتصادد توسعه است و فارغ التحصیل دکترای اقتصاد از MIT، او ۲۰ سال برای بانک جهانی کار کرده و سه سال هم در در اندونزی و سه سال در هند زندگی کرده و سپس حدود ده سال در دانشکده (مدرسه) حکمرانی هاروارد تدریس داشته. او نظریات جالبی در مورد چگونگی پیدا کردن مسیر توسعه در کشورها دارد.
او می گوید ام۱۶ اسلحه متعارف در ارتش آمریکا است که در مقایسه با کلاشینکف بسیار دقیقتر و کشنده تر است، چون کلاشینکف بیش از چند صد متر نمیتواند به هدف بزند. اما کلاشینکف (ساخت شوروی) با همه ضعف هایش محبوبترین اسلحه در جهان است! چرا؟ چون کلاشینکف را چنان طراحی کرده اند که به طرز باورنکردنی محکم است؛ مهم نیست با آن چکار کرده و چه بلایی سرش آورده باشید، به محض کشیدن ماشه شلیک میکند. آموزش هم نمی خواهد. در واقع به هرکس بخواهید میتوانید بدهید و بهراحتی استفاده کند. اسلحه آمریکایی خیلی عالی است اما اگر تمیز نگهش ندارید و در شرایط خوبی نباشد شلیک نخواهدکرد. نگهداری و استفاده از آن آموزش جدی می خواهد (رفرنس: دنیای اقتصاد، دکتر جعفر خیرخواهان)
*️تحلیل و تجویز راهبردی:*
مساله اینست که وقتی ام۱۶ با طراحی کامل و بینقص را به یک سرباز صفر بیچاره در یک محیط کثیف میدهید این اسلحه کار نخواهد کرد. شبیه به همین مساله را در توسعه مناطق، جوامع یا کشورها داریم. اشتیاق و اعتقاد به الگوبرداری از بهترین ها، باعث می شود که برویم سراغ ام۱۶. بهجای اینکه به طرحهایی فکر کنیم که متناسب با شرایط ما باشند. گاهی اوقات تلاش می کنیم بدون فکر کردن طرحهایی را از خارج/دیگران/بهترین ها وام بگیریم و آنها را برای سازمان/جامعه/منطقه/کشور خود به کار بگیریم که چنین چیزی در عمل موفق نمیشود. بعدش هم هیچ کسی رویش نمی شود که بگوید بابا جان ما اصلا کلاشینکف نیاز داشتیم و نه ام۱۶!
خب چه باید کرد؟
1) اصول توسعه را از الگوهای توسعه تفکیک کنیم. مثال: تضمین حقوق مالکیت جزو اصول توسعه است. یعنی اینکه دارنده یک دارایی که می تواند هر چیزی باشد از جمله کارخانه، تابلوی هنری، ایده کسب وکاری، کد نرم افزاری، آهنگ موسیقی، فیلم سینمایی؛ مطمئن باشد که دارایی اش محفوظ و محترم است و همچنین منافع آن دارایی به خودش برمی گردد و کس دیگری حق دخل و تصرف و تغییر منافع را ندارد حتی حکومت. حالا در یک کشور این مساله حقوق مالکیت رو با الگوی الف حل و فصل می کنند (مثلا قانون گذاری در مجلس) در کشوری دیگر قواعد اخلاقی و هنجارهای اجتماعی. الگو مهم نیست، اصول مهم است.
2) میوه چینی ممنوع! تجربه دیگر کشورهای جهان بسیار گرانبهاست حتما باید آن تجربیات را دید و فهمید. ولی فقط میوه ها را نباید دید بلکه باید ریشه ها را فهمید. مثلا ما دانشگاه، پارلمان و روزنامه را از جهان مدرن می گیریم اما مثل این است که درخت را از کمر قطع می کنیم و بدون ریشه در خاک یکاریم و سپس انتظار بکشیم میوه بدهد.
@barsakht
3) کپی مجاز نیست! تجربه دیگر کشورهای جهان و به خصوص کشورهای موفق، در سه متغیر زمینه ای مهم شکل گرفته است: جغرافیا و تاریخ و فرهنگ. بنابراین ایده بگیریم اما کپی نکنیم.
4) از راه حل شروع نکنیم. از مساله شروع کنیم. اگر می خواهیم توسعه پیدا کنیم باید تمرکز کنیم روی مسایل. سپس با درک عمیق اصول (بند 1)، افتان و خیزان و در یک فرآیند سعی و خطای هوشمندانه و رفت و برگشتی و یادگیری، راه حل اختصاصی (الگوی) خود را پیدا کنیم.
بگذارید سه مثال بزنم.
•سنگاپور مساله ترافیک و آلودگی را با عوارض الکترونیکی سنگین، مالیات بر خودرو و توسعه حمل و نقل عمومی حل می کند اما کپنهاگ آن را با تبدیل شدن به پایتخت دوچرخه جهان.
• آلمان مساله انرژی را با تمرکز بر انرژی بادی و خورشیدی محلی با مشارکت شهروندان از طریق تعرفه های تشویقی برای تولیدکنندگان خانگی حل می کند اما چین با سرمایهگذاری کلان در مزارع خورشیدی و بادی عظیم و استفاده از مقیاس اقتصادی برای کاهش هزینه های تولید انرژی.
• سیستم مسکن اجتماعی با اجاره های تنظیم شده دولتی در وین (اتریش) جواب داده است به گونه ای که پایین ترین نرخ بی خانمانی در اروپا را دارد و ۶۰٪ جمعیت در این واحدها زندگی می کنند. اما در فنلاند با سیاست «اول مسکن!» با ارائه مسکن رایگان یا یارانه ای بدون پیش شرط این مساله را حل کرده است.
5) هیچ راه حلی، راه حل پایانی نیست. تمام راه حل هایی که در سه مثال بالا گفتم نیز ایراد دارند، در طول زمان باید افتان و خیزان یاد گرفت و به پیش رفت.
سخن آخر؛ توسعه یعنی حل مهم ترین و کلیدی ترین مسایل جمعی. ام۱۶ (بهترین تجارب ممکن اما غیرمرتبط با جغرافیا، تاریخ و فرهنگ) را ببنیم، الهام بگیریم ولی رها کنیم و برویم سراغ راه حل هایی که اصول را رعایت می کنند اما الگوی شان با گروه خونی ما سازگار است
@barsakht
1_19420942218.pdf
حجم:
255.4K
تحلیل جامع جنگ ایران و اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵
@barsakht
🔰 درگیری ۱۲روزه ایران و اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ با حملات غافلگیرانه اسرائیل آغاز شد، که نتایجی در پی داشت.
🔸 ناکامیهای اسرائیل
۱. شکست در نابودی برنامه هستهای ایران: حملات اسرائیل به تأسیسات هستهای ایران، نتوانست این برنامه را نابود کند. ایران پیشتر مواد شکافتپذیر رامنتقل کرده بود.
۲.عدم نابودی توان موشکی ایران: ایران با شلیک بیش از ۵۰۰ موشک و ۱۰۰۰ پهپاد، توان موشکی خود را حفظ کرد و خسارات سنگینی به اسرائیل وارد آورد.
۳. شکست در برنامه ناآرامی داخلی:
به جای آشوب، انسجام ملی در ایران تقویت شد و تظاهرات ضداسرائیلی برگزار گردید
🔸 دستاوردهای ایران
۱. حفظ توان هستهای و موشکی:
ایران برنامه هستهای و موشکی خود را حفظ کرد و نشان داد در برابر حملات مقاوم است.
۲. شناسایی عوامل موساد:
ایران در جریان درگیری، شبکهای از عوامل موساد را در داخل کشور شناسایی و خنثی کرد، که ضربهای به عملیات اطلاعاتی اسرائیل بود.
۳.حمله به پایگاه آمریکایی:
حمله موشکی ایران به پایگاه العدید آمریکا در قطر، واشنگتن را وادار به درخواست آتشبس از طریق قطر کرد
۴. تقویت انسجام ملی:
این درگیری به عاملی برای اتحاد ملی تبدیل شد.
نتیجهگیری
ایران با حفظ توان هستهای و موشکی، شناسایی عوامل موساد، و فشار بر آمریکا، دستاوردهای قابل توجهی کسب کرد. اسرائیل نتوانست اهداف خود را محقق کند و با خسارات سنگین مواجه شد. این آتشبس شکننده است و نیاز به تقویت توان دفاعی ایران را برجسته میکند.
@barsakht
کوپنی که نتانیاهو سوزاند
@barsakht
در مدت ۱۲ روز جنگ تحمیلی رژیم صهیونی علیه ایران، بیش از هفتصد نفر و به آمار ایراناینترنشنال، ۸۲۳ نفر از عوامل دشمن صهیونی دستگیر شدند. این بخشی از شبکه نفوذ دشمن بود که در این نبرد بهسرعت شناسایی و دستگیر شدند. بخش دیگر این اقدام ددمنشانه، همراهی و انسجام سرویسهای اطلاعاتی ـ یا بهتر است بگوییم سرویسهای جاسوسی ـ غرب بوده است که البته یک پروژه پیچیده و زمانبر است.
🔸اقدام دیگر، ورود حجم زیادی پهپاد، ریزپرنده و مهمات به داخل کشور و سازماندهی عوامل پیادهنظام است؛ که این اقدام نیز قطعاً در دو سه ماه و حتی یک سال اخیر شکل نگرفته، بلکه حاصل فعالیت مستمر دشمن بوده است.
از سال ۷۸، جمهوری اسلامی ایران در مقاطع مختلف شاهد ایجاد فتنههای گوناگون بوده است که هربار، پیادهنظامهای دشمن رُخی نشان داده و پس از عدم همراهی مردم با آنها و عدم موفقیت در اهداف نهایی، یا دستگیر شده یا پراکنده شدهاند. به نظر میرسید که دشمن در این مقطع تصور کرده بود که اکنون شرایط برای فعال کردن همه پتانسیل شورشی خود که در این سالها در فتنههای مختلف تمرین کرده بودند، فراهم است تا در چنین روزی بتوانند حلقههای آشوب را فعال کنند؛ که البته با وجود مشقات جنگ، همبستگی ملی باز هم بساطشان را بههم زد. چهرههایی به حمایت از نظام و رهبری و کشور پرداختند که قبلاً کمتر علاقه خود را به ارزشها اظهار کرده بودند.
این جنگ صرفاً یک جنگ نظامی نبود، بلکه جنگ تکنولوژیهای پیشرفته علیه توانمندیهای ایران بود که البته عنصر غافلگیری در ابتدا ضرباتی را به کشور وارد کرد؛ اما اقدامات بعدی جمهوری اسلامی ورق را برگرداند.
کارشناس الجزیره چنین عنوان میکند که حجم سانسور اسرائیل در جنگ با ایران از جنگ سال ۱۹۷۳ بیسابقه بوده است. بیش از ۳۰ مرکز حیاتی رژیم منهدم شد. حجم خسارات بهگونهای بود که هنوز هیچیک از اهداف دشمن محقق نشده بود که درخواست آتشبس توسط او مطرح میشود.
به نظر میرسد اتفاقات صورتگرفته، حاصل برنامهریزی و سرمایهگذاری دشمن در سالهای گذشته بوده است. چنانکه نمایان است، دشمن از این طرح ترکیبی خود بهعنوان ابزاری برای براندازی یا انزوای حداکثری نظام سرمایهگذاری کرده بود؛ مانند یک بمب بزرگ که برای روز مبادا آماده شده تا در فرصت مقتضی ضربه کاری وارد کند. اما این طراحی ترکیبی دشمن، هدف مورد انتظار را برآورده نکرد و سرمایهای که دشمن در سالیان گذشته تدارک دیده بود، توسط نتانیاهو هدر رفت.
از این رو، دشمن تلاش دارد اولاً دستاوردسازی کند و چنین وانمود کند که هستهای ایران را ساقط کرده است؛ دوم آنکه بخواهد در آینده، همانند جنایات سابقش، دست به اقدامات خرابکارانه بزند؛ که البته با هوشیاری نیروهای نظامی و امنیتی، این کار برای دشمن بهراحتی ممکن نخواهد بود.
✍🏻 محمد حکیمی
@barsakht