#روایت_میدان
شب پنجاه و نهم را به خاطر دارم.
شهری که نبضش را گم نکرده بود. از کوچهباغهای قدیم تا شانههای سرد دماوند، همه جا رد آدمهایی بود که خواب را فدای یک بیداری مشترک کرده بودند.
امشب ایران شبیه دریاست؛ اما موجها از گلوگاهِ خسته برمیخیزند، نه از ژرفای آب. خیابانهایی که روزگاری پناه تنهایی بودند، حالا پناهِ «هم» شدهاند. پیرمردی که عصایش دومین پایش را میکشد، کنار نوجوانی که ریشش تازه سبز زده، یک صدا را فریاد میزنند.
اینجا هیچکس غریبه نیست. همه، میزبان همهاند.
«رهبر شهید»... این دو کلمه سنگیناند، حتی بر دوشِ حروف. رهبری که عادت داشت در میان مردم راهنما شود، حالا در میان دلها پیدا شده است. نگاه نافذش، دستهای پدرانهاش، حرفهای بیپیرایهای که از دل برمیخاست و مینشست بر دل.
او که رفت، سکان را نسپرد به طوفان؛ سپرد به دست همین مردم. و حالا هر شب، وقتی راهپیمایی از حافظیه دل مردم میگذرد، نامش چون دعایی در نماز جماعت خیابانها تکرار میشود: «خون تو، چراغ راه ماست.»
چه معجزهای است این: زنی با چادر مشکی، دست در دست دختری با روسری رنگی، زیر یک پرچم گام برمیدارند. اختلافها رنگ باختهاند. مرزبندیها گم شدهاند در شور بزرگ «وحدت».
ایران، آن پازل دیرین اقوام و مذاهب، این شبها تکهای گمشده ندارد. کرد و بلوچ و فارس و ترک، همصدا با لری و گیلک، فریاد میزنند برای عدالتی که مُردنی نیست.
این راهپیمایی انفجار یک انبار باروت نیست. تپش یک شریان است. شریانی از قلب تاریخ تا نبض همین لحظه. قیام لله؛ آرام اما استوار.
و من که هزاران شب را با واژهها گریستهام و از دور نظارهگر بودهام، امشب شرمندهام. شرمنده از اینکه کلماتم، این قافیههای اسیر، چگونه میتوانند وسعت این بیداری را روایت کنند؟
فقط میتوانم بسرایم:
«ای شب پنجاه و نهم، آهستهتر راه برو / که این مردم، با پای پیاده، تاریخ را میرانند...»
🖋 زهرا موسی
📲راه ارتباطی:
↫ا[https://eitaa.com/basig_fany]
#بسیج_دانشجویی
#دانشگاه_ملی_مهارت
#برای_ایرانم_ایستاده_ام
🔻#کاف_گاف | کافه گفتگو دانشجویی
جایی برای پرسیدن و نقد کردن . . .
🔥 با موضوع:
ادامــــه مــــذاکرات،
ادامهٔ میـدان نبرد؟
یا عقــــــــب گــــرد؟!
به میزبانی: دانشگاه ملیمهارت قم
کارشناس محترم: استاد افراز
(مدیر پژوهشکده باقرالعلوم،
عضو شورای محتوایی دوره معرفتی
-تشکــــیلاتی اســــلام نـــــــاب)
📍مکان و زمان : ابتدای بلوار بهار
پنجشنبه ۱۴۰۵/۲/۱۰ ساعت ۱۹:۳۰
📲راه ارتباطی:
↫ا[https://eitaa.com/basig_fany]
#بسیج_دانشجویی
#دانشگاه_ملی_مهارت
#رهبرشهید | درس امام رضا علیه السلام به ما :
ای مسلمان!
از مبارزه خسته نشو!
📲راه ارتباطی:
↫ا[https://eitaa.com/basig_fany]
#بسیج_دانشجویی
#دانشگاه_ملی_مهارت
#برای_ایرانم_ایستاده_ام
#ایران_ایرانِ_امامرضاست
10.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#پرچمدار
برف و باران یا سوز آفتاب، هیچ تفاوتی نمی کند، این پرچـــ🇮🇷ـــم زمین نمی افتد...
پویش پرچمدار به صورت ۲۴ ساعته در چهارراه شهدای شهر مقدس قم، ابتدای خیابان ارم به سمت حرم مطهر حضرت معصومه سلام الله علیه برقرار است،
شما هم تشریف بیاورید...
🌐 ثبت نام از طریق بازوی بله
https://ble.ir/Parchamdarqom_bot
___
🌐 ثبت نام از طریق پیوند وب:
https://www.qassd.ir/ramazanjang/parchamdar
____
https://eitaa.com/qasdna_ir
📲راه ارتباطی:
↫ا[https://eitaa.com/basig_fany]
#بسیج_دانشجویی
#دانشگاه_ملی_مهارت
#روایت_میدان
لبه جوبی کنار خیابون نشسته بود
رفتگر زحمت کش محل!
تو دستش یه پرچم ایران بود
خستگی تو وجودش داد می زد
رفتم سمتش تا یه خسته نباشیدی
بهش بگم و لقمه ای که دستم بود
رو بابت خستگیش بهش بدم و ازش تشکر کنم.
یه لحظه هم پرچمش را زمین نگذاشت
ازش پرسیدم خسته نمی شید از بالا گرفتن پرچم،
بهم گفت،خستگی که مهم نیست،
اگر هم باشد،چه بهتر که برای
چرخاندن این پرچم باشد نه چیز دیگری.
این پرچم اگر پایین بیاید،
من دیگر در این خاک و سرزمین
وجود نخواهم داشت!
این پرچم همیشه بالا خواهد ماند،
خستگی من زیر سایه این پرچم دفن می شود
و من با تمام وجود آن را بالا خواهم گرفت!
چه زیبا برام توصيفش کرد،
دلم می خواست تا صبح برام حرف بزنه
با صحبت هاش پشتم گرم می شد
به این خاک
به این سرزمین
به این وطن
به این مردم!
مردمی که مثل خود او دست به دست هم داده اند
تا پای جان، تا پای خون،برای دفاع از این خاک
برای بالا نگه داشتن پرچم این خاک
برای...
این را بدانید!
هیچ کسی نمی تواند در مقابل ما بایستد
هیچ کسی نمی تواند این خاک را تهدید کند
هیچ کسی نمی تواند تمدن ما را نابود کند
هیچ کسی نمی تواند در مقابل ایران پیروز شود.
هیچ کس!
اینجا!
خون بر موشک پیروز است.✊🇮🇷
🖋 زهرا صالحی | ۱۴۰۵/۱/۱۴
📲راه ارتباطی:
↫ا[https://eitaa.com/basig_fany]
#بسیج_دانشجویی
#دانشگاه_ملی_مهارت
#پویش #برای_ایرانم_ایستاده_ام
#روایت_میدان
من ایرانیام؛
یعنی روی میراث هزارسالهای راه میروم.
هر قدمم یادآور بزرگیست که نسلها آن را پرورش دادهاند.
عشق به تو، نه آموختنی بود و نه انتخابی؛
در خونم بود.
ایران ؛
تو داستان ناتمامی هستی که همیشه ادامه دارد و من فصل کوچکی از تو.
ایران من _ تهران من
🖋 سپیده سازش | ۱۴۰۵/۱/۱۶
📲راه ارتباطی:
↫ا[https://eitaa.com/basig_fany]
#بسیج_دانشجویی
#دانشگاه_ملی_مهارت
#پویش #برای_ایرانم_ایستاده_ام
#روایت_میدان
/به کربلا برسانم/
کربلا آمد و من حُرِ گرفتار ، بیا
دل ندادن به بلا، سنگدلی میخواهد.
۴۰ روز گذشت .اینجا طریق الکربلاست؟ پس این نوای حسین یا حسینی که شنیده میشود چیست؟ پس چرا به موکب ها که میرسی میگویند هلا بیکم بزوار ال....
کودکی که بین جمعیت آب تعارف میکند چه؟
آن پرچم مقدس حرم سید الشهدا و بوی عطرآگین اش ... هنوز هم میگویی اینجا کربلا نیست؟
پس کِی به کربلا میرسیم، من تابه حال چشمانم کربلا را از نزدیک ندیده.
اما به گمانم این مسیر همان مسیر عشاق است. هرکه هرچه در بساط دارد روانه ی میدان کرده .عَلَم ها اینجا برپاست،کسی پرچم از دستش نمیافتد.
همه حواسشان هست که حسینِ زمان تنهاست،نکند بگوید هل من ناصر ینصرنی و جوابی نگیرد؟نکند ذوالجناح بی سوار، به خیمه ها برگردد؟
نکند بعد عمری زیارت عاشورا خواندن ، روزیِ ما ثارک مع امام منصور من اهل بیت محمد صل الله نشود؟
این همه عاشق را میبینی امام زمانم؟
قلب شان را هم رصد کردی؟ نگاهی به قدو قواره و سن شان هم کردی؟
چشمان همه اینجا بارانی میشود وقتی صدایت میزنند و عاجزانه خواهش میکنند که اللهم عجل بفرج مولانا صاحب الزمان .
طریق همه مان را گره بزن به خود
جان ما فدای آمدنت.
🖋 عارفه رضائیان | ۱۴۰۵/۱/۱۹
📲راه ارتباطی:
↫ا[https://eitaa.com/basig_fany]
#بسیج_دانشجویی
#دانشگاه_ملی_مهارت
#رسانهوفضایمجازی_گراف
#پویش #برای_ایرانم_ایستاده_ام