🕛 ظهر – قنوتی در میان باران تیر
زخم بر پیشانیاش بود، خاک بر لباسش، اما وضویش کامل...
حسین رو به قبله ایستاد، لبخندی زد، تکبیر گفت، نماز عشق آغاز شد.
یارانش سپر شدند... هر کدام، جانشان را سپر یک رکعت کردند.
تیرها بر جانشان نشست، اما نماز ناتمام نماند.
سجده آخرش، نه بر خاک... که بر خون بود.
و صدای "السلام علیک یا اباعبدالله" از دل میدان بالا رفت.
ادامه دارد...
🌐 صفحات رسمی بسیج دانشجویی دانشگاه شیراز
🕐 حوالی ظهر – علیاصغر (ع)، تیر بر گلوی گل
نوزادی در آغوش پدر، با چشمهایی خسته، لبهایی خشک...
حسین بالا بردش، نه برای جنگ، نه برای انتقام؛ فقط برای جرعهای آب.
دشمن ننگ را بلعید، و تیر سهشعبه را رها کرد...
گلوی نوزاد شکافت، خون فوران زد... و دست پدر لرزید.
حسین آمد کنار خیمه، گودالی کند با شمشیر...
و خودش، پیکر نوزاد را در دل خاک پنهان کرد؛ زینب هنوز نمیدانست...
ادامه دارد...
🌐 صفحات رسمی بسیج دانشجویی دانشگاه شیراز
🕑 ظهر – سجده آخر حسین (ع)
تنها مانده بود... نه صدای یاری، نه خیمهای پر نور... فقط سکوت و شمشیر.
پیشانیاش را خون گرفته بود، اما لبهایش ذکر میگفت.
اسبها او را دوره کردند... شمشیری بر شانهاش، نیزهای در قلبش...
بر زمین افتاد، اما با لبخند: «رضاً برضاک یا رب!»
قاتلان آمدند، نوبتی شمشیر زدند، تا جان جدا شود.
و آنگاه، از نیزهها بالا رفت؛ صدای زینب شکست: "وا محمّداه..."
ادامه دارد...
🌐 صفحات رسمی بسیج دانشجویی دانشگاه شیراز
🕝 حوالی بعد از ظهر – اسبها تاختند بر پیکر خورشید
پیکر بیجان حسین روی خاک افتاده بود...
تاختند، با نعلهای آهنین، بیشرم و بیحیا؛
اسبها بر سینه خورشید دویدند، استخوانها شکست، تن متلاشی شد.
زمین ناله کرد، آسمان چرخید، زمان ایستاد...
زینب دوید سمت تل، نگاهش افتاد به گرد و غبار،
و با صدایی شکسته گفت: "این، پیکر برادرم است؟"
ادامه دارد...
🌐صفحات رسمی بسیج دانشجویی دانشگاه شیراز
🕒 بعد از ظهر – آتش بر خیمهها، آوار بر دلها
آتش را افروختند، هیزم بر خیمه ریختند...
زنان و کودکان از میان شعلهها گریختند، با لباس نیمسوخته، با پای برهنه.
زینب صدا میزد: «کجا میروید؟ نترسید، من اینجام...»
دخترکان هراسان در دل دشت پنهان شدند، صدای گریهشان با شعلهها درآمیخت.
خاکستر خیمهها، بوی استخوان و غیرت میداد...
و زینب، قامتش را نبست؛ فقط دلش را پیچید به صبر...
ادامه دارد...
🌐 صفحات رسمی بسیج دانشجویی دانشگاه شیراز
🕓 حوالی عصر – اسارت، آغاز غربت زینب
دستهایشان را بستند، حتی دست کودکان را...
سری را بر نیزه زدند، و کاروان را به بند کشیدند.
زینب نگاهی به نیزهها کرد؛ آن سرِ برادرش بود...
سجاد، ناتوان و بیمار، با زنجیر بر پا، روی خاک کشیده میشد.
خندهی دشمن، زخمزنتر از شمشیر بود...
اما زینب، سرش را بالا گرفت و گفت: «ما رأیتُ إلا جمیلاً...»
ادامه دارد...
🌐صفحات رسمی بسیج دانشجویی دانشگاه شیراز
🕟 عصر – تل زینبیه، آخرین نگاهها
زینب ایستاد بر تپه... نه برای تماشا، برای وداع.
با چشمانی پر اشک، به نیزهها خیره شد، به خیمههای نیمسوخته، به کودکان آواره...
لبهایش میلرزید، اما صدایش محکم بود؛
گفت: «ای برادر! ببین خواهر چه تنها مانده…»
دلش میخواست بمیرد، اما باید بماند...
برای حفظ امانت، برای رساندن پیام.
ادامه دارد...
🌐صفحات رسمی بسیج دانشجویی دانشگاه شیراز
🕔 قبل از غروب – شمارش سرها، آغاز کاروان اسارت
دشمنان، سرهای شهدا را شمردند، لبخند زدند...
هر سر بر نیزهای، هر نیزه، نیشی بر دل زینب.
کودکان با چشمهایی خیس به نیزهها نگاه میکردند و میپرسیدند:
«این سر کیست؟»
زینب جواب نداد...
فقط آغوشش را بازتر کرد، تا شاید کمی از آتش دلشان کم شود.
ادامه دارد...
🌐صفحات رسمی بسیج دانشجویی دانشگاه شیراز
🕕 غروب عاشورا – غروب همه چیز...
خورشید پایین رفت، اما این غروب، غروبِ خورشید نبود؛
غروبِ مردانگی بود، غروبِ سقّا، غروبِ علیاکبر، غروبِ حسین.
بادِ دشت، بوی خون میآورد، صدای بعید اذان را...
نه صدای حسین مانده بود، نه صدای یار.
فقط زینب بود و دلشکستهها…
و سجّاد، با زنجیر در دست، رو به قبله افتاده…
ادامه دارد...
🌐صفحات رسمی بسیج دانشجویی دانشگاه شیراز
🕖 شامگاه – پناه در ویرانهی شب
شب افتاد، اما تاریکی از پیشتر آمده بود.
خیمهها را آتش زدند، و اهلبیت را کنار نیزهها خواباندند...
بچهها از ترس به زینب چسبیده بودند، برخی خوابشان برد، برخی در تب گریه میکردند.
زینب زیر آسمان پرستاره، بیبالین، بیخواب، بیقرار، سر بر خاک گذاشت.
زمزمه کرد: «ای کاش، مادر بودی و میدیدی این شب را، چگونه گلت را پرپر کردند...»
و شب عاشورا، با اشک و آه، آرامآرام به سوگ رفت...
این غم ادامه دارد...
کربلا تمام نشد...
فقط شکلش عوض شد...
🌐صفحات رسمی بسیج دانشجویی دانشگاه شیراز
هدایت شده از |بسیج دانشجویی دانشکده حقوق فارابی تهران|
📣 بسیج دانشکده حقوق دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران برگزار می کند:
⚜ نشست علمی _ سیاسی « امکان سنجی طرح دعوا در مراجع بینالمللی علیه آمریکا و اسرائیل به سبب حمله به ایران » ⚜
🔷 میهمانان:
جناب آقای دکتر مصطفی فضائلی
- استاد تمام حقوق بین الملل دانشگاه قم
جناب آقای دکتر علی احدی
- استادیار حقوق بین الملل دانشگاه تهران
🔷 میزبان:
جناب آقای محمد مهدی راثی
- دانشجوی ارشد حقوق بین الملل
🗓 تاریخ: سه شنبه ۱۷ تیر ماه
🕧 زمان: ساعت ۱۸
♦️ مکان: به صورت مجازی در بستر قرار
لینک شرکت در جلسه:
https://gharar.ir/r/1b60a998
عضویت در کانال ایتا
@Basij_LawUTF