eitaa logo
بصیر
410 دنبال‌کننده
11.5هزار عکس
9.2هزار ویدیو
624 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
در تنگه هرمز به دنبال چه هستیم؟ ✍🏻 مهدی محمدی تحولات تنگه هرمز در ساعات اخیر شتاب گرفته و به‌نظر می‌رسد در آینده‌ای نزدیک ابعاد تازه‌ای پیدا کند. چهار اصل راهبردی ایران در تنگه هرمز این اصول، ستون‌های سیاست ما در جنگ، مذاکره، توافق و اجرا هستند و از آنها عدول نخواهیم کرد: 🔹۱. عدم بازگشت به وضعیت سابق تنگه هرمز هرگز به شرایط پیش از جنگ رمضان بازنخواهد گشت. دنیا تغییر کرده، ما تغییر کرده‌ایم و به ارزش واقعی این آبراه پی برده‌ایم. خیال بازگشت به مناسبات گذشته، خامی بیش نیست. 🔹۲. درآمدزایی برای ایران تنگه باید برای ایران درآمد داشته باشد. نامش هرچه باشد (عوارض، خرید خدمات یا هر عنوان دیگر) فرقی ندارد. اصل، الزام شناورها به پرداخت است. عمان اگر مشارکت کند، استقبال می‌کنیم؛ در غیر این صورت، مستقلاً عمل خواهیم کرد. 🔹۳. اعمال حاکمیت کامل همان‌طور که در یادداشت تفاهم تحت عنوان «ترتیبات ایرانی» ثبت شده، اعمال حاکمیت یعنی: · تأمین درآمد · عبور بی‌ضرر (تشخیص با ماست) · تعیین مسیر تردد (هیچ شناوری هرجا خواست نمی‌رود) 🔹۴. حفظ ابدی برگ بستن تنگه ما حق بستن تنگه را در هر لحظه که اراده کنیم، برای خود محفوظ نگه می‌داریم و اجازه نمی‌دهیم هیچ روشی (نظامی یا سیاسی) این حق را از ما سلب کند. درباره توافق با عمان و درآمدزایی هدف از توافق با عمان، کم‌هزینه‌ترین مسیر برای جهانی‌کردن سیادت ایران بود. وقتی ایران و عمان به تفاهم برسند، ورود دیگران بی‌معناست. اما اگر این مسیر بسته شود، قدرت ما برای اعمال یک‌طرفه حاکمیت، ذره‌ای کم نشده است. نام مهم نیست، محتوا مهم است چه اسمش را عوارض بگذارند، چه خدمات امنیتی و ناوبری؛ در هیچ‌جای دنیا خدمات مجانی نیست. رویدادهای ۲۴ ساعت گذشته ما تنگه را به‌صورت محدود و تحت ترتیبات خود گشودیم تا تضمینی برای عمل طرف مقابل به چهار تعهد اصلی باشد: 🔸تعلیق تحریم‌های نفتی 🔸رفع محاصره 🔸آزادسازی پول‌های بلوکه‌شده 🔸آتش‌بس کامل در لبنان آمریکایی‌ها تلاش کردند با ایجاد یک کریدور جنوبی، قدرت ما را دور بزنند. اما ما هشدار دادیم که هر مسیری جز مسیر ایران، ناامن است. چند شناور که گوش نکردند، تنبیه شدند و بقیه به خلیج فارس بازگشتند. تفاوت ما با گذشته این است که این بار ابزار قدرت از دستمان خارج نشده است. جمع‌بندی راهبردی اگر طرف مقابل زیر تعهداتش بزند، به نقطه صفر برمی‌گردیم و چیزی از دست نداده‌ایم، چون قدرت ما در تنگه دست‌نخورده است. اما اگر این رویه تثبیت شود، ایران پس از دهه‌ها، ژئوپلیتیک تنگه هرمز را تغییر داده، کشتی‌ها را به مسیر خود آورده و درآمد پایدار کسب خواهد کرد. این، نشانه روشنِ یک پیروزی راهبردی است.
هدایت شده از معیار
✳️ دکتر حداد عادل مشاور رهبر انقلاب در مراسم عزاداری ظهر عاشورا: در پیام رهبر انقلاب در خصوص تفاهم نامه، ایشان دلسوزی، تلاش و حسن نظر مذاکره کنندگان را تایید و در عین حال بر استیصال امریکایی‌ها تاکید کردند... 🔹اگر کسی مسئولین مذاکره کننده را متهم به خیانت و تهمت‌های نادرست کند، منطبق با نظر رهبر انقلاب نیست. 🔹باید مراقبت کنیم مبادا سخنان کذب ترامپ درباره تفاهم، سندی برای حمله به مسئولین و دلسوزان شود. 🔹رهبر انقلاب که بنده علی‌الاصول نظر دیگری داشتم، خواست‌های بالاتر رهبر انقلاب از مذاکرات است. وقتی رهبر انقلاب می‌گویند اجازه صادر کردم و مذاکره حضوری به معنای پذیرش نظر دشمن نیست، پس اصل آن را نفی نمی‌کنند و کسی نباید با عبارات اختلاف افکن وحدت مردم در میادین را زیر سوال ببرد. ✅ به پویش معیار بپیوندید @meyarpb
تحولات راهبردی در منطقه خلیج فارس آغاز عصر جدید در منطقه با تغییر در ادراک امنیتی شاید مهم‌ترین دستاورد راهبردی جنگ اخیر برای منطقه، تغییر در ادراک امنیتی کشورهای حاشیه خلیج‌فارس باشد. اگر در گذشته بسیاری از بازیگران منطقه‌ای امنیت را در سایه حضور قدرت‌های خارجی جست‌وجو می‌کردند، اکنون بیش از هر زمان دیگری این باور در حال شکل‌گیری است که امنیت پایدار خلیج فارس محصول همکاری میان کشورهای منطقه خصوصا ایران است. خبرگزاری رویترز به تازگی از برنامه‌ریزی عربستان برای برگزاری نشستی در ریاض میان ایران، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس و عراق با محوریت «مدیریت و بهره‌برداری آینده از تنگه هرمز» خبر داده است. طبق روایت رویترز، چنین اجلاسی می تواند گامی در مسیر بازتعریف ترتیبات سیاسی و امنیتی منطقه باشد و در حکم تلاش برای آشتی و نزدیک شدن کشورهای حاشیه خلیج فارس با ایران تحلیل شود. اگر این خبر را صرفاً در چارچوب یک نشست فنی یا اقتصادی تفسیر کنیم، احتمالاً از درک اهمیت واقعی آن بازخواهیم ماند. آنچه در ریاض در حال شکل‌گیری است، بیش از آنکه یک گفت‌وگوی معمول منطقه‌ای باشد، نشانه ظهور یک ادراک امنیتی جدید در خلیج فارس است؛ ادراکی که در پی جنگ چهل‌روزه اخیر و تحولات ناشی از آن، به تدریج جایگزین تصورات پیشین درباره امنیت منطقه شده است. برای دهه‌ها، بخش مهمی از کشورهای عربی حوزه خلیج فارس امنیت خود را در پیوند راهبردی با آمریکا تعریف می‌کردند. فرض مسلط این بود که حضور گسترده نظامی واشنگتن، و شبکه پایگاه‌های نظامی غربی می‌تواند هرگونه توازن مطلوب این کشورها را در منطقه حفظ کند. اما جنگ اخیر، بسیاری از این پیش‌فرض‌ها را با چالش مواجه ساخت. در جریان این رویارویی، آمریکا و اسرائیل با هدف اعمال فشار حداکثری و تغییر موازنه منطقه‌ای وارد میدان شدند. اما صرف نظر از روایت‌های سیاسی طرفین، آنچه در عمل برای بازیگران منطقه‌ای اهمیت داشت، مشاهده ظرفیت‌های واقعی قدرت در میدان بود. کشورهای عربی خلیج فارس از نزدیک دیدند که ایران، علی‌رغم فشارهای سنگین نظامی، سیاسی و اقتصادی، نه تنها از معادله حذف نشد، بلکه توانست سطح قابل توجهی از بازدارندگی و قدرت پاسخگویی خود را حفظ کند و به بهترین شکل ممکن به کار بگیرد.این واقعیت، تصویری متفاوت از توازن قدرت منطقه‌ای را پیش روی پایتخت‌های عربی قرار داد. نتیجه طبیعی چنین تجربه‌ای، تغییر در محاسبات امنیتی بود. درک جدیدی شکل گرفت که بر اساس آن، امنیت خلیج فارس نه از طریق رقابت‌های فرسایشی و ائتلاف‌های بیرونی، بلکه از مسیر همکاری میان قدرت‌های اصلی منطقه قابل تحقق است. به عبارت دیگر، جنگ اخیر بیش از هر چیز این حقیقت را برجسته کرد که ایران یک واقعیت ژئوپلیتیکی پایدار و غیرقابل حذف در معادلات منطقه است؛ واقعیتی که نه تنها نمی‌توان آن را نادیده گرفت،بلکه امنیت منطقه را اساساً بدون مشارکت آن نمی توان طراحی و تامین کرد. نشست احتمالی ریاض را باید در همین چارچوب فهمید.انتخاب موضوع تنگه هرمز نیز تصادفی نیست.هرمز تنها یک گذرگاه انرژی نیست؛بلکه قلب ژئوپلیتیک خلیج فارس و نماد پیوند سرنوشت کشورهای منطقه با یکدیگر است.هنگامی که کشورهای ساحلی درباره مدیریت آینده این آبراه حیاتی به گفت‌وگو می‌نشینند،در واقع در حال پذیرش یک اصل مهم هستند:امنیت مشترک را باید با مشارکت بازیگران منطقه‌ای ساخت،نه با اتکا به مداخلات قدرت‌های فرامنطقه‌ای. در این میان،عربستان سعودی نیز به نظر می‌رسد در حال بازتعریف جایگاه خود در این نظم در حال ظهور است.ریاض که طی سال‌های گذشته مسیر تنش‌زدایی با تهران را آغاز کرده بود، اکنون بیش از گذشته به این جمع‌بندی رسیده است که ثبات اقتصادی،تحقق پروژه‌های توسعه‌ای و جذب سرمایه‌گذاری خارجی،مستلزم کاهش تنش‌های ژئوپلیتیکی و شکل‌گیری ترتیبات امنیتی بومی در منطقه است. البته نباید تصور کرد که همه اختلافات تاریخی میان ایران و برخی کشورهای عربی از میان رفته است.مسائل متعددی همچنان باقی است و بی‌اعتمادی‌های انباشته‌شده یک‌شبه رفع نخواهد شد.اما تفاوت امروز با گذشته در این است که اراده سیاسی برای مدیریت اختلافات، جایگزین سیاست حذف و تقابل شده است. شاید مهم‌ترین دستاورد راهبردی جنگ اخیر برای منطقه،دقیقاً همین تغییر در ادراک امنیتی باشد.اگر در گذشته بسیاری از بازیگران منطقه‌ای امنیت را در سایه حضور قدرت‌های خارجی جست‌وجو می‌کردند،اکنون بیش از هر زمان دیگری این باور در حال شکل‌گیری است که امنیت پایدار خلیج فارس محصول همکاری میان کشورهای منطقه است. از این منظر،نشست ریاض صرفاً یک اجلاس درباره تنگه هرمز نیست؛بلکه می‌تواند نماد آغاز مرحله‌ای تازه از نظم منطقه‌ای باشد؛نظمی که در آن واقعیت‌های ژئوپلیتیک جایگزین توهمات ژئوپلیتیکی شده و گفت‌وگو،بیش از رویارویی،به ابزار مدیریت آینده خلیج فارس تبدیل می‌شود.
🚨 هدف رهبریست ولی .... ⛔️ بشماریم که بیشترین تخریبها در این چند روز علیه چه کسانی بوده؟علیه فرماندهان سپاه علیه نماینده ولی فقیه در سپاه علیه ... سیاسی سپاه و... ✅ هدف دشمن رهبریست ولی عقل میگوید اگر ستون خیمه را زدند خیمه زودتر می شکند، در بازی ترکیبی دشمن، هر چیزی را فوروارد نکنیم، قربة الی الله سرباز دشمن نشویم. ┄┄ ،
✅ [پرسش مخاطبین] 🔺دلیل اینکه مقام معظم رهبری در جلسه شعام فرموده بودند که فرماندهان عالی نظامی هم حق رأی دارند چه بود؟ برخی می گویند معظم له می خواستند که نظر خودشان تامین شود و با یقین به اینکه فرماندهان نظر ایشان را تأمین خواهند کرد اقدام به این کار کردند؟ ✅پاسخ: 1⃣ دلیل این اقدام رهبر معظم انقلاب را باید در اهمیت موضوع دانست. چرا که این تفاهم نامه برای پایان جنگ بوده لذا نیاز به نظر تخصصی فرماندهان نظامی بوده است. 2⃣ اینکه گفته شود ایشان فرمودند که فرماندهان در شعام بر خلاف رویه جاری حق رأی دارند، برای این نبوده که نظر خودشان ( بنده نظر دیگری دارم...) تأمین بشود. لذا این ادعا توهین به مقام معظم رهبری است. 3⃣ عدم همسویی رأی فرماندهان بیش از هرچیز نشان می دهد که آنها تنها یک نظر تخصصی با موضوع تخصصی دادند و ظاهر امر هم نشان می دهد هیچ کدام از نظر قطعی مقام معظم رهبری باخبر نبودند. 4⃣ لذا به نظر می رسد طرح مباحثی از این دست که : وااسفا ، وامصیبتا که فرماندهان نظامی مخالف رهبری نظر داشتند و پس آنها خائن هستند و یا می خواهند کودتا کنند، تنها و تنها بازی در زمین دشمن برای جبران شکست در میدان است. اختلاف افکنی همچنان که پیروزی در جنگ احد و صفین را تبدیل به شکست کرد همچنان از اهداف مستکبرین و ظالمان عالم است. لذا هوشیاری و بصیرت لازم است تا در دام شیاطین رسانه ای نیفتیم. ✍ سعید میرزایی
چرا این خبر مهم را پخش نمی کنند؟ @taghaviniaa
هدایت شده از عقل سرخ | مهدی محمدی
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹شیخ نعیم‌ قاسم: ایران به رهبری امام خامنه‌ای در برابر تجاوز دشمنان ایستادگی کرد/ تفاهم‌نامه اخیر اعلامیه رسمی شکست آمریکا و اسرائیل است دبیرکل حزب‌الله لبنان: جمهوری اسلامی ایران با ایستادگی بی‌نظیر خود و با بهره‌گیری از هدایت‌ها و پرچم‌داری مقام معظم رهبری، امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی)، به عنوان نماد هدایت و آمادگی انقلاب، در کنار فداکاری فرماندهان و جان‌فشانی‌های بزرگ مردم توانست در برابر توطئه‌ها استقامت کند. دستیابی ایران به تفاهم‌نامه اخیر، در واقع اعلامیه رسمی شکست آمریکا و اسرائیل به شمار می‌رود. امروز ایران نه تنها برای خود، بلکه به عنوان کشوری آینده‌ساز برای کل منطقه شناخته می‌شود؛ منطقه‌ای که ما نیز در طول دوران تجاوز و سختی‌ها، در کنار آن ایستادیم و با آن همکاری نزدیکی داشتیم.
17.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺واکنش قاطع حجت الاسلام امامی نژاد به نمایندگانی که رهبری را تضعیف میکنند/ مردم! وارد این بازی ها نشوید! واقعا هم بازی خطرناکیه بی اعتماد کردن مردم به شالوده های اساسی کشور! القای رهبری ضعیف، مسئولین نفوذی و خائن و کودتاچی، نظامیان ترسو و اهل مماشات! خودتون تصور کنید مخاطب که هر روز و هر ساعت داره با این محتواها بمباران میشه چه حالی میتونه داشته باشه!
🔰چرا فرماندهان نظامی با مذاکره موافقند، اما از جنگ می‌گویند؟ راهبرد کنونی جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با آمریکا، جلوه‌ای از هوشمندیِ راهبردی است. اکثر فرماندهان نظامی و طیفی از رهبران سیاسی، با وجود تأکید مداوم بر «احتمال بالای جنگ»، همزمان مسیر مذاکره را دنبال می‌کنند. این دوگانه، خلافِ آنچه برخی منتقدان می‌پندارند، نشانه سردرگمی نیست؛ بلکه عینِ واقع‌بینی و مدیریتِ عاقلانهٔ بحران است. مذاکره در این چارچوب، نه از سرِ ضعف، بلکه برای «تنفس اقتصادی کشور» و «بازآراییِ نیروهای نظامی» در آستانهٔ شرایط خطیر دنبال می‌شود؛ به گونه‌ای که ضمن تثبیت دستاوردهای دفاعی، امکانِ جلوگیری از جنگِ غیرضرور فراهم آید و در صورتِ شکستِ گفتوگوها، ایران با توانی مضاعف و دستِ پُر به مقابله بپردازد. اما آنچه منتقدانِ مذاکره از آن غافلاند، عمقِ شکستی است که آمریکا حتی پیش از آغاز هرگونه گفتوگو، در عمل متحمل شده است. هیمنه برای ایالات متحده نه یک شعار تبلیغاتی، بلکه سرمایهٔ حیاتیِ راهبردیِ آن محسوب می‌شود؛ حال آنکه این کشور امروز در دو جبهه شکست خورده: نخست، شکستِ راهبردی در برابر قدرتِ منطقه‌ای ایران - از محور مقاومت تا توان موشکی و پهپادی - و دوم، شکستِ روانی در القای بازدارندگی، به‌گونه‌ای که حتی متحدانِ سنتی واشنگتن نیز دیگر اطمینانِ پیشین را به چترِ امنیتیِ آمریکا ندارند. اگر آمریکا با این میزان از شکست، از میدان عقب بنشیند، دیگر هیچ کشوری - حتی کوچکترین بازیگرِ منطقه‌ای - برایش تره هم خورد نخواهد کرد. این همان کابوسی است که تیمِ ترامپ را به دروغ‌پردازیِ رسانه‌ای، دستاوردسازیِ ساختگی، و فشار بر عمان برای گشودنِ مسیری جایگزین در تنگهٔ هرمز واداشته است؛ رفتارهایی که نه نشانهٔ قدرت، که عریانترین نشانهٔ «تقلا برای فرار از افول» و پنهانسازیِ شکستِ هیمنه است. با این حال، درکِ درستِ این واقعیت به معنای آن نیست که ایران در برابر هر خدعهٔ تاکتیکیِ آمریکا از مذاکره دست بکشد یا شتابزده جنگی را شروع کند. برعکس، هنرِ فرماندهان سیاسی و نظامیِ ایران در همین نقطه خودنمایی می‌کند: آنها می‌کوشند این بازیِ پیچیده را چنان مدیریت کنند که مذاکره به‌عنوانِ ابزاری برای نمایشِ صلح‌خواهیِ هوشمندانه و مدیریتِ افکار عمومیِ جهانی حفظ شود، و همزمان با تقویتِ توانِ دفاعی و اقتصادِ مقاومتی، هزینهٔ هرگونه تجاوز را به حدی برسانند که دشمن را از شروع جنگی دوباره پشیمان کند. این رویکرد، ایران را در موقعیتی قرار می‌دهد که با تحمیلِ کمترین هزینهٔ داخلی، بتواند بیشترین دستاوردِ راهبردی را کسب کند و پیروزیِ نهایی را نه لزوماً در میدانِ جنگِ صرف، که در بازتعریفِ معادلاتِ قدرت به نفعِ خود رقم بزند. بنابراین، راهبردِ فعلی نه عقب‌نشینی از آرمانها، که عینِ مقاومتِ هوشمندانه است. امروز تیمِ ایران با چشمانی باز و پشتوانه‌ای از دستاوردهای نظامی و سیاسی، واردِ عرصهٔ دیپلماسی شده است؛ تا اگر آمریکا ناگزیر از پذیرشِ شکست خود است، این شکست را با کمترین هزینه برای ایران و با تأمینِ ثباتِ منطقه، به سرانجامی افتخارآمیز برای ملت ایران بدل کند. این، همان هوشیاریِ راهبردیِ دور از شعارزدگی است که مرزِ «مدیریتِ بحران» را از «انفعال» یا «جنجالِ بیحاصل» به خوبی جدا می‌سازد. ✍جواد فتحی
هدایت شده از طنین سنتر
ارزیابی راهبردی: اصرار ایران بر تثبیت ‘مسیر ایرانی’ در تنگه هرمز، امریکا را در تنگنا قرار داده است. امریکا برغم تلاش چندباره نظامی برای ایجاد یک مسیر جدید، چاره‌ای جز انتخاب میان دو گزینه پذیرش مسیر ایران یا ورود مجدد به تنش نظامی ندارد. بند مربوط به تنگه هرمز در تفاهم‌نامه تصریح می‌کند این ایران است که ترتیبات در تنگه هرمز را اعمال خواهد کرد. احتمال تشدید تنش نظامی در ساعات آینده وجود دارد.
12.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بخشی از تحلیل صفارهرندی ، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام از جنگ و مذاکره در گفتگوی ویژه خبری امشب
19M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺حجت الاسلام حامد کاشانی: من اینطور میفهمم که دعوا، انتخاباتی است! 🔹عده ای میخواهند همدیگر را پاره کنند برای قدرت! ✅ @Ansari_rahim