📜 فِهرسْت مطالبِ موضوعی کانال تا به امروز 👇👇👇
🌱 👈 تولد دوباره
🧐 👈 انتخاب
👤 👈 خودِ حقیقی
😔 👈 غمِ عصرِ جمعه
🏇 👈 تاثیر فعالیت های جسمی بر روح
🚩 👈 گام به گام با کاروان کربلا
🪴 👈 آسودگی و آرامشِ خودِ حَقیقی
😵💫 👈 نقش و اثر تلقین در زندگی
👂 👈 #نقل ها
👺 👈 ولایت الله یا شیطان
💐🍃💐🍃💐🍃💐🍃💐🍃💐
😎 👈 #تجربیات_شخصی
🗯 👈 تمایلات و نظرات #سیاسی
💬 👈 #دیدگاه_شما
🍃💐🍃💐🍃💐🍃💐🍃💐🍃
ضمنا مطالب دیگه ای هم به عنوان یک پُستِ کوتاه در کانال قرار داده میشه که به عنوان بحث و موضوع اصلی مطرح نیست و صرفا جنبه ی نکُته گونه داره ... مثل نَقل حکایات خوبان ، مناسبات تاریخی و دینی ، سیاسی و... که با کلیک روی هشتگ مورد نظر میشه بهش دسترسی پیدا کرد .
#فهرست #پیام
@batno_daron
هدایت شده از |بَطنُ دَرونْ|فَراتَر از ظاهِرْ
|بَطنُ دَرونْ|فَراتَر از ظاهِرْ
🌱دَر دُنیایِ بَعدی زِنْدِه تَر اَز اینْ خواهیمْ شُد! اَما بِه شَرطْ ! #حی #حیات @batno_daron
ٰ
✍ به زیباتَرین و مَفهومی تَرین بَرداشتْ از این جُمله ( در دنیای بعدی...) یک جلد کِتاب با ارسال رایگان هِدیه میدم .
👈 چون انتخاب بهترین برداشت ممکنه سَلیقه ای باشه ، از بین تَمام پیام هایی که داده میشه 👈 بی توجه به برداشتی که میگید به قید قُرعه یک جلد کتاب دیگه هم هدیه داده میشه .
✅ پَس شُد ۲ جِلد کِتاب 😉
#مسابقه #قرعه_کشی #کتاب #برداشت
@batno_daron
از هوش مصنوعی کمک نگیرید تابلو میشه😁 برداشت خودتون رو بنویسید 🙏
✍ما انسان هایی هستیم مُتفاوت ، هر برداشت شما میتونه جِلوه ای از جایگاهتون در خلقت رو برسونه ...و نوع نِگاهِتون رو...
نَقْلْ 5⃣
🫂 مُلاقاتِ غِیرِ عادی ‼️
🍃 مرحوم تَوکّلی ( از شاگردان و دوستان نزدیک جِنابِ شِیخ ) میگفت 👈 همیشه کار دندانپزشکی ام را طوری تنظیم میکردم که در مناسبت های مَذهَبی در تهران خدمت اُستادم جناب شيخ(ره) باشم... لذا چند روز کار را تعطیل میکردم و به تهران می آمدم 🚗 ولی این بار بعلت مشغله زياد فراموش کردم به نحوی برنامه ریزی کنم که روز عیدِ غَدیر در طهران باشم...
⏳وقتی از بیرون به منزل آمدم و متوجه شدم امروز عید غدير است ناراحت شدم و با خود گفتم امروز دیگر هیچ مراجعه کننده ای را نمیپذیرم 😔 درب اتاق را بستم و خیلی گریه کردم و برای این فراموشی افسوس خوردم و گفتم حالا از خدا چه بخواهم؟
😢اگر في المثل از آسمان مقدار زیادی طلا هم برای من بفرستد جای آن چیزی را که از دست داده ام نمی گیرد.
🧐در این فِکر بودم و روی حصیری که جای نَمازم بود در از کشیدم تا بخوابم که
صدای پائی شنیدم که به طرف اتاقم بالا می آید❗️ گفتم لابد مشتری آمده و مـن
نمی خواستم او را بپذیرم😒 در را باز کردم و با کمال تعجب مشاهده کردم که جناب
شيخ است😳 خیلی خوشحال شدم 😍 ايشان وارد شد و پس از دقایقی صحبت و دلجوئی از من گفتند: تو اجر خودت را بردی دیدم که گريه كردی امدم ترا دلداری بدهم❗️ گفتم ناهار پیش من باش ،گفت ،نه من مهمان دارم.
ادامه پست بعدی...
📚برگرفته از کتابِ خاطرات جناب شیخ
#حکایت #علما #پند #عرفا #نقل
#امام_حسین #زیارت #خواب #احترام
@batno_daron